دانلود تحقیق در مورد نمایشنامه، همبستگی اجتماعی، آسیب های اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

سناریو، قصد دارد تا انتقام معشوق از دست رفته را از رقیب بگیرد. در این نمایشنامه پیام روشن نویسنده به مخاطب این است که کار سیاسی و حزب بازی کثیف است. سیاست ورزی پلید است چون عشق را از بین می برد. اما عشق انتقام خود را از سیاست می گیرد و رقیب عشقی پس از سالها آمده است تا با طراحی یک سناریو خانه ی مجلل را از چنگ قاتل معشوق دربیاورد.
تفکر حزب ستیزی ایوب آقاخانی در نمایشنامه ی دیگری به نام «محاق» ادامه پیدا می کند. در این نمایشنامه مخاطب داستان تلخ نویسنده مشهوری به نام بهرام طلوعی هستیم. او از بيماري پارانوئيد رنج مي برد. همسرش به او علاقه اي ندارد و اين را آشكارا نشان مي دهد. همسر بهرام طلوعي كه خود نويسنده است و برنده جايزه شاهنشاهي است، به دكتر خانوادگي شان جولائي علاقمند است.
«انجمن ملي نگارش» در تلاش است تا امضاي بهرام طلوعي را پاي بيانيه اي كه قرار است بر عليه سانسور حكومت شاه منتشر شود، بگيرد. اما طلوعي زير بار نمي رود و قبل از انتشار بيانيه با خبرنگار روزنامه پگاه مصاحبه اي انجام مي دهد تا بدين وسيله از انجمن ملي نگارش اعلام برائت كند. اما رئيس انجمن مانع چاپ مصاحبه شده و با فاش شدن متن مصاحبه، وي بهرام طلوعي را تهديد به انزوا و تخريب چهره ي او مي كند. اما طلوعي زير بار نمي رود و همكاري با انجمن را خلاف اعتقادات شخصي خود مي داند. انجمن با انتشار مقاله اي طلوعي را متهم به عضويت در حزب توده كرده و با پرونده سازي موجبات دستگيري وي و خبرنگار را فراهم مي كند.
يك هفته بعد خبرنگار آزاد شده و به ديدار همسر بهرام طلوعي مي رود. او برخلاف انتظارش همسر طلوعي را در بزمي دوستانه مي بيند كه همراه دو تن از دوستانش در حال خوشگذراني هستند. خبرنگار، همسر طلوعي را به شدت مورد انتقاد قرارداده و به او مي گويد كه طلوعي زير شكنجه و در سلول انفرادي مدام نام همسرش را صدا مي زد. همسر بهرام طلوعي به فكر فرو مي رود.
«محاق» تلاش دارد تا چهره اي مثبت از يك نويسنده و روشنفكر نشان دهد. اين مثبت بودن مستلزم حزبي نبودن اوست. از ديد نويسنده يكي از شاخصه هاي يك روشنفكر و نويسنده مثبت و محق اين است كه هرگز تن به عضويت در هيچ دسته و حزبي ندهد و مستقلا كار كند:
بهرام: من مال هيچ حزب بي پدر و مادري نيستم. من خودمم!
و يا:
بهرام: … خط مشي اداره نگارش باعث بدبيني همه نسبت به سيستم و نظام ميشه و باعث خلق چيزي ميشه كه من اسمش رو ميذارم: «ادبيات عقده مند»! خلاقيت اگر اينطور زير منگنه و ماشين قدرتمند دولتي تغيير شكل بده، چيز حاصله مطلقا” قابل ارائه نخواهد بود.(ص 31)
نويسنده در اين نمايشنامه همان انديشه جاري در افواه عمومي را تائيد مي كند كه سياست پدر و مادر ندارد اما سياست آنقدر در تارپود زندگي ما ايراني ها تنيده كه كار سياسي و حزبي نكردن نيز خود معناي كار سياسي دارد و فرجام كار سياسي نيز زندان است و شكنجه. در حقيقت نويسنده مي خواهد با نقد كار حزبي و وابستگي به تشكيلات حزبي، آميختگي سياست به همه ي ابعاد زندگي را مورد انتقاد قرار دهد.
به نظر مي رسد آقاخاني يكي از علل و عوامل فروپاشي خانواده ها را گرايش به كار سياسي و حزبي
مي داند و آن را منشاء انحطاط آدمها و دوري آنها از اخلاق انساني ارزيابي مي كند.
ظاهرا” آقاخانی در مبارزه خود با تحزب، به این دو نمایشنامه بسنده نکرده و در کار دیگری مجددا به افرادی که کار سیاسی و حزبی می کنند، تاخته است. نمایشنامه «مرثیه ای برای یک سبک وزن» داستان مرد ساده ایست به نام افشین که به دوستش هدایت قرض می دهد. هدایت پس از مدتی به افشین
می توپد که چرا به خاطر مقداری پول قرضی وی را مدام تعقیب می کند. افشین منکر این تعقیب
می شود. بگو مگوی آنها باعث می شود تا زن افشین متوجه ماجرا شده و شوهرش را به خاطر ساده لوحی اش تهدید به قتل بکند. هدایت برای خلاصی از این مخمصه پولی را در صندوق هدایت واریز
می کند تا وی قرض افشین را به صورت صوری پس دهد. افشین در حضور همسرش از هدایت بابت پس دادن قرضش تشکر می کند تا وانمود کند هدایت قرض وی را پرداخت کرده است. در ادامه ماجرا معلوم می شود هدایت برای راه اندازی حزب متوسل به چنین راهکارهائی شده است.
در این نمایشنامه نیز آدم حزبی، پلید و کثیف معرفی شده است. او برای راه اندازی حزب که قرار است مسیر عدالت و آزادی را برای مردم کوچه و بازار هموار کند، دست به کاری غیر اخلاقی می زند و نه تنها دِین خود را به دوستش اداء نمی کند بلکه کاری می کند تا زندگی خانوادگی وی مورد تهدید قرار بگیرد.

فصل چهارم:
نتيجه گيري

نتيجه بررسي هاي اين پژوهش نشان مي دهد جامعه ي ما در اغلب زمينه ها دچار كشمكش و تضاد است. اين تضادها كه در برخي حوزه ها به مرحله ي خطرناكي رسيده است، در آثار نمايشي دهه هشتاد خود را بازتاب داده است. خلاصه ي اين تضادها در نمايشنامه هاي مورد بررسي به اين شرح است:
1- خانواده:
روابط اعضاي خانواده ها، بخصوص خانواده هاي متوسط شهري مبتني بر دروغ، خيانت، گسستگي عاطفي، شك و ترديد، همزيستي اجباري، عدم شناخت مردان نسبت به زنان و بالعكس و … است.
2- جامعه:
جامعه دچار هرج و مرج سياسي و تصميم گيري است. آزادي هاي مشروع، به بي بندباري تعبير
مي شود. جوانان در پي عيش و نوش و خوشگذراني هستند. دروغ و خيانت در ارتباط بين افراد جامعه به موضوعي عادي تبديل شده است. روشنفكران در معرض قتل و خشونت هستند. مردان تعهدي به خانواده ندارند. گروههاي خودسر مختار به انجام هر كاري هستند. ديدگاه سنتي به مذهب با ديدگاه مدرن، در چالش و تضاد به سر مي برند.
3- آدمهاي جنگ:
معلولان جنگي و رزمندگان جنگ 8 ساله ايران و عراق، عليرغم جانبازي در راه ميهن، از تامين حداقل نيازهاي معيشتي مثل مسكن عاجزند. مردم كوچه و بازار به جاي قدرداني از رزمندگان جنگ، چشم طمع به ميراث بر جاي مانده از ايشان را دارند. برخي از معلولان جنگي حتي از سوي نزديكانشان طرد مي شوند و اين درحاليست كه وارثان جنگ بيشمارند.
4- زن:
زن جنس مظلوم جامعه است. به حقوق انساني او از طرف خانواده و جامعه تجاوز مي شود. در كشمكش هاي خانوادگي و اجتماعي، زن عنصر مغلوب است. اگر چنانچه مردي به زن خيانت كند، باز هم اين زن هست كه مجازات مي شود.

5- قدرت سياسي:
قدرت سياسي جامعه متكبر، زورگو، مستبد، خشن و تحديد كننده آزاديست.
6- تحزب:
تحزب و كار سياسي وسيله اي براي كلاهبرداري و خيانت است.

همانطور كه در فصل دوم اين پژوهش آورده شد، تضاد و تحولات اجتماعي ناشي از تضاد نه يك ناهنجاري و اختلال كه جزو ضروريات جامعه تلقي شده و عامل پويايي و تحول جامعه است. بررسي نمايشنامه هاي منتخب در اين پژوهش نيز نشان ميدهد كه جامعه ي ما در اين برهه ي خاص، انباشته از انواع تضادهاي اقتصادي، فرهنگي، سياسي، ايدئولوژيك و … است. اما نگارنده ي اين سطور اين تضادها را –حداقل در كوتاه مدت- عامل پويائي و روند تكاملي جامعه نمي داند. چرا كه آمارهاي رسمي و نيمه رسمي از ميزان بزه، مشكلات اقتصادي، طلاق و … نشان ميدهد اين روند رو به فروپاشي جامعه در حركت است. آمار منتشره در سايت بازتاب ديدگاه نمايشنامه نويسان در همه ي زمينه ها تائيد مي كند:

جامعه در لبه پرتگاه فروپاشی اخلاقی
1 – فرمانده نیروی انتظامی اخیرا از افزایش “جرایم خرد” خبر داده است . در این بین معاون مبارزه با سرقت پليس آگاهي ناجا اعلام کرده ميزان وقوع سرقت در مقايسه با مدت مشابه سال گذشته ۲۱.۳ افزايش يافته، اين در حالي است که ميزان کشف اين جرم در مقايسه با مدت مشابه سال ۹۰، ۱۸.۵ درصد افزايش را نشان مي دهد.وی افزود : در مقايسه با سال گذشته ميزان دستگيري سارقان ۵.۴ درصد افزايش نشان مي دهد.
[http://news.police.ir/NCMS/FullStory/?Id=۲۳۷۴۲۳]
2- چندی قبل نیز فرمانده «ناجا» از ثبت ۹۰۰ پرونده تجاوز در سال ۹۰ خبر داده بود ، به گفته فرمانده ناجا، حدود ۴۰‌درصد آمار تجاوز مربوط به زنان و ۶۰‌ درصد مربوط به لواط است که معمولاً علیه افراد زیر ۱۵ سال و با اغفال صورت می‏گیرد ]روزنامه شرق ، شماره ۱۵۴۲ چهارشنبه,۱۰ خرداد ۱۳۹۱[
3- رشد فزاینده آمار طلاق در کشورمان سبب شده که پس از آمریکا، دانمارک و مصر، چهارمین کشور پرطلاق دنیا محسوب شویم؛ بر پایه آمار و اسناد سازمان ثبت احوال، در سال ۹۰، ۸۷۴ هزار و ۷۹۲ واقعه ازدواج و ۱۴۲ هزار و ۸۴۱ واقعه طلاق در كشور به ثبت رسيده (نسبت ازدواج به طلاق: ۶.۱) که اگر این اعداد را نسبت به سال ۸۹ قیاس کنیم، با رشد ۴.۱ درصدی طلاق و کاهش ۱.۹ درصدی ازدواج روبرو خواهیم شد. [http://www.shafaf.ir/fa/news/142113]
4- اما نکته تاسف بارتر کاهش سن ابتلا به ایدز در کشور است به طوری که بیش از ۴۶ درصد مبتلایان به ایدز کشور در زمان ابتلا در گروه سنی ۲۵ تا ۳۴ سال قرار دارند.
[http://isna.ir/fa/news]91090803499]
5- همچنین در حال حاضر با ۷۴ میلیون و ۹۶۱ هزار و ۷۰۲ جمعیت، ۱۶ میلیون پرونده قضایی داریم! که اگر برای هر پرونده حداقل ۲ نفر طرف دعوا را در لحاظ کنیم ، این بدان معناست که در حال حاضر ۳۲ میلیون نفر از جمعیت ایران در حال نزاع قضایی با یکدیگرند. تعداد پرونده های قضایی در سال ۸۶ ، هشت میلیون پرونده بوده که طبق گفته معاونت پیشگیری از وقوع جرم ، این رقم در سال ۸۹ به ۱۶ میلیون پرونده می‌رسد. یعنی در کمتر از سه سال پرونده های قضایی دو برابر شده است.
[http://www.khabaronline.ir/detail/۱۹۲۵۸]
6- سايت «بازتاب» در مطلبي به تاريخ 29/11/91 با عنوان فساد اخلاقی وحشتناک برخی مسئولان، روی دیگر سکه ریاکاری است مي نويسد: «کسانی که تا دیروز متصدی کشف فساد روشنفکران و مدیران تکنوکرات بوده اند، خود در دام فساد اخلاقی فرو می افتند، رسوایی این افراد یا از طریق کشفیات خانوادگی همسر و نردیکانشان بر ملا می شود و یا از طریق فعالیت نهادهای نظارتی، به ویژه حفاظت اطلاعات دستگاه ها محرز می گردد.
اگرچه پرداختن موردی به فساد اخلاقی افراد از نظر اخلاقی و شرعی زیبنده نیست، اما این پرسش را می توان مطرح کرد که چه شد فساد اخلاقی تا این اندازه میان نیروهای ارزشی نفوذ کرده است؟
ارتباطات جنسی برخی مداحان مشهور با خانم های متعدد، سقوط اخلاقی مدیران امنیتی و قضایی، صرف مشروبات الکلی و مواد مخدر توسط نیروهای به ظاهر حزب اللهی یکی پس از دیگری رخ می دهد و زنگ هشدار درباره فروپاشی اخلاق اسلامی را به صدا درآورده است.
در کنار این فروپاشی اخلاقی، تلاش های پنهان اکثر این افراد برای به دست آوردن اقامت خارج از کشور نشان می دهد این طیف به صورت قطعی با ایدئولوژی حاکم بر نظام قطع ارتباط کرده اند؛ اما چرا این گونه شده است؟»
[http://baztab.net/fa/news/22562]5
اینها برخی از آمارهای امروز جامعه ما در زمینه آسیب های اجتماعی است. بروز رفتارهای غیر اخلاقی از طرف شهروندان هر جامعه ای کمابیش وجود دارد و نمی توان جامعه ای را یافت که از آسیب های شناخته شده ي اجتماعی همچون سرقت، زور گیری، قتل، تجاوز، طلاق و … مبرا باشد. در عین حال شیوع معظلات و آسیب های اجتماعی در کشورها و حتی مناطق مختلف، گوناگون و علل خاص خود را دارد.
«چالمرز جانسون، بقای نظم و همبستگی اجتماعی را در حالت تعادلی جامعه می داند: تا زمانی که ارزش های یک جامعه و واقعیت های یک محیط با هم سازگار باشند، جامعه از تنش های اجتماعی و ناهنجاری ها برکنار است. جامعه در حالت تعادلی، دائما از درون و بیرون جامعه تأثیراتی می پذیرد. این تأثیرات تا زمانی که هماهنگی و سازگاری میان ارزش ها و محیط را بیش از اندازه متزلزل نکند، همبستگی اجتماعی هم چنان حفظ خواهد شد؛ اما زمانی که درجه ناسازگاری و ناهماهنگی بین ارزش ها و محیط، بیش از اندازه باشد، موجب وضعیّت عدم تعادل خواهد شد.
زیر پا گذاشتن هنجارها و ارزش های اجتماعی، ظهور گروه های عقیدتی، تشنّج اجتماعی، تعدّد و افزایش ایدئولوژی های گوناگون و جنایت، از مهم ترین علایم حالت های عدم تعادل می باشند» ]رضوانی، محمداسماعیل، بیست و

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق در مورد نمایشنامه، علم سیاست، نظام سیاسی Next Entries دانلود تحقیق در مورد آسیب های اجتماعی، انقلاب مشروطیت، جامعه شناسی