دانلود مقاله با موضوع زنجیره تأمین، مواد غذایی، زنجیره توزیع، صنایع غذایی

دانلود پایان نامه ارشد

بدست می‌آید، این شیر به مکان دیگری بنام سکو برده می‌شود. در سکو، شیر چندین خردهفروش باهم ترکیب شده و یک کانتینر شیر را تشکیل می‌دهد. این شیر در مرحله بعدی به سازمان حمل می‌شود.
در شکل زیر مراحل تهیه شیر از دامدار نشان داده شده است.

شکل 17: مراحل تولید در زنجیره دامداری

4-3-1-2- پروسس شیر
در پروسس شیر، تانکرهای دریافتی در مرحله قبل ابتدا بر روی باسکول وزن می‌شوند، پس از آن نمونهبرداری از شیر هر تانکر انجام شده، به آزمایشگاه برده می‌شود. در آزمایشگاه تست‌های آلودگی انجام شده، درصورت منفی بودن جواب تست شیر به مرحله بعدی می‌رود. در غیراینصورت، با استفاده از مواد شیمیایی، مواد خارجی و غیرمطلوب شیر از بین برده می‌شود، تست دوباره انجام می‌گردد، در صورت امکان، شیر به چرخه باز می‌گردد، در غیراینصورت شیر به تصفیهخانه فرستاده می‌شود تا معدوم گردد. پس از تخلیه تانکر، شیر وارد واحد کف‌‌‌گیری و خنک‌کاری می‌شود، تا درجه حرارت شیر از حدود 17 درجه به حدود 5 درجه برسد. این فرایند برای افزایش تاریخ مصرف شیر است. شیر 5 درجه به بافر تانک فرستاده می‌شود. بافر تانک، شیر را به دو سری تقسیم می‌کند، شیر کامل 2/3 درصد چربی و شیر 05/0 درصد چربی یا به اصطلاح شیر پسچرخ (شیر بدون چربی). شیر اولیه محصولات مختلف با هم متفاوت است، برای تهیه شیر بدون چربی، شیر به واحد جداکننده تزریق می‌شود و در آنجا چربی آن گرفته می‌شود. پس از این مراحل شیر به تانک ارسال، تزریق می‌گردد، این واحد بافر واحدهای مختلف است. و در هنگام اعلام نیاز واحدهای مختلف دریچه لوله‌های تزریق را باز نموده و به واحدهای مختلفی چون، پنیر، فرادما، و پاستوریزه ارسال می‌کند. شکل زیر مراحل فرایند در زنجیره پروسس شیر را نمایش می‌دهد.

شکل 18: فرآوری مراحل تولید در زنجیره پروسس شیر
4-3-1-3- فراوری
در این مرحله شیری که از سپراتور گرفته شده است به ماست تبدیل می‌شود، این حلقه از زنجیره شامل مراحل مختلفی است که شیر را به ماست بدل می‌کند. در ابتدا شیر توسط میکسر کاملاً همگن می‌شود، پس از تست همگن بودن آن، شیر پخته شده و پاستوریزه می‌گردد، و در مرحلة بعدی استارتر به شیر اضافه می‌شود. استارتر یک نوع مخمر است که شیر را به ماست تبدیل می‌کند. این نیمهساخته در بافر نگهداری می‌شود، تا به دستگاه پرکن ارسال شود، در دستگاه، ابتدا ظرف ماست بر روی دستگاه قرار می‌گیرد، سپس نیمهساخته در داخل ظرف تزریق می‌شود، باز هم بازرسی انجام می‌شود، سپس کپگذاری انجام شده و محصول که هنوز مایع است به گرمخانه فرستاده می‌شود. پس از گرمخانه تونل سرما و پس از آن وارد خط بستهبندی و بازرسی می‌شود تا در نهایت به سردخانه فروش منتقل شود. شکل زیر مراحل تولید ماست را نشان می‌دهد.

شکل 19: مراحل تولید در زنجیره فراوری
4-3-1-4- انبارش
پس از سردخانة سازمان، محصولات به سردخانة فروش برده می‌شوند، در هنگان نیاز به سکوی بارگیری منتقل شده، در کانتینر بارگیری می‌شوند، و به شعبه فروش رهسپار می‌گردند. بهطور خلاصه می‌توان این فرایندها را در شکل زیر نمایش داد.

شکل 20: مراحل تولید در زنجیره انبارش

4-3-1-5- توزیع
در مرحله توزیع، محصولات در سردخانه شعبه فروش ذخیره می‌گردد، بهطور مثال این سازمان در داخل کشور دارای 8 شعبه فرش در نقاط مختلف کشور از جمله مازندران، احمد آباد تهران، غرب تهران، اصفهان و غیره است. پس از آن با استفاده از سیستم پخش مویرگی، به سردخانه ناحیه فروش منتقل شده، در مرحلة بعدی به سردخانه خردهفروش برده می‌شوند، تا در نهایت در فروشگاه بهدست مصرفکننده برسد.

شکل 21: مراحل تولید در زنجیره توزیع

همانطور که ملاحظه نمودید، ما مراحل تولید محصول در زنجیره از دامدار تا مشتری را بیان نمودیم. در ادامه به بررسی ملاحظاتی که در سیستم قابلیت ردیابی وجود دارد می‌پردازیم.
4-3-2- مرحله دوم: ملاحظات قابلیت ردیابی
همانطور که قبلاً بیان شد شیر از دو مسیر وارد سازمان می‌شود: شیرهای صنعتی و شیرهای غیر‌صنعتی. هنگامی که ماده اولیه (در اینجا شیر) وارد سازمان می‌شود، پس از تست‌های کیفی لازم، اگر از دامداری‌های صنعتی وارد شود، شناسه‌ای مشخص و منحصر به تأمینکننده بر روی آن وجود دارد، در سازمان این شماره بهر برداشته می‌شود، و به هر کانتینر رسیده یک شماره بچ خاص تخصیص داده می‌شود. این امر موجب اختلال در سیستم قابلیت ردیابی می‌گردد. زیرا یک بچ ماده خام تأمین شده برای سازمان، از بچ‌های مختلفی از تأمینکننده ایجاد شده است. در صورتیکه ما این شناسه را برداشت نموده و یک شناسه داخلی سازمان بدان اختصاص می‌دهیم؛ در واقع برای تأمینکننده محدودسازی ردیابی به یک محصول خاص را غیرممکن نمودهایم. برای درک بهتر مطلب مثالی مطرح می‌کنیم، تأمینکننده شیر را از دام‌های مختلف با شماره ردیابی مشخص تأمین نموده، و آن را در بچ‌هایی با اندازه مشخص قرار داده و بر کانتینر بارگیری نموده و به سازمان تحویل می‌دهد، سازمان به هر کانتینر یک شناسه منحصربهفرد تخصیص می‌دهد، حال در صورتی که یک بچ شیر تأمینکننده که در بچ کانتینری ما قرار دارد، دچار آلودگی باشد، تأمینکننده قادر به شناسایی اینکه این بچ از کدام دام و یا کدام دامدار است، نخواهد بود.
با این حال بدون سیستم تخصیص شناسه، ردیابی محصول در سازمان با مشکل روبروست. با در نظر گرفتن محدودیت تاریخ انقضاء محصول، محصولات با استفاده از متد کنترل موجودی FIFO (آنکه زودتر آمده زودتر می‌رود)، اعزام می‌شوند. اگرچه مواد براساس FIFO رزرو می‌شوند، با این حال، در موارد خاص، موجودی در روش‌های غیردقیق دیگری اعزام می‌شوند. بنابراین بین مواد مورد استفاده، برنامه‌‌‌ریزی و ثبت شده و مواد مورد استفاده واقعی آنها، عدم انطباق‌‌‌هایی وجود دارد. بسیاری از مواد اولیه به انبار بازگشت داده می‌شوند. در حالیکه بعضی بچ‌ها در تولید، برچسب‌هایشان را از دست داده‌‌‌اند. برخی از محصولات بازگشت دادهشده بدلیل ازدسترفتن برچسب‌هایشان دیگر قابل تشخیص نیستند. ریشه این مشکل شناسایی فیزیکی بهر‌ها در تولید است. محیط تولید تکنیک‌های برچسب‌‌‌گذاری مورد استفاده، عامل ایجاد مشکل هستند. زیرا که ثبت بهر‌ها بهصورت دستی و با استفاده از شماره‌های شناسایی کاربردی انجام می‌شود. کاغذ‌ها و برچسب‌های مورد استفاده بهدلیل شرایط کارگاه ممکن است آسیب ببینند، مثلاً ممکن است بهدلیل رطوبت کمرنگ شوند، یا بدلیل فن‌های موجود در کارگاه از روی بچ‌ها جدا شوند. علاوه براین روش‌های دستی، زمانبر و غیرقابلاعتماد است. بدین ترتیب، سازمان باید از تکنولوژی‌های شناسایی چون بارکد و RFID کمک بگیرد.
در هر محصول، عاملی به عنوان فاکتور مؤثر، وجود دارد، که بر مبنای آن ماده اولیه و یا محصول، تقسیمبندی می‌شوند، در شیر ماده مؤثر درصد چربی است. بخش‌های مختلف و محصولات مختلف تولیدشده در سازمان از درصد چربی‌های مختلفی استفاده می‌کنند، اگرچه سازمان از روش FIFO برای کنترل موجودی استفاده می‌کند، اما بهدلیل استفاده شیرهای مختلف، گاهی مجبور است از روش‌های غیردقیقی برای تولید محصولات استفاده کند، که این امر موجب ایجاد تناقض بین مواد مورد استفاده برنامهریزی شده و مواد مورد استفاده واقعی شود.
در راستای افزایش استفاده سیستماتیک از بچ‌ها، باید اطلاعات لازم بر روی هر بچ ذکر شود، و بچ‌ها در کلاس‌های کیفی مختلفی قرار گیرند. با استفاده از کلاس‌های کیفی مختلف، قادر به بهینهسازی تخصیص بچ‌ها به واحدهای تولید خواهیم بود. در راستای انجام بهینهسازی، نیازمند شناسایی بچ‌ها و ثبت اطلاعات لازم بر روی آنها می‌باشیم.
همچنین بدون توافق با تأمینکنندگان در مورد الزامات لازم برای ردیابی، ردیابی داخلی نتایج مناسب و مطلوبی را در هنگام وقوع مشکل بهدست نمی‌دهد. ردیابی باید از منشاء تا مصرفکننده انجام شود.
4-3-3- مرحله سوم: تشریح الزامات
ملاحظات قابلیت ردیابی باید به الزامات ترجمه شود، الزامات، متغیرهای لازم برای ردیابی و پیگیری محصول می‌باشند. همانطور که ملاحظات در هر صنعتی متفاوت می‌باشد، به تبع آن الزامات قابلیت ردیابی نیز در هر صنعت متفاوت است. در صنایع غذایی این الزامات برای ایجاد سیستم قابلیت ردیابی مهم می‌باشد. مشخصه اصلی سیستم‌های ردیابی، شناسایی اطلاعات و حلقه‌های بین آنهاست، که در تمامی سیستم‌های ردیابی بسیار رایج است و مستقل از نوع محصول، سیستم‌های تولید و کنترل می‌باشد. در عمل سیستم‌های قابلیت ردیابی رویه‌های سوابق را ثبت می‌کنند و مسیر یک محصول خاص و یا مواد تشکیلدهنده تأمینکنندهگان را از طریق تمامی مراحل میانی که شامل فراوری و ترکیب مواد تشکیلدهنده به محصول جدید، از زنجیره تأمین به مصرفکننده است را نشان می‌دهند. قابلیت ردیابی محصولات بر مبنای توانایی شناسایی منحصربهفرد آنها در هر نقطه از زنجیره تأمین است. تولیدکننده و یا واردکننده اندازه بچی را که باید منحصراً شناسایی شود را تعیین می‌کند، لذا شناسایی و اندازه بچ یک الزام مهم در هر سیستم ردیابی می‌باشد. در طول زنجیره تأمین مواد غذایی، نهاد‌های جدید مکرراً ایجاد می‌شوند، این امر در مرحله بعدی، یعنی دینامیک بهر بخوبی نشاندادهشده است که محصولات مکرراً تفکیک و یا ادغام می‌شوند تا به مقصد نهایی که مصرفکننده است برسند. از الزامات قابلیت ردیابی شناسایی این تحولات و الصاق آن به تاریخچه محصول است. محصول و فرایند دو مؤلفه کلیدی در الزامات قابلیت ردیابی هستند.

این الزامات شامل:
➢ شناسایی بچ‌ها در هر مرحله از تولید
➢ شناسایی نوع تحولات صورت گرفته (مانند ادغام، تفکیک، تغییر و جنبش)
➢ ثبت مشخصه‌های مهم بر روی بچ‌های مواد غذایی (مثل ماده مؤثر (درصد چربی در اینجا))
➢ تقسیم مواد در کلاس‌های کیفی مختلف (بهر‌های فرعی مانند شیر با درصد چربی متفاوت)
➢ ثبت منبع شیر دریافتی
➢ ثبت سفارش شرکت و یا سازمان سفارشدهنده و تاریخ دریافت و تحویل سفارش
➢ ثبت مراحل و فعالیت‌های انجام شده بر روی یک بهر
➢ بهینهسازی تخصیص مواد در ارسال به دوایر تولیدی
➢ شناسایی موقعیت محصول در مراحل مختلف

4-3-4- مرحله چهارم: مدلسازی مفاهیم
با توجه به الزامات و مراحل تولید، برای پروسس مواد غذایی ده نوع نهاد را شناسایی شد؛
➢ TRU_ Type
➢ TRU_ Properties
➢ TRU_ Quality_ Specifications
➢ TRU_ Location
➢ TRU_ Stage
➢ TRU_ Transformation
➢ TRU_ ResponsibleActor
➢ TRU_ Definition
➢ TRU_ Resource
➢ TRU_ Order
به هر گونه شئ یا مفهومی که سیستم به نگهداری اطلاعات پیرامون آن نیاز داشته باشد، نهاد می‌گویند. نهادی معتبر است که بتوان مجموعه‌هایی از اطلاعات مرتبط با آن را نگهداری نمود. نهاد در ساختار منطقی داده با نماد یک مستطیل نشان داده می‌شود. نام نهاد گویای مختصات انحصاری آن موجودیت است و در نماد نهاد درج می‌شود. به ویژگی‌هایی که یک نهاد را توصیف و تشریح می‌کند، مشخصات و یا صفات گفته می‌شود. بهعنوان مثال اگر یک تأمینکننده را بهعنوان یک نهاد در نظر بگیریم، شناسه تأمینکننده، نام، نشانی و یا شماره تلفن تأمین‌کننده می‌تواند مشخصات آن باشد.
رابطه: نهاد‌ها بهصورت انفرادی در سیستم وجود ندارند و در ارتباط با دیگر نهادها مطرح می‌شوند. در مدل‌های مفهومی رابطه‌ها بهصورت روابط کاری نشان داده می‌شوند و نهاد‌های مرتبط بوسیله یک خط به یکدیگر متصل می‌گردند. تعداد رخدادهای یک نهاد که در یک رابطه معین شرکت دارند، بوسیله درجه آن رابطه مشخص می‌شود. در مدل مفهومی درجات امکانپذیر ارتباط بین نهادها، از طریق وضعیت خط رابطه نشان داده می‌شود. برای هر رابطه سه نوع درجه وجود دارد:
رابطه یکبهیک (1:1): نشاندهندة آن است که هر رخداد X تنها با یک رخداد Yرابطه دارد و همینطور بر عکس یعنی هر رخداد Y نیز تنها با یک رخداد X رابطه دارد.
رابطه یکبهچند (1:m): نشاندهندة آن است که هر رخداد X با یک یا چند رخداد Y رابطه دارد. اما رخداد Y تنها با یک رخداد X در رابطه است.
رابطه چندبهچند (m:n):

پایان نامه
Previous Entries دانلود مقاله با موضوع زنجیره تأمین، سفارشی سازی، مزیت رقابتی، واحدهای تجاری Next Entries دانلود مقاله با موضوع زنجیره ارزش، زنجیره تأمین، زنجیره توزیع