دانلود مقاله با موضوع سوره بقره، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

مى‏شود، و با شكافتن كوهانش از طرف راست، آن را علامت‏گذارى مى‏كنند تا معلوم شود كه اين شتر قربانى است.
“فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ” يعنى تعظيم شعائر الهى از تقوى است، بنابراين ضمير در” فانها” به تعظيم شعائرى بر مى‏گردد كه از كلام مفهوم مى‏شود، اضافه شدن تقوى به قلوب اشاره به آن دارد که حقيقت تقوا امرى معنوى است و قائم به دلها مي باشد. همچنين منظور از قلب، دل و نفوس است.107
علامه طباطبايى، شعاير را به معناى نشانه‏هاى عظمت و تقواى الهى دانسته و آن را منحصر به موارد خاصى نمى‏داند.
«و الشعائر هى العلامات الدالة، و لم يقيد بشى‏ء مثل الصفاء و المروه و غير ذلک، فکل ما هو من شعائر اللّه و آياتة و علاماته المذکره له فتعظيمه من تقوى اللّه و يشمله جميع الآيات و الآمره بالتقوى»
شعائر عبارت است از نشانه‏هايى که انسان را به سوى خدا راهنمايى مى‏کند و منحصر به صفا و مروه و مانند آن نمى‏شود. بنابراين هر نشانه‏اى که انسان را به ياد خدا بيندازد تعظيم آن موجب تقواى الهى مى‏گردد و تمام نشانه‏ها را در بر مى‏گيرد».108
– همچنين در تفسير نمونه آمده است: هر كس شعائر الهى را بزرگ دارد و به نشانه‏هاى آئين خدا و پرچمهاى اطاعت او، احترام بگذارد اين از تقواى دلها است” (وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ).
” شعائر اللَّه” به معنى” نشانه‏هاى پروردگار” است كه شامل سرفصلهاى آئين الهى و برنامه‏هاى كلى و آنچه در نخستين برخورد با اين آئين چشمگير است و از جمله مناسك حج مى‏باشد كه انسان را به ياد خدا مى‏اندازد.
گر چه بدون شك “مناسك حج” از جمله شعائرى است كه در اين آيه مقصود بوده است، مخصوصاً مسأله قربانى كه در آيه 36 همين سوره صريحاً جزء شعائر محسوب گرديده جزء آن است ولى روشن است كه با اين حال عموميت مفهوم آيه نسبت به تمام شعائر اسلامى به قوت خود باقى است و هيچگونه دليلى بر تخصيص آن به خصوص قربانى يا همه مناسك حج وجود ندارد، بخصوص اينكه قرآن در مورد قربانى حج با ذكر كلمه “من” كه براى” تبعيض” است اين حقيقت را گوشزد كرده كه قربانى يكى از آن شعائر است، همانگونه كه در مورد” صفا و مروه” نيز در آيه 158 سوره بقره مى‏خوانيم كه” آن هم از شعائر الهى است” (إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ)109.
كوتاه سخن اينكه تمام آنچه در برنامه‏هاى دينى وارد شده و انسان را به ياد خدا و عظمت آئين او مى‏اندازد شعائر الهى است و بزرگداشت آن نشانه تقواى دلها ميباشد.
درباره شعائر خدا اختلاف است. برخى گويند: مناسك حج است، برخى گويند: قربانى حج است كه بايد حيوان سالم انتخاب و فربه كرد. در روايت است كه: شعائر جمع شعيره، به معناى شترى است كه كوهان آن از سمت راست بشكافند تا معلوم باشد كه براى قربانى است پس بهتر آن است كه چاق‏تر و بزرگتر باشد. بعضى گويند: شعائر خدا يعنى دين خدا و تعظيم آن يعنى التزام به آن.
يعنى هر كس تعظيم كند شعائر خدا را، تقواى قلبى خود را نشان داده است. بديهى است كه تقواى حقيقى همان تقواى قلبى است..110
ميان علامتهاى الهى و تقواى دلها رابطه خاصى وجود دارد برخى از علماى شيعه و سنى به عموميت و شمول شعائر اشاره کرده‏اند که در اينجا دو مورد از آنها ذکر مى‏گردد:
صاحب جان هندى حنفى از علماى اهل سنت در ذيل آيه مذکور مى‏نويسد: «شعائر جمع شعير به معناى علامت است و هر چه که از ديدن آن خدا به ياد آيد، شعائر خداست و شعائراللّه اختصاص به صفا و مروه ندارد – چنانکه در کتاب حجت اللّه البالغه از دهلوى نقل شده است: بزرگترين شعائر و نشانه‏هاى خدا چهار چيز است: قرآن، کعبه، پيامبر و نماز. در الطاف القدس نيز آمده است که: محبت شعائر اللّه عبارت است از محبت قرآن، پيامبر و کعبه؛ بلکه هر چيز که به خدا منتسب باشد حتى اولياى خدا».111
ملا احمد نراقى از علماى شيعه مى‏نويسد: «برخى از فقها و مفسران عقيده دارند که آيه دلالت بر عموم و شمول دارد؛ چنانچه اين نظر پذيرفته شود تعظيم همه شعائر اگر واجب نباشد استحباب و رجحان دارد زيرا شعائر منسوب به خداوند بزرگ است».112
جمع بندي
کيفيت استدلال به اين آيه شريفه آن است که شعائر، جمع شعيره به معناي نشانه است و شعائر خداوند به معناي نشانه هاي خداوند ودين اوست.
 و من يعظّم شعائر اللّه فانّها من تقوى القلوب»113
بى‏شک تعظيم و بزرگداشت شعائر الهى از دستورات اساسى دين اسلام است. و همانگونه که بیان شد، در مصداق شعائر اختلاف است.
اما به نظر ميرسد عموم لفظ و معناى لغوى آيه دلالت دارد بر اینکه شعائر به معناى نشانه‏هاى دين و طاعت خداوند بزرگ است و آنچه در روايات بدان اشاره شده از مصاديق کامل شعائر الهى به شمار مى‏آيد. بنابراين مقصود از بزرگداشت شعائر الهى بزرگداشت نشانه‏هاى دين و اطاعت خداوند و آيين ابراهيمى است که در اسلام تبلور پيدا نموده است و هر يک از مناسک حج علامت و مصداق کامل شعائر مى‏باشد؛ چنانکه در آيات قرآن طواف، سعى بين صفا و مروه، رمى جمرات، قربانى و… هر کدام علامت و نشانه‏اى است که انسان را به سوى تقوا و در نهايت توحيد خالص و ناب رهنمون مى‏شود.114
از اين رو به طور عموم مى‏توان استفاده نمود که هر زمان، يا در هر مکان، فعل يا عملى که ياد خدا و زمينه تقوا و رشد معنوى و روحى را فراهم آورد، در صورتى که در چهارچوب قوانين و دستورات اسلام قرار داشته باشد جزء شعائر الهى به شمار مى‏آيد. نماز، روزه و… هر کدام به نحوى از مصاديق شعائر الهى مى‏باشند، بنابراين به طور مسلم مجالس مذهبي که در آن نام و ياد خداوند و اهل بيت عليهم السلام بيان مي‌شود از بارزترين نشانه‏ها و شعائر است؛ چرا که در اين مجالس جز فراگيرى مسائل دين و الگوگيري از ائمه معصومين عليهم السلام و يادآورى شهامت ها و ايثارگريهاى ايشان، سخن ديگري طرح نشده و سخن از دوستى با دوستان خدا و دشمنى با دشمنان خدا مى‏باشد. بنابراين مسلمانان و موحدان وظيفه دارند که اين شعائر را حفظ کنند.
لذا هر عملي که مردم را به سوي خدا و دينش رهنمون و يادآوري کند، جزء شعائر الهي است که يکي از اين شعائر، برپايي مجالس مذهبي به منظور قرب الهي و ارتباط هرچه بيشتر با ائمه معصومين (عليهم السلام) ميباشد و برگزاري اين مجالس با شاخصه ذکر شده منجر به رضايت الهي ميگردد انشاالله.115

2-2-1-1- انواع شعائر با توجه به آيات قرآن کريم
با عنايت به آيات قرآن کريم ميتوان شعائر را در انواع زير برشمرد که در ادامه مورد بررسي قرار ميگيرند:
الف- بزرگداشت مکاني خاص
1) خداوند متعال مي فرمايند: اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهيمَ مُصَلًّى116
خداوند متعال امر ميکند که مسلمانان از جاي پاي حضرت ابراهيم(عليه السلام) تبرک جسته و آنجا را به عنوان مصلي انتخاب کنند تا ياد حضرت ابراهيم (عليه السلام) و بناي کعبه زنده بماند.117
2) خداوند متعال ميفرمايند: إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما118
اين آيه اشاره دارد به اينكه صفا و مروه دو محل است كه به علامت الهى نشاندار شده و آن علامت، بندگان خداى را بسوى خدا دلالت مى‏كند و خدا را بيادشان مى‏آورد و از اينكه صفا و مروه را در مقابل همه موجودات اختصاص داده به اينكه از شعايرند، به اين دليل است که اين دو موضع نامبرده علاوه بر آن دلالتى كه همه كائنات دارند، به دلالت خاصى بندگان را بياد خدا مى‏اندازد، پس شعيره بودن صفا و مروه خود دلالت دارد بر اينكه خدا براى اين دو موضع عبادت خاصى مقرر كرده است. 119
خداوند متعال سعي بين صفا و مروه را از مناسک حج قرار داد تا کوشش هاجر بين صفا و مروه در خاطرهها بماند.120
3) خداوند متعال ميفرمايند: فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَليمٍ ………وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظيمٍ121
خداوند متعال به پاس اين فداکاري، حاجيان را امر نموده تا در منا به حضرت ابراهيم اقتدا کرده و به يادبود آن عمل عظيم و امتحان بزرگ، گوسفندي را در سرزمين منا قرباني نمايند.
ميتوان با عنايت به آيات فوق بزرگداشت مکانهائي خاص که در آنها وقايع مهمي رخ داده را برداشت کرد مثلاً مساجدي که رسول مکرم اسلام يا ائمه معصومين (عليهم السلام) در آنها اقامه نماز کرده اند يا محل واقعه غدير خم يا…
ب- بزرگداشت زمان خاص
خداوند متعال ميفرمايند: وذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ122
” وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ”شكى نيست كه مراد از” ايام”، ايام مخصوصى است، و نسبت دادن ايام مخصوص به خدا با اينكه همه ايام و همه موجودات از خداست، حتما به خاطر حوادثى است كه در آن ايام مخصوص به وجود آمده و امر خداى تعالى را ظاهر ساخته است، كه در ديگر ايام چنين ظهورى رخ نداده است.123
در نتيجه: اگر نقطه خاصى بنام بيت اللَّه (خانه خدا) ناميده شد دليل بر ويژگى آن است، همچنين عنوان” ايام اللَّه” مسلماً اشاره به روزهاى مخصوصى است كه امتياز و روشنايى و درخشش فوقالعاده‏اى دارد.124
به همين جهت مفسران در تفسير آن احتمالات مختلفى داده‏اند:
بعضى گفته‏اند اشاره به روزهاى پيروزى پيامبران پيشين و امتهاى راستين آنها مى‏باشد، و روزهايى كه انواع نعمتهاى الهى بر اثر شايستگيها شامل حال آنها مى‏باشد و بعضى گفته‏اند اشاره به روزهايى است كه خداوند اقوام سركش را به زنجير عذاب مى‏كشيد و طاغوتها را با يك فرمان درو مى‏كرد! و بعضى اشاره به هر دو قسمت دانسته‏اند. اما اصولاً نمى‏توان اين تعبير گويا و رسا را محدود ساخت، ايام اللَّه، تمام روزهايى است كه داراى عظمتى در تاريخ زندگى بشر است.125
از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است كه در تفسير جمله” وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ” فرمودند: يعنى نعمت‏هاى خدا و نيز عياشي در تفسيرش همين روايت را از امام صادق علیه السلام آورده‏ است.126
و شيخ در امالى به سند خود از عبد اللَّه بن عباس و جابر بن عبد اللَّه در حديثى طولانى از رسول خدا صلي الله عليه و آله نقل كرده كه فرمود: ايام اللَّه نعمت‏ها و بلاهاى خدا است.127
مقصود از ايام الله، ايام غلبه حق بر باطل و ظهور حق است، که ايام ولادت ولي خدا نيز يکي از مصاديق آن است، زيرا در روز ولادت پيامبر صلی الله علیه و آله خداوند حق را به دنيا آورد تا او بر باطل غلبه کند.128
از اين آيه اهتمام به روزهائي خاص که در آنها حوادث مهمي مثل مبعث، غدير، مباهله و… برداشت ميشود.

ج- بزرگداشت افرادي خاص
خداوند متعال ميفرمايد: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى129‏
اين آيه به آيه مودت معروف است، برخى نيز از آن با عنوان آيه «قربى» ياد نمودهاند.
ابن اثير ميگويد: «وُدّ» به معناي محبت است.130 «محبّت» از «حبّ»، به معناي دوست داشتن، خواستن و ميل به چيزي است.131 از جهت درجه و مقام دوستي، با توجه به روايات، شايد بتوان گفت که مودّت درجهاي بالاتر از محبت است؛ مانند رواياتي که بيانگر اين است:
ألف. مودّت، براي تثبيت و تأکيد محبت و دوستي، نياز به ابراز و اظهار دارد مانند:
«حسن الخلق يورث المحبّه و يؤکد المودّه»،132
خوشخلقى محبّت به جاى ميگذارد و به مودّت تحكيم مىبخشد.
«إِذَا أَحْبَبْتَ رَجُلًا فَأَخْبِرْهُ بِذَلِکَ فَإِنَّهُ أَثْبَتُ لِلْمَوَدَّهِ بَينَکُمَا»،133
اگر کسي را دوست مي‏داريد با گفتن به او، اين دوستي را ابراز کنيد؛ زيرا ابراز دوستي، مودّت و دوستي بين شما را پايدارتر مي‏کند.
ب. :«… وَ الْمَوَدَّهُ وَ ضِدَّهَا الْعَدَاوَهَ… وَ الْحُبُّ وَ ضِدَّهُ الْبُغْضَ»،ضدّ مودّت، عداوت و دشمني بوده، ولي ضدّ حُبّ، بغض است؛ و بديهي بوده که عداوت و دشمني چيزي بالاتر از بغض است؛ در نتيجه، مودّت بالاتر از محبت خواهد بود. 134
از موارد استعمال «مودت» نيز استفاده ميشود که مودت نوع خاصي از محبت است، چنانکه علامه طباطبايي ميگويند:

پایان نامه
Previous Entries دانلود مقاله با موضوع مجالس مذهبی، انقلاب اسلامی، امام حسین علیه السلام، انقلاب اسلامی ایران Next Entries دانلود مقاله با موضوع امام صادق، فضائل و مناقب، امام رضا ع، محبت خداوند