دانلود تحقیق در مورد هویت مکانی، امنیت اجتماعی، تمایلات رفتاری

دانلود پایان نامه ارشد

بيانگر ارزيابي فرد از ارزش اجتماعي خود باشد. از بُعد سلامت اجتماعي اين شاخص عبارت از «اين احساسي كه افراد چيزهاي باارزشی براي ارائه به جامعه دارند. اين تفكر كه فعالیت‌های روزمره آن‌ها به‌وسیله جامعه ارزش‌دهی می‌شود. در حقيقت مشاركت اجتماعي باوري است كه طبق آن افراد خود را عضو حياتي اجتماع می‌داند و فكر ميكند چيز ارزشمند براي عرضه دنيا دارد. اين افراد تلاش می‌کنند تا در دنياي كه صرفاً به دليل انسان بودن براي آنان ارزش قائل است سهيم باشند» (سام آرام، 1388: 19). مشاركت اجتماعي همچنين شبيه به مفاهيم مسئولیت‌پذیری و خودكارآمدي به‌صورت توأمان است و فرد خودكار می‌تواند رفتارهاي معيني را انجام داده و مقاصد خاصي را به اتمام برساند و مسئوليت اجتماعي يعني ايجاد تعهدات شخصي در ارتباط با اجتماع.
5- انسجام اجتماعي77: ارزيابي يك فرد با در نظر گرفتن كيفيت همراهي او با جامعه اطرافش می‌باشد. «انسجام اجتماعي، ارزيابي فرد از كيفيت روابطش در جامعه و گروه‌های اجتماعي است. فرد سالم احساس می‌کند كه بخشي از اجتماع است و خود را با ديگراني كه واقعيت اجتماعي را می‌سازند، سهيم می‌داند. از ديدگاه دوركيم (به نقل از كييز 1998) سلامت و يگانگي اجتماعي، روابط افراد را با يكديگر از طريق هنجارها منعكس ميكند. مفهوم انسجام اجتماعي در برابر بيگانگي و انزواي اجتماعي قرار می‌گیرد، بيگانگي اجتماعي يعني شكاف بين فرد و اجتماع. بيگانگي يعني مردود شمردن اجتماع و باور به این‌که اجتماع ارزش‌های شخصي و شیوه‌های زندگي فرد را منعكس نمی‌کند. انزواي اجتماعي يعني شكستن روابط حمايت گر شخصي. بنابراين فردي كه از انسجام اجتماعي برخوردار است نسبت به اجتماع خود احساس نزديكي و گروه اجتماعي خود را منبعي از آرامش و اعتماد می‌داند» (عبدالله تبار و همكاران، 1388: 175-174). درواقع احساس تعلقي كه بين شهروندان به وجود می‌آید می‌تواند جنبه‌ای محوري در امر سلامت داشته باشد، لذا يكپارچگي با ديگران در محيط و جامعه اطراف می‌بایست حاصل تجربه مشترك شباهت با ديگران باشد. سام آرام در اين راستا بيان می‌کند كه: «انسجام اجتماعي به معناي احساسِ بخشي از جامعه بودن، فكر كردن به اينكه فرد به جامعه تعلق دارد، احساس حمايت شدن از طريق جامعه و سهيم داشتن در آن می‌باشد. بنابراين انسجام اجتماعي آن درجه‌ای است كه در آن مردم احساس می‌کنند كه چيز مشتركي بين آن‌ها و كساني كه واقعيت اجتماعي آن‌ها را می‌سازند وجود دارد مثل همسایه‌هایشان» (سام آرام،1387: 7).
در این پژوهش اعتقاد بر این است که فرد سالم ازنظر اجتماعي زماني عملكرد خوب دارد كه اجتماع را به‌صورت يك مجموعه معنادار و قابل‌فهم و بالقوه براي رشد و شكوفايي بداند و احساس كند كه متعلق به گروههاي اجتماعي خود است و خود را در اجتماع و پيشرفت آن سهيم بداند. سلامت اجتماعي فردي به چگونگي وضعيت ارتباط فرد با ديگران در جامعه يا همانند جامعه‌پذیری و سرمایه اجتماعی آن اشاره دارد.
در این تحقیق طبق جدول 3-2 از شاخص سلامت اجتماعی در سطح تجزیه و تحلیل فردی-مثبت که همان ابعاد اجتماعی سلامت کییز است، مورد استفاده قرار گرفته شده است.

شاخصهها و گویههای متغیر وابسته (سلامت اجتماعی)
شاخص
گویهها
انسجام اجتماعی
اگر همسایهها نیاز به کمک داشته باشند به آنها کمک می‌کنم.
در اعیاد به دیدن همسایه‌ها می‌روم.
در مراسم شادی اگر از من دعوت شود حتماً شرکت میکنم.
اگر نزدیکان یکی از همسایه‌ها فوت شود در مجالس آنها شرکت می‌کنم.
پذیرش اجتماعی
ساکنین محله غیرقابل‌اعتماد هستند.
ساکنین محله امین و امانتدار هستند.
ساکنین محله در مورد مشکلات همسایه‌های دیگر، اهمیتی قائل نیستند.
مشارکت اجتماعی

من در فعالیتهای مذهبی محله کمک و مشارکت دارم.
من در فعالیتهای سازندگی و بهبود محله کمک و مشارکت دارم.
من در انجام فعالیتهای مختلف در محله احساس مسئولیت میکنم.
شکوفایی اجتماعی

من سازندهی سرنوشت خود و دیگران هستم.
من خود را در حال تحول مثبت و مستمر میدانم.
من به بهتر شدن وضعیت آیندهی جامعه امیدوار هستم.
همبستگی اجتماعی
من علاقهمند هستم به اینکه متوجه اتفاقات محلهام باشم.
من با همسایگانم نمیتوانم ارتباط برقرار کنم.
من روزانه خبر از حوادث و اتفاقات افتاده شده در محلهام دارم.
برای من مهم است که در محلهام چه اتفاقاتی میافتد.
امنیت اجتماعی
امنیت اجتماعی در تعریف مدرن آن به کیفیت بقای اعضای جامعه در فضای شهری از یک‌سو و از سوی دیگر با جرم ارتباط پیدا ميكند و با مفهوم قربانی جرم واقع‌شدن و ترس از آن در ارتباط است. ازنظر علمی، درك اثرات جرم یعنی ترس از وقوع جرم، به‌اندازه خود آن یعنی خطرهای آماری حاصل از وقوع جرم اهمیت دارد (کارمونا، 2003: 241). در این تحقیق برای سنجش امنیت اجتماعی از شاخص‌های کییز (1998) استفاده شده است.
تعریف مفهومی و گویههای متغیر امنیت اجتماعی
مفهوم
گویهها
امنیت اجتماعی
احساس امنیت کردن در این موارد: تنهایی در طول روز در محله؛ تنهایی در هنگام شب در محله. کمک گرفتن از همسایه هنگام نیاز. اعتماد در محله

دلبستگی مکانی
از طریق دلبستگی شخصی به مکان‌های جغرافیایی مشخص، فرد احساس تعلق و هدف به دست میآورد که به‌نوبهی خود، معانی را به زندگی فرد میدهد. این “تعلق” می‌تواند به‌عنوان ‌یک پیوند اجتماعی یا احساس عضویت و وابستگی به یک مکان، تعریف شود (همیت و همکاران، 2004). دلبستگی مکانی به‌عنوان‌ یک ساختار مردم-مکان، با ارتباط بین مردم و مکان فیزیکی آنها و آنچه که آنها را تشویق به تعهد این کار، پیوند و اقامت طولانی در محلهی خود میکند، مربوط است که می‌تواند تأثیر بر سرزندگی و پایداری یک محله داشته باشد؛ بنابراین مهم است که چگونگی ایجاد و ارتقاء این ارتباط با مکان درک شود (میتچل، 2013: 30).
مؤلفههای دلبستگی مکانی
ویلیامز و وسک78 (2003) “هویت مکانی79” و “وابستگی مکانی80” را به‌عنوان عامل‌هایی که بر اساس آن دلبستگی مکانی را میتوان از طریق آنها اندازهگیری کرد، شناسایی کردهاند. آنها ویژگیهای روان‌سنجی مقیاس دلبستگی مکانی را که برای به دست آوردن میزان عواطف و احساسات مردم برای مکانهای مشخص طراحی‌شده است را موردمطالعه و بررسی قراردادند.
وابستگی مکانی
اسکنل و جیفورد (2010) نشان میدهند که ساکنان میتوانند به مکان‌های خاصی که با اهداف، انتظارات و نیازهای خود که بر پایهی تجارب گذشتهشان مواجه میشوند، دلبسته شوند؛ بنابراین، دیدگاه کاربران از یک مکان میتواند بر جنبههای اجتماعی و فیزیکی که وابسته به اهداف خاص آنها و نیازهای آن مکان هست، متمرکزشده باشد. این راهنماییها برای مفهوم وابستگی مکانی که یک نوع از دلبستگی در هر یک از افراد که به یک مکانی ارزش قائل‌اند، برای فعالیتهای خاصی که آن را کمک یا پشتیبانی میکند، است.
وابستگی مکانی فرایندی است که توسط ساکنین، کیفیت فعلی مکانشان را به لحاظ در دسترس بودن منابع اجتماعی و فیزیکی، ارضای نیازهای آنها و اینکه چگونه این مکان با دیگر مکانهای جایگزین، مقایسه میشود، ارزیابی میکنند. این همچنین شامل توانایی ساکنان برای ارزیابی و بررسی کیفیت محیط مسکونی خود و اینکه چگونه به‌خوبی این محیط، رفتارها و اهداف مشخصی را بکار میبرد. وابستگی مکانی مربوط است به اینکه چقدر یک مکان بر اساس ارزش عملکرد آن و فرصت‌هایی که آن برای انجام اهداف خاص، ارائه می‌دهد، برای افراد می‌تواند باارزش باشد (جورجنسین و استدمن، 2002: 568).
هویت مکانی
هویت مکانی ساختار فردگرایانهای از روابط فرد در مکان است که مربوط به احساسات و خاطرات مکانِ فرد است (رلف، 1976: 44). به عقیده ویلیامز و وسک (2003) هویت مکانی اشاره به اهمیت نمادین یک مکان به‌عنوان‌ یک منبع احساسات و روابط که هدف و معنا به زندگی میدهد، دارد. هویت مکانی، هویت شخصی فرد را در ارتباط با محیط فیزیکی از طریق الگوهای چندوجهیِ عقاید، باورها، اولویتها، ارزشها، اهداف، احساسات و تمایلات رفتاری و مهارتهای خودآگاه و ناخودآگاه، تشکیل میدهد. علاوه بر این، آن مربوط به رفتارها و تجاربی است که ریشه در محیط فیزیکی پیچیده و تعریف روزبهروز تجربیات دارد. اعتقاد بر این است که هویت مکانی یک مجموعه از خاطرات، مفاهیم، تفسیرها، عقاید و احساسات در مورد یک مکان خاص است (پروشانسکی و دیگران، 1983: 66).
هویت مکانی از سه بخش به هم وابسته تشکیل‌شده است: 1-ویژگیهای فیزیکی و یا ظاهر، 2-فعالیتهای قابل‌مشاهده و عملکردها، 3-و معانی و نمادهای مرتبط با مکان (رلف، 1976: 44). درحالی‌که هویت مکانی مربوط است به روشی که مکانها هویت را شکل میدهند، دلبستگی مکانی بیشتر بر ارزیابی مکانها متمرکز است. هویت مکانی به‌عنوان ‌یک ساختار شناختی پیچیدهای پدیدار میشود که توسط انبوهی از نگرشها، ارزشها، افکار، عقاید، معانی و تمایلات رفتاری افراد مشخص میشود (پروشانسکی و دیگران، 1983: 67). بااین‌حال، دلبستگی مکانی شامل وابستگی عاطفی و تعلق به یک مکان خاص است. دلبستگی مکانی را می‌توان جمعی در طبیعت در نظر گرفت که آنها عمدتاً در بین مردم و در میان مردم و مکانهای فیزیکی خودشان تعامل شکل میگیرد. دلبستگی مکانی میتواند به‌عنوان یک ساختار چندبعدی در نظر گرفته شود، شامل ابعاد عملکردی (به‌عنوان‌مثال، وابستگی مکانی) و ابعاد عاطفی/نمادین (به‌عنوان‌مثال، هویت مکانی).

گویههای شاخصهای متغیر دلبستگی مکانی
شاخص
گویهها
دلبستگی مکانی
من افتخار میکنم که در این محله زندگی میکنم.

من کاملاً شبیه به بسیاری از افرادی که در اینجا زندگی می‌کنند، هستم.

من قصد دارم برای چندین سال در این محله اقامت داشته باشم.
هویت مکانی
زندگی در این محله چیزهای زیادی را در مورد اینکه من چه کسی هستم، می‌گوید.

من بسیار به این محله دلبستهام.

من با این محله شناخته میشوم.

این محله برای من بسیار خاص و ویژه است.
وابستگی مکانی
این بهترین محله برای من برای زندگی است.

محلات دیگر نمیتوانند با محله من مقایسه شوند.
منبع: (میتچل، 2013: 62)

قابلیت پیادهمداری
فعالیت پیاده‌روی را می‌توان قدم زدن مابین فضاهای شهری جهت اهداف تفریحی، ورزشی، دسترسی به تسهیلات شهری و مقاصد کاری دانست. پیاده‌روی دارای اهمیت اساسی در ادراک هویت فضایی، احساس تعلق به محیط و دریافت کیفیت‌های محیطی است. چهرهی شهر بیشتر از طریق گام زدن در فضای شهری احساس می‌شود. پیاده‌راه‌ها، محل حضور همه شهروندان و مشارکت آنان در زندگی جمعی‌شان هست. این فضاها در مقیاس همهی شهر عمل کرده و پذیرای گروه‌های مختلفی از شهروندان می‌باشند (عباسزاده، 1392: 2).
کشورهای پیشرفته در سالهای اخیر به دنبال تحقیقات وسیع درزمینه‌ی حضور بیشتر مردم در فضاهای عمومی و تشویق آنها به افزایش قابلیت پیادهمداری سیاستهایی را تدوین و اعمال نموده و موضوع جابجایی انسان پیاده را که سهم و جایگاهی ویژه در نظام حملونقل داشته، بار دیگر موردتوجه قرار داده و ساماندهی آن را با برنامهریزی دقیق و همهجانبه دنبال مینمایند. در این رابطه میتوان به اسناد طرحهای جامع پیاده در 14 شهر مهم اروپایی و آمریکایی اشاره نمود. لازم به ذکر است که کشورهای آسیایی و درحال‌توسعه بعضاً فاقد سیستم حملونقل عمومی کارا بوده و همانطور که اپلیارد در مقاله “خیابانها میتوانند باعث مرگ شهرها شوند”، شهرهای جهان سوم و توسعه‌یافته را از تجربه تلخ دهه 60 شهرهای آمریکا که بر اساس اتومبیل محور بنانهاده شدهاند بر حذر داشته و اظهار میدارد: “خیابانهای ما ازنقطه‌نظر اجتماعی مکانهای مردهای هستند که عامل مرگ آنها همان اتومبیلی است که به خاطر آن ساخته‌شده‌اند؛ لذا تعریض خیابانها بیش از آن‌که یک ضرورت باشد، یک کار اضافی و بیهوده است و به‌عنوان یک سؤال اساسی مطرح میسازد که آیا شهرهای جهان سوم میتوانند راه میانبری در چرخهی امید و ناامیدی در ارتباط با اتومبیل بیابند” (اپلیارد، 1382: 76).
معیارها با توجه به مطالعات انجام‌شده بر روي 14 طرح جامع عابرپیاده در اروپا و آمریکا انتخاب‌شده‌اند و امتیازات نیز بر

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق در مورد سلامت اجتماعی، ابزار پژوهش، بیگانگی اجتماعی Next Entries دانلود تحقیق در مورد سلامت اجتماعی، امنیت اجتماعی، توزیع فراوانی