دانلود مقاله با موضوع عدم و ملکه، فعل مضارع

دانلود پایان نامه ارشد

به جهل مي شود که در کنارش امکان داشتن وجود داشته باشد. 62
جواب سوال : تقابل علم و جهل از نوع تقابل عدم و ملکه است ، زيرا نبود علم (جهل ) در جايي است که امکان اتصاف به آن ( علم ) وجود داشته باشد ولي الان ندارد. بنابراين تقابل ملکه و عدم عبارتند از تقابل دو امر وجودي و عدمي که اجتماعشان ناممکن است ولي ارتفاعشان ممکن مي باشد و آن در جايي است که صلاحيت دارا شدن ملکه را ندارد ، از اين جا معلوم مي شود که تقابل بين علم و جهل از نوع تقابل نقيصان نمي باشد زيرا هر چند که تناقض ميان دو امر وجودي و عدمي است اما شرط شأنيت اتصاف در آن وجود ندارد مثل انسان و لاانسان ، زيرا لاانسان مثل سنگ امکان اتصاف به شأنيت انسان شدن را ندارد در صورتي که جهل در جايي است که شخص امکان اتصاف به صفت علم را دارا مي باشد ، بنابراين نمي توان گفت که تقابل علم و جهل از نوع تقابل تناقض مي باشد.
هم چنين تقابل علم و جهل از نوع تقابل ضدان نمي باشد چرا که تقابل علم و جهل ميان دو امر وجودي و عدمي است اما تقابل ضدان ميان دو امر وجودي است که پياپي به يک موضوع وارد مي شوند تقابل ضدان مثل سفيدي و سياهي که اجتماعشان ناممکن است و تصور يکي بستگي به ديگري ندارد. 63

2 – 2 – بخش دوم

بررسي واژه جهل و جاهل از ديدگاه قرآن و روايات

1 – 2 – 2 – گفتار اول – واژه جهل و جاهل در قرآن و روايات
” واژه جهل در قرآن “
کلمه جهل ريشه در قرآن دارد و براي اولين بار در آيات مدني مطرح گرديد ، به طور مثال در سوره يوسف ” آيه 33 ” جهل به اين شکل معنا شده است که ” جهل تنها بي سوادي نيست ، بلکه انتخاب لذت آني و چشم پوشي از رضاي خداوند ، نيز جهل محض است. 64 “
باز در همان سوره ” آيه 89 ” بيان شده است که ” جهل تنها به معناي ندانستن نيست بلکه غلبه هوس ها و نوعي بي توجهي است. “
انسان گناه کار هر چند عالم باشد ، جاهل است ، چون توجه ندارد و آتش دوزخ را براي خودش مي خرد. 65

” واژه جهل در روايات “
هم چنين اين که در زمينه جهل در حوزه سنت و روايات احاديث زيادي وجود دارد که جهل را به اين تعابير معنا کرده اند تا آن جايي که امام رضا ( ع ) در اين زمينه مي فرمايد :
” صديق کل ! مريء عقله و عدوه جهله ” 66
” دوست هر مردي عقل اوست و جهل دشمن او “
در اين روايات عقل را به اين شکل معنا کرده است که به وسيله عقل و دانش و شعور و معرفت است که در بهاي خيرات و نيکي ها به روي بشريت باز مي شود و راه هاي موفقيت و عدم موفقيت خود را مي يابد و راه رشد و تعالي خود را بدست مي آورد و مي تواند حق را از باطل جدا کرده ، به فلاح و رستگاري نائل شود . در مقابل در ظلمتکدة جهل است. که در بهاي شرور و بدي ها گشوده مي شود و در مسير ظلالت قدم مي گذارد و در نهايت جز به تيره بختي و شقاوت او واسير دام هاي شيطاني شدن نمي انجامد.
لذا به همين خاطر است که امام رضا ( ع ) در اين روايت عقل را همانند دوست تعبير کرده است و جهل را همانند دشمن بيان کرده است ، در نتيجه مي توان گفت : اطلاق دوست بر عقل چقدر پسنديده است. و اطلاق دشمن بر جهل چقدر مناسب و به جا و هم چنين در روايتي از امير مومنان علي ( ع ) باز هم جهل به عنوان بدترين دشمن معنا شده است.
” لا عدة انفع من العقل و لا عدو اضر من الجهل ” 67
” هيچ دوستي نفعش از عقل بيش تر نيست و هيچ دشمني به اندازه جهل مضر نيست. “
هم چنان که گفته شد ، در اين حديث گهربار نيز از جهل به عنوان مضرترين و بدترين دشمن انسان نام برده شده است که مي تواند ضربات جان فرسايي به انسان وارد کند و دنيا و آخرت او را بربايد و تمام سرمايه عمر و هستي فرد را از او به غارت ببرد و در پايان عمر جز کوله باري از گناه ، پشيماني و خسران چيزي براي او باقي نگذارد.
و در جاي ديگر حضرت علي ( ع ) از جهل به عنوان يک فقر تعبير کرده است :
” صدر العاقل صندوقي سره ، و لاغني کالعقل و لا فقر کالجهل ” 68
” سينه عاقل محل حفظ اسرار اوست ، هيچ ثروتي مانند عقل و هيچ فقري مانند جهل نيست.”

” جاهل “
اهل لغت معاني متعددي را براي معناي جاهل در نظر گرفته اند :
يک ) در برابر علم :
در بعضي از کتاب هاي لغت ، جهل به معناي ضد علم قرار گرفته است ، و جاهل را به اين شکل معنا کرده اند که جاهل کسي است که کاري را بدون علم و آگاهي انجام دهد پس بنابراين مي توانيم واژه ” جاهل و جهالت ” عمل کردن بدون علم ” تعريف کنيم. 69
هم چنين از کلمه جاهليت در چهار سوره مدني قرآن کريم ، يعني آل عمران ، مائده ، احزاب و فتح ياد شده است.
دو ) در برابر حلم :
عده اي هم جهل را به معناي سفاهت ، غضب ، عدم تسليم در برابر اراده و حکم و شريعت الهي استباط کرده و با استناد به آيه 63 سوره فرقان مي گويند : ” مقصود از جاهل ، نادان نيست. بلکه اشخاص متکبر و پر نخوت است. 70 “
اسلام پژوهاني چون گلدزهير و ايزوتسو نيز جهل را در برابر حلم دانسته اند.
سه ) در برابر عقل :
اگر جهل در مقابل عقل قرار بگيرد جهل به معناي عمل نسنجيده مي شود و جاهل هم کسي مي شود که کارهاي سفيهانه و دور از عقل و افکار غلط و غير عقلايي مي کند.
پس به طور کل از کلمات لغويان استفاده مي شود ناداني و عمل نسنجيده دو معناي مهم جهل است.
پس اگر جهل در مقابل علم استفاده شود به معناي ناداني و اگر در مقابل عقل به کار رود به معناي عمل نسنجبيده است.
بنابراين با تمام اين تفاضيل جاهل را به اين شکل مي شود معنا کرد. که جاهل کسي است که بدون علم و آگاهي نسبت به چيزي اعتقاد و باور داشته باشد و آن را عمل کند و يا با کارهاي سفيهانه و دور از عقل و غير عقلايي از آن پيروي نمايد.

2 – 2 – 2 – گفتار دوم – کاربرد و مشتقات جهل و پاسخ به يک شبهه
” کاربرد و مشتقات جهل در قرآن ”
ترکيبات اين ماده جهل در مجموع بيست و چهار بار به صورت اسم و فعل در قرآن به کار رفته است و مشتقات رسمي و فعلي آن به صورت جاهل ، جاهلون ، جاهلين ، جهالة ، يجهلون ، تجهلون ، جهول مي باشد. 71 در اين جا برخي از آيات که مشتقات واژه جهل در آن ها آمده است ، ذکر مي شود :
خداوند در قرآن کريم مي فرمايد : ( يوسف ) گفت ؛
” پروردگارا زندان نزد من محبوب تر است از آنچه اين ها مرا به سوي آن مي خوانند و اگر مکر و نيرنگ آن ها را از من بازنگرداني به سوي آن ها متمايل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود. 72 ”
در اين جا ماده جهل به صورت اسم يعني ” الجاهلين ” به کار رفته است. در سوره ديگر به اين شکل آمده است که :
” اي ” پيغمبر ” چنانچه اعراض آن ها تو را سخت مي آيد اگر توان نردباني بر آسمان بر افراز تا آيتي بر آن ها آوري ، اگر خدا مي خواست همه را مجتمع هدايت مي کرد پس تو البته از آن جاهلان نباش. 73 “
در اين جا هم ماده جهل به صورت اسم ” الجاهلين ” به کار رفته به اين صورت که خداوند به پيامبر اکرم ( ص ) دستور داده است که از جاهلان نباشد.
و هم چنين اين که در سوره ديگر آمده است.

” و بني اسرائيل را از دريا به ساحل سلامت رسانديم. پس به قومي که در پرستش بت هاي خود متوقف بودند برخورده و به آئين بت پرستي مايل شدند گفتند اي موسي براي ما خدايي مثل خداياني که اين بت پرستان را است ، ” ديدني و محسوس ” مقرر کن. موسي در جواب تقاضاي جاهلانه قوم گفت : شما مردم سخت و ناداني هستيد. 74 “
در اين آيه هم ماده جهل به صورت فعل مضارع ” تجهلون ” آمده است به اين صورت که موسي به قوم خود ، که از او تقاضاي خدايي بر ساخته داشتند ، نسبت جهل داده است.
و هم چنين در سوره ديگري خداوند تبارک و تعالي مي فرمايد : ” ما بر آسمان ها و زمين و کوه هاي عالم و قواي عالي ئو داني ممکنات عرض اندام کرديم و همه از تحمل آن امتناع ورزيده ، انديشه کردنند تا انسان ناتوان پذيرفت و انسان هم در مقام آزمايش و اداي امانت بسيار ستم کار و نادان بود. 75 “
در اين جا نيز ماده جهل به صورت ” جهول ” به کار رفته شده است. به اين صورت که خداوند ، انسان که بار امانت را پذيرفته است ” جهول ” ناميده است.
و در ادامه نيز مي توان به ” آيه 17 سوره نساء ” و ” آيه 54 سوره انعام ” و ” 119 سوره نحل ” اشاره کرد که در آن ماده جهل به کار رفته است.
بدين صورت که ماده جهل و جهالت در مورد کساني به کار رفته است که از سر ناداني کار ناشايستي انجام داده اند.
و هم چنين ديگر آياتي که مجالي براي بيان و ذکر آن نيست.

” کاربرد و مشتقات جهل در روايات ”
در ادامه برخي از رواياتي که مشتقات جهل در آن آمده را ذکر مي کنيم.
امام علي ( ع ) مي فرمايند :
” اعظَمُ المَصائِبِ الجهل : 76 ” بزرگ ترين مصيبت ناداني است. ” و هم چنين مي فرمايند :
” العقلُ يَهدي و يُنجي ” ، ” و الجهل يغوي و يردي ” 77
” عقل راهنمايي مي کند و نجات مي دهد و ناداني گمراه مي کند و نابود مي گرداند. “
رسول خدا ( ص ) مي فرمايد :
” اِنَّ الجاهِلَ مَن عَصَي الله و ان کانَ جميلَ المَنظرِ عظيم الحظر ”
” نادان کسي است که نافرماني خدا کند ، اگر چه زيبا چهره و داراي موقعيت بزرگي باشد. 78 “
و در جايي ديگر مي فرمايد :
” قلبٌ ليسَ فيهِ شيٌء من الحکمةِ کبيتٍ خَرِبٍ فَتَعَلّموا و عَلَّمُوا و تَفَقَّهوا و لا تَمونوا جُهالًاَ فاِنَّ الله لا يعذِرُ عَلَي الجَهلِ ”
” دلي که در آن حکمت نيست ، مانند خانه ويران است ، پس بياموزيد و تعليم دهيد ، نفهميد و نادان نميريد. به راستي که خداوند را براي ناداني نمي پذيرد. 79 ”
و هم چنين امام کاظم ( ع ) مي فرمايند :
” اِنَّ الزرعُ يَنُبِتُ في السَّهل و لا ينُبتُ في الصَّفا فَکَذلک الحِکَمةُ تَعمُر في قلبِ المُتَواضِعِ وَ لاَتَعمُرُ قلبِ المُتکّبَرِ الجَبّار ، لاِنَّ الله جَعَلَ التواضُعَ آلة العقلِ و جَعَلَ التکُّبَر من آلة الجَهلِ “
” زراعت در زمين همواره مي رويد ، نه بر سنگ سخت و چنين است که حکمت ، در دل هاي متواضع جاي مي گيرد نه در دل هاي متکبر ، خداوند متعال ، تواضع را وسيله عقل و تکبر را وسيله جهل قرار داده است. 80 “
و هم چنين پيامبر اکرم ( ص ) در جاي ديگر مي فرمايند :
” ثلاثٌ من لم تکُن فيهَ فَليسَ مِنّي و لا مِنَ اللهِ عَزَّوَجَّلَ. قيلَ ؛ يا رسول الله ، و ما هُنَّ ؟ قال : حِلمٌ يَرُدَّ بِهِ جَهَل الجاهِلِ و حُسنُ خُلقِ يعيشُ به في النّاسِ و وَرَعٌ يحجُزُهُ عن مَعاصِي اللهِ عَزَّوَجلَّ. ” 81
” سه چيز است که هر کس نداشتم باشد نه از من است و نه از خداي عزوجل. عرض شد : اي رسول خدا ، آن ها کدام اند ؟ فرمودنند: بردباري که به وسيله آن جهالت نادان را دفع کند ، اخلاق خوب که با آن در ميان مردم زندگي کند و پارسايي که او را از نافرماني خدا باز دارد. ”
شبهه اي در مورد جهل و پاسخ به آن
” خداوند در سوره نحل مي فرمايد : خداوند شما را از شکم هاي مادرانتان بيرون آورد در حالي که چيزي نمي دانستيد. “82 و حال آن که در سوره اعراف جهل را بد دانسته و به پيغمبر دستور داده است که از جاهلين روي گرداند. 83 اگر جهل بد است پس چرا خداوند انسان ها را جاهل به دنيا آورده است ؟ جواب :
جهل 2 قسم است.
يک ) جهل در مقابل علم : آنچه در آيه 78 سوره مبارکه نحل آمده است از اين نوع جهل است يعني شما را به دنيا آورديم در حالي که جاهل بوديد [ علم نداشتيد ]. اين نوع جهل ذاتاً بد نيست بلکه باقي ماندن بر آن بد است. لذا ديده مي شود در روايات ما را به علم جوئي تشويق کرده و راه رسيدن به علم را به ما ياد داده و فرمودند : ” مفتاح العلم السوال ” يعني کليد دست يابي به علم سوال کردن است.
و يا در سوره زمر خداوند در قالب سوال ، برتري عالم بر جاهل را اين چنين مطرح مي فرمايد که : ” هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون ”
دو ) جهل در مقابل عقل : آنچه که در آيه 199 سوره مبارکه اعراف آمده است از اين نوع جهل است. جهل در مقابل عقل

پایان نامه
Previous Entries دانلود مقاله با موضوع حقوق فرانسه، فلسفه و منطق، جبران خسارت Next Entries دانلود مقاله با موضوع نهج البلاغه