دانلود مقاله با موضوع امیرالمومنین، تولی و تبری، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

اسلام است، تا جاييکه بدون جهاد کار دین و دنیا درست نمیشود. از امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام نقل گرديده است:
إِنَّ اللّه‏َ فَرَضَ الجِهادَ و َعَظَّمَهُ وَ جَعَلَهُ نَصرَهُ وَ ناصِرَهُ. وَاللّه‏ِ ما صَلُحَت دُنيا و َلا دينٌ إِلاّ بِهِ187
در حقيقت خداوند جهاد را واجب گردانيد و آن را بزرگداشت و مايه پيروزى و ياور خود قرارش داد. به خدا سوگند كار دنيا و دين جز با جهاد درست نمى‏شود.
جهاد مهمترين راهکار دفاعي اسلام و جامعه اسلامي در برابر خطرها و تهديدهاست. با جهاد و شهادتطلبي است که دين، عزت، قدرت و احترام جامعه پايدار ميماند. باز هم از رسول خدا(صلي الله عليه و آله) نقل گرديده است:
«خداوند، امت مرا به وسيله سم اسبها و فرودگاه نيزهها عزيز ساخت».188 دشمنان اسلام نيز به خوبي به اين موضوع توجه دارند و به همين جهت، بسيار ميکوشند تا فرهنگ جهاد و شهادتطلبي را به شيوههاي گوناگون از ميان امت اسلامي بردارند. اميرالمؤمنين حضرت علي (عليه السلام) در تبيين جهاد ميفرمايند:
«جهاد لباس تقوا، زره محکم و سپر مطمئن خداوند است. کسيکه جهاد را ناخوشايند بداند و ترک کند، خدا لباس خواري بر او ميپوشاند و دچار بلا و مصيبت ميگردد و کوچک و ذليل ميشود؛ دل او در پرده گمراهي ميماند و حق از او روي ميگرداند؛ به جهت ترک جهاد، به خواري محکوم و از عدالت محروم است.»189
از اين فرموده امام (عليه السلام) برميآيد همانگونه که ترک جهاد پيامدهاي منفي بسيار دارد، اگر ملتي روحش روح جهاد و فرهنگش فرهنگ مبارزه در راه خدا باشد و خود را با اين سلاح مجهز کرده و اين سپر را همواره در دست داشته باشند، ديگر هيچ ضربتي بر آنها کارگر نميافتد.190

حضرت امامخميني(ره) هم برخلاف رويههاي موجود، مردم را به نترسي و بيباکي از دشمن تجاوزگر به رغم بهرهمندي او از سلاحهاي پيشرفته و برخورداري از حمايت قدرتهاي بزرگ فراميخواندند و در اين رابطه، اتکا به سلاح ايمان و اتکال به ذات لايزال الهي را عاملي آرامش بخش براي ملت مسلمان و انقلابي ايران ميدانستند:
«ملت ما اکنون به شهادت و فداکاري خو گرفته است و از هيچ دشمني و هيچ قدرتي و هيچ توطئهاي هراس ندارد. هراس آن دارد که شهادت، مکتب او نيست.» همچنين ميفرمايند: «ملتي که براي خدا قيام کرده و شهادت طلب ميکند، از هيچ چيز نميترسد.»191

2-3-2-4- افزايش معرفت و بصيرت در مخاطبان

در تحليل فلسفه تاريخ اسلامي بر اين نکته تأكيد مي‌شود که اراده انسانها در حركت تاريخ نقش ايفا مي‏كنند. خداوند متعال به انسانها اراده داده و به ميزاني كه مشيت او اجازه دهد و به ميزاني كه امداد كند، اراده‏هاي انساني در تحقق حوادث عالم به ايفاي نقش ميپردازند. انسان نسبت به ولايت خداي متعال، يا تبعيت مي‏كند و يا عصيان. اصولاً هر فعل و اراده‏اي از انسان، يا در تبعيت از ولايت خداي متعال است و جريان نور در آن واقع مي‏شود، يا خروج از تبعيت است و جريان ظلمت در آن واقع مي‏شود.
در قرآن نيز آيات فراواني در مورد اراده انسان آمده است از جمله:
إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً192 یا آیه شریفه فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ193
از همين‏جاست كه حركت تاريخ دو سمت پيدا كرده و به دو جبهه تقسيم مي‏شود: در يك جبهه، اراده‏هايي عمل مي‏كنند كه بر محور عبوديت خداوند متعال و خضوع و خشوع و تذلل در برابر او قرار دارند. اين اراده‏ها در برابر اراده حضرت حق، تسليم و خاضع و خاشع‏اند؛ يعني با اين‏كه حركت، ارادي است امّا هماهنگ با ربوبيت تشريعي خداوند متعال واقع مي‏شود. از سوي ديگر، چون موجوداتي مثل انسان و جن، داراي اراده و اختيار هستند و در اثر اين اراده و اختيار، طغيان هم اتفاق مي‏افتد و جبهه دوم كه از آن به جبهه سركشي و استكبار در برابر خداوند متعال تعبير مي‏شود به وجود ميآيد. هر يك از اين دو جبهه در حركت خود دنبال گسترش خويش هستند و به همين دليل حق و باطل در تاريخ درگير ميشوند. اصلي‏ترين تعارضي كه در تاريخ وجود دارد، تعارض ايمان و كفر و عبوديت و استكبار است و حركت كلي عالم هم در پايان به سمت غلبه عبوديت و بندگي پيش ميرود. «وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثين»194
پس انسان اراده داشته و اين اراده مي‏تواند ولايت خداي متعال را بپذيرد و در مقابل حضرت حق تذلّل، خضوع، خشوع و بندگي كند و مي‏تواند استكبار و تعزّز ورزد و براي خودش كبريائي و عزّت قائل شود. جريان طاعت و معصيت، از همين‌جا شروع مي‏شود. آنگاه اين تعزّز و تذلّل، اين استكبار و خضوع، به صورت يك نظام اراده مستمر در انسان وجود دارد. بنابراين اگر جريان طاعت و معصيت را بپذيريم، دو مسير در عالم تحقق پيدا مي‏كند، يكي مسير بندگي و عبوديت است و ديگري مسير معصيت و طغيان علي‏اللّه‏ تبارك و تعالي. اگرچه گفته شد كه هيچ مخلوقي از ربوبيّت خداي متعال خارج نيست، بلكه خداي متعال همه مخلوقات حتي آن كسانيكه معصيت مي‏كنند را ربوبيت مي‏كند. لذا دو جريان تاريخي شكل مي‏گيرد، كه همان دو جريان طاعت و معصيت است. جريان طاعت، بر محور انبياء و اولياء الهي شكل مي‏گيرد، در طرف مقابل هم محور معصيت و طغيان، اولياء طاغوت و نار هستند و بر همين اساس، درگيريهاي حق و باطل در تاريخ روي مي‌دهد.195
به نظر ميرسد يکي از مهمترين کارکردهاي سياسي مجالس مذهبي، ايجاد بصيرت و شناخت در افراد شرکتکننده به منظور شناخت اين مسير تاريخي که در پي تثبيت توحيد در تمام عالم است و از حضرت آدم علیه السلام شروع شده و تا معصومين عليهم‌السلام و در نهايت هم تا ظهور و رجعت ادامه دارد و همچنين آگاهي از خطرات و آسيبها و موانع پيش رو جهت حرکت در مسير قرب الهي ميباشد. لذا با شکلگيري بصيرت در فرد، جبهه مقابل توحيد و خداپرستي را شناخته و در دام فريب و اغواي کفر و شيطان نمي‌افتد.
زمينه و عرصه بروز جبهه کفر و شيطان در دورههاي مختلف متفاوت است و هر چه ايجاد بصيرت در فرد عميقتر باشد، زمينه انحراف و تزلزل او هم کمتر خواهد بود.

2-3-2-5- افزايش روحيه تولي و تبري

يکي ديگر از کارکرهاي مجالس مذهبي، اصلاح جهتگيري جامعه شيعيان است که اين جهتگيري به سمت اولياي الهي و دوري از اولياي طاغوت کشيده مي‌شود و حب فيالله و بغض فيالله را در تمام عرصه‌هاي حيات اجتماعي گسترش داده تا همه چيز بر پايه محبت نسبت به اولياي الهي و بغض و نفرت از اولياي طاغوت جهتگيري نمايد. و تا اين موضوع در فرد و جامعه محقق نگردد، جايي براي توحيد همه جانبه و عبوديت فراگير، وجود نخواهد داشت. به دلیل اینکه در این مجالس، ظلم ظالمان و ستمهایی که در طول تاریخ به اهل بیتعلیهم السلام شده است و سختیهایی که ایشان برای نجات و سعادت بشریت متحمل شدهاند بیان میشود، لذا میتوان يکي از مهمترين کارکردهاي مجالس مذهبي را افزایش روحیه تولی و تبری دانست که يکي از ارکان اساسي دين اسلام مي‌باشد؛ «لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ أَسَاسٌ وَ أَسَاسُ الْإِسْلَامِ حُبُّنَا أَهْلَ الْبَيْت‏؛ هر چيزى را اساس و پايه‏اى است و پايه اسلام محبت ما اهل بيت است.»196 و در حديثي ديگر امام صادق عليه‌السلام فرمودند: «هَلِ الْإِيمَانُ إِلَّا الْحُبُّ وَ الْبُغْضُ»197 و همانطور كه تشريح آن گذشت، حب اهل بيت همان حب نسبت به خداوند است و بغض از دشمنان ايشان، بغض نسبت به دشمنان خداوند و طاغوتيان است: «مَنْ أَحَبَّكُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ وَ مَنْ أَبْغَضَكُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ»198
 لذا تولي و تبري (جاذبه و دافعه بر اساس ملاکهاي ديني) دو مفهوم و ارزش اساسي در دين اسلام و دو عامل نيرومند براي بقاي دين و جلوگيري از بسياري انحرافات علمي و عملي است. مجالس مذهبي به بهترين وجه، نماد تولي و تبري و آکنده از عشق به اهل بيت و آرمان هاي آنان و اعلام برائت از دشمنانشان است.

قرآن کريم در اين باره ميفرمايد:
« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ» 199
و نيز در سوره مجادله فرموده: « لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشيرَتَهُمْ »200
روايات بسياري نيز راجع به تولي و تبري وجود دارد، که نشاندهنده اهميت اين موضوع است: از پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله روايت شده که فرمودند: “من تشبه بقوم فهو منهم”201 هر که خود را به گروهي شبيه کند، او هم از آن گروه خواهد بود.
زيرا وقتي انسان، خود را شبيه گروهي ميکند، کم کم ظاهر در باطن، تأثير خواهد گذاشت و همفکر و همراه آن گروه خواهد شد. به همين دليل است که در اين حديث، از اينکه حتي در ظاهر هم شبيه گروهي شويم نهي شده است.
در حديث ديگري از حضرت باقرعليه السلام روايت شده، که فرمودند: «إذا أردت أن تعلم أن فيک خيرا، فانظر إلي قلبک، فإن کان يحب اهل طاعه الله، و يبغض اهل معصيه، ففيک خير، والله يحبک و إذا کان يبغض أهل طاعه الله و يحب اهل معصيه، فليس فيک خير، والله يبغضک و المرأ مع من أحب»202
هرگاه بخواهي بداني که در تو خير و خوبي هست و ناجي و رستگاري، به قلبت رجوع کن، اگر دوست ميدارد اهل طاعت خدا را و بغض و کينه اهل معصيت را دارد، بدانکه در تو خيري هست و خدا تو را دوست ميدارد و اگر دشمن اهل طاعت است ودوست ميدارد اهل معصيت را، پس در تو خيري نيست و خدا تورا دشمن ميدارد و انسان با هر کسيکه دوست اوست خواهد بود، يعني حشرش با او خواهد بود. و شيخ صدوق نيز در کتاب عيون اخبار الرضا عليه السلام روايت کرده که حضرت رضا(عليه السلام) در نامهاي به مأمون نوشت: «و حب أولياءالله واجب، و کذلک بغض اعداءالله، والبرائه منهم»203
دوست داشتن دوستان خدا واجب و همچنين بغض و کينه دشمنان خدا را در دل گرفتن و با آنها دشمن بودن نيز واجب است. تولي و تبري تا اندازهاي اهميت دارد که در زيارت عاشورا، تعبير به رزق شده است: فاسئل الله الذي اکرمني بمعرفتکم و معرفه اوليائکم و رزقني البرائه من اعدائکم…204 و در زيارت عاشورا آن را از خداوند متعال، به عنوان رزق، طلب ميکنيم.
با توجه به اين احاديث، ميبينيم که دوستي با خدا و دوستانش، با دوستي دشمنان خدا قابل جمع نميباشد و حتي بيتفاوتي نسبت به دشمنان خدا نيز فايدهاي ندارد، بلکه آنچه در احاديث، از ما خواسته شده است، مرتبهاي بالاتر است و آن داشتن بغض و کينه نسبت به دشمنان خداست.

   2-3-3- کارکرد تربيتي
تربيت، داراي مفهوم و کاربرد گسترده و پيچيده، و در نتيجه مبهمي است. در تعريف اين مفهوم، نه تنها ميان مردم عادي، بلکه ميان صاحب‌نظران هم اختلاف‌نظر وجود دارد. در اين ميان تلاش ميگردد تا با تبيين مختصري از واژه تربيت و ارائه تعريف اصطلاحي آن به کارکردهاي تربيتي مجالس مذهبي اشاره گردد.
در قرآن کريم ريشه‏اي که بهترين و مناسبترين معناي واژه تربيت را افاده مي‏کند ريشه “الرّب” يعني “رب‏ب” است. “الرّب” در اصل به معني تربيت و پرورش است يعني ايجاد کردن حالتي پس از حالتي ديگر در چيزي تا به حدّ نهايي و تمام و کمال آن برسد”205
در تعريف اصطلاحي تربيت هم تعاريف مختلفي ذکر شده است، به طور مثال شهيد مطهري تربيت را چنين تعريف مي‌كند: تربيت، عبارت است از پرورش دادن، يعني استعدادهاي دروني‌اي را كه بالقوه در يك شي موجود است به فعليت درآوردن و پروردن206 … تربيت، ساختن نيست، آن‌طور كه مثلا خانه‌اي را مي‌سازند كه اجزا و اشيايي را با هم تركيب مي‌كنند و نظمي ميان‌شان برقرار مي‌سازند، بلكه از نوع پرورش يك موجود زنده، يعني فراهم كردن زمينه رشد استعدادي كه در موجود زنده هست، مي‌باشد.207 جمعي از صاحب‌نظران نيز تربيت را چنين تعريف کردهاند: «جريان

پایان نامه
Previous Entries دانلود مقاله با موضوع نماز جمعه، امام سجاد، دوران دفاع مقدس، مجالس مذهبی Next Entries دانلود مقاله با موضوع امام صادق، امام زمان، نماز جمعه