دانلود مقاله با موضوع بینامتنیت، فکر و اندیشه، مدیحه سرایی

دانلود پایان نامه ارشد

و بدین خاطر او را حرامی گفتند. و بنی حرام قبیلهای از عرب میباشند که بدانها نسبت یافت. حریری دو پسر دارد به نامهای نجم الدین عبدالله و قاضی القضاه بصره ضیاء الاسلام عبیدالله. (ابنخلکان، بیتا، 586)
حریری صاحب ثروت بسیار بود چنانکه در همین شهرک، هیجده هزار درخت خرما داشت. (همان)

2-3 اساتید حریری
حریری ادب و علوم و فنون ادبی را نزد ابوالحسن علی بن فضال مجاشعی فراگرفت و فقه را از محضر دو فقیه بزرگ شافعی، ابواسحاق بن علی بن شیرازی و ابنصباغ آموخت. (حریری، 1389، 18)

2-4 حریری و دیوان خلافت
دیری نپایید که حریری به سبب هوش و ذکاوتش در دیوان خلافت صاحبخبر شد و آن شغلی چون اداره اطلاعات یا انتشارات در عصر حدیث است و این شغل تا آخر دوره متقی بالله در فرزندانش ادامه یافت. (ضیف، 1980، 292)

2-5 زشت رویی حریری
حکایت شده که وی شخصی زشتروی، بوده و شخصی ناآشنا به دیدارش آمد تا چیزی از وی فرا گیرد، هنگامیکه او را دید، وی را خوار و کوچک شمرد. حریری این مطلب را فهمید و هنگامیکه آن شخص از او خواست که به وی املاء کند گفت:
ما انت اول سـار نحره قـــــمر و رائـــد اعجبته خضـــرة الدمن
فاختر لنفسک غیری اننی رجل مثل المعیدی فاسمع بی و لاترنی
( ابنخلکان، بیتا، 586)
ترجمه: تو اولین شخصی نیستی که ماه (حریری) با او روبرو شده، وهمچنین نخستین پیشاهنگی نیستی که سبزهی روییده بر زبالهها (کنایه از ظاهری زیبا و باطنی کور) او را به شگفتی واداشته است.
برای خویش، شخصی غیر از مرا بر گزین چون که من شخصی چون معیدی هستم؛ در مورد من بشنو اما مرا ملاقات نکن.
پس از آن، مرد خجالت کشید و روانه شد.
آنچه از زشتی حریری کاست این بود که او شخصی بسیار زیرک بوده، و گفته شده که به خاطر زیرکیاش بزرگی یافت و همچنین هوش و ذکاوتش در شرق و غرب خوش درخشید. (ضیف، 1980، 293)
2-6 آثار حریری
وی در نهایت زیرکی و تیزفهمی بوده که از آن در دو جهت بهره برد؛ جهت اول، در ادب خود یعنی شعر و نثرش که مجموعهای از اشعار و رسائل را از خود بر جای گذاشت و همچنین کتاب مقامات. از جهت دوم تألیف در نحو میباشد که کتاب «ملحة الاعراب» را از خود بر جای گذاشت که آن قصیدهای است در نحو، و نیز «شرح کتاب ملحة الاعراب». (همان، 293)
وی همچنین کتابی در نقد دارد به نام «درة الغواص فی أوهام الخواص» که در آن نویسندگان را بر میشمارد. (الفاخوری،1381، 540)

2-7 دیگر اشعار او
حریری همچنین اشعار بسیاری دارد به غیر از شعرهای که در مقامات آورده است که از آن جمله است:
قال العواذل ما هذا الغرام بـه اما تری الشعر فی خدیه قد نبتا
فقلت والله لو ان المفنــد لـی تامل الرشـد فی عینیه ما ثبتـا
و من اقام بارض وهی مجدبـة فکیف یرحل عنها و الربیع اتـی
(ابن خلکان، بیتا، 586)
ترجمه: سرزنشگران گفتند این چه عشقی است که به او داری، آیا نمیبینی که شعر در گونههایش رشد کرده است.
گفتم به خدا سوگند اگر سرزنشگر من، عقل و خرد را در چشمانش میدید، ایستادگی و مقاومت نمیکرد. کسی که در سرزمینی خشک اقامت گزیند، وقتی بهار بیاید، چگونه میتواند از آنجا کوچ کند و به جایی دیگر برود.

2-8 سبب تألیف کتاب مقامات حریری
سبب تألیف کتاب مقامات، آنطورکه فرزندش ابوالقاسم عبدالله حکایت کرد چنین است: روزی پدرم در مسجد بنی حرام نشسته بود پیرمردی ژندهپوش با اهبت سفرو فصاحت کلام و حسن عبارت، داخل مسجد شد جماعت حاضر از وی پرسیدند: ای پیر از کجایی؟ گفت: از سروج هستم؛ از کنیهاش پرسیدند؛ گفت: ابوزید. پس از آن پدرم مقامهی معروف به حرامیه را نوشت که مقامهی چهل و هشتم میباشد و به ابوزید سروجی نسبت داد. این مقامه مشهور شد و خبرش به وزیر شرف الدین ابونصر انوشیروان بن خالد بن محمد قاشانی، وزیر خلیفه المسترشد بالله رسید و آن را پسندید و از پدرم خواست تا مقامههای دیگر به آنان اضافه کند و او نیز با پنجاه مقامه به پایان رسانید. (همان ، 585)
ابن خلکان میگوید در یکی از ماههای سال 656 هجری در قاهره نسخهای از مقامات دیدم، که همهی آن به خط نویسندهی آن بود و با خط خود حریری، بر پشت آن نوشته شده بود: که او این مقامات را برای وزیر جلالالدین عمید الدوله ابی علی الحسن بن ابی العز علی بن صدقه وزیر المسترشد نوشته است. و شکی نیست که این روایت از روایت نخست درستتر است به خاطر اینکه به خط خود مصنف میباشد. (همان، 585)

2-9 گنگی حریری در دیوان خلافت
حریری هنگامی که چهل مقامه از مقامات را به پایان رسانید، آن را با خویش از بصره به بغداد برد و دعوی تألیف آن را کرد؛ اما گروهی از ادبای آنجا ادعای وی را نپذیرفتند. و گفتند تصنیف او نیست و متعلق به مردی مغربی از اهل بلاغت است که در بصره وفات یافت و اوراق تألیف او به دست حریری افتاده و به خود نسبت داده است. در این وقت وزیر دیوان، حریری را خواند و از صناعت وی پرسید. گفت: من مردی از اهل انشاء میباشم. وزیر انشاء واقعهای را اقتراح و طرح کرده و گفت در این موضوع به سبک مقامه چیزی بنویس. وی تنها در گوشهای از دیوان نشست و قلم و دوات و کاغذ گرفت و دیری در اندیشه فرو رفت. هرچند کوشید کلمهای هم او را نگشود و خجل و سرافکنده برخاست و یکی از مخالفین وی یعنی ابوالقاسم علی بن افلح شاعر در این وقت گفت:
شیــخ لنـا من ربیعــةالفـرس ینتــف عثـنونــه من الهـوس5
انطقــه اﷲ بالمــشان کمـــا رمــاه وسـط الدیوان بالخـرس
ترجمه: ما پیری داریم از ربیعةالفرس که ریشهایش را از روی هوس میکند. خداوند او را در قریهی مشان به سخن آورد، آنطور که در وسط دیوان او را گنگ رها کرد.
حریری چون به بصره بازگشت ده مقامه دیگر تصنیف کرد و به وزیر فرستاد و از عی و گنگی خویش عذر خواست و گفت مهابت دیوان و حشمت وزیر، مرا از نوشتن جواب اقتراح بازداشت. (همان، 585)

2-10 راویان حریری
به خاطر اهمیت کتاب مقامات و وسعت کاری که حریری انجام داده، راویان زیادی از وی روایت کردند. پسرش ابو القاسم عبد الله، و وزیر علی بن طراد، و قوام الدین علی بن صدقه، و حافظ بن ناصر، و ابو العباس مندائی، و ابوبکر بن النقور، و محمد بن اسعد عراقی، و مبارک بن اسعد أزجی، و علی بن مظفر ظهیری، و احمد بن ناعم، و منوچهر بن ترکانشاه، و ابو الکرم کرابیسی، و ابو علی بن متوکل و دیگران از جمله کسانی میباشند که از وی روایت کردند. (حریری، بیتا، 5)
گفته شده که او به هفتصد تن از یارانش اجازه داده که از وی روایت کنند و این امر بینکنندهی جایگاه ادبی والایی بود که وی و مقاماتش از آن بهرهمند گشتند. (ضیف، 1428، 474)

2-11 حریری و نهی از شراب
آوردهاند که شنید یکی از یارانش به نام مطهر بن سلام بصری در بزم شراب نشسته، شراب خورده و مست شده است. این ابیات را در حال سرود و برای او فرستاد:
ابا زیـــدٍ اعلَم أنَّ من شَرِبَ الطِّلا تُدَنِّسُ فافهَم سِرَّ قولی المُهَذَّبِ
و من قبلُ سُمِّیتَ المُطَهّرِ و الفَتَی یُصـدَّقُ بالأفعـال تسـمیة الأبِ
فلا تحسُها کَیــما تکون مطهَّــراً و إلّا فغَیِّـر ذلک الإسمَ و اشرَبِ
ترجمه: ای ابو زید بدان کسی که شراب مینوشد آلوده شود پس سخن دور از آلودگی مرا دریاب.
تو را پیش از این مطهر و جوانمرد گفتهاند. با افعال خود نامی را که پدر بر او نهاده است تصدیق میکند.
شراب میاشام تا مطهر باشی وگرنه نامت را تغییر ده و شراب بنوش.

2-12 موافقان و مخالفان مقامات حریری
مقامات حریری بعد از نمونههای ابوالعلاء، مهمترین نمونهی ادبی است که در عصر عباسی ظهور پیدا کرد که از زمان آغاز پیدایش، مورد ستایش قرار گرفت و با عبارات گوناگونی از آن تمجید کردند. شاید شگفتانگیزترین آن، چیزی باشد که زمخشری بیان داشته که تقریبا همعصر با حریری بوده است:
أُقســـم بالـله و آیاتِـــــه و مَعشَـر الحـجِّ و میقاتِــهِ
إنَّ الحـریریَّ حَـرِیٌ بــأن نکــتُبَ بالتِبـــر مقاماتِــه
(ضیف،1980، 297)
ترجمه: به خداوند و آیاتش و معشر حج و میقات آن، سوگند یاد میکنم که حریری شایسته آن است که مقاماتش را با طلا بنویسیم.
ابنخلکان هم گفته حریری با انجام مقامات خویش از اعتبار تام برخوردار گشته و کتاب وی بسیاری از کلام عرب از جمله: لغات، امثال و رموز اسرار کلامش را در بر گرفته است. (ابنخلکان، بیتا، 585)
یاقوت حموی هم گفته که حریری با کتاب مقامات خویش بر پیشینیان برتری یافته و آیندگان را به ناتوانی وا داشته است.
«از شگفتیهایی که دیدم یکی آن بود که در سال 593 به «آمِد» رفتم و من در عنفوان جوانی بودم. در آنجا علی بن حسن بن عنتر، معروف به شمیم بن حلّی، به فضل و ادب معروف بود. او برای کسی از متقدمان و متأخران وزنی قائل نبود و بر همه عیب میگرفت. وی را گفتم در میان آن خیل عظیم، کسی نیست که پسند خاطر استاد باشد. گفت تنها سه تن: متنبی در مدیحه سرایی، ابن درید در انشاء خطبه و ابن حریری در تألیف مقامه. گفتم اگر دست بر قلم بری به یقین چون حریری خواهی نوشت و بازار او کساد خواهی ساخت. گفت فرزندم بازگشت به حق بهتر از ماندن در باطل است. سه بار چنین هوسی در من پدید آمد، ولی هر چه نوشته بودم در آب شستم؛ گویا خدا مرا آفریده که فقط ستایشگر حریری باشم. وی مقامات را شرح کرده بود و بر من بخشی از آن را بر خواند.» (حموی،1381، 964)
در برابر ستایش این اشخاص از این کار حریری، کسانی هم یافت میشوند که از ارزش آن میکاهند که در رأس آنها ابنطقطقی است که بنا بر زعم وی، مقامات حریری و بدیعالزمان به دلیل اینکه بر درخواست و گدایی و حیلهگری قبیح بنا شده، ارزش چندانی ندارد. (ضیف،1980، 298)

فصل3
مقامات و بینامتنیت

فصل سوم مقامات و بینامتنیت

3-1 درآمد
نثر عباسی، فنون و اسالیبی که در آخر عصر اموی وجود داشت را استمرار بخشید و در سایه تمدن جدید شروع به رشد و نمو کرد. و از محدودهای که شعر موقوف بدان بوده، در گذشت و آثار تمدن و فکر و اندیشه عباسی بیش از آنکه در شعر نمایان شود در نثر آشکار گشت.

3-2 نگاهی کلی به نثر عباسی
خطابه در این عهد کم کم بخاطر ضعف انگیزههای آن رو به افول نهاد. بزرگترین انگیزه خطابه، روحیه تعصب و حزب گرایی است که در ابتدای عصر عباسی به خاطر انقلابهای خطیر و شورشهای اجتماعی، قوی و محکم پابرجا بود. اما با استحکام دولت بنی عباس و خاموش شدن آتش احزاب و شورشها، خطابه رو به سستی نهاد و مردم برای اقناع، به فرهنگ و کتابت روی آوردند. و رسائل اداری و منشورات دولتی و همچنین مناظرات علمی و ادبی جایگزین خطابه گشت.
کتابت هم دیگر منحصر به دواوین نبوده بلکه به وصف تمدن جدید و لهو و رفاه و قصرهای آن، و وصف نفس بشریت، و نقد کتابهای ادبی و شرح آن، و همچنین بسط و گسترش مسائل علمی و دینی و روایت قصص و اخبار خیالی و تاریخی و مفاخرات و مانند آن تخطی نمود.
فنون کتابت در این دوره تنوع بیشتری یافت که از جمله آن رسائل اخوانی در شکر و عتاب و تعزیت و تهنیت، و تصانیف علمی و ادبی، و همچنین مقالات و مناظرات و عهود و روایات قصصی و مقامات میباشد.
تأثیر فلسفه و علوم، در نثر عباسی نمایان گشت و مجال فکر و اندیشه گسترش بیشتری یافت. و تأثیر ادبیات فارسی و آسایش و رفاه عباسی در کتابت آشکار شد و به سهولت در عبارت، تأنق در لفظ، نکویی وصف، طولانی ساختن مقدمات، وگوناگونی شروع و ختام متمایل شد. و نیز به غلو و اکثار در القاب و دعا و تفصیل و اطناب روی آوردند. و تأثیر عربی نیز که خالی از ایجاز نمی باشد در نثر آشکار گشت و نوع

پایان نامه
Previous Entries دانلود مقاله با موضوع بینامتنیت، مفاهیم قرآنی، مفردات قرآن Next Entries دانلود مقاله با موضوع عامل اجتماعی، ابوالعلاء معری، فرهنگ فلسفی