دانلود مقاله با موضوع عملکرد تحصیلی، وجدان اخلاقی، تجربه گرایی، رفتار اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

بیشتری در فرایند همانند سازی مثبت و در رشد اخلاقی ریشه دار و در پرورش وجدان فرزندان خود دارند. علاوه بر این، خلق و خوی کودک یا نوجوان (مثلا تحریک پذیری، اضطراب، ترس و تکانشگری) نیز نه تنها در چگونگی واکنش وی نسبت به اعمال نظم و انضباط یا ارایه هنجارهای معین از سوی والدین بلکه همچنین در چگونگی ارزیابی وی از معماها و مسائل اخلاقی تاثیر می گذارد.(کوچانسکا1 1993) به این ترتیب، وجدان اخلاقی در نوجوان نه تنها متاثر از دیگران است، بلکه ناشی از پویایی درونی وی و خصوصیات خلقی و تعامل ویژگی های دورنی با تاثیرات بیرونی نیز هست.
بصیرتی را که نوجوانان و جوانان درباره خصوصیات اخلاقی خویش دارند نیز می توان به عنوان یک عامل مهم در رشد قضاوت و وجدان اخلاقی به شمار آورد. در این مورد همان طور که از اصطلاح “فراشناخت2” برای بیان “آگاهی فرد درباره فرایندهای شناختی و تفکر خویش” استفاده می کنیم، می توان اصطلاح “فراشناخت اخلاقی” رابرای توضیح “آگاهی فرد از فرایندهای اخلاقی و از چگونگی استدلال ها و قضاوت های اخلاقی خویش” به کار گرفت.
فراشناخت اخلاقی با استدلال اخلاقی و رفتار اخلاقی مرتبط است و نوجوانان و جوانان همراه با افزایش سن خود دریافت دقیق تری از فرایندهای استدلال و قضاوت اخلاقی خویش به دست می آورند. همچنین هر چه فراشناخت اخلاقی قوی تر باشد قضاوت و رفتار اخلاقی فرد نیز پیشرفته تر است و او بهتر می تواند ناهمخوانی ها در تفکر و عمل اخلاقی خویش را دریابد و در جهت حل آنها کوشش کند. سوانسون وهیل3 (1993) نیز نشان داده اندکه آگاهی نوجوانان از شناخت های اخلاقی خویش پیش شرط مهمی برای استفاده از استدلال اخلاقی در جریان رفتار اخلاقی است.
ارتباط رشد وجدان با همانند سازی و الگو برداری و با سطح رشد فراشناخت اخلاقی نشان می دهد که شکوفا شدن جهت گیری اخلاقی فرد حاصل تعامل عوامل درونی و بیرونی است و نوجوانان و جوانان قادرند در فرایند تحول اخلاقی خویش سهم بزرگی داشته باشند. نوع انتخاب الگو، چگونگی حل تعارضات شناختی در قضاوت اخلاقی و کیفیت استفاده از فرصت ها برای پذیرش نقش اخلاقی می تواند در رشد وجدان اخلاقی تاثیر بسیار داشته باشد. مربیان و والدین و دوستان نیز می توانند نقش مهمی در رشد وجدان نوجوانان و جوانان ایفا کنند. رشد وجدان اخلاقی از طریق ارایه الگوهای بحث و گفت و گوی والدین و مربیان با نوجوانان و جوانان در چگونگی تفکر اخلاقی نیز امکان پذیر است. برخی از تحقیقات نیز نشان می دهد که از طریق این بحث و گفت و گوها می توان سطح رشد اخلاقی را به مراحل بالاتری ارتقا داد. این تحقیقات بر غنا بخشیدن در مفاهیم رشدی شناخت اخلاقی مبتنی است. (واکر و همکاران 1984 ؛ واکر و تیلور1 1991).
ارائه دانش و آگاهی های اخلاقی بالاتراز سطح شناخت اخلاقی نوجوانان و جوانان یعنی ایجاد یک عدم تعادل در چگونگی تفکر کنونی آنان توسط مربی، باعث برانگیختن اندیشه های تازه در چگونگی تفکر می شود. کمک به نوجوانان و جوانان برای رفع این عدم تعادل ها می تواند شایستگی های اخلاقی و رشد وجدان آنان را افزایش دهد. به بیان دیگر، با ارائه الگوها یا بحث و گفت و گوهای اخلاقی سطح بالاتر می توان تفکر نوجوانان و جوانان را به مرحله پیشرفته تری ارتقا داد. شرط اساسی برای پیشرفت اخلاقی آنان استفاده از روش های غیر مستقیم آموزشی در شرایط مبتنی بر برابری و احترام متقابل و بده بستان فکری دوجانبه بین نوجوان یا جوان از یک سو و مربی یا والدین از سوی دیگر است.
والدین و مربیانی که دارای مهارت های گفت و گو در مسائل ارزشی و اخلاقی با نوجوانان و جوانان هستند تاثیرات شگرفی بر رشد وجدان اخلاقی آنان به جای می گذارند. تحقیقات نشان می دهد که متاسفانه اکثر والدین و مربیانی که برخورداری کافی از چنین مهارت هایی ندارند، نمی توانند از روش های گفت و گوی حمایت کننده متقابل در بحث های اخلاقی بهره گیرند و کاری که عموما می کنند این است که دستور بدهند و نصیحت کنند. (واکر و تایلور 1991 ؛ ایزنبرگ1 و مورفی2 1995).
دسته بندی نظریه ها بر اساس تأکیدی که هرکدام از آن ها بر یکی از عوامل مؤثر بر رشد دارند شکل می گیرد. مثلا نظریه یادگیری اجتماعی، که متأثر از سنت تجربه گرایی غرب است، بیشتر بر نقش تجربه و یادگیری تأکید دارد و در مقابل، نظریه هایی که رشد اخلاق را رشد طبیعی استعداد های مادرزادی انسان تلقی می کنند متأثر از سنت عقل گرایی غرب اند و شکل جدید و معاصر آن در قالب نظریه های رشدی – شناختی تبلور یافته و نمایندگان اصلی آن پیاژه و کلبرگ می باشند. نظریه روان تحلیل گری نیز یک رویکرد تجربه گرایی دارد و تحت تأثیر سنت تجربه گرایی غرب است.

پیشینه پژوهش
پژوهش انجام شده در خارج کشور
تایلر و همکارانش (1972) بیان کردند که بین نمرات آزمون های عملکرد تحصیلی و نمرات خلاقیت، همبستگی بالایی بدست نیامده است
تورنس47 (‌1974) طي يك مطالعه تحقيقي تحت عنوان ” تشخيص نقش جنسيت در تفكر خلاق ” نشان داده است كه هيچ تفاوت معني داري بين خلاقيت و جنسيت وجود ندارد.
وات48(1987) در یک بررسی که درباره خصوصیات خانواده، ادراک و اعمال خانواده، خصوصیات دانش آموزان، عملکرد تحصیلی و مشارکت در فعالیت های مدرسه انجام داد، چنین نتیجه گرفت که طبقه اجتماعی والدین، تعیین کننده اصلی موفقیت تحصیلی بوده است. تضعیف روحیه در مدارسی که قبل از ورود به دبیرستان در آنها به تحصیل پرداخته اند، عامل اولیه ترک تحصیل و کاهش موفقیت تحصیلی بوده است. پیوستگی و تعلق به فرهنگ اکثریت در دبیرستان موفقیت علمی را تسهیل می کند. حضور در گروه اجتماعی و فرهنگ اکثریت و مشارکت در فعالیت های فوق برنامه مدرسه، موفقیت تحصیلی را افزایش می دهد.
گیل49 (1989) در یک پژوهش پس رویدادی که درباره دانش آموزان مشارکت کننده در فعالیت های فوق برنامه و عملکرد تحصیلی دانش آموزان از طریق مصاحبه با مدیران، مشاوران، بررسی سوابق و پرسشنامه انجام شد، به این نتیجه دست یافت که نمره پرسشنامه عملکرد تحصیلی دانش آموزان بهترین پیش بینی کننده برای مشارکت در فعالیت های مدرسه است. بین جنس و سطح نمره دانش آموزان و میزان مشارکت دانش آموزان در فعالیت های دبیرستان ارتباط معناداری وجود داشته است، نمره غملکرد تحصیلی دانش آموزان مشارکت کننده در فعالیت های دبیرستان در بالاترین سطح بوده است. از نظر مشارکت در فعالیت ها دختران در پایین ترین سطح قرار داشته اند.
مارش(1990) نشان داد که جنسیت و پایه های تحصیلی در خودپنداره و عملکرد تحصیلی دانش آموزان موثر است.
مارش50 و همکاران (1991) دریافتند که نه تنها سطوح خود پنداره تحصیلی دانش آموزان بر عملکرد تحصیلی بعدی آن ها موثر است بلکه پیشرفت تحصیلی نیز در خود پنداره آن ها موثر است. یعنی رابطه بین خودپنداره تحصیلی و پیشرفت تحصیلی رابطه ای دو سویه است.
لویس51(1996) در یک پژوهش که در بین دانش آموزان کلاس هشتمی سیاه و سفید پوست انجام داد، به این نتیجه دست یافت که عملکرد تحصیلی با میزان مشارکت در فعالیت های مدرسه رابطه معنی داری دارد و در رابطه با فعالیت های درون مدرسه نسبت به فعالیت های خارج از مدرسه، این ارتباط بیشتر بود. دانش آموزان سفید پوست نسبت به دانش آموزان سیاه پوست از نظر ارتباط میزان مشارکت در فعالیت های فوق برنامه و عملکرد تحصیلی دارای ضریب همبستگی بالاتری بودند.
هارا و استرنبرگ52 ( 2001) طي تحقيقي در مورد ” بررسي سبك هاي تفكر افراد خلاق ” به اين نتيجه رسيدند كه افرادي كه ترجيح مي دادند برمبناي تفكرات خاص خود عمل كنند( يعني كساني كه داراي سبك تفكر قانون گرا بودند ) عملكرد خلاقه بهتري نشان دادند ، در حاليكه افرادي كه به تحليل و ارزيابي تفكرات گرايش داشتند ( يعني كساني كه داراي سبك تفكري قضاوت گرا بودند وقتي هيچ گونه آموزش ويژه اي نديده بودند عملكرد خلاقانه ضعيفتري نشان دادند .
هاید53 (2001) در زمینه رابطه بین رشد اخلاقی با رشد شناختی نشان داد که هیجانات و احساسات اخلاقی مستقیما باعث عمل و تصمیم-گیری اخلاقی میشوند و ربطی به فعالیتهای شناختی ندارند (باکسیارلی54، 2008).
تیز55 (2004) نیز در پژوهشی به بررسی تأثیر داشتان بر رشد اخلاقی پرداخته و نشان داد که داستان میتواند، یکی از بخشهای اساسی آموزشی و اخلاقی باشد.
نرويز56 و گلسن57 (2007)، در پژوهشي با عنوان بررسي رابطه بين رشد قضاوت اخلاقي و تجارب آموزشي از طريق يادآوري داستان‌ها و متون اخلاقي در دانشجويان آمريكایی، به اين نتيجه دست يافتند كه قضاوت اخلاقي به طور معناداري در هنگام يادآوري و تشريح داستان‌ها و متون اخلاقي افزايش مي‌يابد.
نتايج پژوهش يانگ58 و گوينگز59 (2007)، با عنوان تأثير نقش احساسات در شناخت اخلاقي و قضاوت اخلاقي با استفاده از داستان گويي در مراجعين كلينيك عصب شناختي در آمريكا، نشان داد كه علاوه بر اين كه احساسات در طول شناخت اخلاقي و قضاوت اخلاقي افراد نقش دارد، احساسات شاخص اصلي در اخلاقيات و قضاوت اخلاقي است.
پژوهش انجام شده در داخل کشور
کفایت (1373) به بررسی رابطه خلاقیت با هوش و عملکرد تحصیلی بر روی 439 دانش آموز دختر و پسر دبیرستانهای شهر اهواز پرداخت. او دریافت که رابطه مثبت و معنی داری بین خلاقیت و عملکرد تحصیلی وجود دارد.
حقیقت(1377) مطالعه ای را در رابطه خلاقیت و عملکرد تحصیلی انجام داد . او رابطه مثبت 32/0 تا 15/0 را بین خلاقیت و مولفه های آن با عملکرد تحصیلی به دست آورد. همچنین او دریافت دروس علوم، هنر و ریاضی رابطه معنادار 10/0 و 29/0 با خلاقیت و عناصر آن دارند. هاشمی (1358) پژوهشی را در رابطه با خلاقیت و عملکرد تحصیلی بر روی داش آموزان سال اول راهنمایی شهر مشهد انجام داد . او دریافت که بین خلاقیت و عملکرد تحصیلی رابطه مثبت معنی دار وجود دارد. همچنین او بیان کرد که خلاقیت با تعدادی از دروس از جمله خواندن بیش از مواد درسی دیگر رابطه دارد. به علاوه این رابطه معنی دار مثبت با خلاقیت در دروس تاریخ و علوم اجتماعی نیز به دست آمد.
کریمی(1378) در تحقیقی با عنوان همبستگی میان خلاقیت و عملکرد تحصیلی به این نتیجه رسید که بین عناصر خلاقیت بجز بسط با عملکرد تحصیلی رابطه معنی دار دارد و به طور کلی خلاقیت کل به دلایل صفات شخصیتی افراد خلاق می تواند با عملکرد تحصیلی رابطه ای معنی دار داشته باشد.
گتزلز و جکسون، به نقل از حقیقی و همکاران(1382) در تحقیقی دریافتند که 1- آزمودنی ها دارای هوش بالا – خلاقیت پایین و و آزمودنی های هوش پایین – خلاقیت بالا از لحاظ شاخص های عملکرد تحصیلی تقریبا به یک اندازه از دانش آموزان عادی ( دانش آموزان واجد عملکرد متوسط) برترند. 2- هر دو گروه فوق از لحاظ عملکرد تحصیلی تقریبا یکسان اند. 3- بین دو گروه از لحاظ انگیزه پیشرفت تفاوتی دیده نمی شود ( والاک و کوگان 1965 به نقل از حقیقی و همکاران 1382) دریافتند که دانش آموزان دارای هوش بالا و خلاقیت پایین دارای انگیزه تحصیلی بالا و آنها پیوسته برای کسب موفقیت، امتیاز و نمره های عالی می کوشند و برنامه ریزی می کنند . برای این گروه چیزی تلخ تر از شکست تحصیلی نیست. در تحقیقی بهروزی (1375) دریافت که آزمودنیهای دارای هوش بالا و خلاقیت بالا از لحاظ عملکرد تحصیلی در سطح یکسانی هستند.
لطف آبادی (1384) پژوهشی در مورد نقد نظريه هاي رشد اخلاقي پياژه و كلبرگ و باندورا و ارايه الگويي نو براي پژوهش در رشد اخلاقي دانش آموزان ايران انجام داد. ين مقاله نشان مي دهد که رويکردهاي مذکور صرفا قضاوت اخلاقي و يادگيري قوانين و مناسبات اجتماعي زندگي در کشورهاي غربي را مبناي نظريه خود قرار داده است و به بنيانهاي روحاني و عقلاني و انگيزشي در اخلاق، که ريشه در خلقت الهي و فطرت آدمي دارند، توجهي نداشته اند. اين مقاله، با ارايه الگويي جديد از شکل گيري رشد اخلاقي، نشان داده است که رشد اجتماعي فرد حاصل تاثير و تاثر متقابل و پيچيده و پوياي پنج زمينه طبيعي و دروني خدادادي، زمينه هاي اجتماعي، واقعه ها و تجارب رفتاري، رشد قضاوت شناختي، و تجلي و تحول انگيزشها و

پایان نامه
Previous Entries دانلود مقاله با موضوع ارزش های مادی، تعلیم و تربیت، آموزش و پرورش، کشورهای پیشرفته Next Entries دانلود مقاله با موضوع قضاوت اخلاقی، عملکرد تحصیلی، ضریب همبستگی، رگرسیون