دانلود مقاله با موضوع تصمیم گیری، زندگی کاری، آموزش و پرورش، محیط یادگیری

دانلود پایان نامه ارشد

معنوي و غيرمادي كه شامل امنيت شغلي، پرستيژ شغلي، احساس ارزشمند بودن براي سازمان و شفاف سازي آينده شغلي و….
بسياري از صاحبنظران علم مديريت بر اين باورند كه جهت دهي كاركنان به شيوه اي كه متضمن آموزش دائمي و پيشرفت مستمر آنان گردد هم موجب مزيت رقابتي و هم باعث انگيزشهاي هميشگي و بلند مدت مي گردد. (براون، 2003)

2-4-6- فعالیتهای مشارکت کارکنان
مفهوم مشارکت: مشارکت بعنوان نوعی درگیری احساسی– روانی یک شخص در یک موقعیت گروهی که فرد را به یاری رساندن و همکاری کردن در پیشبرد اهداف گروه و پذیرفتن مسئولیت بخشی از آن دلگرم و تشویق می کند، تعریف شده است (اونز،1987)
کرت لوین مشارکت را بصورت زیر تعریف کرده است: هرگاه مردم فرصت بیان اندیشه های خود را بیابند و در تصمیمی که بر سرنوشت آنان اثر میگذارد، شرکت جویند به خلاقیت و نوآوری بیشتری روی میآورند و به پذیرش مسئولیت وابسته می شوند. (لوین، 1982)
کیت دویس نیز اظهار می دارد: مشارکت باعث نیرومند ساختن انگیزش افراد می شود زیرا کارکنان احساس میکنند مورد پذیرش واقع شده و در کارها و در تصمیم گیری ها دخیلند. از این طریق احساس احترام به خود، خشنودی شغلی و همکاری با مدیریت بهبود مییابد. (مدیریت در آموزش و پرورش 1385- شماره 14)
از پی آمدهای مشارکت میتوان کاهش تعارض و فشار عصبی در کار و دلبستگی به هدفها و پذیرش بهتر دگرگونیها را برشمرد.

چند مفهوم اساسی مشارکت به شرح ذیل است:
1) مشارکت درگیر شدن فکری، عاطفی فرد در وضع و حال گروهی که آنان را بر میانگیزد تا برای دستیبای به اهداف گروهی در مسئولیت شریک شوند.
2) مشارکت درگیر شدن فرد در فراگرد تصمیم گیری است.
3) مشارکت وارد کردن هدف های گروهی در حوزهی هدفهای فردی است و پرورش و بالنده کردن هستی است. (طوسی، 1376)
فرآیند مشارکت این فرصت را بوجود میآورد تا کسانی که بیشترین آگاهی را دارند در تصمیمگیریهای سازمانی مشارکت نمایند، بنابراین تصمیمات بهتری گرفته میشود و میزان تعهد افراد نسبت به اجرای تصمیم ها افزایش مییابد. (رابینز، 1374)
مشارکتدهی کارکنان در تصمیمگیریهای خرد و کلان سازمان یکی از اصول موثر و زمینه ساز بهبود جو سازمانی در موسسات دولتی و غیردولتی می باشد که در صورت تحقق آن، این موسسات را در پیشبرد اهداف متعالی شان یاری خواهد نمود.
مشارکت‌، همواره‌ یکی‌ از ابزارهای‌ مهم‌ زندگی‌ انسان‌ها بوده‌ است‌ و هرگاه‌ همه‌ی‌ اعضا بریک‌ موضوع‌ واحد تمرکز داشته‌ باشند و به‌واکنش‌های‌ یکدیگر به‌موضوع‌ مورد ارتباط توجه‌دقیق‌ و کافی‌ نمایند، مشارکت‌ پدید خواهد آمد و در سایه‌ی‌ مشارکت‌ همگانی‌، آحاد جامعه‌می‌توانند با همدلی‌، احساس‌ مسؤولیت‌ مشترک‌ و انعکاس‌ منطقی‌ مسائل‌ و مشکلات‌به‌مسؤول‌ ذی‌ربط، خطاهای‌ موجود در سیستم‌ را به‌حداقل‌ برسانند و بی‌تردید بازخوردثمرات‌ و نتایج‌ چنین‌ مشارکتی‌ نقش‌ اساسی‌ در تصحیح‌ جامعه‌ دارد و از طرفی‌ در فرآیندجدید مدیریت‌ آموزشی‌، رهبری‌ آموزشی‌ تنها بر عهده‌ی‌ مدیر مدرسه‌ نیست‌، بلکه‌ تمام‌دست‌اندرکاران‌ آموزش‌ و پرورش‌ یا به‌عبارتی‌ دست‌اندرکاران‌ تعلیم‌ و تربیت‌، ضرورت‌ داردکه‌ از توانایی‌های‌ رهبری‌ آموزشی‌ در مدرسه‌ با بهره‌مندی‌ از چارچوبی‌ علمی‌ برخودار بوده‌ ومدیر مدرسه‌ را در مقام‌ رهبر آموزشی‌ یاری‌ نمایند در غیر این‌ صورت‌ توانایی‌های‌ موجود وبا ارزش‌ معلمان‌، دانش‌ آموزان‌ و اولیا از دست‌ خواهند رفت‌. لذا جهت‌ برخورد با چالش‌های‌موجود در زمینه‌ی‌ فراهم‌سازی‌ محیط یادگیری‌ مطلوب‌ و با کیفیت‌ برای‌ دانش‌آموزان‌، لازم‌است‌ وظایف‌ حرفه‌ای‌ رهبر آموزشی‌ در مدرسه‌ پخش‌ و تقسیم‌ شود. به‌همین‌ دلیل‌ پیش‌نهادمی‌گردد که‌ بحث‌ “توانایی‌ رهبری‌” که‌ منظور از آن‌ مشارکت‌ افراد در امر رهبری‌ است‌ درمدارس‌ مورد بحث‌ و بررسی‌ قرار گیرد و در شوراهای‌ معلمان‌، شوراهای‌ دانش‌ آموزی‌ وجلسه‌های‌ انجمن‌ اولیا و مربیان‌ با روش‌های‌ مختلف‌ از جمله‌ بارش‌ فکری‌ بحث‌ مشارکت‌توسط افراد مورد نقد واقع‌ گردد، زیرا تأثیر مثبتی‌ در روند یادگیری‌ و پیشبرد اهداف‌ مدرسه‌خواهد داشت‌ زیرا مدارس‌ ما نیازمند آنند و ازاین‌ طریق‌ می‌توان‌ دانش‌آموزانی‌ توانمند دررهبری‌ آموزشی‌ را تربیت‌ کرد و از طریق‌ شرکت‌ در فعالیت‌های‌ یادگیری‌ دو جانبه‌ در کلاس‌ ومدرسه‌ ،فعالیت‌های‌ آموزشی‌ و مشارکت‌ با مدیر و معلمان‌ مدرسه‌ شکوفا می‌شود و افزایش‌می‌یابد. والدین‌ نیز به‌دلیل‌ مشارکت‌ در هدف‌گذاری‌، بررسی‌ پیشرفت‌ دانش‌آموزان‌، همکاری‌با معلمان‌ و مسائل‌ و مشکلات‌ خانه‌ و مدرسه‌ مشارکت‌ نموده‌ و به‌منزله‌ی‌ حلقه‌ی‌ اتصال‌مدرسه‌ به‌جامعه‌ در ردیف‌ رهبران‌ آموزشی‌ قرار خواهند گرفت‌. از این‌ رو نظام‌های‌ حکومتی‌که‌ بدین‌ واقعیت‌ وقوف‌ یافته‌اند هم‌ اکنون‌ از موفقیت‌ بیشتری‌ برخوردارند. ( تورج درویشی، 1388)
یکی‌ از روش‌ها و تدابیری‌ که‌ لازم‌ است‌ یک‌ رهبر آموزشی‌ با فوت‌ و فن‌ آن‌ آشناباشد روش‌ تقسیم‌ کار از طریق‌ به‌مشارکت‌ گرفتن‌ کارکنان‌، دانش‌آموزان‌ و اولیامی‌باشد. مشارکت‌ با کارکنان‌ در هزاره‌ی‌ سوم‌ به‌طور وسیعی‌ در محل‌ کار و زندگی‌ ماتأثیر می‌گذارد. هنوز با وجود موانعی‌ برای‌ تغییر، در حال‌ حاضر رهبران‌ موفق‌ جهان‌طبق‌ این‌ عقیده‌ عمل‌ می‌کنند که‌ مشارکت‌ وسیع‌ مردم‌، کارکنان‌ ادارات‌ و یا سهام‌داران‌در یک‌ شرکت‌، مؤثرترین‌ راهبرد در طراحی‌ و انجام‌ تغییرات‌ بعدی‌ در سازمان‌ها است‌.

در سال‌های‌ اخیر بیشتر مردم‌ براین‌ نظر توافق‌ دارند که‌ مشارکت‌ کارکنان‌، هرسازمان‌ آموزشی‌، اجتماعی‌، اقتصادی‌ و یا… را قادر می‌سازد تا به‌تولیدات‌ و کیفیت‌غیرقابل‌ تصوری‌ نائل‌ شوند و بدین‌ وسیله‌ درآمد خود را از سازمان‌ مربوطه‌ افزایش‌دهند.
اقتصاد جهانی‌ نیز در حال‌ ایجاد تغییر در سرمایه‌گذاری‌ بلند مدت‌ به‌سرمایه‌عقلانی‌ و تقویت‌ مشارکت‌ کارکنان‌ است‌. تحقیقات‌ نشان‌ می‌دهد بسیاری‌ ازشرکت‌هایی‌ که‌ توسط هیأت‌ مدیره‌ و با همکاری‌ کارکنان‌ شرکت‌ اداره‌ می‌شوند،موفق‌تر بوده‌اند. تعداد زیادی‌ از شرکت‌های‌ آمریکایی‌ با انجام‌ تحقیقات‌ گسترده‌ به ‌این‌ نتیجه‌ رسیده‌اند که‌ عضویت‌ کارکنان‌ شرکت‌ها در هیأت‌ مدیره‌، تصمیم‌گیری‌ رابهبود می‌بخشد.

مدیریت‌ شورایی‌، به‌کارگیری‌ گروه‌های‌ شهروندی‌ را در سیاست‌گذاری‌ها گسترش‌می‌دهد. ایده‌ی‌ جهانی‌ شدن‌ مدیریت‌ مشارکتی‌، مستلزم‌ فروپاشی‌ نگرش‌ قدیمی‌آمرانه‌ مدیریت‌ است‌، اما چرا مدیریت‌ مشارکتی‌ متداول‌ نیست‌ و هنوز مدیریت‌ آمرانه ‌بر ما حاکم‌ است‌؟ شاید یکی‌ از دلایل‌ آن‌ این‌ باشد که‌ مردم‌ آن‌ قدرها تغییر نکرده‌اند تا تحت‌ تأثیر یک‌ بحران‌ رفتار کنند. دلیل‌ دیگر این‌ که‌ بسیاری‌ از رهبران‌ واهمه‌ دارندکه‌ در نتیجه‌ی‌ دخالت‌ مردم‌ قدرت‌ مدیریتی‌ از دست‌ برود.
نمونه‌هایی‌ از مدیریت‌ آمرانه‌ را در برخی‌ از مدارس‌ می‌توان‌ یافت‌. اگر مدیران‌مدارس‌ در حل‌ مسائل‌ مدرسه‌ به‌معلمان‌ و والدین‌ دانش‌آموزان‌ اختیار ندهند، چگونه‌دانش‌آموزان‌ می‌توانند ارزش‌ مشارکت‌ و رفتارهایی‌ را که‌ برای‌ اثربخشی‌ سازمان‌ها وشهروندان‌ نیاز است‌، بیاموزند. مدیریت‌ آمرانه‌ در مدارس‌، بیشتر موجب‌ بحرانی‌ شده‌است‌ که‌ تغییر و اصلاح‌ وضعیت‌ موجود را غیرممکن‌ ساخته‌ است‌. بدین‌ ترتیب‌ بیشترسیستم‌های‌ مدارس‌ بزرگ‌ عمومی‌ شهری‌ به‌شکل‌ متداولشان‌ بقا نخواهند یافت.‌
اگر مدیران‌ تأثیر مشارکت‌ معلمان‌ در اداره‌ی‌ امور مدرسه‌ را بدانند، به‌نوبه‌ خود، بایدبتوانند مشکل‌ معلمان‌ کم‌کار یا پاداش‌های‌ پرداخت‌ نشده‌ را حل‌ کنند. آموزش‌مشارکت‌ را باید از مدارس‌ کوچک‌ شروع‌ کرد و الگوی‌ آن‌ را تا شرکت‌ها و سازمان‌های‌مختلف‌ و در نهایت‌ در جامعه‌ ادامه‌ داد. پرواضح‌ است‌ که‌ مشارکت‌، سازمان‌ها رابهبود می‌بخشد و هم‌چنین‌ به‌مردم‌ در بخش‌های‌ دیگر زندگی‌شان‌ اختیار می‌دهد. (درویشی،1388)
با رویکرد ‌مشارکت‌ در محیط کار و مشارکت‌ در سیاست‌گذاری‌ها، امید زیادی‌در هزاره‌ی‌ جدید وجود دارد. اکثر مدیران‌ خواهند فهمید که‌ از دست‌ دادن‌ قدرت‌ ومشارکت‌ دادن‌ مردم‌ در امور، به‌نفع‌ اعطاکنندگان‌ و سیاستی‌ اثربخش‌ و رشدآور است‌.افزایش‌ مشارکت‌ در محل‌ کار و مدارس‌ با دیدگاه‌ روشنفکرانه‌ به‌خلق‌ مردم‌سالاری‌واقعی‌ می‌پردازد و به‌پیشرفت‌ پرورش‌ انسانی‌ کمک‌ می‌کند.
2-4-6-1- فرآیند مشارکت
مشارکت یک فراگرد است و نه کوششی که بطور قطع باید به نتیجه یا هدفی برسد. مشارکت فرآیندی است تعاملی نه صرفاً فرآیندی برای کسب اطلاع هنگامی که مشارکت بعنوان فراگرد در نظر گرفته میشود و بالندگی ذهنی و نو شدن نگرشها اهمیت پیدا میکند از چنین دیدگاهی مشارکت هرگز به معنای دستیابی به نتیجه یا فرآورده های محسوس و قابل اندازه گیری نیست. به عبارت دیگر مشارکت چیزی نیست که بتوان به آسانی آن را اندازه گیری نمود یا به نتیجه ملموس آن اشاره داشت. افراد در فراگرد مشارکت از طریق تبادل اندیشه، نکته های تازه میآموزد و به متحول کردن ذهن خود اقدام میکنند و از حالت ایستایی به حالت پویایی میرسند.
در این معنا مشارکت بعنوان فرآیندی به شمار میآید که فرصت مشارکت برای حل مسائل سازمانی را در اختیار افراد قرار داده و از این طریق باعث ایجاد تعهد و تعلق تصمیمات سازمانی در آنان میگردد. (طوسی، 1371)
2-4-6-2- شرایط مشارکت
موفقیت در مشارکت به سازگاری و تناسب با بعضی از حالات و شرایط وابسته است که برخی از این عوامل عبارتند از: طرز تلقیها، تواناییهای افراد، امکان برقراری روابط متقابل، فرصت مشارکت و هزینه مشارکت.
تاننبوم و ماساریک شرایط زیر را برای مشارکت مفید مطرح نموده اند:
زیر دستان باید توانایی آن را داشته باشند که از نظر روانی در فعالیت های مشارکتی درگیر باشند.
زیر دستان باید فعالیت های مشارکتی را مطلوب و سودمند بدانند.
زمان عامل بحرانی نباشد. داشتن زمان کافی برای کسب آمادگی در برنامه مشارکت لازم و ضروری است زیرا تصمیم گیری تدریجی به دخالت و علاقمندی مشارکت کنندگان منجر می شود.
هزینه های مشارکت به اندازه ای نباشد که ارزشهای مثبت آن را خدشه دار کند. یکی از هدفهای مهم برنامه مشارکت کاهش هزینه است.
افراد برای مشارکت احساس امنیت داشته باشند و مطمئن باشند امنیت شغلی آنان مورد تهدید قرار نمیگیرد.
مدیران نباید احساس کنند که مشارکت موقعیت آنان را تهدید میکند.
به منظور دستیابی به مشارکت موثر و مفید باید کانال های ارتباطی بطور پیوسته در دسترس افراد باشد.
زیر دستان جهت مشارکت باید تحت پوشش آموزش های لازم قرار گیرند. (تاننبوم، 1961)
2-4-6-3- برنامههای مشارکت کارکنان
برنامه های مشارکت از آسان ترین تا پیچیده ترین آنها را می توان بصورت زیر تقسیم بندی کرد.
مدیریت مشورتی: مدیریت مشورتی نوعی برنامه مشارکت است که معمولاً درباره موضوع هایی که با کار و زندگی کاری کارکنان مرتبط است مشورت میکنند. در این شیوه مدیر در پذیرش نظرهای کارکنان آزاد است. در این روش موجبات انگیزش و علاقمندی کارکنان را به کار خود در سازمان فراهم می سازد و مدیریت را از نظرهای کارشناسانه افراد صاحب نظر بهره مند می کنند.
مدیریت مردم سالاری: در این شیوه مدیریت شرایطی را فراهم میکند تا کارکنان در مورد موضوعهای مهم و عمده سازمان به صورت مداوم و پیوسته و بر اساس الگویی مشخص تصمیم گیری کنند.
حلقه های کیفیت: حلقه های کیفیت متشکل از گروه های کوچکی از کارکنان است که بصورت داوطلبانه در این گروه ها عضو میشوند و هفتهای یکبار گردهم آمده و به بررسی و تحلیل و حل مشکلات مربوطه به کیفیت کار می پردازند.
نظام پذیرش پیشنهادها: این نظام نوعی از طرح های رسمی است که بر اساس آن کارکنان برای بهتر شدن کارها پیشنهادهایی را به سازمان ارائه می دهند. این پیشنهاد ها می تواند در جهت بهتر کردن شیوههای کار، کاهش ضایعات، صرفه جویی در هزینه و کیفیت زندگی کاری کارکنان باشد.
شوراهای مدیریتی: به منظور گسترش

پایان نامه
Previous Entries دانلود مقاله با موضوع پیشرفت شغلی، بهبود عملکرد، تجزیه و تحلیل شغل، منابع انسانی Next Entries دانلود مقاله با موضوع تحلیل داده، توزیع فراوانی، آزمون فرضیه، ارزیابی عملکرد