دانلود تحقیق در مورد وزارت خارجه، قرارداد 1919، استان خراسان

دانلود پایان نامه ارشد

که آن هم از شرايط دارسي استقبال نکرد. اما در همين زمان نيروي سلطنتي انگلستان به فکر جايگزيني نفت به جاي ذغال سنگ به عنوان سوخت اصلي کشتي‌هاي نيروي دريايي افتاد. لرد فيشر که در سال 1904 به عنوان لرد اول درياداري سلطنتي انگلستان منصوب شد اين فکر را پيشنهاد داد و کميته‌اي تحت عنوان کميته نفت تشکيل داد.
کميته نفت شرکت نفت برمه را به دارسي معرفي نمود تا بتواند با مشارکت آن شرکت، مشکلات مالي خود را برطرف نمايد. بنابراين قراردادي بين شرکت نفت برمه به رياست لرد استراتکونا38 و دارسي در 5 مه 1905 ميلادي منعقد گرديد و شرکت جديدي با عنوان سنديکاي امتياز نفت تشکيل گرديد تا عمليات را ادامه دهد مشروط بر آنکه در مناطق نفت خيز و محدوده جنوب غربي ايران نفتي يافت شود.
اين شرکت حفاري را از چاه سرخ به ميدان نفتون منتقل کرد و پس از تلاش و حفاري‌هاي متعدد سرانجام در 5 خرداد 1287 خورشيدي (26 مه 1908ميلادي) نفت را در يکي از چاههاي واقع در مسجد سليمان کشف کرد.39
که تخمين زده شده بود نفت در اين منطقه به اندازه کافي باشد و روزانه بيست هزار گالن استخراج گردد. به عبارتي دارسي که خود يک تاجر بود و از نفت هيچ نمي‌دانست و فقط جرات سرمايه گذاري داشت درست زماني که اميد به استخراج نفت را به کلي از دست داده بود در ميدان نفتون به نفت رسيد.
به اين ترتيب هزينه ادامه عمليات توسط شرکت نفت برمه متقبل گرديد و پانزده روز بعد، شرکت نفت برمه و سنديکاي امتياز نفت مشترکا اقدام به امضاء يک قرارداد کردند که طي آن، سرمايه هزينه عمليات حفاري مي‌بايستي توسط شرکت نفت برمه پرداخت شود. در نتيجه طبق اين قرارداد بخشي از هزينه‌هاي هنگفت دارسي بازپرداخت مي‌شد و قرار شد چنانچه نفت به اندازه کافي کشف شود، اقدام به تشکيل يک شرکت نفت گردد بدين نحو کليه هزينه‌هاي دارسي پرداخت مي‌شد.40
بند سوم: حفر نخستين چاه نفت خاورميانه
شرکت جديد يا همان سنديکاي امتيازات که افرادي چون دارسي، استراتکونا و شرکت نفت برمه از جمله سهامداران آن بودند، مجددا به ادامه عمليات حفاري اقدام نمودند تا اينکه رينولدز موفق به حفر نخستين چاه خاورميانه در مسجد سليمان شد، نخستين چاهي که به گفته يکي از کارشناسان نفت، صنعتي را آغاز کرد که طي دو جنگ، نيروي دريايي انگلستان را نجات داد ولي براي ايران زحمتي ايجاد کرد که از مجموع مزاحمت‌هاي سياسي دول عظيم بيشتر بود.41 با شروع جنگ جهاني اول و افزايش نقش نفت در تامين سوخت کشتي‌هاي جنگي، اهميت اين ماده در نزد دولت انگلستان دو چندان شد و موجب گرديد که دولت مذکور براي در اختيار گرفتن امتياز نامه دارسي اقدام کند. يک سال بعد در 14 آوريل 1909 ميلادي شرکت نفت انگليس و ايران42 با سرمايه دو ميليون ليره استرلينگ تشکيل و جانشين شرکت سنديکاي امتياز گرديد.43 و به اين ترتيب دارسي مجبور به فروش سهام خود گرديد و تمام حقوق امتياز نامه دارسي به شرکت مذکور انتقال يافت، البته با اين شرايط که دارسي هم عضو هيات مديره اين شرکت باشد. اما تدريجا نفوذ وي در شرکت کاهش يافت. دارسي هشت سال پس از واگذاري سهام شرکت در 1 مه 1917 ميلادي درگذشت. شرکت نفت انگليس و ايران فعاليت خود را از چاه‌هاي واقع در مسجد سليمان آغاز نمود و خط لوله‌اي هم از مسجد سليمان تا آبادان کشيد.
نفت ايران علاوه بر داشتن منافع مالي بسيار بالا براي دولت انگلستان براي امپراطوري بريتانيا نيز اهميت خاصي داشت چون نيروي دريايي بريتانيا که تمام قدرت و عظمت امپراطوري بريتانيا بود در واقع متکي به نفت ايران شده بود. بنابراين حکومت بريتانيا سعي داشت ابتدا نفت معادن جنوب را کنترل کند. بنابراين در مهر 1290 خورشيدي (اکتبر 1911ميلادي) چرچيل با بدست آوردن پست وزير درياداري، فرصت يافت تا افکار لرد فيشر (تبديل سوخت کشتيهاي جنگي انگلستان از ذغال سنگ به نفت را داد) را مطرح و به اجرا بگذارد که نهايتا در 3 مارس 1913 ميلادي توسط دولت انگلستان توانست اين طرح را به مرحله اجرا درآورد. (براي اطلاع از مقدار سود و منافع دولت انگلستان از سرمايه گذاري در شرکت نفت ايران و انگليس و قرارداد خريد نفت از آن شرکت رجوع کنيد به مورد 3 منابع انگليسي).
بند چهارم: قرارداد 1919
در سال 1297خورشيدي (1918 ميلادي) دولت انگلستان در صدد تحميل قراردادي به ايران بود تا بتواند عملا اين کشور را تحت الحمايه بريتانيا در آورد. بنابراين کرزن مغز متفکر استعمار انگليس در تاريخ 18 مرداد 1298 خورشيدي (9 اوت 1919ميلادي) در يادداشتي نظر دولت ايران را جلب نمود و درهمان روز، قرارداد ايران و انگليس ميان وثوق الدوله و نماينده بريتانيا در تهران به امضاء رسيد که البته اين قرارداد هيچ گاه به تصويب مجلس ايران نرسيد. رقابتي که ميان انگلستان و ايالات متحده آمريکا براي تقسيم منابع مواد اوليه در ايران پديد آمده بود با امضاي قرارداد 1919 ايران و انگليس تشديد شد.
بند پنجم: نفت شمال ايران
براي جلوگيري از اعتراض روسها، پنج استان شمال ايران يعني آذربايجان، گيلان، مازندران، استرآباد و خراسان که همجوار روسيه بودند از کل مناطق در امتياز دارسي مثتثني شده بودند. اين پنج استان با عنوان نفت شمال معروف بودند.
بند ششم: امتياز خوشتاريا
در سال 1920 شرکتي به نام شرکت نفت‌هاي شمال ايران در لندن تاسيس شد که خوشتاريا يکي از مديران و صاحبان سهم در اين شرکت بود که کمپاني نفت انگليس و ايران در همان سال اين امتياز خوشتاريا را اخذ نمود تا با استفاده از اين امتياز بتواند به بهره برداري نفت شمال دست پيدا کند ولي دولت ايران اين امتياز را فاقد اعتبار مي‌دانست زيرا اين امتياز هيچ گاه به تصويب مجلس شوراي ملي نرسيده بود.
دولت ايران ضمن ارسال يادداشتي رسمي براي وزير مختار انگليس در تهران علاوه بر عنوان کردن
غير قانوني بودن امتياز خوشتاريا، متذکر گرديد که انگلستان به دليل داشتن امتياز نفت جنوب چنانچه به بهره برداري از نفت شمال ايران نيز دست پيدا کند تمامي مناطق نفتي ايران را تحت سلطه خود خواهد داشت که اين امر مغاير با “سياست درهاي باز” دولت ايران مي‌باشد.44
بحث و جدال در مورد نفت شمال همچنان ادامه داشت ولي دولت ايران بيشتر تمايل داشت امتياز نفت در شمال را به آمريکايي‌ها واگذار کند ولي اين امر مورد عکس العمل شديد شرکت نفت انگليس و ايران واقع شد (گزارش محرمانه شماره 41)
ولي دولت ايران در پاسخ به اين اعتراضات اعلام مي‌داشت که استان سمنان جزئي از استان خراسان بوده که به موجب ماده شش امتياز نامه دارسي همراه با چهار ايالت ديگر ايران از اين امتيازنامه مجزا شده‌اند و قانونا دولت انگليس هيچ گونه حقي را دارا نمي‌باشد.45 وقتي تلاشهاي انگليسي‌ها از طريق دولت ايران بي نتيجه ماند آنها به سراغ آمريکايي‌ها رفتند و سرانجام در 31 دسامبر 1921 ميلادي توانستند موافقت نامه‌اي را در واشنگتن با وزارت خارجه آمريکا امضا کنند که بر طبق آن متعهد شده بودند که هر زماني هر يک از دولتين خواستار امتياز خوشتاريا گرديدند هيچ کدام از دولتين بدون اطلاع ديگري دست به اقدامي نزنند.
گفتار سوم: دور اول رقابت شرکت‌هاي نفتي آمريکايي و انگليسي
به دنبال سياست دولت ايران براي اعطاي امتياز نفت شمال به آمريکايي‌ها بالاخره وزير مختار ايران در واشنگتن موفق به جلب نظر کمپاني‌هاي نفتي آمريکايي گرديد. نهايتا در 12 اوت 1920 ميلادي سعي و کوشش وزير مختار ايران به ثمر رسيد و کمپاني‌هاي آمريکايي تمايل خود را براي اخذ امتياز نفت شمال به وزارت خارجه آمريکا اعلام داشتند.46
وزير مختار ايران هم، در واشنگتن پس از کسب موافقت وزارت خارجه آمريکا به همراه مورگان شوستر به مذاکرات با نمايندگان کمپاني استاندارد اويل نيوجرسي پرداخت که در 30 آبان 1300 خورشيدي (21 نوامبر 1921 ميلادي) مجلس شوراي ملي امتياز 50 ساله استخراج نفت شمال را به کمپاني استاندارد اويل نيو جرسي در 5 ماده تصويب کرد.
نتيجه مذاکرات مورگان شوستر با کمپاني‌هاي آمريکايي منجر به تهيه و تنظيم قراردادي در 9 اسفند 1300 خورشيدي (28 فوريه 1922ميلادي) شد که توسط کاردار آمريکا در تهران تسليم نخست وزير ايران گرديد. به موجب اين قرارداد شرکت جديدي به نام شرکت نفت ايران و آمريکا از مشارکت دو کمپاني استاندارد اويل و انگليس و ايران تشکيل شده بود تا به استخراج نفت در شمال ايران بپردازد ولي در 13 اسفند 1301 خورشيدي (4 مارس 1922 ميلادي) نخست وزير ايران به کاردار سفارت آمريکا در تهران اطلاع داد به دليل بروز مشکلات سياسي در ايران از قبول و تائيد اين قرارداد خودداري مي‌نمايد.
در اين هنگام کمپاني استاندارد اويل اين تصميم مجلس را قبول کرد و براي اخذ امتياز جديد ابراز تمايل کرد، در همين راستا کمپاني نفتي ديگر آمريکايي به نام سينکلر هم براي کسب امتياز نفت شمال تمايل خود را ابراز نمود ولي دولت ايران ابتدا به هر دو شرکت پاسخ منفي دارد اما سرانجام شرکت سينکلر توانست در 29 آذر 1302 خورشيدي (20 دسامبر 1923ميلادي) قراردادي را با دولت ايران منعقد نمايد. که به موجب اين قرارداد امتياز کشف و استخراج از منابع نفتي چهار ايالت از پنج ايالت شمالي ايران به کمپاني سينکلر واگذار شد و در ماده چهارم قرارداد نيز عنوان گرديد که دارنده امتياز حق واگذاري امتياز به غير را ندارد. اما ديري نپاييد که کمپاني سينکلر به اتمام رشوه دادن زنداني گرديد و در اين راستا هم دولت شوروي قرارداد خود را با کمپاني سينکلر فسخ کرد که در اثر اين فسخ تنها راه صادرات نفت شمال ايران به بازارهاي دنيا مسدود گرديد.بنابراين در کل مي‌توان گفت دور اول رقابت‌هاي بين آمريکا و انگليس براي رسيدن به منابع نفتي خاورميانه با شکست آمريکا و موفقيت انگليس به پايان رسيد. انگليسي‌ها توانستند رقيب قدرتمندي چون آمريکا را از صحنه دور کنند و همچنان منابع نفتي شمال ايران بکر و دست نخورده باقي بماند و هيچ کدام از سه قدرت بزرگ انگلستان، آمريکا و شوروي موفق به دستيابي امتياز استخراج نفت شمال ايران نگرديدند.47
بند اول: قرارداد آرميتاژ اسميت
در زمان کابينه مشيرالدوله بود که اعتراضات مردم نسبت به منافع حاصل از شرکت نفت انگليس و ايران افزايش يافت و آرميتاژ اسميت، مستشار مالي دولت ايران که دولت انگليس هم به او اعتماد داشت، توانست با تنظيم قراردادي اوضاع را تا حدودي آرام کند اما مشکلات همچنان در سال 1305 مجددا شروع شد.
اگر چه قرارداد آرميتاژ اسميت آرامشي نسبي در روابط دولت ايران و شرکت نفت انگليس و ايران برقرار کرد ولي به طور اساسي نتوانست اختلاف را حل نمايد و بيشتر اين اختلافات ناشي از تخلف شرکت از مفاد قرارداد بود زيرا حق السهم دولت ايران روز به روز کاهش مي‌يافت و کارگران ايراني به بهانه‌هاي مختلف اخراج مي‌شدند و به جاي آنها کارگران چيني و هندي استخدام مي‌شدند بنابراين دولت ايران به شرکت نفت انگليس و ايران اعلام نمود که قرارداد اسميت داراي نواقصي مي‌باشد که بايد قرارداد جديدي تنظيم گردد که منافع طرفين را به طور عادلانه تامين کند.
بند دوم: لغو امتياز نامه دارسي
گفتگوهاي رسمي براي انعقاد قرارداد جديد، يا تجديد نظر در قرارداد دارسي، در سال 1307 خورشيدي ميان تيمور تاش، وزير دربار پهلوي و سرجان کدمن، مدير عامل شرکت نفت انگليس و ايران، آغاز شد. طي مدت اين مذاکرات تيمور تاش در صدد سهامدار کردن دولت ايران و بالا بردن سهم ايران از 16 درصد به 25 درصد بود ولي کدمن نه تنها با مشارکت ايران در سهام شرکت مخالفت مي‌کرد بلکه به بيش از 20 درصد حق السهم نيز رضايت نمي‌داد.
بنابراين مذاکرات تيمور تاش و کدمن به نتيجه‌اي نرسيد و در سال 1307 خورشيدي اين روابط بدتر شد، شرکت نفت انگليس و ايران براي کاهش اين اختلافات مجدد گفتگوهايي را آغاز نمود، که بر اين اساس کلايو، وزير مختار بريتانيا در تهران، در زمستان 1307 خورشيدي با شاه ملاقات کرد، شاه از او استقبال کرد و خواستار تجديد نظر در امتياز دارسي شد.
به دنبال اعلام پيام شاه توسط کلايو به لندن، کدمن در اسفند همان سال به تهران آمد و با نصرت‌الدوله فيروز، وزير ماليه، علي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درمورد امام صادق، بهبود عملکرد، پرسش نامه Next Entries پایان نامه درمورد بهبود عملکرد، پرسش نامه، جدول داده