دانلود تحقیق در مورد نفت و گاز، مصرف کننده، حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

که در آن منافع درازمدت روسيه و اتحاديه اروپا در ايران با هم تلاقي مي کند. بخش دفاعي هم احتمال مهم ديگري است. ضرب الاجل اتحاديه اروپا در مورد فروش تسليحات به تهران، موجب شده است تا روسيه فروش تسليحات متعارف خود را به ايران افزايش دهد؛ به طوري که ايران بعد از چين و هند سومين بازار صادرات مسکو است. بنابراين، به نظر مي رسد روسيه به ويژه بخش دفاعي اش، از حفظ وضع موجود در ايران خشنود باشند، در حالي که سياست “تعهدات مشروط” اتحاديه اروپا نسبت به ايران، درست برعکس، در جهت حمايت از اصلاح طلبان تهران بوده است. در عين حال، انرژي سوخت فسيلي هم عرصه ديگري از رقابت بالقوه شديد است که در آن کمپاني هاي روسي و اتحاديه اروپا از قبل براي سرمايه گذاري و دسترسي به منابع انرژي ايران، نبردي را آغاز کرده‌اند. (پيشين، ص 198)

فصل پنجم : اثبات فرضيه و نتيجه گيري

برنامه توسعه انرژي اتمي ايران از اوايل دهه 1970 و با تأسيس سازمان انرژي اتمي ايران، قبل از پيروزي انقلاب اسلامي آغاز شد. شروع اين برنامه بطور کامل به مشارکت کشورهاي خارجي (آمريکا و اروپا) متکي بود. لکن پس از انقلاب اسلامي و بدليل ملاحظات سياسي ناشي از استقلال راي جمهوري اسلامي و عدم وابستگي به غرب و شرق و اتخاذ مواضع مخالف با سياست ها و منافع کشورهاي سلطه گر، اقدامات آن کشورها در جهت مقابله با فعاليت هاي اتمي صلح آميز ايران بوده است.
مقامات ايراني بارها اعلام کرده اند توليد سلاح هسته‌اي جايي در دکترين نظامي ايران ندارد و تاکيد مکرر داشته اند مبني بر اينکه هدف ايران از دنبال کردن برنامه هسته‌اي فقط برآوردن نيازهاي رو به رشد انرژي کشور است.
ملاحظات سياسي – امنيتي حاکم بر روابط بين الملل، علاوه بر مزيت هاي اقتصادي و فني، ايجاب مي کند تا پيش بيني هاي لازم از سوي جمهوري اسلامي بمنظور به حداقل رساندن وابستگي به ديگر کشورها در زمينه انرژي در آينده ، مورد توجه قرار گيرد.
کشورهاي بزرگ سلطه گر نظام بين الملل با سياست گذاري بر منابع انرژي جهاني در تلاش براي تسلط بر آن بوده و هستند تا حرکت خود را در مسير پيشرفت و توسعه تضمين کنند. از طرفي با توجه به هزينه ها و خسارت هاي مادي و معنوي دولتهاي سلطه‌گر که براي پيشبرد سياست گذاري خود بمنظور دسترسي بر منابع انرژي و نيز خريد منابع نفت و گاز متحمل مي شوند و از طرف ديگر پايان پذيري منابع انرژي فسيلي که بر اساس پيش‌بيني ها حداکثر تا اوايل قرن بيست و دوم ميلادي (بدون در نظر گرفتن ذخاير کشف شده در آينده و نيز استفاده از تکنولوژيهاي برتر براي افزايش ميزان بهره برداري از چاههاي نفت و گاز) قابل عرضه خواهد بود. لذا از حدود نيم قرن پيش اقدامات مختلف و متنوعي بمنظور توليد منابع انرژي جديد به منظور جايگزيني انرژي فسيلي صورت گرفته است تا پاسخگوي نياز جهاني با اولويت نياز کشورهاي پيشرفته باشد. بر اين اساس و بدنبال تحقيقات فراوان، انرژي هسته اي موقعيت ويژه اي دارا شده است. اما نکته مهمي که در اين ميان نبايد از آن غفلت شود اينست که امروز بخش عظيم انرژي در کشورهاي در حال توسعه توليد و به کشورهاي پيشرفته عرضه و فروخته مي شود اما بنيان و اساس انرژي دنياي فردا (مانند هسته‌اي) آنست که در کشورهاي پيشرفته و سلطه گر توليد و در سطح جهان از جمله به کشورهاي در حال توسعه عرضه خواهد گرديد. به عبارت ديگر جهت محور امروزين عرضه (توليد کننده) و تقاضاي (مصرف کننده) انرژي که از سوي کشورهاي در حال توسعه به سوي کشورهاي پيشرفته است در دنياي فردا، محور آن از سمت کشورهاي پيشرفته به سوي کشورهاي در حال توسعه تغيير جهت مي دهد. با توجه به سياست‌هاي کلان کشورهاي سلطه گر، تسلط بر انرژي فرداي جهان، معناي تسلط يکدست بر کليه امور کشـورهاي در حال توسعه و افزايش وابستگي آنها در شئونات و زمينه‌هاي مختلف را مي‌دهد.
اين بدان معناست که کشورهاي مستقل بويژه جمهوري اسلامي ايران براي تأمين انرژي خود بايد به آن کشورها رجوع نمايند و سياست کشورهاي سلطه گر حکم مي کند تا ايران از مواضع اصولي مبتني بر استقلال خود دست برندارد و در جهت منافع آن کشورها هماهنگ نشود در تأمين انرژي خود با محدوديت مواجه خواهد بود. فلذا اين مطلب به عنوان اهرم فشاري عليه ايران و ديگر کشورهاي مستقل مورد بهره برداري قرار خواهد گرفت.
لزوم توليد و بهره مندي و استفاده از انرژيهاي نو ، امري غيرقابل انکار و بس حياتي مي‌باشد بخصوص براي کشورهايي که داراي سياست مستقل و غير وابسته به کشورهاي با نفوذ سلطه گر هستند زيرا کشورهاي سلطه گر از اين عامل بعنوان اهرم فشاري جدي براي اثرگذاري بر سياست هاي دولتهاي مستقل استفاده خواهند نمود. در اين چارچوب جمهوري اسلامي ايران نه تنها از اين قاعده مستثني نخواهد بود بلکه بر اساس سياست هاي اصولي خود شرايط ويژه‌اي دارد که اقتضاء مي نمايد تا به توليد و استفاده از انرژي هاي نو بمنظور کاهش فشار و وابستگي به کشورهاي پيشرفته که تحت تاثير مستقيم و دنباله‌رو سياست‌هاي جهاني ايالات متحده آمريکا مي‌باشند مبادرت ورزد.
در پروسه استفاده از انرژي صلح آميز هسته اي و توليد برق، چندين چرخه وجود دارد كه اگر يكي از آنها درست نباشد، اوضاع به سمتي مي رود كه باز امكان استفاده مستقل نيست و بحث نياز و وابستگي پيش مي آيد. براي دستيابي به انرژي هسته اي صلح آميز جهت دستيابي به الكتريسيته، دو فاز بايد اجرا شود؛ اول: ساخت نيروگـاه اتمـي دوم: در اختيار داشتن چرخه سوخت. هر دوي اين فازها بايد در راستاي هم تكميل شوند و در غير اين صورت بحث وابستگي به جاي خود باقي خواهد بود.
در اين رابطه سياست کشورهاي اتمي بزرگ، ايجاد انحصار در توليد سوخت هسته‌اي در قالب ايجاد بانک بين المللي سوخت هسته اي و عرضه و فروش آن به کشورهايي است که فقط دارنده نيروگاه اتمي مي باشند ضمن آنکه از داشتن ديگر علوم و تکنولوژي اتمي بدون بهره بمانند. اين انحصار، از جنبه سياسي بسيار با اهميت تر از ملاحظات و مزيت هاي اقتصادي و فني آن براي کشورهاي سلطه گر است. چرا که وابستگي کشورهاي در حال توسعه به انرژي فردا، استقلال سياسي آنان را تحت تأثير اين مقوله قرار خواهد داد. بدين ترتيب حکمفرمايي کشورهاي بزرگ سلطه گر بر جهان، بدون هيچ مشکلي جنبه عملي خواهد يافت. فشارهاي سالهاي اخير آمريکا و کشورهاي اروپايي و آژانس بين المللي انرژي اتمي به جمهوري اسلامي ايران براي تعليق کليه فعاليت هاي اتمي خود در اين راستا ارزيابي مي گردد.
لذا استراتژي جمهوري اسلامي براي رفع تعليق از فعاليت هاي اتمي، پيشنهاد تأسيس مرکز بين المللي توليد سوخت هسته اي با مشارکت ديگر کشورها در خاک ايران و ورود به مرحله توليد سوخت هسته اي و غني سازي اورانيوم در مقياس صنعتي، اقدامي دقيق و زيرکانه محسوب مي شود.
مسئله هسته‌اي ايران در حال حاضر در کانون مخاصمات ايران و آمريکا قرار دارد؛ ولي اين بدان معنا نيست که اين موضوعي مستقل و قائم به ذات است. در گذشته روابط متشنج و خصمانه ايران و آمريکا از لحاظ اهميت و اولويت موضوعات کانوني مناقشه دو کشور، دوره هاي مختلفي را از سرگذرانده است. زماني بحران ناشي از تسخير لانه جاسوسي امريکا در تهران، زماني حمايت آمريکا از صدام در جنگ تحميلي به ملت ايران، زماني ديگر ادعاي آمريکا درباره حمايت ايران از تروريسم و زماني صلح خاورميانه و امنيت اسرائيل و دفاع ايران از حقوق مردم مظلوم فلسطين و لبنان و در دوره اي هم حقوق بشر. در هر زمان که موضوعي در کانون مناقشات قرار داشته است، موضوعات ديگر به حاشيه رانده شده اند؛ اگر چه هرگز از دستور کار سياسي دو طرف در اين مناقشه پايدار خارج نشده اند و به عنوان موضوعات جنبي و درجه دوم ايفاي نقش کرده اند. بنابراين، دستور کار و محمل مخاصمه تغيير مي کند، ولي خود مناقشه بر سر جاي خود باقي است. امروز فعاليتهاي هسته‌اي صلح آميز ايران، محمل مناسبي براي پيشبرد سياستهاي ضد ايراني ايالات متحده فراهم ساخته است و اين کشور با متهم کردن جمهوري اسلامي ايران به تلاش براي دستيابي به بمب هسته‌اي، مي کوشد تا جبهه اي از دشمنان ايران را پشت سر خود بسيج نمايد.
واقعيت اين است که فشارهاي آمريکا به ايران در زمينه پرونده هسته‌اي، چه از درون آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و چه خارج از آن، صرفاً از نگراني واشنگتن از دستيابي ايران به بمب اتمي ناشي نمي شود. گرچه ترديدي نيست که آمريکاييها و متحدانشان واقعاً از اينکه ايران فرضاً به سلاح هسته‌اي دست يابد بيم دارند و دلايل بسيار روشني هم براي اين نگراني وجود دارد، ولي مسئله هسته‌اي ايران در حقيقت بخشي از يک مسئله بزرگتر است، اين مسئله بزرگ را با دو گزاره مي توان توصيف کرد : ايران امروز مانعي در راه نظم آمريکايي نوظهور جهان مابعد جنگ سرد است و ديگر آنکه قدرت ايران بي وقفه در حال افزايش است.
نتيجه حاصل از اين دو گزاره، اين خواهد بود که ايران با گذشت زمان به مانعي بزرگتر و باز هم بزرگتر در راه ايجاد جهان مطلوب آمريکايي مبدل خواهد شد.
در کنکاشي دقيق تر در متون متعلق به استراتژيستهاي ايالات متحده، کاملاً مشهود است که براي هموار کردن مسير ارابه تفوق بين‌المللي آمريکا، به عنوان امپراتوري جهان، واشنگتن مي‌بايست تمام ملتهايي را که ظرفيت رهبري منطقه‌اي و جهاني در سابقه تاريخي خود به عنوان توان ذاتي استراتژيک دارند، از قدرت هماوردي با ايالات متحده محروم کند. کشورهايي که در سابقه تاريخي و فرهنگ و هويت ملي خود از ظرفيت رهبري منطقه‌اي و بلکه جهاني بر خوردارند، شامل کشورهايي مي‌شوند که موقعيت ژئوپليتيک نيز دارند. ايران از جمله اين معدود کشورهاست.
به دلايل مختلف، آمريکاييها تاکنون نتوانسته اند سياستهايي را که هدف آنها تغيير نظام يا تغيير رفتار نظام سياسي ايران است به نتيجه برسانند. تحولات پس از يازدهم سپتامبر هم نه تنها کمکي به پيشبرد سياستهاي آمريکا در منطقه نکرده است، بلکه به دنبال حمله آمريکا به افعانستان و عراق و اشغال اين کشورها، نقش، موقعيت و قدرت ايران در سطح منطقه اي و بين‌المللي دائماً افزايش يافته است. اين در حالي است که ايالات متحده شديداً از افزايش قدرت ايران ناراضي و نگران است، زيرا قدرت فزاينده ايران، دستيابي آمريکا به اهداف تعيين شده‌اش را در سياست منطقه‌اي دشوارتر و پرهزينه‌تر مي‌کند. بنابراين طبيعي است که مناسب‌ترين و کاراترين شيوه براي ايالات متحده در اين زمينه، اعمال سياست درگيري و تضعيف و فشار فزاينده به ايران است.
در اين شرايط نقش روسيه چيست؟ ايران داراي جايگاه منطقه‌اي و ژئوپليتيک مهمي در نگاه روسيه است. ايران از مناطق مورد توجه روسيه در آسياست، که مي تواند نقش ثبات دهنده يا بي‌ثبات کننده را در آسياي مرکزي و قفقاز داشته باشد، اما با بررسي نظريات مطرح شده در مورد ماهيت روابط روسيه و ايران بر سر پرونده هسته‌اي ايران، به دو ديدگاه متفاوت برخورد مي نمائيم، يک طيف از ديدگاهها معتقد است روابط روسيه و ايران را بايد در چارچوب منافع غرب تحليل کرد. در اين نگاه، روسيه تنها زماني در مسير منافع ايران حرکت خواهد کرد که مزاياي آن، نسبت به آنچه غرب پيشنهاد داده است برتري داشته باشد. در اين نگاه، نمي توان اعتماد زيادي به روسيه داشت و قطعاً اگر روسيه بر سر دو راهي قرار بگيرد، جانب غرب را خواهد گرفت و ايران را خواهد فروخت. اين عده استدلال مي کنند همانطور که روسيه پس از فروپاشي شوروي، مناسبات استراتژيک خود با غرب را فداي حفظ نفوذ و پيوندهاي سنتي خود با صربستان و عراق نکرد،؛ در نهايت نيز با گرفتن ما به ازاي مناسب از آمريکا، بر سر همکاري هسته‌اي خود با ايران، با واشنگتن معامله خواهد کرد.
ديدگاه ديگر ضمن تصديق اهميت منافع غرب نسبت به ايران براي روسيه، ادعا مي‌کند که هر چند روسيه اگر بر سر دو راهي بين غرب و ايران قرار بگيرد جانب غرب را خواهد گرفت، اما از سوي ديگر، ايران براي روسيه يک سري منافع حياتي و استراتژيک را به همراه دارد که به سادگي قابل واگذاري و چشم پوشي نيست و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه درباره منابع محدود، تحلیل اقتصادی، عدم امکان اجرا، مسئولیت قراردادی Next Entries مقاله درمورد شیخ اشراق، تاریخ فلسفه، حکمت اشراق، واجب الوجود