دانلود تحقیق در مورد مطالعات فرهنگی، سیاست گذاری، سیاست فرهنگی، علوم اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

های مکانیکی تولید می شود و مدار های الکتریکی فقط تقویت کننده ی صدا هستند و یا تغییراتی در کیفیت آن ایجاد می کنند. از آن جمله می توان به گیتار الکترونیک و گیتار باس اشاره داشت. دسته دوم ساز هایی هستند که در آن ها هم تولید صدا و تقویت آن توسط مدار های الکترونیک صورت می گیرد؛ مانند ارگ هارموند، انواع سینته سایزر و پیانوی الکتریکی.
این ساز از عناصر اساسی در گروه های موسیقی پاپ است. مهم ترین مزایای استفاده از آن را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:
الف: استفاده سینتی سایزر ها بیش از پیش به پیوند موسیقی و فیزیک و نیز دو شاخه فیزیک صوت (آکوستیک) و الکتریسیته و گسترش و پیشرفت آنها کمک کرده است؛
ب: همانگونه که اشاره شد، امکانات وسیعی که این ساز در دسترس آهنگسازی نوین قرار داده است از طریق سازهای آکوستیک قابل دستیابی نیست، طوریکه بهره گیری از آن دریچه نوینی را در ساخت موسیقی فیلم، موسیقی مجالس عمومی، موسیقی مردمی، موسیقی رادیو و تلویزیون و موسیقی های تبلیغاتی گشوده است.(مرتضویان، 216:1390).

2-5-6 اهمیت و نقش ترانه در موسیقی مردم پسند
یکی از وجوه تمایز موسیقی مردم پسند با سایر انواع موسیقی ترانه است. ترانه در موسیقی مردم پسند شکل زبانی تازه ای است که ترانه سرا در قالب آن می تواند دست به خلاقیت زده و مفاهیم جدیدی را در این قالب بیان نماید. در واقع یکی از ویژگی های موسیقی مردم پسند را باید در کلام آن، یعنی در ترانه جستجو کرد.
به نظر استوری(246:1389) :
هنگامی که سخن از موسیقی عامه پسند به میان می آوریم، منظورمان اغلب ترانه است. همچنین اگر پرسیده شود که این «این ترانه معنایش چیست؟»، در پاسخ غالباً به محتوای شعر آن ترانه اشاره می کنیم. اما معنای هیچ ترانه ای را نمی توان به واژگانی که بر روی صفحه ی کاغذ نوشته شده اند فرو کاست.
او ترانه را با یک قطعه ی موسیقی پاپ معادل می داند. استوری(همان) از اشعار ترانه صحبت می کند، اما در ادبیات موسیقی پاپ ایرانی این ترکیب کمتر به کار می رود و واژه ی اشعار از آن حذف می شود و به متنی که توسط خواننده اثر خوانده می شود ترانه می گویند و آن را یکی از لوازم تکمیل قطعه ی موسیقی مردم پسند می دانند. ترانه همان شعر است که با زبانی نو پرداخته شده است و مهمترین ویژگی آن زبان ظاهراً ساده، معمولی و همه فهم آن است. در واقع اهمیت و نقش برجسته ترانه از همین جا روشن می شود، که عده ای از مخاطبان و متخصصان آن را با اصل یک قطعه موسیقی پاپ برابر می دانند.
استوری(همان:251) همچنین متذکر می شود که پذیرفتن این نکته که دلالت هیچ ترانه ای را نمی توان به محتوای شعرش فرو کاست، نباید منجر به این شود که برای واژه های ترانه ها کلاً هیچ اهمیتی قائل نباشیم:
سرایندگان اشعار ترانه های پاپ، جنبه های معمولی زبان را شالوده کارِ خود قرار می دهند. آنان کاری می کنند تا عادی ترین واژه ها و عبارت ها در زبان مان ناگهان واجد مزاح ها و اشاره هایی رندانه شوند. تصنیف سازانِ ماهر، از باب دیلن گرفته تا آیرا گرشوین، با استفاده از مجموعه ای از مصالح زبانی و کلیشه های با نشاط، برداشت ما از زبانِ همگانی را غنی تر می کنند. ترانه های ایشان راجع به واژه هاست و شیوه های جدیدی برای بیان موضوعات عادی گفتمان روزمره در اختیار ما قرار می دهد.( همان:252، به نقل از فریث،1983)
ترانه های پاپ قادرند کیفیتی شورمند و حیاتی به زبان عادی ببخشند. آن گاه واژه ها طنین انداز می شوند، یعنی استفاده ی ملال زده ی ما از آنها با اندکی خیال پردازی توأم می گردد. ترانه های پاپ دقیقاً به این سبب تاثیر گذارند که شعر نیستند…. اگر نمی توانیم به زبان شهر با هم سخن بگوییم، دست کم می توانیم با استفاده از واژه ها و عباراتِ ترانه های پاپ حرف بزنیم. این واژه ها و عبارت ها راهی برای تن در ندادن به ملا در اختیارمان می گذارند(همان:255، به نقل از فریث،1983).

2-5-7 سیاست گذاری در موسیقی مردم پسند
با توجه به رشد روز افزون آموزش موسیقی در تمامی سطوح و نیز قابل دسترس شدن ابزار و ارزان شدن ابزار و ادوات تولید قطعات موسیقی به نظر می رسد که بحث سیاست گذاری در موسیقی امری جدی است. سیاست گذاری های کلان باعث خواهدشد که موسیقی به ویژه موسیقی مردم پسند با توجه به ماهیت آن که بسیار نامحدود است، مسیر بهتری را بپماید و منجر به ارتقا کیفیت آثار تولیدی شود.
سیاست فرهنگی یعنی اقدام بر اساس خط و مشی روشن برای پیاده کردن اهداف و فلسفه ای از پیش تعیین شده. آندره مالرو با تشکیل وزارت فرهنگ، امور فرهنگی را تا عالی ترین سطح تصمیم گیری بالا برد و اهتمام به فرهنگ و هنر بر خلاف گذشته که تنها به اراده ی ملوکانه و ذوق شخصی شاهان وابسته بود، معنایی تازه یافت. از این پس، پرداختن دولت به هنر تنها برای هنر نبود، بلکه هنر ابزاری شد برای پیاده کردن اهدافی روشن مانند دموکگراسی فرفنگی، مردمی شدن هنر،ایجاد همبستگی اجتماعی، رویارویی با اشرافی گری در عرصه هنر و مانند آن. به بیانی دیگر، مالرو برای هنر و فرهنگ رسالتی جدید قائل بود و اجرای برنامه های فرهنگی با هدف بستر سازی تلاشی برای دموکراسی فرهنگی و مردمی کردن فرهنگ بود(ایوبی،1388:16).
یکی از عواملی که موجب شد فرهنگ حدود نیم قرن پیش در حوزه اختیارات دولت قرار گیرد، برداشت حقوقی و سیاسی از امور فرهنگی است. بنابر جایگاه و موقعیت دولت، تنها اموری در حوزه اختیارات آن قرار می گیرد که نسبتی با منافع ملی داشته باشند. در امور دفاعی، امنیتی، اقتصادی، سیاسی و اموری از این دست کمتر کسی است که درباره ارتباط عمیق آنها با منعت عمومی و تردیدی به خود راه دهد. اما پیوند امور فرهنگی با منفعت عمومی آشکار نیست و به تدریج و در گذر زمان، زمامداران سیاسی و اهالی فکر به این نتیجه رسیدند که امور فرهنگی پیوندی ناگسستنی با منفعت ملی دارد و دولت ها باید در این زمینه نیز حضوری گسترده داشته باشند. اگرچه امروز دخالت دولت ها در این مقوله امری پذیرفته و بدیهی به نظر می رسد، همچنان عده ای با این استدلال که فرهنگ و هنر برخاسته از جامعه مدنی است، ارتباط ساختاری آن را با سیاست و دولت ناروا می دانند(مولینیه،1995:4).(همان،17)
کوثری ( 1386:138) در بررسی گفتمان های موسیقی پیشنهاد می کند، که برای رسیدن به سیاست فرهنگی درست در مورد موسیقی، باید به همه ی گفتمان های موسیقی در کشور احترام بگذاریم و زیستی چند گفتمانی را در پیش گیریم. البته، در این سیاست فرهنگی نقش اصلی دولت و یا دستگاه های دولتی آن است که نوعی توازن و تعادل و شرایط مساعد را برای رشد انواع مختلف موسیقی فراهم آورد. توجه به یک گفتمان و حذف یا تضعیف گفتمان دیگر، در مجموع به ضرر رشد فرهنگی کشور تمام خواهد شد؛ ضمن آنکه تاریخ نشان یکصد ساله موسیقی در ایران نشان می دهد که هیچ یک از گفتمان ها به نفع گفتمان های دیگر کنار نرفته است. وی همچنین معتقد است، سیاست های فرهنگی در قبال موسیقی در بسیاری موارد متعارض بوده است و که این تعارض ها مربوط به تعدد گفتمان های موسیقی در کشور است و از سویی دیگر به نقص ها وضعف هایی که با زمینه اجتماعی و سیاسی آن مرتبط است.(همان)
به هر روی سیاست گذاری به ویژه سیاست رسانه ای و ارتباطی موسیقی مردم پسند باید مورد دقت نظر قرار گیرد؛ محقق در این پژوهش سعی می کند تا به این موضوع نزدیک شده و پیشنهاد هایی را ارائه نماید.
2-6 ادبیات و رویکرد های نظری
در پژوهش هایی که با روش داده بنیاد انجام می گیرد مبانی نظری جایگاه مشابهی که در سایر پژوهش ها دارد را برخوردار نیست و بخش نظریه ها بیشتر به عنوان بخشی است که برای محقق یک عامل حساسیت زاست و محقق را در مسیر تحیقق خود با نظریه هایی که به نوعی به موضوع تحقیق مرتبط است آشنا می سازد؛ بنابراین نقشی تعیین کننده در امر تحقیق ندارد؛ زیرا غرض از این روش تدوین نظریه است نه آزمون نظریه های قبلی. در این بخش به معرفی نظریه هایی خواهیم پرداخت که با دقت در آنها می توان مسئله تحقیق را بهتر شناخت. این نظریه ها اغلب در حوزه ی مطالعات فرهنگی جای دارند، بنابراین، ابتدا به معرفی رویکرد مطالعات فرهنگی در بررسی فرهنگ و رویکرد های غالب آن در مطالعه رسانه ها و عناصر فرهنگ خواهیم پرداخت و در نهایت به رویکردهای نظری که موسیقی مردم پسند در بستر آنها مورد مطالعه قرار گرفته است خواهیم پرداخت.

2-6-1 رویکرد مطالعات فرهنگی
اصطلاح مطالعات فرهنگی را می توان در اشاره به تمام جنبه های مطالعه فرهنگ به کار برد، واز این حیث، آن را اصطلاح فراگیری دانست که شیوه های گوناگون فهم و تحلیل فرهنگ مثلاً در جامعه شناسی، تاریخ، قوم نگاری، و نقد ادبی، و حتی زیست شناسی اجتماعی را در بر می گیرد. در عین حال مطالعات فرهنگی در معنای دقیق تر آن به حوزه ی متمایزی از پژوهش دانشگاهی اشاره دارد. در این معنای دوم، ریشه های تاریخی« مطالعات فرهنگی» به آثار ویلیام ریموندز و ریچارت هاگارت در سال های پایانی دهه ی 1950و سال های آغازین دهه ی 1960 و در نتیجه به شکل گیری مرکز مطالعات فرهنگی معاصر بیرمنگام در سال 1964 باز می گردد که نخست ریچارد هاگارت و استوارت هال مدیریت آن را بر عهده داشتند. از مجموعه این رویکردها رویکردی سر بر آورد که نه تنها از رویکرد های متعارف مشتق از علوم اجتماعی مایه گرفته بود، بلکه بر رویکرد های رادیکالی که مثلاً در فمینیسم، مارکسیسیم و نشانه شناسی ریشه داشتند، نیز اتکا داشت.
هواداران مطالعات فرهنگی می کوشند تا محصولات فرهنگی را آشکارا در رابطه با ساختار های سیاسی و پایگاه های اجتماعی مانند نژاد، طبقه و جنسیت مورد بررسی قرار دهند.
این رویکرد تلویحاً بر این باور بود که محصولات فرهنگی ای که باید مورد مطالعه قرار گیرند صرفاً محصولات مورد ستایش نخبگان فکری و هنری نیستند، بلکه باید به بررسی همه ی محصولات مادی و نمادینی پرداخت که مردم در تمام لایه ها و بخش های جامعه با آن مواجه اند. تعریفی که در مطالعات فرهنگی از «فرهنگ» ارائه می شود، بسیاری نظرات مختلف را در بر می گیرد. به سخن دیگر، این رهیافت هدفی «دموکراتیک» دارد؛ یعنی دست اندر کاران مطالعات فرهنگی به جای آنکه به پیروی از متوآرنولد صرفاً «بهترین مطالبِ اندیشیده شده و بیان شده» را مورد مطالعه قرار دهند(آرنولد 1998،ف.ر. لیویس 1998)، خود را موظف می بینند که همه ی مطالبِ اندیشیده شده و بیان شده را بررسی کنند(استوری،1389).

2-6-1-1 مطالعات موسیقی مردم پسند
همه دانشمندان و نظریه پردازان در این حوزه( مطالعات موسیقی مردم پسند)، اذعان دارند که تاکنون از سال1981 که موسسه بین المللی مطالعات موسیقی مردم پسند تأسیس شد، نتوانسته اند چارچوب نظری مشخصی برای این مطالعات در نظر بگیرند. بلکه هر کس از روش و نقطه نظر خود وارد بحث شده است و بعضی از ابعاد این پدیده را مورد بررسی قرار داده است.(فریث،1998)
روی شوکر(1386) شش مدخل را برای ورود به بحث مطالعات موسیقی مردم پسند بر می شمرد. فرهنگ فرهیخته و نقد محافظه کار و طرد موسیقی مردم پسند؛ نقد فرهنگ توده در مکتب فرانکفورت؛ اقتصاد سیاسی ؛ بر خورد ساختارگرایانه با موسیقی شناسی؛ چشم انداز های های فرهنگ باورانه، شامل مواضع مردم باورانه و تحلیل خرده فرهنگ ها؛ و سرانجام بحث های معاصر در مورد موسیقی مردم پسند به عنوان یک نمونه برجسته از نظریه ی فرهنگ پسامدرنیسم.

2-6-1-1-1فرهنگ فرهیخته و موسیقی مردم پسند
سنت فرهنگ فرهیخته اساساً محافظه کار است. این سنت آماده ی دفاع از هریک از جزیی ترین موارد شناخته شده ی فرهنگ فرهیخته یا نخبگان در تعریفی کلاسیک است که آرنولد از آن به عمل آورده است:
«بهترین های که فکر شده یا گفته شده است»(آرنولد، فرهنگ و هرج و مرج،1869). این برداشتی هنری از فرهنگ است: تنها فرهنگ واقعی و اصیل هنر است، هر چیز دیگری مقابل آن قرار می گیرد. این نشان گر نظریه ی جامعه ی توده ای است، که در آن ارزش های فرهنگی اقلیتی از نخبگان پیوسته مورد حمله ی فرهنگ اکثریت یا توده ای قرار می گیرد که اصالت ندارد و زندگی خوب را نفی می کند. عمده ترین

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق در مورد فرهنگ مردم پسند، مصرف کننده، نهادهای اجتماعی، برنامه های تلویزیونی Next Entries دانلود تحقیق در مورد اقتصاد سیاسی، ایالات متحده، زیبایی شناسی، پسامدرنیسم