دانلود مقاله با موضوع اخوان المسلمین، انقلاب مصر، جنبش های اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

به عنوان ایدولوگ مبارز،رهبری تبدیل اخوان المسلمین به رادیکال گرایی جوان در دهه 1970 جامعه مصر،به طور خاص و جهان عرب،به طور عام را برعهده گرفت.نظرات سید قطب موجب برداشتها و تفاسیر متعددی از سوی مریدانش شد.این برداشتهای گوناگوناز سوی اعضای اخوان بر داخل و خارج زندان،به انشعاب در درون اخوان انجامید. گروههای جماعت المسلمین(گروه التکفیر و الهجره)7،سازمان الجهاد و جماعت اسلامی،در اواخر دهه 60 قرن بیستم،از جنبش مادر جدا شدند.بعد از انشعاب جوانان از اخوان،اعضای قدیمی و مسن آن(بعد از آزاد شدن از زندان در سال 1971)،شیوه جدیدی را پیش گرفتند و اخوان المسلمین نوین نامیده شدند.این گرایش کوشید شاخ و برگهایی را که معالم فی الطریق سید قطب در جهات گوناگون گسترانده بود،قطع کند و رسالت جنبشی را به راهی که در اصل توسط حسن البنا،بنیان گذار اخوان ترسیم شده بود محدود نماید.اعضای قدیمی سازمان در اردوگاههای ناصر،که رهبرانش نه اندیشه های خود را تقبیح کرده و نه به خارج گریخته بودند،با این جریان هم پیمان شدند.پس از اینکه انورسادات مبارزین اسلامی را از زندان آزاد کرد،این اعضای قدیمی از دولت خواستند آنها را به رسمیت بشناسند،ولی نه سادات و نه مبارک (حتی تا زمان سکوتش در 11 فوریه 2011)،این گروه را به رغم حرکت در چهارچوب قانونی و گستره محدودفعالیتهایش در جامعه،از جمله کسب 34 کرسی در انتخابات پارلمانی سال 2005به رسمیت نشناخت.سیاست مبارک بر اعمال فشار ادواری بر اخوان استوار بود.در طول 30 سال حکومت مبارک،از اعضای اخوان،در مجموع بیش از 40000 نفر زندانی شدند که تقریبا معادل پانزده هزار سال زندان به حساب می آید.
اخوان المسلمین دارای شبکه بین المللی است و تقریبا در اکثر کشورهای عربی،شعبه خاص دارد که از سیاست کلی اخوان مادر پیروی می کند.اخوان دارای یک تجربه هشتادساله از سیاست مبارزه و اعتدال می باشد و خط مشی آن مبنی بر موعظه حسنه و تلاش برای اجرای شریعت اسلامی از طریق مشارکت در نهادهای موجود در جامعه،انتخابات پارلمانی و ساز و کارهای دموکراتیک می باشد.در شرایط جدید منطقه ای،هلال اخوانی از مغرب،تونس،لیبی- حزب جدید التأسیس اخوان المسلمین در تاریخ 14/12/1390 در لیبی اعلام موجودیت کرد- و مصر گرفته تا حماس در فلسطین،شام،یمن،در حال شکل گیری و قدرت است.چه بسا در آینده نزدیک،تعدادی اندک از کشورهای عربی،در پی توسعه و بهره گیری سیاسی از این هلال در مقابله با آنچه هلال شیعی گفته می شود،باشند.(پور سعید،1392: 273- 268)
این جنبش طلایه دار حرکت های اسلامی میانه رو در جهان عرب طی سال های گذشته بوده و توانسته شبکه های مقاومت و گسترده ای را در جهان عرب و غیر عرب ایجاد نماید.این جنبش توانست با بهره گیری از بسیج منابع،امکانات تشکیلاتی وسیع و ایجاد شبکه های اجتماعی- مذهبی متنوع در دو سطح خرد و کلان شهر و روستا،نقش موثر و مثبتی در به ثمر رساندن انقلاب مصر ایفا نماید.این جنبش با حفظ تشکیلات سازمانی خود،بعد از سقوط رژیم مبارک،اقدام به تشکیل رسمی حزب آزادی و عدالت نموده ودر عمل حرف آخر را در انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری این کشور زد و احتمالا در آینده تحولات سیاسی مصر،نقش اول و تاثیر گذار را خواهد داشت.
2-2 پيشينه نظري
در این بخش خلاصه ای از نظریات و چهارچوب آنها در ارتباط با تحولات سیاسی- اجتماعی و جنبش ها در کشورهای عربی آورده میشود:
2-2-1 نظریه قیام علیه تحقیر
نظریه قیام علیه تحقیر از سوی محققان و نویسندگانی چون سعد الدین ابراهیم، کریستوفر هیچنز و روی کاساگراند طرح شده و مضمون آن این است که ملت های عرب ده ها سال است از سوی استعمار واستبداد نادیده گرفته میشوند و تلاش آنها برای رهایی از چنگال استعمار و دیکتاتوری، مدام شکست می خورد. از این منظر، پس از جنگ جهانی دوم که چندین کشور عربی به فهرست کشور های عربی افزوده شد، بازیگری به نام اسرائیل تاسیس گردید و این بازیگر کوچک، به نمایندگی از استعمارگران سابق، در جنگ های متعددی، سپاه میلیونی اعراب را شکست داده و سرزمین های پهناوری را به اشغال خود در آورد. یکی از شرم آورترین این جنگها، جنگ 1967 بود که طی آن، جهان عرب به یمن رهبری کاریزماتیک جمال عبدالناصر، ارتش یک میلیونی مصر، اتحاد کشور های سوریه، اردن، فلسطین(سازمان آزادی بخش) و لبنان و هزاران تانک و هواپیما، امید داشت یک شبه اسرائیلی های متجاوز را به عقب براند، اما این جنگ به طرز حیرت انگیز و به فاصله فقط 6 روز به نفع اسرائیل تمام شد. نیروهای اسرائیلی موفق شدند ضمن نابود سازی تاسیسات حیاتی اعراب، با اشغال صحرای سینا، شرق بیت المقدس، بلندی های جولان و غزه، مساحت خود را به چهار برابر افزایش دهند. شکست 1967 و ادامه آن در دهه 1970، وجدان اعراب را جریحه دار، اما ذهن آن ها را وادار به کاوش در چرایی این تراژدی کرد.
درست همان گونه که ایرانیان پس از شکست های متوالی از روس ها(در نیمه اول قرن 19) به غوردر ریشه های این انحطاط پرداختند، اعراب نیز نیم قرنی است در جستجوی راهی برای رهایی از آن تحقیر عظیم بوده اند.(شاذلی ،44:43:1385)
از دید اعراب، نخستین و اصلی ترین عامل تحقیر آنها، سیاست های سخت گیرانه و تجاوز کارانه اسرائیل است که با تداوم و گسترش سیاست هایی چون شهرک سازی، آواره سازی، محاصره، ترور و حمله نظامی، ضمن تضعیف اعراب، بر قدرت خود میافزاید. اکنون به مدد رسانه های مدرن و ارزان قیمت، جزئیات این تحقیر در دسترس اعراب است، آنان قدرت، ثروت، حیثیت و منزلت خود را با ساکنان سایر نقاط دنیا مقایسه و توقعات خود را متوجه حکومت مینمایند. حکومت هایی که به واسطه انتقادستیزی و حامی پروری، به صورت سازمان یافته ارادت را جایگزین لیاقت ساخته اند. بر این مبنا، نظریه ی خیزش علیه تحقیر بر این نکته دلالت دارد که فقر، بیکاری و استبداد فقط تسریع کننده خیزش هستند و موتور محرکه خیزش، تحقیری است که به مرور زمان انباشته شده و کرامت انسانی شهروندان را مخدوش و نابود ساخته است.
2-2-2 نظریه ساقه های زیر زمینی
نظریه ساقه های زیرزمینی انقلاب که با مفهوم گرایش افقی پیوند خورده است در مقاله “گرایش افقی در روند انقلاب مصر” نوشته جان چلکرافت طرح شده است. ساقه های زیرزمینی یا ریزوم ها که در آثار ژیل دولوز و فلیکس گاتاری بسط یافته بود، مورد توجه چلکرافت برای توضیح روند انقلاب مصر قرار گرفت. ساقه های زیرزمینی به ریشه گیاهانی مثل زنجبیل، سیب زمینی و بامبو اطلاق میشود آن ها در زیرزمین و با ریشه هایی قوی به هم متصل میشوند، در هم پیچ می خورند و به شکل افقی گسترش می یابند، یعنی حرکت عمودی ندارند. جنبش هایی مانند جنبش میدان التحریر قاهره، عملکردی مشابه ساقه های زیرزمینی داشتند و از زنجیره ی مشخص رهبری و فرماندهی در آن خبری نبود. رژیم مبارکمیدانست چگونه ساختار های عمودی مثل جنبش های دارای رهبر را مقهور کند یا شکست دهد، اما شکستن ساختار افقی برایش بسیار دشوار بود. به همین دلیل بود که بسیاری به جای نسبت دادن”انقلاب بی رهبر” به انقلاب مصر به آن “انقلاب پر رهبر” می گویند. اشاره آن ها به تمایل مردم برای به کارگیری توانایی های مخصوص به خودشان در جریان جنبش های اجتماعی است. هرکس در چنین جنبشی مشارکت میکند بدون آنکه ساختار عمودی،آن را از پیش سازماندهی کرده باشد. دارو ساز دارو می آورد، آشپز غذا درست میکند، نانوا نان پخش میکند،پزشک مجروحان را معالجه میکند، شاعران و آهنگ سازان ترانه های جدید می سازند ودانشجویان چادرها را برپا میکنند.این همان چیزی است که گرامشی به آن غیبت هژمونی غالب و شکل گیری هژمونی آلترناتیو می گفت. به این معنی، جنبش های ضد سرمایه داری غرب در بریتانیا و ایالت متحده، مثل جنبش اشغال وال استریت،به وضوح از جنبش های مردمی جهان عرب در تونس و مصر الهام گرفتند و پس از این نیز این جنبش ها، الگوی شکل گیری دیگر جنبش های پر رهبر، خلاقانه و مشارکت جو در دیگر نقاط جهان خواهد بود. مهمترین نقطه نظریه ساقه های زیرزمینی این است که جنبش های افقی را فرا طبقاتی می داند.به بیان دیگر، بر خلاف گرایش غالب که طبقات زیرین اجتماعی را با یاغی گری و مطالبات اقتصادی تعریف میکند، به نظر چلکرافت نباید گروه های اجتماعی فرودست و جنبش های جهان عرب را تنها در بستر نیاز های اقتصادی شان فهم کرد، بلکه می بایست خواست دموکراسی و زندگی آزاد را در میان صداها و مطالبات آن ها نیز شنید.( پورسعید،8:1392)
2-2-3 نظریه ی پیشروی آرام
نظریه ی پیشروی آرام، بر “نفوذ فکری و اخلاقی از طریق مطبوعات، انتشارات، سازمانها، گفتمان، آموزش و سبک زندگی در جامعه مدنی” تاکید دارد. بدین ترتیب که در پی تحولات ساختاری از قبیل مهاجرت به خارج یا افزایش شهرنشینی در داخل، تحولات عمیق جمعیتی، رشد سواد سیاسی،توریسم و نیز به واسطه ی مهارت و فعالیت های فراتر از معمول شهروندان فکور، تغییر سهمگینی در درک جامعه صورت گرفته است. در این نظریه شهروندان فعال از طریق جنبش سازمان یافته به صورت فردی و نامنظم به ابراز و تشخیص خود می پردازند. آن ها در حین انجام شایسته ی وظایف اجتماعی، بر مطالبات و حقوق خود تاکید میورزند و به نشر آگاهی و اصالت تمایز همت میگمارند.
بیات به عنوان بانی این نظریه بر این است که شهروندان مسلمان نمیتوانند به تغییر دموکراتیک دست یابند مگر اینکه، هنر/مهارت حضور داشته باشند.این نیرو و مهارت است که سبب میشود اراده جمعی، به رغم تمامی محدودیت های محیطی، محقق شود، هر آنچه بالقوه است، به فعل آید، عرصه های جدیدی کشف شود که در آن شهروندان خود را ببینند، بشنوند، احساس کنند و به واقعیت بدل نمایند.رژیم های اقتدار گرای عرب شاید بتوانند جنبش های سازمان یافته و مقاومت جمعی را سرکوب و ساکت کنند اما نمی توانند تمام جامعه را – تمام مردم عادی در زندگی روزمره شان را- حفظ کنند.
«پیشروی آرام مردم عادی»یک پیشروی آرام، صبورانه، زمان دار وسرایت کننده مردم عادی به سوی مالکان و قدرتمندان، در جهت رهایی از دشواری ها و بهبود زندگی است. آنها با مشخصه هایی چون آرامش، پراکندگی و بسیج طولانی مدت همراه با حرکت های جمعی دوره ای، مشخص میشوند. حرکت جمعی به معنی یک مبارزه علنی وزودگذر ، بدون وجود یک رهبری و ایدئولوژی مشخص یا سازمان متشکل، که هرگاه دستاوردهای بزرگی برایعاملین شان در پی داشته باشد، سرانجام آنان را رودرروی دولت قرار میداد.( بیات،:25:1379)
به نظر میرسد که «پیشروی آرام»در کشور های در حال توسعه به واسطه ترکیبی از عوامل ساختاری و فرهنگی باشد که آن را به صورت یک پدیده ی خاص تاریخی درمیآورد. در اصل ماده خامجنبش،یعنی عاملان آن،عموما ریشه در اقشار ناامید شهری مثل بیکاران و یا کم کاران و نیز دیگر گروههای حاشیه ای، دارند.(همان:47)
2-2-4 نظریه زندگی به مثابه سیاست
این نظریه نیز از آن بیات است که در تحلیل اجتماعی جهان عرب، توجه و تاکید بسیاری بر تشابه جوامع ایران و مصر دارد. زندگی به مشابه سیاست نام کتابی از اوست که در سال2010، یعنی یک سال پیش از آغاز خیزشهای مردمی جهان عرب در انگلستان به چاپ رسید و از این رو، بسیاری این کتاب و نظریه ی مستتر در آن را نوعی پیش گویی و پیش بینی این تحولات میدانند. عنوان فرعی کتاب عبارت است از “چگونه مردم عادی خاورمیانه را تغییر میدهند”. مطابق این عنوان فرعی، بیات زندگی های روزمره و عاملیت اجتماعی مردم عادی در این منطقه را برجسته میکند و آن را عامل تغییر خاورمیانه میداند. مطابق استدلال بیات، جنبش های اجتماعی رسمی مثل اتحادیه های صنفی، نهاد های دانشجویی و احزاب سیاسی بخت اندکی برای ایستادگی در برابر سرکوب حکومت های اقتدار گرا دارند. این حکومت ها وقتی صریحا و مستقیم به چالش گرفته میشوند، با خشونت واکنش نشان می دهند و در سرکوب موفق هستند. در عین حال، روند ها نشان میدهد به رغم سرکوب، سیاست در این منطقه در معرض چالش مداوم است، نه لزوما از طریق مقاومت سازمان دهی شده جنبش های اجتماعی، بلکه از طریق به تعبیر او “ناجنبش های مردم عادی” که در

پایان نامه
Previous Entries دانلود مقاله با موضوع اخوان المسلمین، حکومت اسلامی، ناسیونالیسم Next Entries دانلود مقاله با موضوع بیداری اسلامی، خاورمیانه، جنبش های اجتماعی