دانلود مقاله با موضوع ساختارگرایی، تحلیل گفتمان، پساساختارگرایی، معناشناسی

دانلود پایان نامه ارشد

اشاره دارد و به بیان دیگر بسیار گسترده و همگون تلقی می‌شود همچنین از این جهت خود را از گفتار متمایز می‌شمارد که فراتر از کاربرد فردی محسوب می‌گردد. گفتمان نوعی حد واسط میان زبان و گفتار است. معنای غالب گفتمان در برگیرنده‌ی اجتماعی از کنشگران است که میان آن‌ها ارتباطی ویژه وجود دارد.
مقایسه‌ی گفتمان و متن دارای مشکلات بسیاری است زیرا نه تنها گفتمان یک واژه چند معنایی است بلکه متن نیز چنین ویژگی‌ای را داراست. به همین دلیل گاهی این دو، متضاد هم گاهی نیز مترادف هم تلقی می‌شود. به نظر بسیاری از محققان در نقد دوره‌ی نوین، گفتمان جایگزین متن می‌گردد. این موضوع تا آنجا جدی است که از نظر این عده می‌توان مطالعات در حوزه‌ی ادبی و هنری و به طور کلی علوم انسانی را به دو دوره‌ی متنی و گفتمانی تقسیم نمود. موضوع دیگری که می‌تواند به عنوان تفاوتی برای این دو محسوب شود ماهیت فرایندی گفتمان نسبت به متن است. به عبارت دیگر، گفتمان با فرایند همراه است زیرا در آن گفته‌پردازی وجود دارد (بی نام، 1388: 42).
از موضوعات مطرح دیگر، تفاوت میان گفتمان و گفته‌پردازی است. گفته‌پردازی که پس از متن پردازی مطرح شد، خود نوعی واکنش به ساختارگرایی محسوب می‌شود و به مطالعه‌ی گفته، گفته‌پرداز و گفته‌شنو می‌پردازد که خود بیانگر گذر از مطالعه‌ی صرف گفته یا متن به فراگفته‌هایی همچون گفته‌پرداز و گفته‌شنو است (بی نام، 1388: 43).
2-5-1- تاریخچه گفتمان
تاریخچه‌ی مباحث مربوط به گفتمان و تحلیل گفتمانی را می‌توان به سه دوره اصلی تقسیم کرد: پیشا‌ساختارگرایی، ساختارگرایی و پسا‌ساختارگرایی.
دوره‌ی پیشا‌ساختارگرایی دوره‌ای بسیار طولانی است یعنی از طرح نخستین مباحث در خصوص گفتمان در علم بلاغت شروع می‌شود و تا نیمه ی اول قرن بیستم تداوم می‌یابد. گفتمان در دوره‌ی باستانی، میانی و حتی بخش گسترده‌ای از دوره‌ی مدرن بیشتر به جنبه‌های بلاغی و زبانی معطوف بوده است و در این دوره‌ی طولانی گفتمان بیشتر به عنوان بیان مورد استفاده قرار می‌گرفت چنان که برای صنعت‌های بیانی از این واژه استفاده می‌کردند.
دوره‌ی دوم که عصر ساختارگرایی محسوب می‌گردد از اهمیت فراوانی برخوردار است. زیرا نه فقط واسطه‌ی میان دو دوره‌ی مهم و اصلی است بلکه بسیاری از مسائل اصلی گفتمان همچون وضع عبارت ترکیبی تحلیل گفتمان و مقدمات رویکرد گفتمانی در همین دوره انجام می‌گیرد.
به لحاظ پیشینه، باید گفت که دهه 1950 عصر ظهور اصطلاح گفتمان در گستره علوم مختلف اجتماعی و انسانی بود. این مفهوم در كمتر از دو دهه حضوری مداوم و عمیق در اكثر رشته‌های علوم اجتماعی و ارتباطی یافت. تحلیل‌های جامعه‌شناختی از این مفهوم كه ظاهراً برای اولین‌بار در مقاله “تحلیل گفتمان” نوشته زلیك هریس51 (1952) زبان‌شناس معروف فرانسوی به كار رفته بود، در دهه‌های 1970 و 1980 وارد عرصه‌های زبان‌شناسی، نقد ادبی، روان‌كاوی، فلسفه، نظریه سیاسی، نظریه اجتماعی و نظریه فرهنگی شد (بشیر، 1384: 12).
حوزه فرانسوی مهم ترین حوزه‌ی گفتمان و مطالعات گفتمانی محسوب می‌شود. این حوزه خود دارای چندین گرایش جدی و اصلی است و نخستین و معروف‌ترین گرایش آن به نام “مکتب فرانسوی تحلیل گفتمان” شناخته شده است. این مکتب که با افرادی همچون آلتوسر52، پشو53، فوکو و لاکان54 شکل گرفته است دارای گرایش‌های فلسفی و فرهنگی است. مکتب دیگری که به نام “مکتب پاریس”55 معروف است به طور عمده توسط نشانه‌شناسانی همچون گرمس، کورتز56، فونتنی و… شکل گرفته است و این جریان نشانه‌شناسی، امروزه در دانشگاه لیموژ57 بسیار فعال است. البته جریان‌های دیگری همچون زبان‌شناسی و نیز افرادی همچون بنونیست و منگنو58 که ” مکتب پاریس” با آن‌ها در تعامل بود دارای اهیمت بسیاری در این حوزه هستند. مکتب فرانسوی تحلیل گفتمان همچنین به داشتن گرایش‌های پساساختارگرایانه نیز شهرت دارد. در واقع، زمینه‌های پساساختارگرایی به واسطه‌ی همین جریان یعنی نوع توجه به گفتمان و به کارگیری تحلیل گفتمان فراهم شد (بی نام، 1388: 45).
باید گفت نشانه–معناشناسی مکتب پاریس به دلیل تعریف متفاوتی که از نشانه و معنا ارایه کرده از همان ابتدا دارای رویکرد گفتمانی بوده است. از نظر این مکتب، نشانه‌شناسی به دنبال ایجاد تئوری مربوط به نظام معنا می‌باشد. به همین دلیل بر خلاف مکتب‌هایی که نشانه را قبل از هر چیز یک موضوع قابل مشاهده می‌دانند. نشانه یک ابژه تولید شده و شکل گرفته است. به همین دلیل، تحلیل گفتمان از نظر مکتب پاریس، قبل از هر چیز مطالعه و بررسی شرایط تولید و دریافت معناست. که این تعریف هم تا به امروز دچار تحولات فراوانی شده است و در نشانه- معناشناسی، مفهوم گفتمان با مفهوم فرایند گره خورده است. فرایندی بودن گفتمان بر این نکته تاکید دارد، که شکل‌گیری آن تابع مجموعه عملیاتی است که از یکسو در برگیرنده‌ی زنجیره‌های بزرگ زبانی است و از سوی دیگر، توانش‌های زبانی و غیر زبانی (ژست، فعالیت‌های حسی_حرکتی…) را هم شامل می‌شود (بی نام، 1388: 41).
گفتمان در دوره‌ی ساختارگرایی توسط زبان‌شناسان معنا و مفهوم نوینی یافت که به طور تنگاتنگ با الگوی ساختارگرایی ارتباط دارد. در فرانسه گفتمان در معنای فنی، علمی و زبان‌شناسانه خود، اولین‌بار در اواسط دهه 1960 توسط اندیشمند معروف فرانسوی “امیل بنونیست” به‌كار گرفته شد و رواج یافت. وی گفتمان را با نگاهی ساختارگرایانه مورد توجه و مطالعه قرار داد.
گفتمان در این دوره با وجود گرایش‌هایی هر چند اولیه همگی به نوعی از الگوی ساختارگرایی تبعیت می‌کنند. در آمریکا هریس به ساختار نحوی زبان و در فرانسه پس از چندی گرمس به ساختار معنایی آن می‌پردازد. هر دو گرایش علاوه بر به کارگیری واژه‌ی گفتمان در اینکه مطالعه ساختار معنایی و ساختار نحوی فراجمله‌ای است با یکدیگر اشتراک دارند. در واقع، وجه اصلی گفتمان زبانی در این دوره عبور از جمله و نائل آمدن به مطالعات فراجمله‌ای است. در نتیجه چیزی که گفتمان را از غیر خود متمایز می‌سازد فراجمله‌ای بودن است.
دوره‌ی اصلی گفتمان و تحلیل گفتمانی در دوره‌ی پساساختارگرایی اتفاق می‌افتد. زیرا گفتمان در این دوره نیز دارای معانی گوناگون می‌شود و شخصیت‌های بزرگی همچون فوکو به آن می‌پردازد و در حوزه ی زبانی دیگرگفتمان تحقیق فراجمله‌ای و متنی محسوب نمی‌شود بلکه مطالعات گفتمانی از حوزه‌ی متن نیز فراتر می‌رود و بافت را نیز در بر می‌گیرد. گفتمان در این دوره خود را بیش از پیش از مطالعات صرفا زبانی رها نموده و متاثر از رشته‌های دیگری همچون فلسفه و علوم اجتماعی می‌شود (بی نام، 1388: 47).
یکی از مشهورترین انواع مطالعات گفتمانی ناظر بر پژوهش‌هایی است که منسوب به پساساختارگرایی فرانسوی بوده و بیشتر با نام میشل فوکو شناخته شده است. در این گرایش‌ها، ادراک آدمی گفتمانی پنداشته می‌شود. هر پدیده ای در قالب گفتمانی درک می‌شود و به عقیده‌ی اسلمبروک، جوهر پساساختگرایی همین باور به ادراک گفتمانی پدیده‌هاست. از آنجا که نظریه‌پردازان پساساختگرا معناسازی در زبان را مبتنی بر فرایند تمایز می‌دانند، معانی در عرصه ی اجتماع را نیز فاقد ثبات می‌پندارند. در این دیدگاه به سوژه و ابژه سازی در سطح فلسفی اشاره می‌شود. این دیدگاه را باید بیشتر معرفت‌شناسی‌ای مبتنی بر مفهوم گفتمان و پی آمدهای آن دانست.
گفتمان پدیده‌ای چند سطحی است که وجوه و سطوح مختلف آن موضوع بررسی رویکردهای پژوهشی مختلف قرار می‌گیرد. تحلیل گفتمان فعالیتی بین رشته‌ای است که حاصل مساعی مشترک رشته‌های مختلف علوم انسانی و اجتماعی است، لیکن زبان‌شناسی در همه‌ی این فعالیت‌ها نقش محوری دارد (فاضلی ، 1383: 88-89).
البته نوع دیگری از مرحله‌بندی و زمان‌بندی مرتبط با گفتمان نیز وجود دارد. به عبارت دقیق‌تر می‌توان این مباحث را در سه مرحله تقسیم کرد: زبان همچون یک نظام، زبان همچون یک بیان فردی و زبان همچون کنش و تعامل اجتماعی و فرهنگی. در مرحله نخست که با ساختارگرایی به ویژه ساختارگرایی کلاسیک همچون سوسوری مربوط می‌شود، زبان نظامی است ساختارمند و از پیش معین. این همان است که سوسور به عنوان لانگ59 از آن یاد می‌کند. مرحله دوم بر اساس توجه به زبان فردی انجام می‌گیرد. زبانی که یک فرد از آن استفاده می‌کند و سوسور و پیروانش ازآن با نام پارول60 یاد می‌کنند. مرحله‌ی سوم نیز که بر اساس توجه به جنبه‌های اجتماعی صورت می‌گیرد همان دوره‌ی گفتمان است (بی نام، 1388: 47).
2-5-2- نظریه های گفتمان
تعاریف و نظریه‌های مختلفی برای گفتمان ارائه شده‌است که در ادامه به ذکر مهم‌ترین آن‌ها پرداخته می‌شود:
استوبز61 «زبان ورای جمله و عبارت» (Jaworski & coupland, 1999: 1) را گفتمان می‌داند.
از تعاریف پیچیده‌ای که به نحو دقیق‌تری بر کاربرد زبان توجه دارند نظر “گی”62 است. به نظر گی «گفتمان متضمن چیزی بیش از زبان است. گفتمان‌ها همواره متضمن هماهنگ کردن زبان با شیوه‌ی عمل، تعامل، ارزش‌گذاری، باور‌داشتن، احساس، بدن‌ها، لباس‌ها، نمادها‌ی غیر زبانی، اشیا، ابزارها، تکنولوژی‌ها، زمان و مکان است» (Gee, 1999: 25).
یاورسکی و کاپلان تعریف جامعه شناختی از گفتمان ارائه می‌کنند. به اعتقاد این دو «گفتمان عبارت است از کاربرد زبان در رابطه با صورتبندی‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی_زبانی که بازتاب دهنده‌ی نظم اجتماعی است و در عین حال به نظم اجتماعی و کنش متقابل افراد با جامعه شکل می‌دهد» (Jaworski & coupland, 1999:.3).
تعاریفی از گفتمان هم وجود دارند که بیشتر منسوب به اندیشمندان ساختگرا و پساساختگرای فرانسوی و همگی متاثر از اندیشه میشل فوکو هستند. در این گونه برداشت‌ها از مفهوم گفتمان، تحلیل نظام‌های اندیشگی در قالب‌های زبانی مد نظر هستند. در این تعاریف، استقلال زبان از جهان و تحلیل نظام زبانی مد نظر است.
از نظر سوسور محدودیت‌های دقیقی در برابر امکان ارائه نظریه زبانی گفتمان وجود دارد. در دیدگاه سوسوری گفتمان عبارت است از هر نوع توالی زبانی بزرگتر از جمله. حال، از چشم انداز سوسوری وجود زبان‌شناسی گفتمان امری است غیر ممکن، زیرا تنها خواست فرد متکلم بر توالی جملات حاکم است و هیچگونه نظم ساختاری که به کمک نظریه‌ای عمومی قابل فهم باشد ارائه نمی‌شود. با این حکم دکارتی مبنی بر قدرت فائقه سوژه (فاعل شناساگر)، نفس امکان وجود نظریه زبانی گفتمان نفی گردید. علاوه بر آن نظریه سوسوری نشانه نیز در نهایت نظریه‌ای ناهماهنگ و ناسازوار از آب در آمد، زیرا اگر زبان صورت (عرض) باشد و نه جوهر (ذات)، و اگر بین نظم دال و نظم مدلول همشکلی محض وجود داشته باشد، در آن صورت از دیدگاهی صوری، این دو نظم از یکدیگر غیر قابل تمییز می‌شوند و نمی‌توان قایل به دوگانگی نشانه زبانی بود. با توجه به این مسئله سوسور مجبور بود مجددا بطور زیرزیرکی تمایز بین جوهر آوایی و جوهر مفهومی را مطرح سازد. با این نتیجه که تحلیل ساختاری را به گونه‌ای تنگاتنگ با نشانه زبانی پیوند زند (نوذری، 1377آ: 43-44). تنها با ظهور مکتب تحلیل بنیادین کپنهاگ63، یکی از مکاتب زبان‌شناسی در قرن بیستم که توسط لوئی یلمسلف آغاز شده بود که این تناقضات و ناسازواری‌های درونی مکتب سوسوری به گونه‌ای مناسب مورد توجه و بررسی قرار گرفت. حاصل کار تدوین دومین الگوی زبان‌شناسی ساختاری بود که صراحتا در راستای نوعی فرمالیسم در حال بسط پیش رفت.
در نشانه–معناشناسی گرماسی، آن چه که گفتمان را از فرم ساختارگرایی خود متمایز می‌کند، پذیرش حضوری پدیداری و جریانات حسی–ادراکی در روند تولید معناست. در این دیدگاه، برخلاف دیدگاه سوسوری، رابطه ی بین عناصر نشانه-معنایی از نوع تقابلی و تثبیت شده نبوده و رابطه ای نوسانی و مدرج به شکلی هم بسته در بین آن‌ها وجود دارد. سیالیت معنا در گفتمان و جابجایی معنا در طول آن، فرایندی تنشی ایجاد می‌کند که در دو بعد فشاره‌ای که گونه‌ی عاطفی است و گستره‌ای که همان گونه شناختی است، گسترش می‌یابد. در طی این تعامل، نوع ارزش‌های حاکم بر گفتمان شکل می‌گیرد (آیتی، 1392: 7).
امیل

پایان نامه
Previous Entries دانلود مقاله با موضوع ساختار زبان، علوم انسانی، پدیدارشناسی، تحلیل گفتمان Next Entries دانلود مقاله با موضوع پدیدارشناسی، پراگماتیسم، کنش کلامی، نظریه کنش