دانلود مقاله با موضوع سلسله مراتب، نظام حکومتی، ولایت فقیه، تحلیل فیلم

دانلود پایان نامه ارشد

اين يعني شناسايي ناقص
– محمود : چي تو فكرتونه حاجي ؟
– رئوفي : پرواز عميقتر و يا بهتر بگم شناسايي عميقتر
– محمود : اين پيشنهاده يا دستور اونا ؟
– رئوفي : اين چه حرفيه مي زني؟
– محمود : اينم نتيجه دكل زدن، ببين سطح توقع كجا كشيد!
– رئوفي : زود نتيجه مي گيري!
– محمود : زود نتيجه نمي گيرم، حاجي شما كه اهل كارين، براي اين پرواز اين چشا بايد ببينه يا نه!
– رئوفي : خوب!
– محمود :‌ما كه تا جايي كه چشامون سو كشيد پرواز داديم، ديگه عمقي چيه؟
– رئوفي : يعني هيچ راهي نداره؟
– محمود : چرا! خودمون سوارش بشيم
– اسد (كه تا الان ساكت مانده بود) : فكر كنم پرواز كور ميخواد
– محمود : پرواز كور! با كدوم تجهيزات؟
– اسد : تو بعضي پروازها شرايطي پيش مياومد كه پرنده گم ميشد، مجبور بودم نديده هدايتش كنم.
– محمود آقا اسد دارين چي رو قبول ميكنين؟
اين گفتگو نيز يكي از گفتگوهاي محوري اين فيلم است كه قرار است تا آخر فيلم مفاهيم و روايت فيلم در مورد جهتگيري اسد و محمود نسبت به امداد غيبي را قضاوت كند. در صحنه قبل موضع اسد و محمود درباره دال ولايت و تكليف تحليل شد. در ابتداي گفتگو باز هم اين موضعگيريها تكرار ميشود. اگر دقت كنيم متوجه ميشويم كه موضع محمود نسبت به اين امر كاملا منفي است. محمود مداوم از حاجي رئوفي كه نماينده كسي است كه تكليف و وظيفه را گوشزد ميکند نه يك فرمانده – سوال ميپرسد و اين سوال پرسيدنهاي مكرر محمود شكلي بسيار منفي به خود ميگيرد. به هر حال سوال پرسيدن در برابر آنچه تكليف شده است چندان جايز نيست. ممكن است اين موضوع مطرح شود كه رئوفي فرمانده است و در اين مواقع سوال پرسيدن افراد از ردههاي بالاتر از خود امري مذموم است، اما همانطور كه قبلا هم گفته شد، اين نوع از جنگ اعتقاد چنداني به قواعد جنگ كلاسيك ندارند و از همين رو به جاي ناميدن افراد به اسم فرمانده، قربان، جناب سروان، سرهنگ و يا هر چيز ديگر، از كلماتي مانند، حاجي، سيد، برادر و … استفاده ميكنند. از همين رو ناروا بودن پرسش نه به خاطر عدم رعايت سلسله مراتب، بلكه به دليل عدم توجه به موضوع تكليف است. به همين خاطر اسد هيچ سوالي نميپرسد.
اما در پايان اين گفتگو اسد وارد بحث ميشود و به نحوي گفتگو را پايان ميدهد. به نظر اسد اين كار نيازمند پرواز كور است. اسد معتقد است كه گاهي اوقات كه او هنگام تمرين هواپيما را گم ميكرده به اين روش رو ميآورده است. روش پرواز كور همان مفهوم امداد غيبي است كه تمام در ادامه به همين مفهوم ميپردازد.
فرداي آن روز اسد به همراه محمود و رئوفي براي تمرين پرواز كور به يك مكان باز ميروند. اسد روي يك تپه رفته است و از رئوفي ميخواهد تنها باشد. تنها بودن اسد تداعيگر مفهوم امداد غيبي است به اين علت كه اين مفهوم براي غريبهها محمود – قابل درك و فهم نيست. اسد هواپيما را به پرواز در ميآورد و روي پرواز كور متمركز ميشود. ابتدا او سعي ميكند كه با استفاده از ساير حواس خود مانند حس شنوايي هواپيما و پرواز كور را كنترل كند، اما هواپيما را گم ميكند و كنترل از دستش خارج میشود و ناگهان هواپيما به سرعت به طرف او ميآيد. همين موضوع شوك خود را بر اسد وارد ميكند و اسد به خود ميآيد و پي ميبرد كه اين كار قلبي است و نيازي به حواس ندارد. از اين رو زانو ميزند و به سجده ميرود. همين به خاك افتادن او و تعظيم و تسليم مطلق باعث بازگشت هواپيما ميشود. در همين حين رئوفي او را صدا ميزند. اسد ميپرسد كه هواپيما گم شدو حاجي جواب ميدهد كه نه! همين شك اسد در پرواز كور باعث ميشود كه اسد انجام پرواز كور را نپذيرد. به همين خاطر رئوفي پيشنهاد هدايت سه مرحلهايي مهاجر را مطرح ميكند و همانطور كه انتظار ميرود رئوفي در خط يك، محمود در خط دو و اسد در دل مواضع عراق و در خط سه قرار ميگيرد.
همانطور كه گفته شد اسد نماينده انسان مكلف است. حتي يك لحظه شك اسد و زانو زدن دوباره وي براي هدايت هواپيما و پرواز كور و به عبارتي امداد غيبي را ميتوان با مفاهيم ولايت فقيه و ولايت مطلقه فقيه مرتبط دانست. به هر حال، زمان ساخت فيلم با گفتمانهاي موافق و مخالف با ولايت مطلقه فقيه كه در همين دوران تصويب شده است همراه شده است. ولايت مطلقه فقيه به علت مطلق بودن آن بايستي عاري از هرگونه شك و ترديدي باشد. به همين دليل كوچكترين شكي نبايد در آن راه داشته باشد. اهتمام و پذيرش اين امر نيز نيازمند تسليم و تكريم مطلق است. از همين رو وقتي اسد در وهله اول در مورد امداد غيبي كه نشانهايي از ولايت است مواجهه ميشود با حركت سريع مهاجر از روي سر وي به او اخطار داده ميشود و تنها هنگامي كه اسد تسليم محض كه همان مفهوم مطلق در ولايت فقيه است و نشانهايي از فصل الخطاب بودن ،امداد غيبي شامل حال او مي شود. به هر حال اسد در اين مرحله از پذيرش پرواز كور امتناع ميكند و قرار مي شود كه هدايت سه مرحلهايي مهاجر با نفوذ عمق اسد صورت بگيرد. اين استحاله اسد به حالتي از تسليم مطلق در ادامه همين روايت و با قرباني كردن خود است كه صورت ميگيرد.
به هر حال اسد كه براي شناسايي به عمق خاك عراق رفته است پس از آنكه با بمباران نيروهاي خودي مهاجر را از دست ميدهد، در ميان نيروهاي عراقي گير ميكند. محمود كه به شدت نگران حال اسد است با رئوفي درگير ميشود و ميخواهد كه يك گروه براي كمك به اسد روانه شوند اما رئوفي مخالفت ميكند:
– رئوفي : خط شلوغ شده، از ما خواستن دم به دم شناسايي كنيم.
– محمود : بهتر شد، تو دل اون كار اين كارم انجام ميديم
– رئوفي : فكر كنم جا به جا گفتي، تو دل اين ماموريت اون كار هم انجام ميديم
– محمود : يعني چي ميخواين بگين!؟
– رئوفي : وظيفه يادمون نره!
– محمود : همين امروز صبح بدرقشون كرديم، یه روز هم نشده!
– رئوفي : فكر ميكني فراموششون كردم؟ خوب گوشاتو باز كن اونا يه لشگر ديگه شونو هم آوردن، خدا ميدونه چندتا لشگر ريخته اون تو. كميناشونم آوردن جلوتر، تو همچين شرايطي چكار بايد بكنيم؟
– محمود : هيچي! يادم ميره كه پرواز عمقي چقدر مهم بود، یادم رفت پرواز كور چه بلايي سر بچهها آورد، يادم ميره اسد داشتيم، غفور داشتيم، شايد تاريخ مصرفشون گذشته؟ راستي چرا جاحي؟
– رئوفي : زخم زبون ميزني؟ اگه جوابي براي اين سوال بايد بدم، صاحبش تو نيستي، فرق تو با اسد سر همين چيزها است، يا بهتر بگم سر تكليفه!
– محمود (در حالي كه صداي دعا در همين لجظه بلند شده است و در خواست طلب و عفو دارد): پس فرق من با شما چيه؟
اين گفتگو ضربه نهايي را به محمود وارد ميكند. محمود كه هنوز نتوانسته است مفهوم ولايت و وظيفه را درك كند اين دفعه در گفتگو با رئوفي مورد استيضاح شديد قرار ميگيرد و تفاوت او با اسد كه حالا به معياري براي همه تبديل شده است از زبان رئوفي بيان ميشود. رئوفي دو نكته خيلي مهم را به محمود تذكر ميدهد. نكته اول اين است كه اگر جوابي براي سوالات بايستي داده شود صاحب اين سوالات محمود نيست، اين امر نه به دليل روابط سلسله مراتبي آن دو بلكه به اين دليل است كه وي در مقابل كسي ديگر – احتمالا خدا و در نهايت ولي فقيه – است كه پاسخگو است و از اين رو پرسش غير از وي نيازي به پاسخ ندارد. اين گفتمان ريشه بسيار عميقي در تفكرات ايران از مشروطه به بعد و به ويژه بعد از انقلاب اسلامي ايران دارد و در آن رابطه بين مشروطه و مشروعه و يا همان نسبت بين جمهوريت و اسلاميت مورد بحث است. بدون اينكه قصد داشته باشم كه در اينجا به مناظرات انجام گرفته در اين باره بپردازم، اما اشاره ايي به مناظرات صورت گرفته در اين باره در دهه اول انقلاب اسلامي خواهم كرد. در حالي كه در سال هاي اول انقلاب اين دو در طول يكديگر قرار گرفته بودند و مشروطه و مشروعه را لازم و ملزوم يكديگر ميدانستند. آيتالله خميني در حكم انتصاب بازرگان براي خود در اين باره را اينگونه ابراز مي نمايد:
بر حسب حق شرعي و حق قانوني ناشي از آراء، اكثريت قاطع قريب به اتفاق ملت ايران طي اجماعات عظيم و تظاهرات وسيع و تظاهرات وسيع و متعدد در سراسر ايران نسبت به رهبري جنبش ابراز شد و …
جنابعالي را به مامور تشكيل دولت موفق مي نمايم ( ،‌بهمن 1357 ، به نقل از اكبر گنجي، 1372).
اما در سالهای پایانی جنگ با تصویب قانون ولایت مطلقه فقیه مشروعیت و یا همان اسلامیت آن بر مشروطیت و یا جمهوریت آن سنگینی کرد. در این راستا گفتمان رسمی رابطه بین این دو را به این صورت بیان میکند که:
مردم از دو طریق میتوانند در حکومت دخالت داشته باشند از باب مشروعیت و از باب کارآمدی … در نظام قراردادی رای مردم مشروعیت را میسازد و این همان مطلبی است که تحت عنوان حکومت مردم یا حکومت ازپایین به بالا از آن یاد میشود. اما در نظام اصالت وظیفه مردم در حکومت صرفا از باب کارآمدی نه از مسیر مشروعیت، نقش دارند … اگر سوال کنید که آیا رای مردم مشروعیت میآورد جواب میگوییم: در حکومت اصالت وظیفه فقط هنگامی که این رای مورد قبول حاکم مشروع باشد مشروع است و نه مستقلا، این تفاوت بین دو نظام حکومتی است (همان)
نقل قول دوم به واقع مبنای نظری گفتمان مربوط به ولایت مطلقه فقیه است، و همان جملهایی است که در گفتگوی بین محمود و رئوفی از زبان رئوفی نقل میشود، اما با زبان و لحنی متفاوت. از این رو محمود که نماینده طیف مقابل است و با وجود معتقد بودن به نظریه ولایت فقیه – و مخالف با نظریه ولایت مطلقه فقیه – به حاشیه رانده میشود و طرد میشود. در ادامه روایت فیلم نیز به سمتی پیش میرود که دیگری را با خودی کردن آن به حاشیه میراند. خودی کردن دیگری یک استراتژی است که در مورد فیلمهای دوره جنگ به خوبی به کار برده میشود. در این استراتژی با خودی کردن دیگری، گفتمان مقابل را به حاشیه رانده و طرد میکند.
درباره این استراتژی در تحلیل فیلم هویت بیشتر صحبت خواهیم کرد.
اما از آنجا که گفتمان بسیار نزدیک تر به گفتمان رسمی یعنی ولایت مطلقه فقیه در اینجا طرد شده است، مسلما سایر گفتمانهای دورتر نیز طرد خواهند شد. از این رو میبینیم که سایر گفتمانهای دیگر و یا حتی محتمل دیگر در حوزه گفتمانگونگی قرار میگیرند و با عدم بازنمایی آنان نه تنها طرد، بلکه انکار میشوند. انکار شدیدترین شکل از طرد و حاشیه رانی گفتمانهای رقیب است. در این فیلم هیچ یک از گفتمان های ضد جنگ و صلحطلب وجود ندارد و یا بازنمایی نمیشود. این گفتمان به خصوص بعد از سال 1361 و باز پسگیری خرمشهر از نیروهای عراقی فعال شدند و مهمترین طرفداران این گفتمان نیز ملی مذهبیها و افراد نهضت آزادی هستند. اما هیچ اثری از این گفتمان در روایت فیلم مشاهده نمیشود. گفتمانهای کلیگرایانه که حاوی دالهایی همچون دفاع از وطن، سرزمین و خاک است و نمونه آن را میتوان در فیلمهای اوایل دهه 60 مانند عقابها و یا حتی مرز مشاهده کرد نیز وجود ندارد. و همانظور که بیان شد شکل بسیار ضعیف شدهایی از این گفتمان که معتقد به جنگ کلاسیکی بودند، در محمود بازنمایی می شود.
تقابل دیگر میان این گفتمان رسمی از جنگ و گفتمان دشمن قرار دارد. به هر حال به نظر میرسد که در فیلمهای جنگی متخاصمترین گفتمان رقیب، گفتمان دشمن است و هویت نیروهای خودی بایستی به شدیدترین وجه آن در تقابل با نیروهای دشمن که دیگری است تعریف شود. اما همانطور که گفته شد، گفتمان رسمی جنگ هر چند که خود را در تقابل با این دشمن روایت میکند، اما تقابل هویتی آن در برابر محمود است و در برابر این دیگری است که دالهای خود مانند ولایت مطلقه فقیه را مفصلبندی میکند. همانطور که در فیلم هم میتوان ملاحظه کرد، بازنمایی روشنی از سربازان عراقی وجود ندارد. حتی در هیچ کجای فیلم یک نمای مستقیم از چهره سربازان عراقی وجود ندارد و حتی در صحنهایی که اسد قصد زدن دکل عراقیها را دارد صبر میکند تا سرباز عراقی از دکل فرار کند و بعد دکل را هدف قرار میدهد. از این رو دشمن اصلی در این گفتمان نه سربازان عراقی، بلکه سایر گفتمانهای

پایان نامه
Previous Entries دانلود مقاله با موضوع تبارشناسی Next Entries دانلود مقاله با موضوع دفاع مقدس، ایدئولوژی، بیمارستان، تحلیل گفتمان