دانلود مقاله با موضوع نوجوان و جوان، دختران نوجوان

دانلود پایان نامه ارشد

باعث مي شود كه فرد بهتر بتواند درباره مسائل اخلاقي و ارزشي و ديني قضاوت كند و در برخورد با اين مسائل واكنش دقيق تر و پپيچيده تري نشان دهد. هم چنين تحولات وسيع عاطفي و اجتماعي و مواجهه نوجوانان و جوانان با مقتضيات زندگي و انتظارات والدين و دوستان و اطرافيان و تجارب تازه اي كه در مناسبات اجتماعي و فرهنگي خود كسب مي كنند، درگيري آنان را با مسائل اخلاقي و ارزشي بيشتر مي كند و زمينه هاي رشد آنان در اين امور را گسترش مي دهد. نتيجه اين وضع آن است كه نوجوانان و جوانان با مجموعه وسيعي از تغييرات دروني و بيروني و تعارض هاي ناشي از ارزش هاي گوناگون اجتماعي و فرهنگي و ديني رو به رو مي شوند و بايد جايگاه مطمئني براي دوام و رشد خود دست و پا كنند. وظيفه انتخاب ارزش ها و هنجارهاي مناسب براي زندگي با مشكل پيچيدگي اين امور نيز همراه است؛ يعني، از يك سو نوجوانان و جوانان به ظرفيت هاي تازه اي در فهم ارزش هاي اخلاقي و ديني دست مي يابند و از سوي ديگر از تجربه كافي براي برخورد صحيح با مسائل پيچيده اخلاقي و ارزشي و ديني كه در زندگي روزمره آنان پيش مي آيد، برخوردار نيستند. با اين حال آنان بايد در هر روز و هر لحظه تصميمي بگيرند و از بين راه حل هاي مختلف اخلاقي و ارزشي راه مناسب تري را انتخاب كنند (لطف آبادي 1388).
شناخت و تعريف نوجوان و جوان از هويت خويش مستلزم اسناد ويژگي هاي ديني و ارزشي و اخلاقي به خود نيز هست. او بايد به خود بگويد كه خصوصيات اخلاقي و ارزشي و ديني وي كدام است تا احساس كند كه از يك هويت محكم برخوردار است. مثلا يك نوجوان يا جوان ممكن است در خلوت خويش به خود بگويد:” من يك فرد با صداقت و مهربان هستم” يا “من آدمي دين دار و انسان دوست هستم” يا “من فقط به مصالح خودم اهميت مي دهم و مسائل ديگران به من مربوط نيست”. اين گونه ارزش هاي مثبت و منفي كه پايه چگونگي هويت اخلاقي فرد است، بر تصميم گيري و رفتار او تاثير غير قابل انكاري دارد.

روان شناسي رشد اخلاقي درنوجواني و جواني
ژان پياژه (1932) براي اولين بار به تفصيل درباره تفكر كودكان و نوجوانان در قضاوت هاي اخلاقي آنان تحقيق كرده و تئوري رشد تفكر اخلاقي خود را به جهان عرضه كرده است. او ضمن مشاهده رفتارهاي كودكان در جريان بازي هايشان و با سؤالاتي كه درباره امور اخلاقي (عدالت، مكافات يا تنبيه، دزدي، دروغگويي و امثال اين ها) از كودكان و نوجوانان پرسيد به اين نتيجه رسيد كه آنان به دو طريق متمايز، برحسب اين كه در چه مرحله از رشد تفكر هستند، درباره مسائل اخلاقي استدلال مي كنند. به نظر پياژه استدلال اخلاقي داراي دو مرحله اساسي است: مرحله اخلاق نشات گرفته از خارج (كه در فاصله سالهاي 4 تا 7 سالگي بروز مي كند و كودك در اين مرحله فكر مي كند كه عدات و قوانين جامعه اموري غير قابل تغيير و خارج ا ز كنترل انسان است) و مرحله اخلاق كنترل شده از درون (كه از ده سالگي به بعد بروز مي كند و فرد مي فهمد كه قوانين توسط مردم ايجاد شده و قضاوت درباره عمل اشخاص بايد هم نيت و هم نتيجه كارشان را مورد توجه قرار دهد). پياژه فاصله سني 7 تا 10 سالگي را دوره انتقال از قضاوت اخلاقي مرحله اول به مرحله دوم ميداند. در مرحله قضاوت اخلاقي نشات گرفته از خارج، داوري درباره درستي يا نادرستي كارها برحسب نتيجه آن ها صورت مي گيرد. مثلا وقتي از يك كودك 5ساله درباره رفتار دونفر (كه اولي عمدا و در جريان دزديدن يك شيريني يك فنجان را شكسته و دومي بدون قصد، و درجريان پذيرايي از مهمان ها، داوزده فنجان را شكسته است) سوال مي شود پاسخ وي اين است كه فردي كه دوازده فنجان را شكسته كار بسيار بدتري كرده است. نوع قضاوت اخلاقي افراد بالاتر از 10 سال به كلي برعكس است چون آنان نيت رفتار را در درجه اول اهميت قرار مي دهند. مرحله اخلاق نشات گرفته از بيرون با اين تصور همراه است كه خطا و تنبيه (جرم و مكافات) به يكديكر مرتبط اند و به محض آن كه خطايي از فرد سر زد بايد مورد تنبيه قرار گيرد. به همين جهت وقتي كودكان خردسال خطايي مرتكب مي شوند فورا و با نگراني به اطراف خويش نگاه مي كنند و در انتظار تنبيه هستند. از اين ديدگاه وقتي كسي خطايي مي كند به صورت خود به خوري مورد مكافات قرار خواهد گرفت و اجراي عدالت امري است ذاتي. اما تفكر نوجوانان و جوانان در اين باره متفاوت است و آنان فكر مي كنند وقتي فردي جرمي مرتكب شود فقط در صورتي كه آن جرم كشف شود و دلايل و شواهد كافي براي اثبات آن وجود داشته باشد ممكن است به مكافات عمل خود برسد(لطف آبادي 1388).
توانايي تفكر صوري در نوجوانان و جوانان باعث مي شود كه آنان آرمان ها را با واقعيت ها مقايسه كنند، قضاياي متضاد با واقعيت را بفهند، تفاوت ها وتضادهاي قوانين و معناي عدالت در جوامع گوناگون و در برهه هاي تاريخي مختلف را كشف كنند و احتمالا يك مفهوم كما بيش واحد از عدالت در معناي جهاني آن را در ذهن خود ايجاد نمايند.
يكي از حاميان پياژه، مارتين هوفمن1 (1980) نظريه رشد اخلاقي او را گسترش داده و آن را تئوري عدم تعادل شناختي ناميده است. مطابق اين تئوري، دوره نوجواني و جواني در شكل گيري اخلاقي فرد بيشترين اهميت را دارد، زيرا در اين سال هاست كه نوجوانان و جوانان با واقعيت هاي گسترده و پيچيده اجتماعي و فرهنگي و با تضادهاي گوناگون در زندگي مواجه مي شوند و از مقايسه تعارضات ميان مفاهيم اخلاقي كه قبلا در خانواده و مدرسه آموخته اند با آن چه در محيط هاي وسيع تر اجتماعي مشاهده و تجربه مي كنند به اين نتيجه مي رسند كه بايد تعادلي در شناخت هاي اخلاقي خود ايجاد نمايند. آنان مي فهمند كه مجوعه باورهاي اخلاقي آن ها فقط يكي در ميان هزاران باور و انديشه و رفتار اخلاقي است و لازم است كه در نگرش خود درباره درستي و نادرستي امور مختلف تجديد نظر كنند. به اين طريق، آنان ناچارند باورهاي پيشين خود را مورد سوال قرارد هند و مجموعه تازه اي ز داوري هاي اخلاقي را براي خود ايجاد نمايند.
يكي ديگر از نظريه هاي بحث انگيز در رشد قضاوت اخلاقي از آن لارنس كلبرگ2 (1958، 1976، 1986) است كه او نيز، مانند پياژه معتقد است رشد اخلاقي اساسا نشات گرفته از استدلال اخلاق است كه در طي مراحل مختلف (از كودكي تا نوجواني) شكل مي گيرد. او در طي سال ها تحقيق و آزمون و مصاحبه و طراحي يازده داستان كه حاوي معماهاي اخلاقي است و ارائه آن ها به كودكان و نوجوانان و طرح چند سوال درباره هريك از داستان ها به اين نتيجه رسيد كه رشد قضاوت اخلاقي در سه سطح (كه هر سطح داراي دو مرحله است ) صورت مي گيرد.
داستان هاي اخلاقي كه در آزمون هاي كلبرگ به آزمون شونده ارائه مي شود نمونه هاي جالبي از چگونگي مطالعه در رشد قضاوت اخلاقي نوجوانان است. كلبرگ در واقع ادامه دهنده و تكميل كننده تئوري رشد اخلاقي پياژه است. او دريافت كه يك فرد معمولا از جهاتي در مرحله پايين تر قضاوت اخلاقي و از جهات ديگري در مرحله بالاتر قرار مي گيرد و ممكن است برخي افراد، عليرغم افزايش سن خود به مرحله پايين تري تنزل كنند. او هم چنين به اين نتيجه رسيد كه با رشد فرد از دروره كودكي به دوره نوجواني استدلال اخلاقي وي از حالت كنترل بيروني به حالت كنترل دروني شده تغيير پيدا مي كند.
كلبرگ از تحقيقات خود نتيجه گرفت كه رشد قضاوت اخلاقي به تدريج و به ترتيب در سه سطح (كه هر سطح نيز داراي دو مرحله است) صورت مي گيرد. اين سطوح سه گانه اخلاقي عبارتند از:
استدلال پيش قراردادي:44 در اين سطح از رشد اخلاقي، فرد هنوز هيچ يك از ارزش هاي اخلاقي را در خود دروني نكرده است و استدلال اخلاقي او تابع پاداش و تنبيهي است كه از بيرون موجب كنترل رفتار وي مي شود.
استدلال قراردادي:45 در اين سطح از رشد قضاوت اخلاقي، فرد تابع هنجارهاي دروني شده اي است كه اساسا از جانب ديگران (خاصه والدين) و از محيط اجتماعي (مثلا قوانين اجتماعي) به او تحميل مي شود.
استدلال فوق قراردادي:46 اين بالاترين سطح رشد است كه در آن استدلال اخلاقي به طور كامل در فرد دروني شده است و بر هنجارهاي ديگران مبتني نيست. فرد شخصا مي تواند جريان هاي مختلف اخلاقي را تشخيص دهد، راه هاي گوناگون اخلاقي را كشف كند، و بر اين اساس برخورد اخلاقي مخصوص به خود را اتخاذ كند.
هر يك از سه سطح اخلاقي مذكور داراي دو مرحله است كه در مباني نظري به آن پرداخته شده است: كلبرگ بر اين باور است كه دوستان و والدين نوجوان مي توانند تفكر وي در برخورد با مسائل اخلاقي را بهبود بخشند، اما فرض اصلي او اين است كه نوع استدلال فرد در برخورد با يك مساله اخلاقي كه ناشي از سطح رشد تفكر او است، نقش اساسي را در عملكرد وي ايفا مي كند. او معتقد است كه قضاوت و رفتار اخلاقي كودكان و نوجوانان به جاي آن كه تابع مقتضيات زندگي اجتماعي و فرهنگي باشد ناشي از مرحله تفكري است كه در آن قرار دارند.
يكي از همكاران كلبرگ به نام كارول گيليگان1 بر اين باور است كه تاكيد نظر پياژه و كلبرگ در رشد اخلاقي كه بر اصول عقلاني و انتزاعي درباره عدالت مبتني است بيشتر مناسب حال مردان است، ولي نگرش زنان به مساله اخلاق عمدتا بر امور شخصي و ابراز عواطف و مراقبت از خود وديگران (به خصوص افراد محبوب آنان) استوار است. به همين دليل، به نظر گيليگان، وقتي رشد اخلاقي آنان با آزمون هاي اخلاقي عدالت محور كلبرگ ستجيده مي شود، در سطح پايين تري از مردان قرار مي گيرند.
(گيليگان 1977؛ گيليگان و آتانوچي 21988) . اين نظر گيليگان را روان شناسان ديگر مورد تحقيق قرار داده و غالبا به اين نتيجه رسيده اند كه تفاوت بزرگي در مراحل رشد اخلاقي پسران و دختران نوجوان و جوان مشاهده نمي شود؛ اما دختران در آزمون كلبرگ عموما يك مرحله پايين تر از پسران هم سن و سال خود قرار مي گيرند ( گيبز3 و همكاران، 1984؛ رست4 1986؛ فريدمن 5و فريد من 1978؛ واكر6 1989 و 1991؛ دامونو7 هارت8 1992؛ اسكو9 و ديسنر10 1994؛ واكر و همكاران 1995). گيليگان مباحث ديگري چون برتري زنان بر مردان در احساس مسئوليت نسبت به نوع انسان و حساسيت نسبت به ديگران و حقوق آنان را نيز مطرح كرده است. (گيليگان 1982 و 1984 ) ولي اين نظريات اومورد تاييد تحقيقات ديگر قرار نگرفته است.
مبناي رشد اخلاقي را نبايد صرفا در قضاوت راجع به قانون و عدالت محدود كرد، بلكه بايد مباني ديگري چون باور به جاودانگي، خير، رعايت حرمت و شان انساني، مراقبت و عشق و ابراز عواطف انساني به ديگران، احساس مسئوليت و وظيفه شناسي و شجاعت و آزادمنشي را نيز به عنوان بنياد هاي رشد اخلاقي در نظر گرفت.
رشد احساس اخلاقي در نوجواني و جواني
رشد احساس اخلاقي اساسا در خانواده و در فرايند ارتباطي عاطفي والدين با فرزندان شكل مي گيرد. روش ها و فنون تربيت فرزند، ميزان همدلي والدين با فرزندان و نقش عواطف و رشد وجدان اخلاقي را مي توان در شمار مهمترين عوامل شكل دهنده فراخود و احساس اخلاقي به حساب آورد، فراخود، كه بخش اخلاقي شخصيت فرد است، از سنين پيش دبستاني در او شكل مي گيرد، يعني آن زمان كه كودك براي حفظ و افزايش محبت والدين نسبت به خود و از ترس و اضطراب از دست دادن عشق و علاقه والدين به او و براي اجتناب از تنبيه شدن توسط آنان سعي مي كند خود را با والدين و به خصوص با والد همجنس خود همانند سازد. در فرايند شكل گيري وجدان و همانند سازي با والدين (و بعدا با مربيان و همسالان) است كه احساس مثبت و منفي درباره هنجارهاي اخلاقي خير و شر نيز در وجود فرد ريشه مي گيرد و فراخود او را مي سازد. انتظارات و فرمان ها و چارچوب هاي مجاز و غير مجاز اخلاقي فراخود فرد است كه احاس معيني را نسبت به تفكر و رفتار مثبت اخلاقي (احساسا صواب يا پاداش وجداني )و نسبت به تفكر و رفتار غير اخلاقي (احساس گناه ياتنبيه وجدانيني) در فرد به وجود مي آورد.
برانگيختن فرزند از جانب والدين براي يادگيري هنجارها و رفتار اخاقي معمولا به سه روش انضباطي يعني محروميت از عشق، نمايش قدرت و گفت و گو و استدلال صورت مي گيرد. گذشت كردن از خطاهاي نوجوانان و جوانان و احساس همدردي كردن با آنان نيز روش تربيتي مناسبي براي رشد

پایان نامه
Previous Entries دانلود مقاله با موضوع اخلاق حرفه ای، اصول اخلاقی، ارزش های اخلاقی، اخلاق کاربردی Next Entries دانلود مقاله با موضوع سبک زندگی، ارزش های اخلاقی، ارزش های سیاسی، ارزش های اجتماعی