دانلود تحقیق در مورد مفردات قرآن، امام صادق، حوزه و دانشگاه

دانلود پایان نامه ارشد

به دست مارسيده است؛ براي مثال نقل است که ابن عباس ميگويد: نميدانستم معناي “فاطر السموات” چيست تا اينکه دو عرب که دربار? چاهي با هم نزاع داشتند به نزد من آمدند. يکي از آن دو گفت: “انا فطرتها”6 و ديگري گفت “انا ابتدأتها”.7 اينکه علت اين مسأله که عربزبانان در زمان نزول نيز در فهم بعضي کلمات مشکلاتي داشتهاند داخل در بحث ما نيست؛ وآنچه به بحث ما ارتباط دارد اين است که معناشناسي واژگان قرآن با نزول قرآن متولد شد و هنوز ادامه دارد.
در باب معناشناسي كلمات قرآن از همان زمان صدر اسلام تا به امروز كتابها، مقاله ها و رساله هاي زيادي نوشته شده است. کتبي که متقدمين در اين باب نوشتهاند بسيار زياد و وسيع هستند. از جملة اين کتب ميتوان به موارد زير اشاره کرد:
کتاب غريب القرآن منسوب به زيدبن علي بن حسين (ع)، تحقيق محمدجواد حسيني جلالي، قم، انتشارات مکتب الاعلام الاسلامي، چاپ دوم، 1418 ه.ق.
تفسير غريب القرآن، از ابن قتيبه، بيروت، دار و مکتب الهلال، چاپ اول، 1991م.
معانيالقرآن، از ابي حمزة کسايي، قاهره، دار قباء للطباعه و النشر و التوزيع، 1998م.
معاني القرآن، از يحيي بن زياد فراء، بيروت، عالم الکتب، چاپ دوم، 1983م.
معاني القرآن، از اخفش، بيروت، عالم الکتب، چاپ اول، 1985
از آثار و منابعي که متأخرين در اين زمينه نگاشتهاند نيز ميتوان به موارد زير اشاره کرد:
كتاب چند معنايي در قران كريم اثر سيد محمود طيب حسيني، انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چاپ اول 1388.
کتاب معناشناسي واژگان قرآن اثر صالح عظيمه، ترجمة سيد حسين سيدي، انتشارات به نشر، چاپ سوم 1388.
رسال? کارشناسي ارشد در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز با عنوان: “معناشناسي واژگان “ظن” و “يقين” در قرآن و روايات” اثر ماشاءالله هماييفرد.
مقالة متن، فرامتن و تحليل معناي پايه و نسبي و تطبيق آن با با تفسير، اثر محمد باقر سعيد روشن، چاپ شده در مجلة پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تابستان 87.
مقالة معناشناسي قرآن، مطالعة موردي سوره جمعه، از محمدرضا پهلوان نژاد و عليرضا سزاوار، چاپ شده در مجلة قبسات، سال سيزدهم، زمستان 1387.
مقاله مدلهاي چند معنايي در تفسير قرآن و كتاب مقدس، از محمد كاظم شاكر، چاپ شده در فصلنامة علمي-پژوهشي دانشگاه قم، سال دهم شماره دوم.
و اما در حوزة روايات اهل بيت در ضمن آثار مربوط به روش شناسي تفسير اهل بيت (ع) اشارات پراكنده اي به اين موضوع شده است و بسياري از تفاسير هم اختصاصاً به گردآوري روايات تفسيري پرداختهانداما كار مستقلي كه به استخراج روايات مشتمل بر تفسير مفردات قرآن پرداخته باشد يا انجام نيافته و يا اگر انجام يافته، نگارنده از ان اطلاعي به دست نياورده به علاوه اين كه، در اثر حاضر بر روي رواياتي كه به تفسير مفردات پرداخته تحليل مختصري در حد توان نگارنده انجام گرفته است. البته تحليل هاي انجام شده در حوزه تحليل متن است نه تحليل و بررسي سند زيرا تحليل و بررسي روايات از جهت سند از حد اين رساله خارج است.
سوال اصلي پژوهش:
هرچند طرح سؤال تحقيق مربوط به پژوهشهاي مسئله محور ميباشد؛ و پژوهشهايي همچون پژوهش حاضر که موضوعي هستند از طرح چنين گزارهاي بينيازند؛ با اين حال اگر بخواهيم سوالي به عنوان سوال اصلي پژوهش مطرح کنيم بهتر است اينگونه باشد:
اهل بيت (ع) چكونه و به چه روشي و چه مقدار از كلمات قرآن را معنا كرده اند؟
سؤال فرعي:
اگر اهل بيت (ع) براي واژگان قرآن معناهايي فرمودهاند، اين معاني از سنخ معاني حقيقي آن واژه است يا جزو معاني مجازي يا مصاديق و جز آن است؟
فرضيه ها:
اهل بيت (ع) در روايات تفسيري موجود، چندان به بيان معناي لغوي كلمات نپرداخته اند و معنايي كه از ناحيه آنان بيان شده است بيشتر بيان مصداق يا توسعه در معناي كلمات و احيانا در حوزه تأويل كلمات بوده است.
روش تحقيق:
روش تحقيق در اين اثر نقلي- تحليلي است وابزار گردآوري اطلاعات آن كتابخانهاي بوده و عمده منابع استفاده شده در اين پژوهش، منابع تفسيري و منابع لغوي است. البته به ندرت، بر اساس نياز از منابعي جز منابع روايي و لغوي نيز استفاده شده است.
نوآوري تحقيق:
چنانچه در بخشهاي پيشين نيز اشاره شد، هم در موضوع معناشناسي و هم در موضوع روايات تفسيري، تحقيقات مفصلي انجام گرفته و كتابها و مقالات زيادي در اين دو حوزه به چاپ رسيده است اما در حوزة شناسايي، گردآوري و تحقيق روايات معناشناسي اثري كه مستقلا به اين كار پرداخته باشد يافت نشد. از اين رو شايد بتوان گفت: گردآوري و دستهبندي روايات تفسيريِ مربوط به مفردات، ميتواند كاري نو و بديع باشد. به علاوه ترجمة روايات و تحليل مختصري كه در ذيل هريك آمده نيز از جهت نوآوري در تحقيق، حائز اهميت است.
مفاهيم:
معناي لغوي واژة معني:
واژة “معني” اسم مفعول از ماده “عني” در معاني چندي به کار رفته است از جمله به معناي “مقصود از سخن، مراد کلام، آن چه لفظ بر آن دلالت دارد، آرش و مضمون و مفهوم و مراد و مقصود و منظور و مدلول و غرض و نيت” است.8 اما مراد از معناشناسي در اين رساله، بررسي معناي واژگان در وايات تفسيري و مقايسة معناي مطرح شده در روايات با مناي بيان شده براي آن واژه در منابع لغوي است.
واژه:
“واژه” به معني کلمه و لفظ است، و آن از دو حرف يا بيشتر مرکب مي‌شود.9 اين لغت مستقلاً در متون نظم و نثر فارسي نيامده، ولي ريشة آن در زبان‌هاي پيش از اسلام موجود است. هم چنين در لهجة زردشتيان “واجه” به معني “کلمه مستعمل” است. کلمة مورد بحث در سال‌هاي اخير بسيار رايج شده است.10
لازم به ذکر است که مراد ما از واژه در اين رساله، چيزي فراتر از اين تعريف است. به عبارت ديگر در بعضي موارد تعابير کنايي و عبارات ترکيبي (عباراتي که متشکل از دو يا چند واژهاند) به عنوان يك واژه مورد بحث و بررسي قرار گرفتهاند و به نوعي تعريف ما از واژه وسيعتر از تعريف مطرح شده در كتب و منابع است.
روايت:
روايت در لغت به معناي نقل سخن است: “روايت نقل سخن و يا خبر از كسي. (ناظم الاطباء). نقل كردن سخن.(غياث اللغات) واگويه كردن سخن كسي را.”11 بازگفتن سخن را و همچنين است شعر. (از منتهي الارب ). روي الحديثَ روايةً؛ حمل و نقل کرد آنرا. (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). نقل سخن يا خبر از کسي . بازگو کردن سخن کسي را.”12
روايت در اصطلاح محدثان به معناي نقل حديث همراه با سند آن است: “الرواية … في مصطلح المحدثين تعني نقل الحديث بالاسناد.”13
اهل بيت:
“اهل” در لغت به معناي خانواده و اقوام شخص است: “ابن سيدة: أهل الرجل عشيرته وذوو قرباه، … وأهل الرجل أخص الناس به”‏14؛ معناي لغوي بيت كه معروف است.
درمورد تعريف اصطلاحي “اهل بيت” بايد گفت، در تعريف آن تفاوتهايي در بين فرق اسلامي وجود دارد كه چون در اين اثر مراد ما همان تعريف علماي تشيع از اين عبارت است فقط به نقل آن ميپردازيم. به نظر علماي شيعه مراد از اهل بيت پيامبر(ص)، وارثان ايشان يعني ائمة اطهار (ع) ميباشند. سيد جعفر مرتضي عاملي در اين باره ميگويد: “الذين ذكرهم القرآن في آية التطهير وبينهم الرسول في حديث الكساء فأهل البيت هم الذين ورثوا العصمه والتطهير وهم اهل السنه النبوية وهم من يجب اتباعهم ليس غيرهم. فحديث الكساء واضح فيمن هم اهل بيت النبي فالحديث هو تبيان وتفسير للآيه وليس منفصلا عنها فعند نزول آية التطهير (إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً)15 جمع النبي محمد فاطمه وعلي والحسن والحسين والقى عليهم الكساء وقال وقال “اللهم هؤلاء أهل بيتي” فيعتبرون هذا التفسير هو الأمثل للآية ولا حاجة لتفسيرات أخرى من أشخاص ليسوا بمنزلة الرسول.”16. در اين اثر، مراد ما از اهل بيت پيامبر، امامان دوازدهگانة معصوم (ع) است.

فصل دوم:
تحليل روايات اهل بيت در حوزه تفسير واژگان قرآن

مقدمه:
روشي كه در روايات تفسيري اهل بيت (ع) در خصوص تبيين معناي واژگان و مفردات قرآن كريم ديده ميشود با روشي كه اهل لغت در كتب خود دارند متفاوت است. اهل لغت معمولاً با استناد به اشعار عرب و محاورات ايشان معاني واژگان را استنباط و مطرح ميكنند اما روش اهل بيت استناد به اشعار يا محاورات عرب نيست -به جز در چند مورد بسيار اندك كه در بخش اول از همين فصل اشاره شده است- معنايي كه اهل بيت براي يك واژه مطرح ميكنند در حقيقت آن چيزي است كه با توجه به آن، و در نظر گرفتن آن معنا براي لفظ مراد خداوند از آن آيه استنباط ميشود خواه آن واژه در محاورات و استعمالات اهل آن زبان به همان معنا باشد خواه به معنايي ديگر. البته اين شناخت و علم تنها و تنها مخصوص ايشان است و كسي نميتواند هرچند با تحصيل علوم مورد نياز كه براي تفسير قرآن لازم دانسته شده چنين ادعايي بنمايد.
رواياتِ تفسيريِ مربوط به معناشناسي مفردات و واژگان قرآن را ميتوان بر اساس موقعيت آنها و تطابق يا عدم تطابق با معاني لغوي، در هفت بخش دستهبندي كرد. گفتني است اين هفت بخش براي نظم بخشيدن و دستهبندي روايات و راحتتر شدن تجزيه و تحليل روايات است و مبناي نقلي يا جز آن ندارد.
اين هفت بخش به شرح زير ميباشند:
بخش اول: “بيان معناي لغوي واژه”: ذيل اين بخش رواياتي گرد آوري شده كه معاني مطرح شده در اين روايات براي واژگان، همان معناي لغوي كلمه است. مثلاً در تفسير على بن إبراهيم نقل شده كه امام صادق (ع) فرمودند: “و قوله: … “قالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنا مُشْفِقِينَ”17 اى خائفين من العذاب.” که “مشفق” در اين روايت به “خائف” معنا شده است؛ و معنايي كه در كتب لغت براي اين ريشه گفته شده نيز “خائف” است: “الشَّفَقُ الخوف. تقول: أنا مُشْفِق عليك أي أَخاف”18. جز آنكه در روايت معناي اضافهاي وجود دارد كه البته ميتوان گفت اين عبارت تفسير آيه است. بنابراين از چنين رواياتي بر ميآيد که معناي مراد خداوند از مفهوم يک واژه همان معنا و مفهومي است که با شنيدن واژه به ذهن يک عربزبان خطور ميکند.
بخش دوم: “بيان معناي مقصود از واژه”: در اين بخش رواياتي گردآمده كه واژههاي مطرح شده در آن روايات داراي معاني متعدد از جمله معاني مجازي و حقيقي هستند و سياق آيات و ساير قرائن هم نميتواند به سوي معناي خاصي از ميان آن معاني راهنمايي كند در اين صورت روايت، معناي مقصود از واژه را از ميان معاني متعدد و مختلفشان روشن ميسازد. مثلا در تفسير على بن إبراهيم در مورد معناي ريشة “صدف” در آية 46 انعام چنين روايت شده: ” … قوله: “ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ”19 اى يكذبون.”20به نظر ميرسد معناي تكذيب براي “صدف” از باب مجاز يا كنايه باشد: “صدف: الصُّدُوفُ: المَيْلُ عن الشي‏ء. و أَصْدَفَني عنه كذا و كذا أَي أَمالَني. ابن سيدة: صَدَفَ عنه يَصْدِفُ صَدْفاً و صُدُوفاً: عَدَلَ. و أَصْدَفَه عنه: عَدَل به، و صَدَفَ عني أَي أَعْرَض”21
بخش سوم: “مقصود نبودن معناي ظاهري لفظ”: رواياتي در اين بخش گردآوري شده كه در آنها معناي مطرح شده در روايت براي واژه اصلا در منابع لغوي ذكر نشده است، مثلا “عرش” در لغت به معناي تخت پادشاه يا شيئ مسقف است: “العَرْش: سرير الملِك … و العَرْش: البيتُ، و جمعه عُروشٌ. و عَرْشالبيت: سقف”22 و به اين دو معنا هم در قرآن به كار رفته است: يکي در آيه 23 سورة نمل که در مورد تخت بلقيس پادشاه سرزمين سبأ است: “إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ، وَ لَها عَرْشٌ عَظِيم‏”23؛ و دوم در آية 259 بقره در مورد شهري که سقفهايش فرو ريخته بکار رفته است: ” أَوْ كَالَّذي مَرَّ عَلى‏ قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى‏ عُرُوشِها”24. اما هيچيك از اين دو معنا با واژة “عرش” در آية 7 سوره مباركة هود “وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماء”25 که در مورد خداوند و زمان خلقت آسمانها و زمين است هماهنگ نيست. در روايتي، که از امام صادق (ع) نقل شده، ايشان معان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد درباره امام صادق Next Entries پایان نامه ارشد درباره امام صادق