دانلود تحقیق در مورد نمایشنامه، علم سیاست، نظام سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

سعادت ابدي را به بشر نويد دهم.آيا كسي هست كه مرا باور كند؟»
(ص آخر) معرفي مي كند.
اين اثر به شكلي نمادين به حاكمان ديني و رهبران عقيدتي مردم هشدار مي دهد و از آنها مي خواهد تا متواضعانه و از سر ِخشوع با مردم رفتار كنند. اگر چنين نكنند، نه تنها مردم هيچ وقعي به دعوت آنها نخواهند كرد، بلكه وي را به سخره گرفته و دعوتش را ناشي از جنون خواهند دانست. از سوي ديگر چنين دعوت متكبرانه اي از سوي خدا مورد لعن خواهد گرفت و مدعي دين خدا، خود گرفتار عذاب الهي خواهد شد. بديهي است كه بازگويي اين داستان در اين برهه با هدف انذار و هشدار به مروجان ديني كشور ما صورت گرفته است. از ديد نويسنده ممكن است برخي از مدعيان ديني جامعه امروز ما رفتاري متكبرانه دارند و خود را موجودي فراتر از مردم عامي مي بينند و به اين خاطر است كه كاراكترهاي نمايشنامه از قشر پائين جامعه انتخاب شده است: مرد مست، رفتگر، پيرمرد، ماهيگير و … در نگاه شهرام كرمي، متوليان ديني و مدعيان هدايت مردم در جامعه كنوني ايران، افرادي متكبر، مغرور و متوهمي هستند كه مردم عامي (كه خود از هدايت باطني برخودارند) را افرادي ضعيف، فرومايه و منحرف مي دانند و او (نويسنده) با يادآوري داستان حضرت يونس خواسته است به اين دسته از افراد نهيب زند تا مبادا دچار سرنوشت شومي شوند که قبلا در تاریخ به کرّات برای چنین حاکمانی اتفاق افتاده است.
اما در اثر دیگری به نام «سپیده دم» نوشته حسین فدائی حسین، به دستگاه اطلاعاتی زمان محمد رضا پهلوی پرداخته شده است.
سرهنگ مشتاق، بازنشسته اداره اطلاعات زمان شاه است. پسر او سياوش سالها پيش در خدمت سربازي كشته شده و قاتل او اعدام شده است.
حال زمستان 57 است و تظاهرات خياباني وضعيت شهر را به هم ريخته است. سرهنگ همراه با همسرش بار سفر بسته اند و قصد مسافرت به خارج از كشور را دارند. اما قبل از خروج، كاوه، سرباز زخمي و فراري وارد منزل سرهنگ شده و وي را تهديد به مرگ مي كند. كاوه پسر قاتل سياوش است. اما كاوه بنا به دلائلي پدرش را بي گناه مي داند و حال آمده است تا سر از ماجرا درآورد. اما سرهنگ مدام طفره مي رود. طفره رفتن هاي وي شك قبلي همسرش را تقويت مي كند و سرهنگ در انتها مجبور به اعتراف مي شود. سياوش توسط خود سرهنگ تحت شكنجه كشته شده و قتل او به پدر كاوه كه زنداني سياسي بود، نسبت داده شده است.
نمايشنامه موضوع مشهور “غريبه ي زخمي” را دارد. غريبه اي كه با ورودش پرده از رازي هفده ساله برمي دارد. اما سوال اصلي اينجاست كه نويسنده ي نمايشنامه با چه هدفي در سال 1389 به سراغ موضوعي كه به سال 1357 مي شود، رفته است. حدس قريب به يقين اين است كه مراد وي از طرح اين موضوع نقد دستگاه امنيتي رژيم پهلوي نيست. چرا كه اين رژيم اكنون وجود خارجي ندارد. برداشت نگارنده اين است كه وي با طرح اين موضوع در مقطع زمان نگارش، خواسته است تلنگري به دستگاههاي اطلاعاتي مشابه زده باشد كه: آنكه زير دست بازجو شكنجه مي شود، فرزند ماست و
شكنجه ي او مي تواند هستي ما را به فنا دهد.
نمايشنامه رويكردي اخلاقي به موضوع شكنجه، قتل و انتقام دارد. سرهنگ عليرغم گريزي هفده ساله از يك جنايت، مجبور مي شود بالاخره مسئوليت قتل تنها پسرش را بپذيرد، قبل از آنكه براي هميشه از ايران برود. نويسنده فرجام جنايت را در مكافات آن مي بيند و بدين وسيله به كارگزاراني كه ممكن است مثل سرهنگ دست به خشونتي فيزيكي تحت عنوان وظيفه شغلي خود مي زنند، هشدار مي دهد كه خون مظلومان و شكنجه شدگان ممكن است روزي گريبان آنها را بگيرد. به بياني ديگر مي توان نتيجه گرفت كه نويسنده ي نمايشنامه ضرورت پرداختن به موضوعاتي مثل شكنجه، بي عدالتي در دستگاه هاي اطلاعاتي، كشته شدن انسانهاي بيگناه و عدالت خواه و … را احساس كرده و بدانها پرداخته است. اين هم نوعي اعتراض هنرمندانه و زيركانه به نظامي است كه انتقاد مستقيم را برنمي تابد. همين زيركي در نمايشنامه «لوتا» نوشته فارس باقري به شكلي ديگر منجر به آفرينش اثر منتقدانه ي ديگري شده است. در «لوتا» زمان و مكان نمايشنامه دقيقا” مشخص نيست، اما با نشانه هائي كه وجود دارد مي توان حدس زد حوادث نمايشنامه در زمان شوروي سابق اتفاق مي افتد.
لوتا جواني ست كه حزب مطبوعش براي اصلاح او مجبورش كرده است تا هر روز افكار و انديشه هاي شخصي خود را نوشته و مقامات حزب تحويل بدهد.
پدر وي بنا به تصميم حزب، پيش چشم اعضاي خانواده اش با آمپول هوا كشته مي شود، اما به
خانواده اش توصيه مي شود تا مرگ وي را طبيعي اعلام كنند.
دوست لوتا، وودك به وي مراجعه مي كند و از او درخواست مي كند تا در خودكشي اش، وي را ياري رساند و تهديد مي كند اگر اينكار را نكند وي را لو خواهد داد!
لوتا تمامي برگه هاي حزب را نوشته و تحويل مي دهد، اما آنها برگه هاي جديدي به وي مي دهند و از او مي خواهند تا مجددا” افكارش را بنويسد.
در انتها يكي از سران حزب به خانه ي لوتا آمده و به مادر لوتا تجاوز مي كند و لوتا را با خود مي برد.
نمايشنامه فضائي به شدت سياسي دارد. خانواده لوتا به عنوان سمبلي از جامعه ي تحت قيموميت حكومت توتاليتر، به شدت تحت نظر است و همه رفتارها و حتي انديشه هايشان توسط حزب حاكم كنترل مي شود. در تعريف حكومت هاي توتاليتر مي خوانيم:
«اصطلاح توتالیتاریسم (تمامیتخواهی) از ریشهي لاتینی «Totus» به مفهوم «همه» مشتق شده است و در لغت به معنای «جامع، فراگیر، کلگرا، همهگیر و یکهتاز»است. در اصطلاح علوم سیاسی
تمامیتخواهی به رژیم ها و حکومتهایی گفته میشود که خواهان فراگیر شدن نقش حکومت در همهي
جنبههای زندگی جامعه هستند» ]رودی، ک.ک، ج. آندرسن؛ آشنایی با علم سیاست، ترجمهي بهرام ملکوتی، تهران، کتابهای سیمرغ، چاپ دوم، 1367، ص61-60[
«برخی از ویژگیهای رژیم و یا اندیشهي تمامیتخواهی چنین است:
1. نظارت و کنترل دولت بر همهي بنیادهای اقتصادی، اجتماعی و حتی کنترل اخلاق خصوصی
2. انحصار قدرت سیاسی در دست یک حزب و حذف همهي اشکال نظارتهای مردمی
3.تلاش برای شکل دادن به جامعه بر اساس ایدئولوژی حزبی و به کارگیری همهي ابزارها برای تحقق این امر
مثلا ایدئولوژی نازیسم که مصداق تمامیتخواهی بود در راستای برتری نژادي و ناسیونالیسم تا سر حد نابودی تلاش کرد و نیز اندیشهي فاشیسم برای احیای تمدن و افتخارات گذشته تلاش میکرد.» ]آشوری، داریوش؛ دانشنامهي سیاسی، تهران، مروارید، 1373، ص 47[
همانگونه كه آورده شد، رژيم هاي توتاليتر بر همه بنيادهاي اقتصادي، اجتماعي و اخلاق خصوصي نظارت و كنترل دارند و اين كنترل تا جائي پيش مي رود كه افراد ماهيت انساني خود را از دست داده و تبديل به ماشينهائي مي شوند كه امكان فكر كردن مستقل را ندارند؛ زيرا چنان وحشتي در دل شهروندان افتاده كه آنها جرات و جسارت فكر كردني مغاير آنچه كه حزب يا رژيم حاكم مي خواهد ندارند. در چنين فضائي «مرگ» موهبتي الهي است كه بايد به استقبالش رفت. اما براي اينكار هم اجازه رژيم نياز هست.
در «لوتا» حزب حاكم بدون هيچ دليلي پدر خانواده را مي كشد و از آنها مي خواهد تا مرگ وي را طبيعي جلوه دهند. حق حيات، زندگي و فكر كردن از اعضاي جامعه سلب شده است. مجريان اوامر حزب حاكم آدمهاي فوق العاده خونسردي هستند و در موقع انجام كارهاي وحشتناك خود آرامش آزاردهنده اي از خود نشان مي دهند. اين فضاي بسته و خفقان آور موجب شده است تا هيچكس جرات مخالفت نداشته باشد و همه ي افراد از هويت انساني خود دور شده و دچار اليناسيون شده اند. آنها با هرگونه فرديت مخالف هستند و آن را معادل سرمايه داري كثيف مي دانند:
روودک: … نفر اول شدن بی معنیه لوتا. رقابت ایده سرمایه داریه. پس حقوق مردم چی می شه؟ می دونی اول شدن ما یه جورایی کمک کردن به سرمایه داریه؟ مثلا فکر کن. همه بخوان تو درس هاشون نمره بیست بگیرن. نمره بیست نمره ارتجاعیه. بهتره بگم نمره بورژوازی. کی می تونه توی همچین جامعه ای نمره بیست بگیره جز مخالفای دولت؟ بشر باید در خدمت بشر باشه. احتیاجات یه نفر احتیاجات یکی دیگه هم هست. به قول اون رفیق بزرگ که می گه: شادی ِتقسیم نشده، اندوهی بزک شده است …
برداشت نويسنده لوتا از جامعه ترسيمي در «لوتا» چنين است:
1- افراد جامعه هيچ اختياري از خود ندارند و همه اعمال و افكارشان توسط قدرت حاكمه كنترل
مي شود.
2- افراد جامعه امكان و يا جرات مبارزه با نظام حاكم را ندارد.
3- افراد از ماهيت انساني خود دور شده و به ماشيني بي روح تبديل شده اند.
4- عوامل حزب در اجراي فرامين حزب بي رحم ظاهر مي شوند.
5- مرگ، موهبتي است كه دست يافتن به آن درچنين حكومتي سخت است.

3-6 تحزب
حزب و کار حزبی از ابزارهای مهم توسعه سیاسی است. برقراری دموکراسی حداقلی بدون حزب و سندیکاهای صنفی امکانپذیر نیست. «حزب سیاسی یکی از شاخص‌های مهم توسعهي سیاسی و مهم‌ترين سازمان سياسي در دموكراسيهاي معاصر به شمار می‌آیند. اغلب اندیشمندان علم سياست وجود احزاب را مایهي توسعه و ثبات سیاسی، افزایش مشارکت سیاسی و اجتماعی و عامل تحقق و تحرک دموکراسی دانسته‌اند. تعاريف متعدد و گاه متضادي از حزب سياسي ارائه شده است. بنابر تعريف موريس دوورژه، احزاب سياسي گروههاي بنيانيافته و منظمي هستند كه براي مبارزه در راه قدرت ساخته شده‌اند و منافع و هدفهاي نيروهاي اجتماعي گوناگوني را  بيان مي‌كنند. ]دوورژه، موریس؛ اصول علم سیاست، ترجمه ابوالفضل قاضی، تهران، شرکت سهامي کتابهاي جيبي، 1354، ص 153[ از سوی دیگر، کشور ما از 100 قبل گامهای عملی را برای مردمسالاری برداشته است و از همان زمان احزاب متعددی شکل گرفته اما هیچکدام به نتیجه مورد نظر نرسیده اند. « در باب دلایل فقدان یا ناپایداری احزاب سیاسی در ایران فرضیات گوناگونی ارائه گردیده است. نظریه غالب تاکنون متوجه سنخ و ماهیت و کارکرد نظام سیاسی بوده است که در این میان برخی بر جنبه سیاسی استبدادی و غیردموکراتیک بودن نظام سیاسی تأکید داشته و برخی دیگر جنبه اقتصادی آن‌را مورد توجه قرار داده و از فقدان عوامل تولید در جامعه آسیایی سخن گفته‌اند. گروهی دیگر از محققین ناکارآمدی احزاب را در چارچوب مسائل اجتماعی مورد بررسی قرار داده‌اند و معتقدند که ساختار طبقاتی و قشربندی اجتماعی به ‌ویژه ضعف فکری، ابزاری و سرمایه‌ای بوورژوازی در ایران عامل ناپایداری گروهها و احزاب سیاسی در ایران بوده است ]ازغندی، علیرضا؛ «خلقیات نخبگان سیاسی، عامل ناکارمدی احزاب در ایران»، در کتاب: تحزب و توسعه سیاسی (مجموعه مقالات)، دفتر مطالعات و تحقیقات سیاسی وزارت کشور، تهران، انتشارات همشهری، 1378، چاپ اول، ج 2، ص 23[ علت عدم موفقیت احزاب موضوعی است قابل تحقیق که بررسي مفصل آن در این مجال نمی گنجد. اما یکی از مهم ترین علل این ناکامی در ایجاد احزاب ریشه دار و قوی، اندیشه حزب ستیزی است که در اعماق تفکر ما ایرانیها جای دارد که خود را به شکلهای مختلف بروز میدهد. از جمله این اشکال، نمایشنامه نویسی است.
یکی از کارهائی که در این حیطه قابل بررسی است، نمایشنامه «مومیا» نوشته ایوب آقاخانی است. طرح داستانی این نمایشنامه از این قرار است:
مستوفی و سواد کوهی دوستان قدیمی هم هستند. آنها هر دو عاشق یاسمین بودند. اما یاسمین سوادکوهی را انتخاب می کند. سوادكوهي ياسمين را وارد حزب سياسي مي كند و وي در اين راه كشته مي شود. مستوفي از اين موضوع زخمي و ناراحت است. از سوي ديگر يك مجروح (ظاهرا سياسي) وارد خانه ي سوادكوهي در الهيه مي شود و اين ممكن است سوادكوهي را دچار دردسر كند. مستوفي مي گويد كه اين مشكل را برايش حل مي كند. قرار مي شود سوادكوهي خانه الهيه را به نام مستوفي كند، چرا كه شخص مطمئن ديگري را براي اين موضوع پيدا نمي كند. در انتها، معلوم مي شود همه اين داستان ساخته و پرداخته مستوفي بوده براي تصاحب املاك سوادكوهي شايد به خاطر انتقام عشقي.
آنچه که در این طرح داستانی روشن است، تقابل عشق و کار سیاسی است. مثلث عشقی شکل گرفته در سالهای دور، با کشته شدن معشوق در مبارزه سیاسی پایان تلخی می یابد و حال دوست قدیمی با طراحی یک

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق در مورد نمایشنامه، ریاست جمهوری، انتخابات ریاست جمهوری Next Entries دانلود تحقیق در مورد نمایشنامه، همبستگی اجتماعی، آسیب های اجتماعی