دانلود مقاله با موضوع احساس حقارت، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

کريم در قضيه حضرت يوسف ( ع ) و برادرانش به اين مطلب اشاره دارد.
” قال هل علمتم ما فعلتم بيوسف و اخيه اذا أنتم جاهلون 102 ”
گفت : آيا دانستيد با يوسف و برادراتش چه کرديد آن گاه که جاهل بوديد ؟
تفسير نمونه ذيل اين آيه چند نکته را بيان مي کند از جمله
اولاً يوسف ( ع ) بزرگواري کرده و گناه آن ها را سربسته بيان مي کند و مي گويد : ما فعلتم ( آنچه انجام داديد ).
ثانياً ” راه عذرخواهي را به آن ها نشان مي دهد که اين اعمال شما به خاطر جهل بوده و دوران جهل گذشته و اکنون عاقل شده ايد. 103 از طرفي حسادت و کينه توزي برادران نسبت به يوسف ( ع ) و از طرف ديگر جهالت آنان دست به دست هم داد تا دست تقدير اين گونه ورق بخورد و يوسف با چنين حوادثي رو به رو بشود. برادران در آن لحظه نفهميدند چه مي کنند و به عواقب کار اصلاً توجهي نمي کردنند. در آن حال چيزي که در ميان نبود فکر و انديشه بود.
چهار ) تمسخر کردن
انسان هاي بي منطق و تهي هرگاه در برابر انسان هاي صاحب فکر و استدلال قرار مي گيرند ، احساس حقارت مي کنند و در مواجهه با آن ها سعي مي کنند کمبود خود را به وسيله مسخره کردن ، جبران کنند.
” و اذ قال موسي لقومه ان الله يامرکم ان تذبحوا بقرة قالوا اتتخذنا هزرا قال اعوذ بالله لن اکون من الجاهلين 104 “
” هنگامي که موسي به قوم خود گفت : خداوند به شما دستور مي دهد ماده گاوي را ذبح کنيد ، گفتند آيا ما را مسخره مي کني ؟ ( موسي گفت ) به خدا پناه مي برم از اين که از جاهلان باشم. ”
قوم موسي پس از شنيدن اين سخن که ” خداوند به شما دستور مي دهد گاو ماده اي را ذبح کنيد ” ايا ما را مسخره مي کني ؟
و به اين ترتيب پيامبر بزرگ خدا را متهم به سخريه نمودنند ، اين گونه تعبيرات همه دليل بر جهل و ناداني ، خودخواهي و لجاجت آن ها مي باشد. اين است که مي بينيم موسي ( ع ) در پاسخ خود بيان مي دارد که مسخره کردن کار انسان هاي جاهل است و طبيعي است که هرگز چنين کارهايي سخيفي در شأن او که پيامبر خدا و صاحب رسالت و وحي الهي است ، نمي باشد. 105
پنج ) نهادن هر چيزي بر غير جاي خود
از حضرت علي ( ع ) درخواست کردنند عاقل را به ما بشناسان. پاسخ فرمود : ” هو الذي يضع الشيء مواضعه ”
” خردمند آن است که هر چيزي را در جاي خود مي نهد. “
سپس گفتند که جاهل را نيز تعريف کن. حضرت فرمود : ” قد فعلت ” اين کار را کردم. 106
يعني با معرفي خردمند ، جاهل را نيز شناساندم ، زيرا ” جاهل ” در مقابل ” عاقل ” قرار دارد ، پس جاهل کسي است که هر چيزي را در جاي خود نمي گذارد.
شش ) پرستش معبودان دروغين
هيچ انسان فهميده و عاقلي به خود اجازه نمي دهد که در برابر بت ها سجده کند يا چيزي را در وقت سجده و عبادت ، با ذات الهي شريک بداند ؛ اما انسان هاي جاهل چنين نيستند. آن ها نه تنها از پرستش معبود واقعي سر باز مي زنند ، بلکه از ديگران نيز مي خواهند هم چون آنان به پرستش معبودان دروغين روي آورند.
در سوره مبارکه ” زمر ” به اين اصل اشاره دارد و مي فرمايد “
” قل افعير الله تامروني اعبد ايها الجاهلون 107 “
آيا به من دستور مي دهيد که غير خدا را عبادت کنم اي جاهلان ؟
اين سخن مخصوصاً با توجه به اين که کفار و مشرکان گاهي از پيامبر ( ص ) مي خواستند که خدايان آن ها را احترام و پرستش کند ، با صراحت اعلام مي دارد که مشرکان جاهل از رسول اکرم ( ص ) مي خواستند ، به پرستش بت ها روي آورد.
تفسير نمونه معتقد است که مفهوم اين آيه اين است که بت پرستان عموماً مردمي جاهلي اند. و نه تنها نسبت به پروردگار جهل دارند ، که مقام والاي انساني خود را نشناخته و لگدمال مي کنند. 108
” علامه طباطبايي مي فرمايد خطاب به جهل در آيه فوق ( ايها الجاهلون ) براي اشاره به اين مطلب است که امر شما به پرستش غير خدا در حالي که دلائل روشن و براهين متقن را پيرامون يگانگي خدا مي بينيد ، اين نيست مگر از جهل و ناداني شما. 109 ”
هفتم ) فراموش کردن نعمت هاي الهي
اما سجاد ( ع ) در دعاي نوراني و زمزمه هاي عارفانه خود خطاب به پروردگار عالميان چنين عرضه مي دارد.
” ولا تحزني يوم تبعثني للقائک ، ولا تفضحني بين يدي اوليائک و لا تنسي ذکرک و لا تذهب عني شکرک ، بل الزمينه في احوال السهو عند غفلات الجاهلين لا لائک و او زعني ان اثني بما ليتنيه و اعترف بما اسديته الي 110 ”
” روزي که مرا براي ديدار خود ( حساب و بازرسي ) برانگيزي ، خوار و شرمنده نکن. و در جلو دوستانت رسوايم مگردان و ياد خود را از يادم مبر و شکر و سپاس خود را از من زايل مکن. بلکه آن را در حالات فراموشي هنگام فراموشي هاي نادانان به نعمت هايت هميشه با من قرار ده ، و به من الهام کن که بر آنچه مرا اعطا کرده اي ستايش نمايم و به آنچه به من نيکويي نموده اي اقرار کنم. ”
امام ( ع ) در قالب اين جملات نوراني به اين نکته اشاره دارد که زماني فرا مي رسد که نادانان و جاهلان نعمت هاي بسيار متنوع و نامحدود الهي را فراموشي مي کنند. در حالتي که به هر طرف خود ، توجه کنند ، الطاف الهي را مشاهده مي کنند و غرق در نعمت اند ، اما به آن ها توجه ندارند. در واقع پرده ظلماني جهل برديدگان آن ها کشيده مي شود و حقيقت را درک نمي کنند.

در اين گفتار به ويژگي هاي جاهلان از ديدگاه قرآن و سنت پرداختيم و توانستيم هفت ويژگي از منابع اسلامي استخراج کنيم در حالي که اين ويژگي ها بسيار زياد است که در ادامه مي توان هشت لجوج بودن 111 نه هرزه گويي 112 ده اهل افراط و تفريط بودن 113 ( اسلام و اين آيه اشاره به ميانه روي دارد ) يازده بد گماني به پروردگار 114 دوازده اهل فساد بودن 115 و غيره را نام برد ، اما محدوديت پايان نامه ما را از تفصيل بيش تر باز مي دارد.

5 – 2 – 2 – گفتار پنجم – آثار و پيامد هاي جهل و راه هاي عملي جهل زدايي
هدف من در اين گفتار بررسي پيامدهاي مخرب جهل است. پيامدهاي مهلکي که به جان فرد و اجتماع را مورد تهديد قرار مي دهد. و براي شخص و جامعه ، خطرات غير قابل جبران را موجب مي شود.
در اين جا مبحث فوق را از دو زاويه و از دو منظر آثار و پيامدهاي فردي و اجتماعي مورد بحث قرار مي دهيم.
الف ) ” آثار و پامدهاي فردي جهل ” :
يک ) خواري در جامعه : امير مومنان علي ( ع ) مي فرمايد :
” اذا ارذل الله عبداً حظر عليه العلم ” 116
” هرگاه خدا بخواهد بنده اي را خوار کند ، دانش را از او دور مي کند. “
آري ، علم موجب عزت انسان در جامعه است. انسان هاي اهل علم معمولاً در جامعه خود ، داراي موقعيت و شأني در خور توجه مي باشند ؛ و بالعکس انسان هاي نادان و کم مايه نمي توانند جايگاه رفيعي در جامعه خود داشته باشند.
در اين روايت شريف ، از وجود رابطه تنگاتنگ ميان جهل و خواري خبر داده شده به گونه اي که اگر جهل بود ، خواري نيز همراه و همزاد او خواهد بود.
نتيجه سخن اين که آثار سوء جهل و جهالت ، خود فرد را در برمي گيرد و موجب خواري و زبوني او در ميان مردم خواهد شد.
دو ) در معرض سقوط قرار گرفتن
حضرت علي بن ابي طالب ( ع ) در کلام گهربار خود اشاره مي کنند که :
” عباد الله لا ترکنوا الي جهالتکم و لا تنقادوا لا هوائکم فان النازل بهذا المنزل نازل بشفا جرف مار ، ينقل الردي علي فلهر من موضع الي موضع ” 117
” اي بندگان خدا ، به ناداني هاي خود تکيه نکنيد و تسليم هواي نفس خويش نباشيد که چنين کسي بر لبه پرتگاه است ، و بار سنگين هلاکت و فساد را بر دوش مي کشد و از جائي به جاي ديگر مي رود. “
” ابن ابي الحديد مي نويسد که حضرت امير ( ع ) در اين جمله مردم را از اطلاعت هواي نفس و تبعيت از جهلشان برحذر مي دارد و تصريح مي کند که چنين شخصي هلاکت و تباهي را در پشت خود حمل کرده ؛ به هر جا مي رود آن را نيز به دنبال خود مي برد و پس از رأي فاسدي ، به دنبالش رأي فاسد ديگري اظهار مي کند و خود را به پرتگاه نيستي مي کشاند. 118 “
سه ) پشيماني در کردار و گفتار
در سوره مبارکه ملک هنگامي که کافران را وارد جهنم مي کنند ، از زمان آن ها نقل مي کند و مي فرمايد :
” و قالوا لوکنا نسمع او نعقل ما کنّا في اصحاب السعير 119 “
” و مي گويند : اگر ما گوش شنوا داشتيم با تعقل مي کرديم ، جزء دوزخيان نبوديم. “
در اين آيه ضمن بيان سرنوشت وحشتناک دوزخيان ، انگشت روي علت اصلي بدبختي آن ها گذارده شده است ، مي فرمايد : از يک سو خداوند گوش شنوا و عقل و هوش داده است و از سوي ديگر پيامبرانش را با دليل روشن فرستاد.
اگر اين دو با هم ضميمه شوند ، سعادت انسان تأمين است ولي هنگامي که انسان گوش دارد اما با آن نمي شنود ، چشم دارد و نمي بيند و عقل دارد اما نمي انديشد ، اگرچه تمام پيامبران الهي و کتب آسماني به سراغ او آيند اثري ندارد.
علامه طباطبايي مي فرمايد :
” مراد از سمع ، استجابت دعوت پيامبران است و اين که بايد سخن و يضاع آن ها را مي پذيرفتند و عمل مي کردنند. “
هم چنين مراد از عقل ، التزام به مقتضاي آن هدايت هايي است که عقل به آن ها مي نمود و به آن ها مي گفت که بايد در برابر خداوند خاضع و مطيع بود. 120
خلاصه اين که طبق اين آيه شريفه ، مجرمان ندامت و پشيماني خود را ، معلول به کار نبستن عقل و انديشه خود بيان مي کنند و اضهار مي دارند که اگر به رسول ظاهري ( پيامبران ) و به رسول باطني ( عقل ) در کارهايمان توجه و تمسک داشتيم ، نتيجه تلخ آتش جهنم را در پي نداشت. 121
چهار ) کاهش ثواب اعمال :
شاخصه بسيار مهمي که مي توان از آثار سوء فردي جهل برشمرد ، مسئله ناچيز بودن اعمال شخص جاهل است. بر اساس روايات اسلامي ثواب و پاداش اعمال انسان بر اساس ميزان عقل و معرفت اوست. روايات در اين زمينه فراوان است.
الف ) ” سليمان ديلمي گويد ، به امام صادق عرض کردم فلاني در عبادت و ديانت و فضيلت چنين و چنان است ، فرمود : عقلش چگونه است ؟ گفتم نمي دانم ، فرمود :: پاداش به اندازه عقل اوست. 122 ”
ب ) امام جعفر صادق ( ع ) از رسول خدا ( ص ) نقل مي کند که حضرت فرمود :
” اذا رايتم الرجل کثير الصلاة ، کثير الصيام فلا تباهوا به حتي تنظر و کيف عقله ” 123
” چون مردي را پر نماز و روزه ديديد به او مباهات نکنيد تا بنگريد عقلش چگونه است. “
از روايات فوق به خوبي استفاده مي شود که ميان ثواب اعمال و خدا آگاهي و معرفت ، رابطه اي تنگاتنگ وجود دارد.
به عنوان مثال اگر يک عالم و يک جاهل هر دو برخيزند و وضو بگيرند و رو به قبله ايستاده و يک نماز دو رکعتي بخوانند ، ثواب عمل عالم بالاتر و افضل است بر عمل جاهل ، چرا که عالم با علم و معرفت و شناخت و انديشه اين عمل را انجام مي دهد اما شخص جاهل چنين شناختي از فعل خود ندارد و اين تفاوت اساسي است که ميان عالم و جاهل وجود دارد.
ب ) ” اثرات و پيامدهاي اجتماعي جهل ” :
در بعد اجتماعي نيز براي جهل پيامدهاي سوء و زيانبار فراواني که به مراتب بدتر و شديدتر از پيامدهاي فردي آن مي باشد مطرح است که به پاره اي از آن ها اشاره مي کنيم :
يک ) بروز دشمني ها : ناداني خطرناک ترين امراض است و مي تواند مولّد ساير بيماري ها باشد. نزاع هاي جاري بين انسان ها و اقوام و ملل جهان از قديم الايام وجود داشته است. چه بسيار خون هايي که در اثر جنگ ها و مناقشات بر زمين ريخته شده و چه فلاکت ها و رنج هايي که بشريت در اين ميان متحمل نشده است.به راستي علت اين همه ظلم و تعدي و به جان هم نوع خود افتادن چه مي تواند باشد ؟
جواب روشن است ، براي اين که به هواهاي نفساني خود پاسخ دهند و از منافع مادي جهان ، بيش تر بهره مند شوند.
سوال مهمي که در اين جا مطرح است اين است که ايا اين گونه انديشيدن عين جهل نيست ؟
ما معتقديم که در واقع ريشه اصلي اين همه دشمني ها در واقع جهل و ناداني است.
و در واقع جهالت ها و حماقت ها ، دنياي زيباي زندگي را به لجنزاري متعفن تبديل کرده است که جاي نفس

پایان نامه
Previous Entries دانلود مقاله با موضوع نهج البلاغه Next Entries دانلود مقاله با موضوع رجوع جاهل به عالم، ناصر خسرو