دانلود مقاله با موضوع رجوع جاهل به عالم، ناصر خسرو

دانلود پایان نامه ارشد

کشيدن در آن براي انسان هاي حقيقت جو باقي نگذاشته است.
همان طور که گفتيم يکي از آثار سوء اجتماعي جهل ، ايجاد دشمني ها و دامن زدن به آن مي باشد و در پي اين دشمني هاست که بشر در طول قرون متمادي به صورت فرسايشي عمل کرده است و توان اعجاب انگيز خود را در مسير باطل به کار گرفته است و جز رنج و محنت چيزي عايد او نگشته است.
دو ) نافع نبودن به حال ديگران
هم نشيني با افراد نيک کردار و نيک سرشت مي تواند در رشد و تکامل روحي و معنوي انسان موثر باشد ، اما در ارتباط با انسان جاهل دقيقاً اين تاثير نسبت عکس به خود مي گيرد ، به گونه اي که در اثر نشست و برخاست و مراودة با انسان جاهل ، اخلاق ذميمة او نيز به انسان سرايت کرده و اثرات اخلاقي زيان باري را در پي خواهد داشت.
تا آن جايي که حضرت علي ( ع ) در پند و اندرز به فرزندش امام حسن مجتبي ( ع ) مي فرمايد :
” يا بني اياک و مصادقه الاحمق فانه يريد ان ينفعک فيضرک ” 124
” پسرم از دوستي با احمق بپرهيز ، چرا که مي خواهد به تو نفعي برساند اما دچار زيانت مي کند. “
شايد بشود گفت ، در راستاي همين کلام و توصيه امير مومنان ( ع ) است که شاعر پر آوازه ايران يعني ناصر خسرو گفته است :
چه خوش گفت آن خردمند سخندان که روي از صحبت نادان بگردان
درخت انس نادان برنيارد حضورش جز که دردسِر نيارد 125
سه ) بروز فساد در جامعه
همان گونه که عالِمِ فاسد مي تواند عالم را فاسد کند ، انسان جاهل نيز مي تواند عالَمَي را گرفتار جهل خود نمايد.
حضرت علي ( ع ) در طي نامه اي به معاويه مي نويسد ” اي معاويه ! گروهي بسيار از مردم را به هلاکت کشاندي و با گمراهي خويش فريبشان دادي و در موج سرکشي درياي جهالت خود غرقشان کردي که تاريکي ها آن ها را فرا گرفته و در موج انواع شبهات غوطه ور گرديدند ، از راه حق به بيراهه افتادنند و به دوران جاهليت گذشتگان روي آوردنند و به ويژگي هاي جاهلي خاندانشان نازيدند.
اي معاويه ! در کارهاي خود از خدا بترس و اختيارات را از کف شيطان درآور که دنيا از تو بريده و آخرت به تو نزديک شده است. 126 “
در اين گفتار به بررسي گوشه اي از پيامدهاي مخرب فردي و اجتماعي جهل پرداختيم ، بر تک تک افراد و جامعه بشري است که به فکر ريشه کني و زدودن اثرات اين بيماري برآيند و جامعه خود را از مواجه شدن با پيامدهاي سوء آن برهانند.

” راه هاي عملي جهل زدايي ”
يک ) تحقيق و تبيين :
يکي از راه هاي زدودن جهل ، تحقيق و تبيين است :
” يا ايها الذين آمنوا انحاءکم فاسق بنبا فتبينوا انتصيبوا قوماً بجهاله فتصبحوا علي ما فعلتم نادمين ” 127
” اي کساني که ايمان آورده ايد ! اگر شخصي فاسقي خبري براي شما بياورد ، درباره آن تحقيق کنيد ، مبادا به گروهي از روي ناداني آسيب برسانيد و از کرده خودپشيمان شويد. ”
اين که در آيه شريفه دستور به تحقيق و بررسي خبر فاسق را به عدم ضرر رساندن به برخي افراد تعليل نموده ، لازمه اين امر در حقيقت ، رفع جهالت است. 128
دو ) پرسش از اهل ذکر
” و ما ارسلنا من قبلک الا رجالا نوحي اليهم فسئلوا اهلا لذکر انکنتم لا تعلمون 129 “
” و پيش از تو ، جز مرداني که به آن ها وحي مي کرديم ، نفرستاديم ! اگر نمي دانيد ، از آگاهان بپرسيد. “
درست است که طبق احاديث و آيات ديگر ، مراد از اهل ذکر ائمه اطهار مي باشند ، اما اين اختصاص با عموميت آيه منافات ندارد. به اين که اهل بيت ( ع ) مصداق اتم و اکمل باشند.
بنابراين پرسش از اهل خبره براي جاهل ، به حکم عقل بوده و رجوع جاهل به عالم در حقيقت ، ارشاد به حکم عقلي است. 130
سه ) بصيرت و بينش
يکي ديگر از راه هايي که براي مقابله با جهل و جهالت مي توان از قرآن کريم استخراج کرد ، کسب بينش و بصيرت مي باشد ؛ چرا که ثمره عدم بينش ، جهل و ناداني است :
” و مثل الذين کفروا کمثل الذي ينعق بما لا يسمع الا دعاء و يداء صم بکم عمي فهم لا يعلقون ” 131
” مثل ( تو در دعوت ) کافران ، بسان کساني است که ( گوسفندان و حيوانات را براي نجات از چنگال خطر ) صدا مي زند ، ولي آن ها چيزي جز سر و صدا نمي شنوند ( و حقيقت و مفهوم گفتار او را درک نمي کنند. اين کافران ، در واقع ) کر و لال و نابينا هستند از اين رو چيزي نمي فهمند. ”
منظور از کري ، گنگي و کوري در اين جا بُعد معنوي و روحاني است که همان بينش و بصيرت بوده که نتيجه آن ، منتفي شدن عقل و عدم تمييز و تشخيص خواهد بود ، و راه درمان اين جهالت ، کسب بينش و بصيرت است. 132
چهار ) تمسک و استعانت از خداي متعال :
تمسک و استعانت از پروردگار مي تواند يکي از راه هاي علاج جهل باشد. قرآن کريم در جريان داستان حضرت يوسف ( ع ) از زبان آن حضرت بيان مي کند.
” قال رب السجن احب الي مما يدعونني اليه تصرف عني کيدهن اصب اليهن و اکن من الجاهلين ” 133
از آن جايي که حضرت يوسف ( ع ) مي داند که در همه حال مخصوصاً در مواقع بحراني جز به اتکا لطف پروردگار ، راه نجاتي نيست ، خودش را با اين سخن به خدا مي سپارد و از او کمک مي خواهد و مي فرمايد :
” خداوندا من به خاطر رعايت فرمان تو و حفظ و پاکدامني خويش از آن زندان وحشتناک استقبال مي کنم و مي فرمايد : خدايا کمکم فرما ، نيرويم بخش ، بر قدرت عقل و ايمان و تقوايم بيفزا تا بر اين وسوسه هاي شيطاني پيروز گردم و از جاهلان نباشم. “
و يکي ديگر از راه هاي عملي جهل زدايي
پنج ) پيروي از قرآن است :
تا آن جايي که امام زين العابدين در صحيفه سجاديه در ذيل دعاي ختم قرآن مي فرمايد :
” و جعلته نورا نهتدي من ظلم الظلالة و الجهالة باتباعه و شفاء لمن انصت بفهم التصديق الي اشتماعه ” 134
” … و آن را نور و روشنايي گردانيدي که ما به پيروي از آن از تاريکي هاي گمراهي و ناداني راه مي يابيم و شفا و بهبودي براي کسي که فهميدن آن را از روي تصديق و باور نمودن خواسته ”
در اين جا مي توان گفت قرآن مجيد بيماري هاي صعب العلاج تري ( نسبت به جهل ) را مورد علاج قرار داده است و نسخه شفابخش ارائه کرده است.
به عنوان مثال با پديده بت پرستي و شرک که از بدترين و زشت ترين مريضي هاي بشر در طول تاريخ بوده ، به شيوه هاي مختلف به مبارزه و معالجه پرداخته است.
بنابراين براي ريشه کني جهل بايد به سراغ قرآن کريم رفت و راه هائي که موجب هدايت بشر مي شوند را شناسايي کرد و از قرار گرفتن در مسيرهائي که موجب سقوط مي شوند ، جلوگيري کرد.
و هم چنين يکي ديگر از راه کارهاي عملي جهل زيادي صبر و استقامت است اما هرگز نبايد از هدايت جاهلان مأيوس شد.
و در آخر راه هاي مرحوم نراقي در عرصه جهل زدايي :
ايشان در بيان معالجه جهل بسيط معتقد است که از سه راه مي توان به درمان آن پرداخت :
” يک ) اين که متوجه شود که جهل امري قبيح است چرا که انسان ، انسان حقيقي نيست و مجازاً به او انسان اطلاق مي شود چرا که برتري انسان به ساير حيوانات به خاطر ادراک اوست و در صورتي که انسان آگاهي نداشته باشد ، پس چه امتيازي مي تواند بر حيوانات داشته باشد ؟
دو ) توجه و دقت به مذمت هايي که در بشريت مقدس درباره جهل آمده است.
سه ) توجه کند به آيات و رواياتي که در فضيلت علم و دانش و معرفت وارد شده است. 135 “
و هم چنين در معالجه جهل مرکب فرموده است :
” که زائل کردن آن در نهايت صعوبت و سختي است. بديهي است که کسي که در جهل مرکب است ، خود را جاهل نمي داند تا درصدد رفع آن برآيد.
چنين شخصي اگر بد سليقه و کج ذهن است که در اين صورت بايد او را به فراگيري علوم رياضي و هندسه و حساب مشغول کرد چرا که اين گونه علوم نقشي بسزايي در تقويت ذهن و قوه عاقله دارند. و اگر جهل او به خاطر خطاي در فکر و استدلال است که در چنين حالتي بايد استدلال او را با استدلالات اهل تحقيق و علماي اهل فکر مقايسه کرد تا به اشتباه خود پي ببرد ، و اگر جهل او به خاطر لجاجت و يا تقليد از ديگري است ، بايد سعي کند تا اين عوامل را در خود از بين ببرد.136 “

3 – 2 – بخش سوم

مقايسه مفهوم جهل و اشتباه و موارد مشابه آن

1 – 3 – 2 – گفتار اول – مقايسه جهل با اشتباه
کلماتي مانند جهل و اشتباه ، خطا ، سهو ، نيسان و غفلت در اذهان مردم معناي واحد يا حداقل قريب به هم را متبادر مي کنند که مدار و محور اتحاد و اشتراک همه آن ها را ” جهل به واقع ” تشکيل مي دهد. بر همين اساس در بعضي از کتب حقوقي و يا به هنگام استعمال و محاوره ، آن ها را به جاي يکديگر به کار مي برند.
در حالي که از منظر واژه شناسي ميان آن ها تفاوت وجود دارد ما در اين گفتار ابتدا به معنا و مفهوم اين واژه ها و سپس به مقايسه آن ها مي پردازيم.
در کتاب مفردات راغب سه معني براي جهل ذکر شده است. 137
” الاول : و هو خلو النفس من العلم ، هذا هو الاصل. ” جهل آن است که ذهن انسان از هر گونه علم و آگاهي خالي باشد.
اين معنا اشاره به جهل بسيط دارد.
” الثاني : اعتقاد الشيء بخلاف ما هو عليه. ” يعني شخصي اعتقاد به چيزي دارد ، ولي برخلاف حقيقت آن شيء است.
اين معنا اشاره به جهل مرکب دارد.
” الثالث : فعل الشيء بخلاف ما حق ان يفعل سواء اعتقاداً فيه اعتقداً صحيحاً او فاسداً. ” يعني انجام دادن کاري که خلاف حقيقت آن شيء است. چه بر اساس اعتقاد صحيح انجام داده باشد و چه فاسد.
و معناي سوم ، ظاهراً اعم از آن دواست.
و هم چنين اين که اشتباه در متون فقهي و حقوقي دو کاربرد کاملاً متفاوت دارد : يکي در زبان عربي است که معادل شک ، شبهه ، بدگماني و التباس است. 138
کاربرد ديگر اشتباه در زبان فارسي در کتب حقوقي و قانون مدني است که معادل آن در زبان عربي به ويژه در کتب حقوقي معاصرين ، کلمه ” غلط ” به کار رفته است. 139
حال به مقايسه اين دو واژه مي پردازيم :
يکي از حقوق دانان معاصر عرب در توضيح کلمه جهل و تفاوت آن با اشتباه مي نويسد : 140
” آگاهي اتفاق مي افتد که حقيقت چيزي براي ما نامعلوم است ، در اين صورت ناآگاهي در برخي موارد ناشي از تصور غير صحيح است که ما از آن شيء داريم و در موارد ديگر اين که اصلاً از آن چيز تصوري در ذهن به وجود نيامده است. “
صورت اول نمايانگر ” اشتباه ” است و صورت دوم ” جهل “.
جهل مساوي با فقدان است ، به نحوي که به مرحله تصور اشتباه آلود نمي رسد ، اما اشتباه تصوري نادرست است که در ذهن عاقد به وجود مي آيد و همين اساس ايجاد يک اثر حقوق مي شود. ”
مطابق بيان ايشان در اشتباه ، تصور و فکر هست ولي تصور غلط است ، به خلاف جهل که در اصل وجود فکر و تصور ترديد است.
حال مي توانيم مقايسه جهل و اشتباه را از يک منظر ديگري نگاه کنيم به اين شکل که به جهل مرکب ، اشتباه مي گويند زيرا جهل مرکب آن است که انسان يک تصور ذهني از امري دارد و آن تصور خلاف واقع مي باشد با اين تفصيل به سادگي مي توان تشخيص داد که مراد از اشتباه همان جهل مرکب است ، زيرا ، جهل مرکب و اشتباه هر دو آگاهي و علم به امري برخلاف حقيقت است. 141 بنابراين هر اشتباهي مبتني بر جهل است ولي هر جهلي ضرورتاً دربردارنده اشتباه نيست.
بنابراين مي توان اين طور نتيجه گرفت نسبت ميان اشتباه و جهل عموم و خصوص مطلق است ، چرا که هر اشتباهي جهل است وليکن هر جهلي اشتباه نيست.

2 – 3 – 2 – گفتار دوم – مقايسه اشتباه با غلط
آورديم که معناي اين واژه همان کلمه اشتباه در زبان فارسي است و در تعريف اصطلاحي آن گفته اند : ” حالة تقوم بالنفس تحمل علي توهم غير الواقع ” يا ” توهم يتصور فيه العاقد غير الواقع واقعاً فيهه ذالک علي ابرام عقد لولا هذا التوهم لمل اقدام عليه ” 142
در همه اين تعاريف ، عنصر اساسي ، ” توهم ” بوده و مفاد آن همان جهل مرکب است. 143

3 – 3 – 2 – گفتار سوم – مقايسه جهل و اشتباه با شبهه
شبهه نوعاً در محاورات

پایان نامه
Previous Entries دانلود مقاله با موضوع احساس حقارت، امام صادق Next Entries دانلود مقاله با موضوع صفات خداوند، عالم محسوس، عقد نکاح