دانلود مقاله با موضوع حاتمی کیا، رولان بارت، تحلیل فیلم

دانلود پایان نامه ارشد

طريق تثبيت معنا حول گرهگاههاي خاصي تشكيل ميگيرد (Laclau and Mouffe, 1985: 112 ، به نقل از يورگنسن و فيليپس، 57:1389). به واقع ساير نشانهها در درون يك گفتمان معناي خود را از طريق رابطه شان با دال مركزي و يا گرهگاه تنظيم ميكنند در يك گفنمان ميتوان چند دال مركزي را شناسايي كرد. براي مثال در گفتمان جنگ دال جنگ به عنوان يك گرهگاه قابل تشخيص است. دالهايي مثل بدن نيز يك گرهگاه ديگر است.
3-7- دال شناور
«دال شناور» دالي است كه مدلول آن شناور (غير ثابت) است و گروههاي مختلف سياسي براي انتساب مدلول مورد نظر خود به آن ، با هم رقابت ميكنند (سلطاني، 157:1383). دال شناور دالي است كه به صورت بالقوه قابلبت تبدیل شدن به يك دال مركزي يا يك گرهگاه را دارند اين واژه نيز تا حدودي مترادف با مفهوم وقته در نظريه گفتمان لاكلائو و موفه است. مفهوم دال شناور را دريدا براي نقد متا فيزيك به كار مي برد به نظر دريدا دالها كاملا خود انگيخته و آزاد هستند. به واقع در مواقعي دالهاي مدلول خود را گم ميكنند تنها در يك شرايط تاريخي خاص است كه يك دال (يك مفهوم) به يك مدلولي ميچسبد و يا مدلول خود را پيدا ميكند. بهترين نمونه از يك دال شناور مفهوم بسيج و بسيجي است. اين واژه كه از واژگان ماركسيستي براي وحدت ميان كارگران براي انجام يك برنامه خاص است و خواستگاهي كاملا پوپوليستي دارد، براي مدتي به صورت يك دال شناور عمل ميكند و بعدا در جريان جنگ، مدلول خود را به عنوان يك رزمنده پيدا ميكند و به آن ميچسبد. به اين مفهوم به طور مفصلتر در بخش تحليل دادهها خواهيم پرداخت.
3-8- دال اعظم/ دال متعال
مفهوم دال اعظم از مفاهيم اصلي لاكلائي است و دريدا نيز از مفهوم دال متعالي براي شرح آن استفاده ميكند. از اين نظر دال متعالي مدلولي است كه به خودي خود در جوهرش به هيچ دالي اشاره نميكند و خود ديگر به عنوان يك مدلول به كار گرفته نميشود» (دريدا، 1386). مفهوم دال اعظم و كاربردهاي آن بيشتر در بخش نظري توصيف شده است.
3-9- وقته، عنصر و بعد
اين دو مفهوم از مفاهيم اصلي و كاربردي لاكلائو و موفه هستند. لاكلائو و موفه دالهاي ديگري را كه حول دال مركزي گرد ميآيند «وقته» مي نامند. يك وقته تا پيش از مفصلبندي شدن در گفتمان در حوزه گفتمانگونگي قرار دارد و «عنصر» ناميده ميشود. لاكلائو از مفهوم ميدان گفتمان صحبت ميكند تا به دالهاي اشاره كند كه خارج از حوزه يك گفتمان قرار دارند. اين مفهوم به واقع به اين امر اشاره دارد كه علاوه بر گفتمان حوزهايي وجود دارد كه خارج از گفتمان هژمونيك است و اين حوزه ممكن است داراي دالهايي باشد كه وحدت گفتماني را بر هم ميزند. لاكلائو اين دالها را عنصر مينامند. عنصرها به صورت بالقوه چند معنايي هستند و يك گفتمان سعي ميكند تا ساير معاني آن را كنار بزند و تنها به يك معناي دلخواه از آن دست پيدا كند. معناي دلخواه و مورد نظر گفتمان هژمونيك را بعد مينامند. به واقع عناصر دالهاي شناوري هستند كه هنوز وارد حوزه گفتماني نشدهاند. يك وقته نيز دالي است كه تا پيش از ورود به يك گفتمان و تثبيت معنا در حوزه گفتمانگونگي قرار دارد و در اين مرحله همان عنصر است.
3-10- روايي19 و پايايي20 در تحليل گفتمان
گفتمان يا تحليل انتقادي هميشه يك مسئله تفسيري بوده است. در اين روش با دادههايي كه در طول تحليلگفتمان جمع آوري شده است، پيش خواهيم رفت. پس روايي و پايايي يك تحقيق و يافتههاي آن وابسته به بحثهاي منطقي است كه وجود دارد. حتي بهترين بحثهاي ساخت يافته سوژهاي براي ساختار شكني21 مطالب ميشود. اعتبار تحليلگفتمان به كيفيت قدرت نطق و بيان وابسته است.

3-11- روش نمونه گيري و جامعه آماري
در اين پژوهش از روش «نمونهگيرينظري» استفاده شده است. در نمونهگيري نظري محقق براي دست يابي به مقولات عيني كه مبين نظريه باشند، به انتخاب نمونههايي دست ميزنند(استراس و كاربين، به نقل از اباذري و ميلاني، 100:1384 – 101). اصل اساسي نمونهگيري نظري عبارت است از انتخاب موارد يا گروههايي از موارد بر اساس محتوايشان و نه با استفاده از معيارهاي انتزاعي روش شناختي. نمونهگيري بر مبناي مرتبط بودن موردها با تحقيق و نه نمايان بودنشان انجام ميگيرد» (فليك، 141:1387).
بر همين اساس، و با توجه به اينكه موضوع جنگ مربوط به سينماي جنگ است، در اين رابطه فيلمهاي حاتميكيا به عنوان نمونه انتخاب شده است. انتخاب حاتميكيا به چند دليل مفيد و قابل توجه است. اول اينكه حاتميكيا يكي از سينماگران مولف در حوزه جنگ است. مولف بودن به اين معنا كه حاتميكيا در تمام سه دوره مشخص شده حضور داشته است و فيلم ساخته است. منظور دوم از مولف بودن اين است كه عمدتا سينماي جنگ را با حاتميكيا ميشناسند، به اين معنا كه سينما به خوبي ميتواند معرف گفتمانهاي جنگ باشد و به عبارت وبري آن به نوع آرماني سينماي جنگ نزديك تر است. انتخاب حاتميكيا و تحليلگفتمان فيلمهاي وي از جهت ديگر نقدي بر مولف محور بودن متون است و به عبارت ديگر مويد نظريه “مرگ مولف” رولان بارت خواهد بود؛ در مورد انتخاب فيلمها، براي هر دهه يك فيلم به صورت محوري انتخاب شده است، هر چند كه در موارد لازم به ساير فيلمهاي اين فيلم ساز و در صورت لزوم ساير فيلم سازان جنگ نيز ارجاع داده خواهد شد. براي دهه اول، فيلم” ديدهبان”، “مهاجر” و “هويت” انتخاب شده است. براي دهه دوم، يكي از موفقترين فيلمهاي حاتميكيا يعني “آژانس شيشهاي” در محور تحليلها خواهد بود. در كنار آن فيلم از “كرخه تا راين “نيز مورد تحليل قرار گرفته است. در دهه سوم فيلم منتخب، “به نام پدر” است.
اما در مورد صحنههاي انتخابي، براي هر دوره به اقتضاء تحليلها و هر كجا كه احساس شد كه استدلالها مكفي خواهد بود و بحث به اشباع نظري دست مييابد، نمونه انتخاب خواهد شد. به عبارت ديگر تعدد نمونهگيري در اين مرحله بستگي به اهميت موضوع و ميزان اقناع كنندگي بحث بستگي خواهد داشت.

فصل چهارم
تحلیلگفتمانی آثار حاتمیکیا

4-1- ابراهیم حاتمیکیا

حاتمی کیا اصالتی آذربایجانی دارد سال 1340 در خانوادهای مذهبی متولد میشود و شروع دوران جوانیش مصادف با انقلاب 1357 است تحصیلاتش را در دانشکده هنر ادامه داده و فعالیت سینمایش را با فیلمنامه نویسی و کارگردانی فیلم کوتاه در سال 1359 آغاز میکند . اولین فیلم بلند حاتمیکیا هویت است و تا کنون هفده فیلم بلند ساخته است ، سینمای جنگ را عموما با حاتمی کیا میشناسند ، بسیاری بهترین فیلمهای حاتمیکیا را آژانس شیشهای و از کرخه تا راین میدانند ، این فیلم ساز خوش چهره در نقش بازیگر نیز ظاهر شده است ،حاتمیکیا در دورههای مختلف سعی کرده است متناسب با زمانهاش فیلم بسازد این امر سبب شده که برداشتهای متفاوتی از این کارگردان سینمای جنگ بشود که گاه آن را وابسته به مناسبات قدرت و حکومتی میدانند وگاه منتقد آن ، از نظر نگارنده حاتمیکیا متعهد به آرمانهای خویش است آرمانهایی که ردشان را میتوان در فیلمهایش جستجو کرد، آرمانهایی که شاید فقط بتوان در سینما آنها را یافت .

4-2- دهه آغازين سينماي جنگ

تحليل گفتمان به روش انتقادي از سه سطح تحليل برخوردار است : سطح توصيف، كه در اين سطح متن براساس مشخصه هاي زبان شناختي اعم از آواشناسي، واج شناسي، نحو، ساخت واژه يا صرف و معني شناسي و تا حدودي كاربرد شناسي مورد توصيف و تحليل واقع ميشوند . سپس نوبت سطح تفسير است، كه به تفسير متن بر مبناي آنچه كه در سطح توصيف بيان شده با در نظر گرفتن بافت مو قعيت و مفاهيم و راهبردهاي كاربرد شناسي زبان و عوامل بينامتني ميپردازد ، و سطح سوم كه سطح تبيين است، به توضيح چرايي توليد چنين متني از ميان امكانات مجاز موجود در آن زبان براي توليد متن در ارتباط با عوامل جامعه شناختي، تاريخي، گفتمان، ايدئولوژي و قدرت.در واقع نگارنده میکوشد در این نوشتار در تحلیل فیلم/متنهای حاتمیکیا ابتدا در سطح تفسیر به مطالعهی فیلم پرداخته و در ادامه با تبیین چرایی تولید چنین تفسیرهای تلاش میکند زوایای پنهان اثر را واکاوی کرده و همچنین روابط بینامتنی را به کمک گرفته تا بل بتواند به گفتمان حاکم بر جهان فیلم دست یابد.نگارنده فیلمهای حاتمی کیا را متنهای “خودبسنده “و فی نفسه-درمعنای تعریف کانتی از هنر- نمیداند،هر فیلم وابسته به زمینهی فرهنگی تاریخی اجتماعی است که مدام دیالکتیک بین فیلم/متن و زمینه در نظر گرفته میشودتا تفسیرهای مناسب تر و دقیق تری ارئه شود.
سينماي جنگ در دهه اول انقلاب با خود جنگ گره خورد. به واقع فيلمهايي كه در اين بخش تحليل ميشوند يا در دوران جنگ ساخته شدهاند و يا فيلمنامه آن مربوط به دوراني است كه جنگ در جريان است. آنچه كه در اين دوران بيش از هر چيز قابل توجه است، قرار گرفتن جنگ در مركز حوزه گفتماني است كه اجازه قضاوت و يا تفكر انتقادي درباره آن را نميدهد و سوال درباره ماهيت و چيستي جنگ بيراهه است. در اين دوران است كه ما چيزي درباره جنگ نميدانيم به این دلیل مورد آزمايش قرار نميگيرد. دالهايي مانند وظيفه، تكليف و توكل در مركز گفتمان قرار ميگيرند و به نظر ميرسد كه هرگونه غيريتي به ضد خود تبديل ميشود. به همين خاطر است كه بازنمايي جنگ نيز با تاثير از اين شرايط درباره خود جنگ چيزي نميگويد. سينماي اين دوره عموما حول شخصيتها ميچرخد و ويژگيهاي بارز آن تشويقي بودن، قهرمان پروري افراطي و شكلگيري مفاهيمي مانند فداكاري با تم قرباني كردن خود براي اهداف متافيزيكي است. در همين دوران است كه گفتمان رسمي جنگ در حال ساخته شدن است. خود جنگ مفهومي فراگفتماني است و حوادث جنگ به محورهاي گفتماني تبديل ميشوند. فيلمهاي حاتميكيا (كه در اين پاياننامه به عنوان گفته رسمي جنگ بازشناخته شدهاند) سه فيلم را شامل ميشود. اولين فيلم حاتميكيا در اين دوران فيلم هويت است. اين فيلم كه در فضايي شهري و عمده آن در درون يك بيمارستان فيلم برداري شده است، هر چند كه درگيريهاي جنگ را نمايش نميدهد اما موضوع آن مستقيما با خود جنگ گره خورده است. فيلم دوم حاتميكيا در اين دوران فيلم ديدهبان است كه در سال 1367 و در سال آخر جنگ ساخته شده است. اين فيلم نيز يكي از فيلمهاي كليدي حاتميكيا در اين دوران است كه مفاهيم و دالهاي مركزي حاتمي كيا را مفصلبندي ميكند. اما به نظر ميرسد كه مهم ترين فيلم حاتميكيا در اين دوران فيلم مهاجر است. هر چند كه اين فيلم در سال 1368 ساخته شده است. اما فيلم نامه آن مربوط به سال 1367 يعني سال آخر جنگ است. از اين نظر كه اين فيلم (به نظر نگارنده) بيش از دو فيلم ديگر هژمونيك است، لذا اين فيلم به عنوان فيلم اصلي براي تحليل انتخاب شده است. از آنجا كه فيلم ديدهبان نيز تم مشابهي با اين فيلم دارد، در كنار تحليل فيلم مهاجر صحنههايي هم از فيلم ديدهبان تحليل خواهد شد. در ادامه و براي تحليلگفتمان سينماي جنگ در دهه اول آن، فيلم اول حاتميكيا، يعني هويت مورد تحليل قرار خواهد گرفت. اين فيلم از آن جهت كه به خوبي مفهوم هويت را در تقابل خود و ديگري نشان ميدهد و سعي در حذف ديگري، با استفاده از خودي كردن ديگري دارد، حائز اهميت است.

4-2-1- فیلم سینمایی مهاجر

معرفي عوامل
نويسنده و كارگردان : ابراهيم حاتميكيا
بازيگران : سيد عليرضا حاتمي، سيد ابراهيم اصغر زاده، اصغر تقي زاده، عليرضا حيدري
محصولي از حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي

خلاصه داستان فيلم
در نيزارهاي جنوب غربي كشور، دو دانشجوي فني – اسد و محمود – كه درس خود را نيمه كاره رها كرده اند، براي جنگ به جبهه آمده اند. اين دو، هواپيماي كوچك و بدون سرنشيني – مهاجر – را طراحي كرده اند كه از آن براي شناسايي مواضع عراقي ها استفاده ميكنند. از آنجايي كه هدايت مهاجر نيازمند ديد اسد و محمود است و برد ديد آنها هم اندك است، لذا اين دو در فواصلي از يكديگر قرار مي گيرند و اسد كه در جلوتر از محمود و نزديكتر به نيروهاي عراقي قرار دارد، هواپيما را به يكديگر پاس

پایان نامه
Previous Entries دانلود مقاله با موضوع تحلیل گفتمان، اجتماعی و سیاسی، علوم اجتماعی، زبان شناسی Next Entries دانلود مقاله با موضوع سلسله مراتب، نظام حکومتی، ولایت فقیه، تحلیل فیلم