دانلود تحقیق در مورد نزول قرآن، اسباب نزول، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

بِكُمْ أَذًى مِّن مَّطَرٍ أَوْ كُنتُم مَّرْضَى أَن تَضَعُواْ أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُواْ حِذْرَكُمْ إِنَّ اللّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا)455 “و هر گاه در ميان ايشان بودى و برايشان نماز برپا داشتى، پس بايد گروهى از آنان با تو [به نماز] ايستند و بايد جنگ‏افزارهاى خود را برگيرند و چون به سجده رفتند [و نماز را تمام كردند]، بايد پشت سرِ شما قرار گيرند، و گروه ديگرى كه نماز نكرده‏اند بايد بيايند و با تو نماز گزارند و البته جانب احتياط را فرو نگذارند و جنگ‏افزارهاى خود را برگيرند. [زيرا] كافران آرزو مى‏كنند كه شما از جنگ‏افزارها و ساز و برگِ خود غافل شويد تا ناگهان بر شما يورش بَرند. و اگر از باران در زحمتيد، يا بيماريد، گناهى بر شما نيست كه جنگ افزارهاى خود را بر زمين نهيد، ولى مواظب خود باشيد. بى گمان، خدا براى كافران عذاب خفّت‏آورى آماده كرده است.” در ضمن بيان سبب نزول به بيان حکم ففقهي درباره نماز خوف مي نويسد: “در كنز العرفان بعد از بيان تركيب و حل لغت بر طريقى كه مذكور شد فرموده كه در اين مقام ايراد كيفيت صلاة خوف مى كنيم بر قول فقها و بعد از آن بيان فوائد آيه مي نمائيم اما اول بدان كه خوف اگر منتهى به حالتى كه با آن استقرار و ايقاع افعال ممكن نباشد بلكه منجر به مسايفه و معانقه شود بايد كه مردمان نماز را فرادى گذارند به حسب امكان بر طريقى كه در آيه سابقه گذشت و اگر منتهى باين نشود هيئت صلاة آن بر سه نوع خواهد بود…”456
وي در ادامه به طور گسترده به بيان انواع نماز خوف مي پردازد. لازم به ذکر است که منظور از مولف “در اين مقام”، سبب نزول هايي است که براي آيه ذکر کرده است.
اين ها نمونه هايي از موارد بسيار زياد بيان سبب نزول در تفسير منهج الصادقين بود ان شاء الله در انتهاي فصل به نقد و بررسي روش ملا فتح الله در بيان اسباب نزول براي آيات خواهيم پرداخت.

5- شأن نزول
شأن در لغت به معناي کار، امر بزرگ، قدر و مرتبه آمده است.457 شأن نزول بر خلاف سبب نزول از اصطلاحاتي است که بيشتر در کتب معاصر به چشم مي خورد و همه مفسّران متقدم و اکثر مفسّران و دانشمندان معاصر بين سبب نزول و شأن نزول تفاوت قائل نشده و آن دو را به جاي يکديگر استعمال کرده اند458. با اين وجود برخي از دانشمندان معاصر از جمله آيت الله معرفت;بين سبب نزول و شأن نزول تفاوت قائل شده اند به نظر ايشان سبب نزول عاملي است كه در وقت حضور آيه وجود داشته و شأن نزول اعم از آن است؛ از اين جهت عاملي را كه مربوط به گذشته است در بر مي‏گيرد. ايشان سبب نزول را عبارت از مشكلي دانسته كه آيه براي حل آن نازل شده است و شأن نزول را مشكلي مي دانند كه آيه در حل و توضيح آن يا عبرت‏گيري از آن نازل شده است، نظير داستان‏هاي انبياء گذشته.459
آيت الله معرفت;در ادامه عبارت “نزل في كذا” را که در سخنان صحابه و تابعان وجود دارد اعم از شأن نزول و سبب نزول مي دانند و معتقدند هدف صحابه از اين عبارت بيان حکم شرعي است نه بيان سبب يا شأن نزول.460
يکي ديگر از دانشمندان معاصر نيز در تعريف شأن نزول مي نويسد: “شأن نزول واقعه هايي است که قسمتي (آيه يا آيات يا سوره اي) از قرآن درباره آن نازل شده باشد.461”
ايشان در ادامه نسبت بين دو اصطلاح سبب نزول و شأن نزول را از نظر مفهوم تباين و از نظر مصداق عموم و خصوص من وجه مي دانند و مانند آيت الله معرفت;مواردي از قبيل داستان ابرهه را چون در زمان نزول اتفاق نيفتاده است شأن نزول سوره فيل مي دانند نه سبب نزول آن، همچنان که واحدي گفته است.462
با توجه به آنچه گفته شد مي توان نتيجه گرفت که بين شأن نزول و سبب نزول تفاوت وجود دارد هرگاه به مناسبتي درباره شخص يا گروهي يا حادثه اى، خواه در گذشته يا حال يا آينده، آيه يا آياتى نازل شود همه اين موارد را شأن نزول آن آيات مي‌گويند، مثلا مي‌گـويـنـد كـه فـلان آيـه درباره فداکاري حضرت علي7در ليله المبيت و يا درباره عصمت انبيا يا حضرت ابراهيم7يا نوح7 يا آدم7 نازل شده است كه تمامي‌اين‌ها را شأن نزول آيه مي‌گويند اما سبب نزول، حادثه يا پيش آمدى است كـه در پي آن، آيـه يا آياتى نازل شده باشد يا به تعبير ديگر آن پيش آمد باعث و موجب نزول گرديده باشد.
پس شأن نزول را مي توان شخص، جريان، گروه يا حادثه اي كه آيه درباره آن ها نازل شده است، بدون آن كه علت نزول آيه باشند، تعريف کرد. شأن نزول مى تواند امرى در گذشته دور و متقدم بر نزول قرآن يا هم زمان با نزول قرآن باشد. توجه به اين عوامل، تاثير بسزايي در روشن شدن مراد و مفهوم آيات و حل مشكلات تفسيرى و فهم صحيح آيات ناظر به آن ها دارد.
راجع به اهميت توجه به شأن نزول نيز هر آنچه در مورد سبب نزول يادآور شديم صادق است چرا که شأن نزول همانند سبب نزول يکي از قراين فهم کلام الهي به شمار مي رود و براي دانستن معنا و تفسير کامل هر آيه بايد به شأن نزول آن رجوع کرد تا كاملا موضوع روشن شود.
پس شأن نزول نيز- همانند سبب نزول- مي‌تواند قرينه اى براي فهم صحيح مفاد و مقصود آيات باشد تا دلالت آيه را تكميل كند و بدون توجه به آن، دلالت آيه نـاقص مي‌ماند. به عنوان مثال در آيه(وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ)463
“و [ياد كن‏] آن گاه كه ابراهيم7گفت: “پروردگارا، به من نشان ده چگونه مردگان را زنده مى‏كنى؟” فرمود: “مگر ايمان نياورده‏اى؟” گفت: “چرا، ولى تا دلم آرامش يابد.” فرمود: “پس، چهار پرنده برگير، و آنها را پيش خود، ريز ريز گردان سپس بر هر كوهى پاره‏اى از آنها را قرار ده آن گاه آنها را فرا خوان، شتابان به سوى تو مى‏آيند، و بدان كه خداوند توانا و حكيم است.””، مفسّر بدون توجه به شأن نزول و قضيه اي که آيه در مورد آن نازل شده است، نمي تواند فهم صحيحي از مفاد و مقصود آيه داشته باشد. به طوري که بدون مراجعه به شأن نزول مفاد (فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ) به خوبي فهميده نمي شود، چنانچه برخي از مفسّران آن را به معناي “اماله” ذکر کرده اند و معتقدند که به معناي قطعه قطعه کردن و در هم آميختن نيست چرا که اگر به اين معنا مي بود با (إِلَيْكَ) متعدي نمي شد464. اما با مراجعه به شأن نزول مفهوم اين قسمت از آيه کاملا آشکار شده و مشخص مي شود که (فَصُرْهُنَّ) به معناي قطعه قطعه کردن و در هم آميختن پرندگان است چنانچه اکثر مفسّران به همين معنا تصريح کرده اند و در روايتي از امام رضا7و امام صادق7نيز با بيان داستان حضرت ابراهيم7، مفهوم و مفاد اين آيه تبيين شده است.465
با توجه به مطالب فوق روشن مي شود که توجه به شأن نزول تاثير بسزايي در فهم صحيح مفاد و مفهوم آيات دارد.

5-1- روش ملا فتح الله در توجه به شأن نزول
ملا فتح الله کاشاني در تفسير منهج الصادقين مانند ديگر مفسّران متقدم بين شأن نزول و سبب نزول تفاوت قائل نشده است و اين دو اصطلاح را به جاي يکديگر استفاده کرده است ولي با توجه به تعاريفي که از شأن نزول و سبب نزول بيان شد، مشخص مي شود که بين اين دو تفاوت وجود دارد اما مفسّر منهج الصادقين مانند ديگر مفسّران بين سبب نزول و شأن نزول تفاوت قائل نشده است. به عنوان مثال وي در تفسير آيه شريفه(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْتُلُواْ الصَّيْدَ وَأَنتُمْ حُرُمٌ وَمَن قَتَلَهُ مِنكُم مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاء مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ هَدْيًا بَالِغَ الْكَعْبَةِ أَوْ كَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاكِينَ أَو عَدْلُ ذَلِكَ صِيَامًا لِّيَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ عَفَا اللّهُ عَمَّا سَلَف وَمَنْ عَادَ فَيَنتَقِمُ اللّهُ مِنْهُ وَاللّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ)466 “اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، در حالى كه مُحرِميد شكار را مكشيد، و هر كس از شما عمداً آن را بكشد، بايد نظير آنچه كشته است از چهارپايان كفّاره‏اى بدهد، كه [نظير بودن‏] آن را دو تن عادل از ميان شما تصديق كنند، و به صورت قربانى به كعبه برسد. يا به كفّاره [آن‏] مستمندان را خوراك بدهد، يا معادلش روزه بگيرد، تا سزاى زشتكارى خود را بچشد. خداوند از آنچه در گذشته واقع شده عفو كرده است، و [لى‏] هر كس تكرار كند خدا از او انتقام مى‏گيرد، و خداوند، توانا و صاحب انتقام است.”، مي نويسد: “سبب نزول آن در كسى است كه عمدا صيد كرده بود يعنى ابو البشر”467 در حالي که با توجه به تعريفي که از شأن نزول مطرح کرديم، مشخص مي شود اين سخن ملا فتح الله شأن نزول آيه خواهد بود نه سبب نزول آن و وي به شأن نزول آيه اشاره کرده ولي با لفظ “سبب نزول”، آن را مطرح کرده است.
مولف در برخي موارد نيز براي بيان شأن نزول آيه از عبارت”در شأن” استفاده مي کند. اين عبارت ممکن است گاهي معنايي فراگيرتر و گسترده تر از شأن نزول داشته و شامل موضوع آيه و بيان حکمي از احکام الهي شود و گاه نيز شأن نزول آيه را بيان کند.
به عنوان مثال مفسّر در تفسير آيه شريفه (يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلاَلَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ وَهُوَ يَرِثُهَآ إِن لَّمْ يَكُن لَّهَا وَلَدٌ فَإِن كَانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَكَ وَإِن كَانُواْ إِخْوَةً رِّجَالًا وَنِسَاء فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ أَن تَضِلُّواْ وَاللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ)468 “از تو [در باره كلاله‏] فتوا مى‏طلبند بگو: “خدا در باره كلاله فتوا مى‏دهد: اگر مردى بميرد و فرزندى نداشته باشد، و خواهرى داشته باشد، نصفِ ميراث از آنِ اوست. و آن [مرد نيز] از او ارث مى‏برد، اگر براى او [خواهر] فرزندى نباشد. پس اگر [ورثه فقط] دو خواهر باشند، دو سوم ميراث براى آن دو است، و اگر [چند] خواهر و برادرند، پس نصيب مرد، مانند نصيب دو زن است. خدا براى شما توضيح مى‏دهد تا مبادا گمراه شويد، و خداوند به هر چيزى داناست.”، شأن نزول آن را اين گونه بيان مي کند: “و از قتاده مرويست كه صحابه را اهتمام تام بود در بيان كيفيت ميراث كلاله حق تعالى اين آيه فرو فرستاد.469”
مولف منهج الصادقين در اکثر مواردي که عبارت “در شأن” را مي آورد، به بيان مصداق و مورد نزول اشاره مي کند و افرادي را که مشمول آيه مي شوند ذکر مي کند. به عنوان نمونه ذيل تفسير آيه (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)470 “اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، هر كس از شما از دين خود برگردد، به زودى خدا گروهى [ديگر] را مى‏آورد كه آنان را دوست مى‏دارد و آنان [نيز] او را دوست دارند. [اينان‏] با مؤمنان، فروتن، [و] بر كافران سرفرازند. در راه خدا جهاد مى‏كنند و از سرزنش هيچ ملامت گرى نمى‏ترسند. اين فضل خداست. آن را به هر كه بخواهد مى‏دهد، و خدا گشايش گر داناست.”، اين گونه مي نويسد: “از ائمه هدى:منقول است كه اين آيه در شأن عالي شأن امير المؤمنين7نازل شده كه با اهل بصره قتال نمود و اين روايت از عمار بن ياسر و حذيفه يمانى و عبد اللَّه عباس نيز مروي است”471

6- توجه به فرهنگ زمان نزول
منظور از “فرهنگ زمان نزول” آداب و سنن و عقايد و علوم و اوضاع و احوال سياسى، اجتماعى و فرهنگى است كه در زمان نزول آيات كريمه در بين مردم رواج داشته و بر محيط اجتماعى آنان حاكم بوده است. نقش فرهنگ زمان نزول نيز در فهم محتواى آيات كريمه غير قابل انكار است472.
با

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تأمین کننده، تحقیق و توسعه، نام گذاری Next Entries دانلود تحقیق در مورد آداب و رسوم، اسباب نزول، علوم قرآن