دانلود مقاله با موضوع نهج البلاغه

دانلود پایان نامه ارشد

يعني انسان به مقتضاي آنچه که عقل درک کرده عمل نکند و يا به عبارت ساده تر انسان به آنچه که از حق درک کرده عمل نکند و روي گرداند.
خداوند در آيه 199 سوره مبارکه اعراف مي فرمايد : ” اي پيغمبر از کساني که حق را درک کردند اما حاضر به قبول آن نيستند ، روي گردان. “
روايتي هم در همين زمينه داريم که مي فرمايد : ” ” صديق کل امريء عقله و عدوه جهله ” يعني دوست هر کسي عقل اوست و دشمنش جهل اوست. ” مراد از اين جهل ، جهل به مقابله عقل ، يعني عمل نکردن به مقتضاي عقل است. 84
3 – 2 – 2 – گفتار سوم – زمينه هاي جهل و نشانه هاي مربوط به آن
” زمينه هاي جهل ”
عوامل مختلفي در زمينه جهل وجود دارد که در اين جا به چند مورد اشاره مي کنيم :
يک ) باديه نشيني و دوري از فرهنگ اجتماعي
خداوند در قرآن کريم مي فرمايد : ” باديه نشينان عرب ، کفر و نفاقشان شديدتر است و به ناآگاهي از حدود و احکامي که خدا به پيامبرش نازل کرده ، سزاوارترند و خداوند دانا و حکيم است. 85 “
اين آيه شامل پيام هايي است از قبيل :
الف ) باديه نشيني موجب دوره اي از فرهنگ و آداب ديني و در نتيجه جهل و ناداني مي شود.
ب ) محيط فرهنگي و اجتماعي انسان ، در بينش و آگاهي و هم چنين در عدم جهل و ناآگاهي او موثر است ، بنابراين محيط فرهنگي و اجتماعي نامناسب زمينه اي براي جهل است.
ج ) افراد ناآگاه و دور از فرهنگ ، گاهي آلت دست کافران و منافقان قرار مي گيرند و از خود آن ها هم بي منطق تر مي شوند.
د ) دانستن احکام دين لازم است وگرنه اعرابي و جاهلي هستيم.
ر ) شهر نشينان جاهل به حدود الهي ، به منزله اعراب و باديه نشينان بلکه بدتر از آن ها هستند. 86
دو ) دل مردگي ، در سوره انعام آمده است.
” پاره اي از آن ها به “سخنان ” تو ، گوش فرا مي دهند ولي بر دل هاي آنان پرده افکنديم تا آن را نفهمند و در گوش آن ها ، سنگيني قرار داديم ( و آن ها به قدري لجوجند ) که اگر تمام نشانه هاي حق را ببينند ، ايمان نمي آورند تا آن جا که وقتي به سراغ تو مي آيند که با تو پرخاشگري کنند ، کافران مي گويند : اين ها فقط افسانه هاي پيشينيان است . ” 87
در اين آيه اشاره به وضع رواني بعضي از مشرکان شده است که در برابر شنيدن حقائق کمترين انعطافي از خود نشان نمي دهند و در حقيقت تعصب هاي کورکورانه جاهلي و فرو رفتن در منافع مادي و پيروي از خوي و هوس ها ، آن چنان بر عقل و هوش آن ها چيره شده که گويا در زير پرده اي از جهل و جهالت قرار گرفته اند. 88
سه ) شيطان : در آيه اي مي خوانيم : ” اي مردم ! از آنچه در زمين است ، حلال و پاکيزه بخوريد ! و از گام هاي شيطان پيروري نکنيد ! چه اين که او ، دشمن آشکار شماست. او شما را فقط به بدي ها و کار زشت فرمان مي دهد ( و نيز دستور مي دهد ) آنچه را نمي دانيد ، به خدا نسبت دهيد. 89 “
در اين آيات ، ايه هاي پيروي از شيطان معرفي مي شود ؛ يعني سوء فحشاء و سخن بدون تعقل و علم
مراد از پيروي از خطوات شيطان اين است که بنده خدا ، چيزي را تعبد کند و آن را عبادت و اطاعت خدا قرار دهد که خداي تعالي هيچ اجازه اي در خصوص آن نداده است ؛ چون خداوند هيچ مشي و روشي را منع نکرده است ، مگر آن روشي را که آدمي در رفتن بر طبق آن پاي خود به جاي پاي شيطان بگذارد و راه رفتن خود را مطابق راه رفتن شيطان کند ، در اين صورت است که روش او پيروي گام هاي شيطان مي شود. از اين جا اين نکته بدست مي آيد که دعوت شيطان منحصر است در دعوت به عملي که يا سوء استفاده است يا فحشاء و يا گفتن سخن بدون تعقل و دليل. 90
چهار ) تقليد کور کورانه از نياکان
يکي ديگر از زمينه هاي جهل در ميان امت ها ، تبعيت کورکورانه و غير معقول از آباء و اجداد بوده است.
روشن است که تجارت گذشتگان و استفاده از دستاوردهاي علمي و فرهنگي آن ها مي تواند بسيار سازنده باشد و فرد و جامعه را در مسير تکاملي او ياري کند.
هم چنين توجه و شکل پذيري اخلاق پسنديده و صفات نيکوي امت هاي گذشته نيز مي تواند نقش به سزايي در جامعه داشته باشد و به عنوان ابزاري کارآمد در رشد و تعالي مورد استفاده قرار گيرد.
اما سخن در مورد تبعيت کورکورانه و بي چون و چرا و بدون فکر و انديشه درباره اخلاق ، رفتار ، اعتقادات و سيره عملي گذشتگان و پدران مي باشد به چيزي که باعث بروز جهل مي شود و باعث بروز و به وجود آمدن زمينه هاي جهالت مي شود ،چيزي که در دين مبين اسلام و حتي نزد هر انسان با معرفت و انديشمندي امري مذموم و منفور است.
قرآن کريم در بيان اين واقعيت تلخ که هنگامي که پيامبران الهي به سوي اقوام مختلف مبعوث مي شدند و آن ها را به دين حق دعوت مي کردنند ، مردم نمي پذيرفتند ، مي فرمايد :
” فقال الَمَلوُ الّذين کفروا مِن قومِهِ ما هذا اِلاّ بشرٌ مثلکم يريد ان يَتَفَضَّلُ عليکم ولو شاءَ اللهُ لَا نَزل ملائکة ما سَمعنِا بهذا في آبائنا الاوّلين “. 91
” جمعيت اشرافي ( و مغرور ) از قوم نوح که کافر شده بودند گفتند اين مرد بشري است هم چون شما که مي خواهد به شما برتري جويد. اگر خداي خواست پيامبري بفرستد ، فرشتگان نازل مي کرد ، ما چنين چيزي هرگز در نياکان خود شنيده ايم. “
و در جاي ديگر مي فرمايد : ” قالوا يا شعيبُ اَصلواتُکَ تَامرُکَ ان نَترکَ ما يَعبُدُ آباونا اوان نَفعَلَ في اَموالِنا ما نشاوا اِنَّکَ لَاَنتَ الحَليمُ الرَّشيد “. 92
” گفتند آيا شعيب ايا نمازت تو را دستور مي دهد که ما آنچه را پدرانمان مي پرستيدند ترک گوييم ؟ و آنچه را مي خواهيم در اموالمان انجام ندهيم؟ تو مرد بردبار و رشيدي هستي. “
در قرآن کريم اياتي که در اين مورد وجود دارد به ده ها آيه مي رسد که همگي بيانگر تبعيت و حتي تعبد کورکورانه امت ها نسبت به عقائد و اخلاق و روش نياکان خود است.
نکته تعجب انگيز اين است که ميان امت ” نوح (ع ) ” و ” شعيب ( ع ) ” و ” صالح ( ع ) ” و ” موسي ( ع ) ” و حضرت خاتم انبياء ” محمد مصطفي ( ص ) ” چقدر فاصله زماني وجود داشته است اما متأسفانه جواب مشرکان باز هم همان معنا و مفهوم و همان جمله است.
اين نشان دهنده اين است که گذشت زمان و طي شدن قرون متمادي هنوز نتوانسته بود ريشه هاي جهل و ناداني را بسوزاند.
خلاصه اين که زمينه هاي جهل متعدد و گوناگون اند که در اين گفتار فقط چند عامل و زمينه را به بحث گذاشتيم.
البته زمينه هاي متعدد ديگري را نيز مي توان براي ريشه يابي جهل ذکر کرد ، از جمله کمي سواد و دانش و معلومات و يا لجاجت بي حد و حصر نوع بشر و هم چنين روحيه گناه و نافرماني ، که همگي مي توانند به گونه اي در ايجاد و يا در دامن زدن و ثبات بيش تر جهل در جامعه نقش داشته باشند.
البته تحقيق و تفحص بيش تر مي توان به تعداد اين عوامل افزود که به جهت پرداخت به مباحث بعدي به همين مقدار بسنده مي کنيم.

” نشانه هاي مربوط به جهل ”
خردمندي و بي خردي نشانه هايي دارد که بيش تر در حوزه عمل خود را نشان مي دهد ، با نگاهي گذرا به احاديث و ايات مي توان به اين نشانه ها پي برد. مثلاً در وصيتي که امام موسي بن جعفر به هشام فرموده است ، يک ) ” تکبر آلت دست جهل قلمداد شده است. 93 “
و در جايي ديگر نيز دو ) ” تجسس کردن در اموري که به فرد مربوط نيست ” به عنوان يکي ديگر از نشانه هاي جهل معرفي شده است. 94
از نظر آيات قرآن مي توان به
يک ) ” استغناجويي ” اشاره کرد يعني اين که فرد به علم و قدرت خويش چنان دل بسته باشد که گويي هرگز اين علم ايشان به جهل و قدرت به ضعف و ثروت به فقر تبديل نمي شود. 95
دو ) ” احساس امنيت دروغين ” : اين افراد به جاي اين که قدرت خداوند را پناهگاه خود قرار دهند ، به شياطين و استکبار جهاني رو مي آورند و در سايه آنان احساس امنيت مي کنند. 96
سه ) ” مجادله و جدال هاي بي منطق و غير عقلائي 97 و هم چنين ياوه گويي 98 “
در آيات قرآن و روايات نشانه هاي ديگري نيز براي بي خردي بيان شده است بنابراين با نگاهي به رفتارهاي انسان مي توان دريافت که در چه سطحي از خرد و خردوزي هستند و مي توان به آن ها تکيه و اعتماد کرد و با آنان مشورت نمود.

4 – 2 – 2 – گفتار چهارم – خصوصيات جاهدان
جهل يک بيماري است و شخص جاهل در واقع به عنوان يک فردي که از هر سو امراض بر جسم و روح او وارد شده است ، نيازمند مداوا است.
به طور طبيعي ، همان قدر که شناسايي عوامل جهل مي تواند ما را در درمان اين سرطان کشنده ياري دهد ، شناخت ويژگي هاي جاهلان نيز مي تواند در اين عرصه ، بسيار گره گشا باشد.
جاهلان خصوصياتي دارند که در اثر شدت و ضعف جهل آن ها ، اين خصوصيات نيز متفاوت مي شود.
در اين گفتار به شکل خلاصه و مطلوب به بيان اين خصوصيات مي پردازيم و تلاش داريم که از فرهنگ قرآن و سنت نهايت بهره راببريم.
” و اينک خصوصيات جاهلان : ”
اولين خصصيتي که اين گروه دارند و در زندگي آن ها به شکل محسوسي نمودار دارد اين است که اهل معصيت و نافرماني اند.
قرآن کريم در ذيل آيه 33 سوره مبارکه يوسف در جريان داستان عبرت انگيز و اموزنده حضرت يوسف ( ع ) و همسر عزيز مصر به اين مطلب مي پردازد :
هنگامي که حضرت يوسف ( ع ) درخواست گناه از سوي همسر عزيز مصر را نپذيرفت ، چاره اي نداشت جز آن که به زندان برود ، لذا به خداي عالميان عرض کرد :
” قال رب السجن احب اليّ مما يدعونني اليه و الا تصرف عني کيدهن اهب اليهن وا کن من الجا هلين “. 99
” يوسف گفت : پروردگارا ! زندان نزد من محبوب تر است از آنچه اين ها مرا به سوي آن مي خوانند و اگر مکر و نيرنگ آن ها را از من بازنگرداني قلب من به آن ها متمايل مي گردد و از جاهلان خواهم بود. “
مشاهده مي شود که حضرت يوسف ( ع ) به خداي عالميان عرضه مي دارد که اگر مکر و نيرنگ اين انسان هاي گناه کار و نافرمان شامل حال من شود و تو مرا از آن ها نرهاني ، من نيز از جاهلان خواهم شد و اگر لطف تو نباشد ، من نيز گرفتار گناه و عصيان خواهم شد. روشن است انسان هايي که در مسير ضلالت قدم برمي دارند و مشعل هدايت معرفت را در دست ندارند گرفتار جهل مي شوند و در اثر ظلمت جهل نيز گرفتار معاصي مي گردد.
سخني از آخرين رسول الهي حضرت محمد ( ص ) که مي فرمايد :
” ان العاقل من اطاع الله و ان کان ذميم المنظر حقير الحظر و ان الجاهل من عصي الله و ان کان جميل المنظر عظيم الخطر 100 ”
” عاقل کسي است که خدا را اطاعت مي کند اگرچه بد چهره باشد و داراي منزلتي در جامعه نباشد و جاهل کسي ايت که خدا را عصيان مي کند اگرچه خوش صورت باشد و داراي منزلت و بزرگي ”
دو ) دوري از قرآن
مولاي متقيان علي ( ع ) در نهج البلاغه از مردم جاهل به خدا شکايت مي کند و مي فرمايد :
” الي الله اشکو من معشر يعيشون جهالا و يموتون ضلالا. ليس فهيم سلعة ابور من الکتاب اذا تلي حق تلاوته ولا سلعة انفق بيعا … و لا اغني ثمنا من الکتاب اذا حرف عن مواضعه 101 ”
به خدا شکايت مي کنم از مردمي که در جهالت زندگي مي کنند و با گمراهي مي ميرند ، در ميان آن ها کالايي خوارتر از قرآن نيست موقعي که آن را آن گونه که بايد بخوانند و متاعي سودآور تر و گران بهاتر از قرآن نيست زماني که آن ها را تحريف کنند.
زندگي در ميان افرادي چنين نادان چقدر سخت و جانکاه است.
انسان هاي جاهل و سنگ دلي که حتي نور حيات بخش قرآن نيز در دل آن ها نمي تواند پرتو افشاني کند. در گمراهي خود دست و پا مي زنند و هر روز که مي گذرد به درجه جهالت و در نتيجه ضلالت آن ها افزوده مي شود.
سه ) انجام کارهاي غير عاقلانه
خصوصيت بارزي که در اين گونه افراد مي توان نام برد اين است که افعال آن ها به هيچ وجه از روي عقل و تفکر نيست. آن ها به خاطر جهلشان توان خوبي براي تفکر ندارند.
درخت معرفت در زميني مي رويد که شوره زار نباشد. جاهل در فضاي متعفن جهل ، شب و روز خود را مي گذراند و توان رشد و تعالي ندارد.
لذا کارهايي که انجام مي دهند فاقد انديشه صحيح است. به اطراف و جوانب کار توجهي ندارند و نمي تواند عواقب امر را بسنجد.
قرآن

پایان نامه
Previous Entries دانلود مقاله با موضوع عدم و ملکه، فعل مضارع Next Entries دانلود مقاله با موضوع احساس حقارت، امام صادق