دانلود تحقیق در مورد قرائات سبعه

دانلود پایان نامه ارشد

کاشاني درباره روش خويش در مورد قرائت در مقدمه تفسيرش مي نويسد:
“بناء على هذا بخاطر فاتر اين فقير ضعيف ….رسيد كه مطالعه تفاسير عربيه و فارسيه و كتب تواريخ و احاديث و غير آن از كتب كلاميه و اصول و فروع فقهيه كرده تفسيرى از آن انتخاب نمايد كه مبتنى باشد بر حل معانى قرآن بر طبق قرائت سبعه كه مسلم الثبوت و مجمع عليه جميع موافق و مخالف است و متعرض قرائت ديگر نمي شود به جهت تطرق اختلاف در آن.213”
ملا فتح الله کاشاني در اين جا قرائات سبعه را مورد قبول تمام علماي اهل سنت و شيعه مي داند در حالي که ما با برخي از علماء قرائت هاي سبعه را قبول ندارند و آن ها را حجت نمي دانند.214
وي در جايي ديگر از مقدمه تفسيرش بيان قرائت عشره و شاذه و ساير متفرعات و ايراد دلايل هر يك از قراء بر آن را به دليل اين که سبب ملال خوانندگان فارسي زبان مي شود بي فايده مي داند.215 وي بحث قرائت و غور در آن را مناسب حال فارسي زبانان نمي داند، چون مفسّر در پي تاليف تفسيري عامه پسند بوده است. ملا فتح الله فقط گاهي برخي ديگر از قرائت ها را متذکر مي شود.
نکته اي که در اين جا قابل ذکر است اين است که مفسّر خود در مقدمه تفسيرش در فصل اول به ذكر اسامى بعضى از قراء قرآن و صحت اسناد ايشان مي پردازد ولي در متن تفسير خيلي کم بحث از قرائت را ذکر مي کند.
ملا فتح الله کاشاني در تفسير منهج الصادقين ترجمه آيات را براساس قرائت شعبه از عاصم 216ذکر کرده است وي در ادامه به ديگر قرائت ها به خصوص قرائت حفص متذکّر شده است. مرحوم ميرزا ابوالحسن شعراني در مقدمه اي که بر تفسير منهج الصادقين نوشته است در مورد روش ملا فتح الله کاشاني در مورد قرائت مي نويسد: “ابتدا ترجمه آيات قرآن را موافق قرائت ابوبکر از عاصم آورده است و گاهي به قرائت حفص از عاصم، و آن بسيار نادر است.217”
نکته اي که ذکر آن دراين جا ضروري به نظر مي رسد، تفاوت قرائت عاصم با ابوبکر است؛ “ابوبكر شعبه بن عياش، علاوه بر آنچه از استادش- عاصم- آموخته بود، اتفاق قرائات حجاز بصره و شام را نيز مدّ نظر داشت و بناى قرائت خود را بر موارد اتفاق قراءات مزبور نهاده بود. ديدگاه هاى لغوى و نحوى در روايت ابوبكر، همواره حضور خود را نشان مى‏دهند. گاه به صورت تغيير صيغه باب افعال و در بسيارى موارد به صورت تغيير صيغه فعل از خطاب به غيبت، از غيبت به متكلم، از معلوم به مجهول. بررسى كلى حاكى از اين است كه اختلاف روايت حفص و شعبه از عاصم به 520 مورد مى‏رسد. اين در حالى است كه حفص مى‏گويد: “قرائت عاصم همان قرائت على7است كه آن را بدون كم و كاست اقراء مى‏كند.” به عبارت ديگر، حفص بر خلاف ابى بكر كه داعيه اختيار در قرائت داشت، اصرار داشته است كه قرائت عاصم را بدون هيچ دستبردى اقراء كند.218″
با مقايسه قرائت ابوبکر و حفص به اين نتيجه مي رسيم که روايت حفص به سبب اين که به تصريح حفص بدون کم و کاست همان قرائت امام علي7است بهتر و صحيح تر از قرائت ابوبکر است که وي از اجتهادات خود نيز در قرائت استفاده کرده است.
ملا فتح الله کاشاني نيز در مقدمه تفسيرش روايت حفص را از روايت ابوبکر بهتر معرفي مي کند: “و او را دو راوى مشهور است يكى شعبة بن سالم اسدى كوفي است كه مولا بنى اسد است و مكنى است به ابى بكر وفات او در كوفه بوده در سال صد و نود و چهار، دوم حفص بن مغيره اسدى بزاز كوفي است و كنية او ابو عمرو است و او رجحان دارد بر ابو بكر در اتفاق قرائت و ضبط آن وفاتش هم در كوفه بوده است در سال صد و هشتاد.219”
صاحب تفسير منهج الصادقين به اين که چرا و به چه دليلي روايت “شُعبه” را انتخاب نموده است، هيچ اشاره‏اي نکرده و مرجّحي براي کار خود ارائه ننموده است. گمان مي رود تا زمان وي، روايتِ “شُعبه”، هنوز طرفداراني داشته است. به عنوان مثال ابوحيان اندلسي (654 – 753 ق) در مقدمه تفسير “البحر المحيط” سند قرائت خويش را به “شُعبه” مي رساند و بيان مي کند که آن قرائتي است که اهل عراق با آن بزرگ مي شوند220
با توجه به اين مطالب مشخص مي شود که در قرن هفتم و هشتم، روايت “شُعبه” در عراق رايج بوده است. و ملا فتح الله کاشاني تحت تاثير همين عوامل، تفسير خويش را مطابق با روايت “شُعبه” نگاشته باشد.
در ادامه به ذکر چند نمونه از مواردي که اختلاف قرائت در آن ها وجود دارد مي پردازيم و نظر ملا فتح الله کاشاني را در اين موارد بيان مي کنيم و در پايان به بررسي و نقد روش ملا فتح الله کاشاني در مورد رعايت قاعده توجه به قرائت صحيح مي پردازيم.
به عنوان نمونه آيه (فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظاً)221 “پس خدا بهترين نگهبان است.” دوگونه قرائت شده است؛ قاريان کوفه غير از شعبه با الف خوانده‌اند(فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظاً) “پس خدا بهترين نگهبان است”، شُعبه و قاريان ديگر بدون الف قرائت کرده‌اند “فالله خير حِفْظاً”222
ترجمه اي که در تفسير منهج الصادقين آمده است، مطابق با قرائت شعبه است: “پس خداي بهتر است از روي نگاهداشتن”223
در ترجيح قرائت (حافظا) بايد گفت اولاً خداوند (خير الحافظين) “بهترين نگهبان” است نه اين که از جهت نگه داشتن بهتر باشد و عبارت (فالله خير حافظا) نيز در پاسخ برادران يوسف آمده که براي اطمينان دادن به يعقوب درباره بنيامين گفتند: (وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ)224.
ثانياً “حافظ” با “راحم” مطابقت دارد و در اين آيه ترکيب (خير حافظا) با ترکيب اضافي (ارحم الراحمين) مطابقت بيشتري دارد تا ترکيب “خيرٌ حِفظاً”
وي در جايي ديگر در آيه(وَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ)225″و اما كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند [خداوند] مزدشان را به تمامى به آنان مى‏دهد و خداوند بيدادگران را دوست نمى‏دارد” مي نويسد: “(فَيُوَفِّيهِمْ) پس تمام بدهيم ايشان را و حفص (يُوَفِّيهِمْ) خوانده يعنى خدا بدهد بر وجه كمال (أُجُورَهُمْ) مزدهاى ايشان را در دنيا به نيك نامى و عزت و ارجمندى و در عقبى به درجه سامى و دل كامى”226
ملا فتح الله در اين آيه فعل (فَيُوَفِّيهِمْ) (صيغه غايب) را بنا بر قرائت شعبه “فَنُوفّيهم” (صيغه متکلم) ترجمه کرده است که سبب تغيير در معنا شده است. ولي حفص آن را به صيغه غايب (فَيُوَفِّيهِمْ) قرائت کرده است که با توجه به قرائت حفص اسناد فعل (فَيُوَفِّيهِمْ) به خداوند متعال خواهد بود. بنا بر آنچه از سياق آيه بر مي آيد همين قرائت حفص، قرائت صحيح خواهد بود چرا که در فراز آخر آيه مي فرمايد: (وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ)؛ با توجه به اين مشخص مي شود که فاعل فعل (فَيُوَفِّيهِمْ) خداوند متعال است.
ملا فتح الله کاشاني در ذيل آيه (وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَن لَّمْ يَلْبَثُواْ إِلاَّ سَاعَةً مِّنَ النَّهَارِ يَتَعَارَفُونَ بَيْنَهُمْ قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِلِقَاء اللّهِ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ)227″ و روزى كه آنان را گرد مى‏آورد گويى جز به اندازه ساعتى از روز درنگ نكرده‏اند با هم اظهار آشنايى مى‏كنند قطعا كسانى كه ديدار خدا را دروغ شمردند زيان كردند و به حقيقت راه نيافتند” در بحث قرائت آورده است: “يوم نحشرهم و ياد كن روزى را كه جمع كنيم و حفص به غيبت خوانده يعنى خداى جمع كند كافران را از هول آن روز مدت مكث در دنيا و قبر مر ايشان را كوتاه نمايد بر وجهى كه مبعوث شوند”228
ملا فتح الله کاشاني در ترجمه (يَحْشُرُهُمْ) بنا بر قرائت شعبه که آن را به صيغه متکلم يعني (نحشرهم) خوانده، عمل کرده است. در حالي که حفص آن را به صورت غايب(يَحْشُرُهُمْ) قرائت کرده است. و اين اختلاف قرائت که در لفظ مشاهده مي شود سبب تغيير در معنا مي شود.
سبب ترجيح قرائت عاصم در اين آيه نيز همان چيزي است که در آيه قبل ذکر کرديم چرا که با توجه به سياق آيه مشخص مي شود که فاعل فعل(يَحْشُرُهُمْ) خداوند است که مطابق با قرائت عاصم است.
در آيه (وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىَ يَطْهُرْنَ)229 “و به آنان نزديك نشويد تا پاك شوند”، ملا فتح الله کاشاني(يَطْهُرْنَ) را براساس قرائت ابوبکر ترجمه و تفسير کرده است”يطَّهرنَّ” و مقاربت با زنان را مشروط به غسل کردن بعد از انقطاع خون مي داند وي مي نويسد:”(حَتَّى يَطْهُرْنَ‏) تا وقتى كه غسل كنند بعد از انقطاع دم و حفص و حمزه و كسايى يطهرن مي خوانند به سكون طا و ضم ها يعنى تا وقتى كه پاك شوند و دم ايشان منقطع گردد و اول قول شافعى است و دوم قول حنفى و نزد علماى اماميه مستحبّ است كه مجامعت بعد از غسل باشد و قبل از آن مكروه است.230″
توضيح اين که از قرائت “يَطَّهَّرنَ”، جواز وَطي و مجامعت با زنان پس از غسل حيض، فهميده مي شود و از قرائت (يَطْهُرْنَ)، جواز وَطي و مجامعت با زنان پس از انقطاع دَمْ و قبل از غسل حيض، استنباط مي گردد.231
در مجمع البيان آمده است: ” در قرائت كلمه (يَطْهُرْنَ) بعضى با تشديد و بعضى بدون آن خوانده‏اند كه معنايش در دو صورت فرق مي كند اگر بدون تشديد باشد به معناى پاكى و تمام شدن خون است نه غسل كردن ولى اگر با تشديد خوانده شود معنايش غسل كردن مي باشد.”232
علامه طباطبايي;ذيل اين آيه منظور از اين طهارت را پاكى از حيض مي دانند و در ادامه طهارت در جمله (حَتَّى يَطْهُرْنَ) را به معناى قطع شدن جريان خون از زنان است، و در جمله (فَإِذا تَطَهَّرْنَ)233 “پس چون پاك شدند” يا به معناى شستن محل خون و يا به معناى غسل كردن، معنا کرده اند.234
با توجه به آنچه علامه طباطبايي;در تفسير الميزان فرموده اند و نيز نظر ديگر مفسّران235 و فقهاي شيعه در مورد اين آيه مي توان گفت قرائت صحيح در اين آيه نيز همان قرائت حفص از عاصم است.
در اين جا نيز اختلاف قرائت سبب تغيير در معنا و به وجود آمدن يک حکم فقهي مي شود پس مي توان فهميد که اهميت توجه به قرائت صحيح در تفسير آيات قرآن به چه اندازه اهميت دارد که حتي سبب تغيير در احکام فقهي نيز مي شود.
در آيه (وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ)236 “و خدا به آنچه او زاييد داناتر بود”، “شُعبه”،‌ “وَضَعتُ” با تاء مضموم وبه صيغه متکلم خوانده است. ترجمه اي که در تفسير منهج الصادقين آمده است نيز مطابق با اين قرائت مي باشد. “وخدا داناست به آنچه بارنهادم”. امّا “حفص”، (وَضَعَتْ) را به صيغه مؤنث و با سکون تاء، قرائت کرده است که مفهوم آن چنين است: “وخدا داناست به آنچه او بارنهاد”237
صاحب مجمع البيان قرائت حفص که (وَضَعَتْ) را به صيغه غايب خوانده است، بهتر و صحيح تر معرفي مي کند و علت آن را اين گونه بيان مي کند که در اين آيه خداوند خبر مي دهد كه خود به حال مريم عالم تر است از مادر مريم؛ چرا كه مريم را آفريده و صورت بخشيده. اين معنى با قرائت اول كه سكون تاء باشد صحيح‏تر است و با قرائت ديگر كه تاء مضموم “وَضَعتُ ” بخوانيم آيه بيان خطاب مريم است به خدا يعنى پروردگارا تو از من به آنچه زاييدم عالمترى.238
بديهي است که در اين جا نمي توان به همه موارد اختلاف قرائت عاصم با شعبه اشاره نمود، از اين رو به جهت پرهيز از به درازا کشيدن سخن به ذکر برخي از آنها بسنده شده است.239
همانطور که قبلاً نيز اشاره کرديم ملا فتح الله کاشاني در برخي موارد بر طبق قرائت حفص عمل کرده است. به عنوان نمونه در آيه (وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللّهِ يُكَفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ)240 ” و البته [خدا] در كتاب [قرآن] بر شما نازل كرده كه هر گاه شنيديد آيات خدا مورد انكار و ريشخند قرار مى‏گيرد با آنان منشينيد.” در اين آيه حفص (قَدْ نَزَّلَ) را به صيغه معلوم قرائت کرده است در حالي که ابوبکر و ديگر قاريان آن را به صيغه مجهول “وَقَد نُزِّل”241 قرائت کرده اند. ملا فتح الله کاشاني در منهج الصادقين طبق قرائت حفص ترجمه کرده است:” (وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ) و بدرستى كه خدا فرو فرستاد بر شما اى مؤمنان.”242
همچنين در آيه (وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق در مورد قرائات سبعه، نزول قرآن، امام صادق Next Entries دانلود تحقیق در مورد مفردات قرآن، علوم قرآن، زبان قرآن