دانلود مقاله با موضوع ارزش های مادی، تعلیم و تربیت، آموزش و پرورش، کشورهای پیشرفته

دانلود پایان نامه ارشد

احساس اخلاقي در آنان است. در روش محروم كردن از عشق و علاقه، پدر يا مادر توجه و علاقه خود را از كودك باز مي دارد، و با سردي و بي اعتنايي با او رفتار مي كند. مثلا هنگام بروز خطايي از كودك ممكن است به او گفته شود “اگر يك بار ديگر اين كار را بكني به كلي تو را رها مي كنم.” يا “وقتي كه اين كار را ميكني اصلا تورا دوست ندارم.” در روش نمايش قدرت، والدين سعي مي كنندكنترل خود را روي فرزند يا امور مورد علاقه او اعمال كنند. مثالا تنبيه كردن، تهديد كردن و كاهش دادن امتيازات وي نوعي نمايش قدرت به حساب مي آيد. در روش گفت و گو و استدلال، با آگاه كردن فرزند از عواقب كاري كه انجام مي دهد و با توضيح دلايل عمل او براي ديگران سعي مي شود رفتار اخلاقي در وي دروني شود. مثلا وقتي والدين به معلم توضيح مي دهند كه علت رفتار نادرست فرزندشان خود آنان بوده و با كم اهميت شمردن انجام تكاليف مدرسه باعث شده اند كه او به معلم دروغ بگويد، از اين روش استفاده مي كنند.
هر يك از اين روش ها تحريكات خاصي را در كودك يا نوجوان ايجاد مي كند. به نظر مي رسد كه ميزان تحريك كنندگي دو روش اول (يعني محروم كردن از عشق و علاقه و نمايش قدرت) خيلي شديدتر است به گونه اي كه محروم كردن از عشق باعث ايجاد اضطراب و نمايش قدرت باعث تنفر و كينه توزي مي شود. روش گفت و گو و استدلال تحريك كمتري در نوجوانان ايجاد مي كند و باعث مي شود كه آنان بتوانند حرف عاقلانه والدين را بفهمند و احساس اخلاقي مثبت و مؤثري پيدا كنند. آن دسته از والدين كه هر دو روش محروم كردن از عشق و نمايش قدرت را به كار مي گيرند، لطمه بيشتري به نوجوان مي زنند و شرايطي فراهم مي كنندكه او قادر به فهميدن استدلال ها و حرف هاي حساب آنها هم نيست. والديني كه از روش نمايش قدرت استفاده مي كنند نشان مي دهند كه قادر به كنترل احساسات خودشان نيستند. فرزندان نوجوان اين والدين نيز كه با آنها همانند سازي مي كنند دچار همين مشكل خواهند شد و نمي توانند در برخورد با مشكلات، احساسات و خشم خود را كنترل كنند.
روش استفاده از گفت و گو و استدال نيز نبايد به گونه اي باشد كه به ملامت كردن نوجوا ن بينجامد. اين گفت و گو ها بايد باعث رشد احساس اخلاقي نوجوان شود نه احساس ناتواني و گناه.
تحقيقات (هوفمن1 1988؛ بويز2 و آلن3 1993؛ واكر 1993) نشان مي دهد كه روش استدلال استقرايي و توضيح رفتار اخلاقي و تبيين عواقب رفتار نادرست، اگر مستقيما نوجوان را مورد حمله قرار ندهد، نتايج مثبت و مؤثري در رشد احساس اخلاقي وي به جاي مي گذارد. گذشت كردن و احساس همدردي با نوجوانان و جوانان نيز تاثير مثبتي بر رشد اخلاقي آنان مي گذارد. گذشت كردن يك تمايل غير خودخواهانه و از سر انسان دوستي نسبت به ديگران است. در شرايطي كه نوجوان عموما خود مركز بين و تا اندازه اي خود خواه هستند وقتي كه رفتار بزرگسالان همراه با فداكاري باشد زمينه بسيار خوبي براي ايجاد احساس اخلاقي مثبت در آنان فراهم مي كند. به بيان ديگر، فداكاري و گذشت بزرگسالان زمينه فداكاري متقابل نوجوانان و جوانان را فراهم مي آورد. بي جهت نيست كه همه اديان الهي و تمام عرفا و حكما و مربيان بزرگ، همگان را به چنين رفتاري توصيه كرده اند. اين رفتار باعث مي شود كه نوجوانان و جوانان ياد بگيرند با ديگران به همان گونه رفتار كنندكه با آنان رفتار مي شود يا انتظار دارند كه ديگران با آنان رفتار كنند.
تحقيقات جديد (از جمله آيزنبرگ و همكاران 1995؛ ابرلي1 و مونته مايور 21996) نيز نشان مي دهند كه وقتي پدر و مادر و مربي رفتار فداكارانه اي با نوجوانان دارند او نيز همين رفتار را با دوستان نوجوان خود نشان مي دهد.
بخشيدن خطاهاي نوجوانان و جوانان، يعني ناديده گرفتن (به جاي تلافي كردن صدمه اي كه از جانب آنان به ما وارد شده است، نيز يكي از جنبه هاي برخورد بزرگوارانه با آنان است. مرحله اخلاقي بالاتر اين است كه نه تنها خطاي آنان ناديده گرفته شود بلكه به آنان كمك شود تا مشكل خود را از بين ببرند. آنان به اين ترتيب ياد خواهند گرفت كه در مقابل خطاهاي ديگران چه رفتاري از خود نشان دهند. آنان خواهند آموخت كه معناي خوبي و بدي اساسا اين است كه به ديگران كمك كنيد يا به آنان زيان برسانيد.
احساس همدردي كردن با نوجوانان و جوانان نيز از يك سو باعث ايجاد احساس اخلاقي مثبت در آنان مي شود و از سوي ديگر به آنان مي آموزد كه نسبت به ديگران با همنوايي و همدردي و انگيزش مثبت و كمك كننده برخورد كنند. همنوايي و همدردي با ديگران، اگر چه يك حالت عاطفي است، اما داراي يك بخش شناختي نيز هست، يعني استعداد تشخيص وضعيت رواني و دروني طرف مقابل كه آن را برداشت درست از وضع ديگران مي نامند.
معمولا افراد در سنين 10 تا 12 سالگي و در آستانه نوجواني است كه نسبت به ديگران خاصه افراد بيمار ومعلول و محروم و نيازمند، احساس همدردي پيدا مي كنند و مايلند به آنان كمك كنند. اين احساس، اگر توسط ديگران مورد تقويت قرارا گيرد، در اواخر نوجواني و در جواني كاملا تشديد مي شود و زمينه ساز انديشه هاي انسان دوستانه اجتماعي و اقتصادي در آنان مي گردد.
رفتار همدردي شكل هاي گوناگون به خود مي گيرد و در مراحل مختلف نوجواني به صورت هاي گوناگوني بروز مي كند. مثلا در اوائل نوجواني اين رفتار كمتر مشاهده مي شود ولي در اواسط اين دوره همدردي نوجوانان با همسالان خود به جايي مي رسد كه حتي ممكن است او را در مسيرهاي ضد اجتماعي نيز سوق دهد. در اواخر اين دوره و در جواني است كه فرد قادر است رفتار همدلانه با ديگران داشته باشد و احساس همدلي را در دوستان خود نيز به وجود آورد (دامون 1988؛ مارشال و همكاران 1994).
اهميت احساس همنوايي و همدردي در رشد اخلاقي به قدري است كه برخي از تئوري هاي جديد روان شناسي اين احساس را مركز عواطف آدمي و پايه طبيعي يادگيري هنجارهاي اخلاقي مي دانند. از اين ديدگاه عواطف اخلاقي به صورتي نزديك با جنبه هاي شناختي و اجتماعي رشد نوجواني نيز مرتبط است (دامون 1988؛ آيزنبرگ 1977).
رشد ارزش ها در نوجواني و جواني
از خود بپرسيم چه ارزش هايي براي نوجوانان و جوانان حائز اهميت است؟ چرا تحقق آن ارزش ها با عث ايجاد احساس اهميت و رشد در آنان مي شود؟ و باور كردن چه ارزشهايي در آنان مي تواند به رشد و كمال فردي و اجتماعي آنان كمك كند؟
همه نوجوانان و جوانان، صاحب ارزش هاي معيني در زندگي خود هستند و اين ارزش ها بر افكار و احساسات و رفتار شان تاثير مي گذارد (فلاناگان1 1997) شما نيز مي توانيد از خود بپرسيد اهميت ارزش ها در زندگي آدمي چيست؟ چه ارزش هايي در دوره نوجواني و جواني براي شما اهميت داشت؟ دوستان و همسالان شما در آن دوره عموما چه ارزش هايي در سر داشتند؟ و تفاوت ارزش هاي نوجوانان و جوانان در جوامع مختلف و در گذشته و حال چيست؟
ارزش هاي نوجوانان و جوانان كشور در سه دهه اخير همراه با تغييرات وسيعي بوده است. در دهه 1350 و در آستانه و اوائل انقلاب جوش و خروش انقلابي براي آزاد كردن و تحول كشور در راس امور نوجوانان وجوانان قرار داشت و عموم نوجوانان و جوانان با آرمان گرايي افراطي اميدهاي بسياربزرگي كه داشتند تصور مي كردند در مدتي كوتاه شاهد پيشرفت هاي عظيم كشور خويش خواهند بود و با همين تصور بود كه از جان فشاني در راه تحقق آرمان هاي خويش نيز مضايقه نداشتند. در دهه 1360 مهم ترين مساله آنان به پيروزي رساندن جنگ تحميلي بود و درصد نسبتا كمي از آنان در پي رفاه و منافع شخصي خويش بودند. اما از اوائل دهه 1370 تاكنون وضعيت عوض شده است و نوجوانان و جوانان دريافته اند كه به جاي اميد بستن به وعده هاي گوناگوني كه به آنان داده مي شود، بايد شخصا با اتكاي به خود و با به كارگيري هوشمندي و انرژي شخصي راهي براي تامين معاش و پيشرفت خويش در شرايط بسيار دشوار اجتماعي و اقتصادي كنوني پيدا كنند تا بيش از اين از قافله عقب نمانند. بي ترديد احساس عقب ماندن از قافله توانسته است تاثيرات نامطلوبي را بر روح پاك و شخصيت شريف نوجوانان و جوانان به جاي گذارد و اههميت تعلق قلبي به ارزش هاي معنوي را كه از جمله خصال برجسته تاريخي جوانان ايراني است، در آنان كاهش دهد.
به نظر مي رسد كه بزرگترين عامل اين تغيير وضعيت ارزشي نوجوانان و جوانان، از جهت گيري عمومي فرهنگي اجتماعي به جهت گيري شخصي اقتصادي فردي، شكاف عظيم حرف و عمل و فاصله عظيم تر ادعا و توانايي درميان بسياري از كساني بوده است كه از سر رشته امور اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي را در اختيار داشته اند و حاضر نبوده و نيستند كه در جايگاهي متناسب با توانايي هاي خويش قرار گيرند.
به عنوان مثال می توانید امور آموزش و پرورش متوسطه را که سرنوشت رشد ارزش های اکثریت نوجوانان کشور را در دست دارد، در نظر بگیرید و ببینید چه تفاوت قابل ملاحظه ای بین سخنان و ادعاهای گروهی از مسئولان این نهاد عظیم فرهنگی در سطح کشور و استان ها و شهرستان ها با واقعیت های مربوط به نگرش های ارزشی و اخلاقی و شخصیتی دانش آموزان دوره های راهنمایی و دبیرستانی و فارغ التحصیلان مدارس وجود دارد.
در یک موضوع مشخص تر، نظیر انگیزه برای تحقق ظرفیت های خویش که یک ارزش اساسی در رشد نوجوانان و جوانان است، اگر دقت کنید خواهید دید که نه آموزش و پرورش دارای برنامه و کارکرد مناسبی برای تحقق این هدف بزرگ تعلیم و تربیت است و نه بسیاری از نوجوانان و جوانان نگرش و برنامه و عملکردهای مناسبی برای شکوفا کردن قابلیت های عظیم خدادادی خویش را دارند. آن دسته از نوجوانان و جوانان هم که تلاش کافی به عمل می آورند بیشترین سعی شان این است که شاید بتوانند جل و پلاس خویش را از آب بکشند و راهی برای آینده و رفاه زندگی خود پیدا کنند. مفاهیم ارزشی سطح بالاتر نظیر رفاه و سعادت دیگران، آبادانی کشور و سعادت عمومی انسانی نیز جایگاه مهمی در ذهن و احساسات آنان ندارد.
مساله بی توجهی نوجوانان و جوانان به مصالح عمومی و سعادت و رفاه دیگران در کشورهای دیگر، از جمله در کشورهای پیشرفته صنعتی، نیز فراگیر است و به وسعت مشاهده می شود. تحقیقات علمی نیز مؤید این نظر است (مثلا نگاه کنید به: آستین1 و گرین2 و کورن3 1987؛ کانگر4 1988 و استین و همکاران 1997).
به نظر ما و تا آنجا که تحول ارزش ها در نوجوانان و جوانان جنبه بین المللی دارد و ناشی از مشکلات عصر الکترونیک و ارتباطات و نتیجه استثمارگری های بی سابقه اقتصادی و فرهنگ زدایی های عصر تسلط و تهاجم سبک زندگی غربی است، نگرش ها و ارزش های مادی گرایانه فرهنگی اجتماعی آنگلوساکسون (انگلیسی آمریکایی) که در بخش بزرگی از جهان رایج شده و روز به روز در حال گسترش و تهاجم بیشتر نیز هست، دامان اندیشه و اخلاق نوجوانان و جوانان بسیاری از ملت های دیگر رانیز آلوده کرده و بلکه تمام نوع انسان را در معرض خطر خودخواهی و منفعت گرایی شخصی و بی اعتنایی به سرنوشت انسانی دیگران و پشت کردن به ارزش های کلاسیک مبتنی بر جاودانگی خیر قرار داده است.
سانتروک1 (1998) در بیست سال اخیر توجه نوجوانان امریکایی اساسا متوجه رفاه شخصی خودشان شده و مصالح دیگران، به خصوص گروه های محروم به کلی مورد علایق آنان نیست. حتی دانشجویان دانشگاه ها نیز تمام فکر و ذکرشان کاملا متمرکز بر دستیابی به رفاه مادی و شخصی است و انگیزه ای برای دستیابی به یک فلسفه زندگی معنی دار در انان مشاهده نمی شود. هدف اصلی تحصیلات دانشگاهی برای جوانان کسب پول بیشتر است و به چیز دیگری به طور جدی فکری نمی کنند. نوجوانان و جوانان برای آنکه خود را بنمایانند توجه عجیبی به وضع ظاهر و زیبایی اندام و شکل عضلات و جذابیت های بدنی خود دارند. افراط در این ارزش های مادی و بدنی و ظاهری، به عنوان هدف غایی زندگی، باعث تخریب روح خویشتن و تنهایی و احساس از خود بیگانگی در نوجوانان و جوانان می شود. آنان نیاز دارند برای احساس چنین تعهدی، به جای پرداختن افراطی به خویشتن وظیفه بزرگ تعلیم و تربیت در امریکا در زمان حاضر است.
سانتروک، مانند سایر روان شناسان غربی که فقط گوشه چشمی به حقایق ارزشی و اخلاقی دارند و گهگاه واقعیت

پایان نامه
Previous Entries دانلود مقاله با موضوع نوجوان و جوان، دختران نوجوان Next Entries دانلود مقاله با موضوع عملکرد تحصیلی، وجدان اخلاقی، تجربه گرایی، رفتار اخلاقی