دانلود تحقیق در مورد قرآن کریم، زبان عربی، ترتیب نزول، نزول قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

پرداخته، بسیاری از آرای وی مورد بررسی قرار نگرفته و تنها بخش هایی از اندیشه های قرآنی وی را مورد مطالعه قرار داده ایم.
محمد عابد الجابری در سال 2006میلادی با تألیف کتابی در زمینه ی علوم قرآنی و غور در مسائل این علم به شیوه هایی نوین، مخاطبان خویش را شگفت زده کرد. وی پیش از این در زمینه ی سنت خوانی به ابداع و نوآوری در روش دست زده و به بازخوانی سنت اسلامی – عربی مطابق با مفاهیم غربی پرداخته بود.

3 – 2 – 1 معرفی کتاب مدخل إلی القرآن الکریم؛ الجزء الأول: فی التعریف بالقرآن

این کتاب شامل سه بخش است:
3 – 2 – 1 – 1 بخش اول: خوانش هایی در باره ی محیط قرآن کریم(قراءات فی محیط القرآن الکریم

جابری در این بخش به طور کلی به مسائل مرتبط با محیط ظهور متن مقدس به عنوان ابزار دعوت محمدی می پردازد. وی بر این باور است که بسیاری از اندیشمندان مسلمان شرط واکاوی های قرآنی را فهم و تسلط کامل به زبان عربی می دانند و این مطلب دال بر این نکته است که وحی الهی پیوند ناگسستنی با زبان عربی و شرایط اجتماعی و فرهنگی آن دارد..

– النبی الأمی مکتوبا عندهم فی التوراة و الإنجیل
از جمله موضوعاتی که جابری در این بخش مطرح می کند بحث بشارت به ظهور پیامبر(ص) در اندیشه ی دینی پیش از اسلام است.
جابری بر این باور است که مسأله به بشارت «نبی امّی» به نام‏ احمد یا محمد محدود نیست – آن چنانکه مفسران غالبا چنین‏ فهمیده‏ اند و کوشیده ‏اند با جستجو در کتب مقدس شاهدی بر آن بیابند – بلکه این موضوع با جریان دینی توحیدی، در برابر نظریه ی رسمی تثلیث که از سوی کلیساهای تحت نظر امپراتوری‏ روم ترویج می‏ شد،66 پیوند خورده است. به رأی جابری، اندیشه ی بشارت «نبی موعود» در اناجیل – به تصریح یا تلویح – از سوی همان جریان توحیدی مطرح شده و اخبار منقول از بسیاری‏ راهبان درباره ی نزدیکی ظهور پیامبر جدید و نیز ظهور «حنفا» که‏ در مناطق گوناگون جزیرة العرب پراکنده و در جستجوی دین‏ حق بوده ‏اند، باید در همین چارچوب درک شود.
جابری همچنین رابطه ی اسلام را با یهودیت و مسیحیت، با تأکید بر نسب واحد انبیای‏ ایشان، که به ابراهیم(ع) ختم می ‏شود، جستجو می ‏کند.
جابری معتقد است که ادیان سه ‏گانه و کتاب‏ های آنها، تورات و انجیل و قرآن کریم، واحدند: در تورات، «ارض موعود» به یهودیان وعده‏ داده شده است، و در عین حال، به آنها «مسیح» و منجی نیز بشارت داده شده است. یعنی یهودیان، ظهور پیامبری را انتظار می‏ کشیده ‏اند، اما وقتی عیسی از میان ایشان برخاست، دچار تفرقه‏ شدند: برخی او را همراهی کردند و برخی دیگر به انکار او برخاستند. این موضوع در قرآن کریم آمده و مسأله‏ ای تاریخی است که‏ حقیقتا رخ داده است. گروهی که مسیح را پذیرفتند، «حواریون» نام گرفتند و بدین سبب که او را یاری کردند، «نصاری» خوانده‏ شدند. در بین منکران ایشان، یک یهودی با نام «شاؤول» بزرگ‏ ترین‏ دشمن مسیح بود، ولی ناگهان تصمیم گرفت مسیحی شود. برخی‏ او را متهم می‏ کردند که برای تخریب مسیحیت از درون بدین‏ دیانت درآمده است، ولی او اصرار داشت که چنین قصدی ندارد و دعوت به مسیحیت را خارج از جامعه ی یهودیان، یعنی در شهرهایی‏ که ساکنان آنها بت‏ پرست بودند، آغاز کرد. او یارانی یافت و خود را «پولس رسول» نامید. در هنگام دعوت، با فلسفه ی یونان آشنا شد و نظریه ی تثلیث را بر نظریه ‏ای فلسفی بنیان نهاد. نکته اینجاست که قرآن کریم لفظ «مسیحی» را نه به صورت‏ مفرد آورده و نه به گونه ی جمع، بلکه به جای آن تعبیر «نصاری» یا عبارت «…الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ ثَالِثُ ثَلاَثَةٍ …/ مائده؛ 73» را بکار برده است. «نصاری» همان کسانی هستند که عیسی را یاری کردند و این‏ اندیشه در میان آریسیون و حنفا ادامه یافت. در قرآن کریم نیز بدین ‏گونه‏ از آنها یاد شده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا كُونوا أَنصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ فَآَمَنَت طَّائِفَةٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ وَكَفَرَت طَّائِفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آَمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ / صف؛ 14».
به نوشته ی جابری، اسلام امتداد تاریخی انصار عیسی است، اما بقیه ی مسیحیت، ساخته ی پولس و آبای کلیساست که عقیده ی مسیحیت‏ کنونی را بنیان گذاشتند. بنابراین وقتی در قرآن هفت مرتبه تکرار شده که این کتاب مصدّق تورات و انجیل است، مراد همان دینی‏ است که موسی و عیسی – علیهما السلام – آوردند.

– النبی الأمی
در ادامه، جابری به بحث در باب «نبی امّی» و مفهوم‏ «امّی بودن» پیامبر(ص) پرداخته است و از آنجا که این موضوعی است ‏که در دوره ی معاصر بسیار به آن پرداخته شده و رأی او نیز با نظر متداول در میان خاورشناسان هم خوانی دارد. وی بر آن است‏ که تلقی مشهور از «امّی» به عنوان «کسی که خواندن و نوشتن‏ نمی‏داند»، اصل لغوی صحیحی ندارد و شاهدی نیز در ادب‏ کهن عربی برای آن یافت نمی ‏شود. به نظر او «امّی» در عربی‏ پیش از اسلام کاربرد نداشته و «ام» واژه‏ای یهودی است: آنان به‏ غیریهودیان که کتاب نداشتند، «امم» اطلاق می ‏کردند و بنابراین‏ «امّی»(چنان‏که فرّاء67 تصریح کرده) مأخوذ از«امت»است، نه‏ «أمّ» (چنانکه لغویان متقدّم چون زجاج68 و پس از او نظر داده‏اند). به علاوه، شواهد بسیاری حاکی از آن است که عرب با کتابت و قرائت آشنا بوده است. بدین ترتیب، معجزه ی پیامبر(ص) این نیست‏ که بدون توانایی خواندن و نوشتن، چنین کتابی آورده، بلکه اعجاز، انزال کتابی آسمانی بر فردی امّی و برخاسته از میان امتی امّی‏ بوده است که پیشتر با کتاب آسمانی آشنایی نداشتند و با نزول‏ این معجزه، عرب نیز اهل کتاب شد.
– حدث الوحی و إثبات النبوة:
از جمله مباحث دیگر در بخش اول کتاب المدخل بررسی پدیده ی وحی و مفهوم آن‏ است. جابری در این فصل، نخست روایات تاریخی را درباره ی «بدء وحی» مرور می ‏کند و به باور او، با اینکه این روایات، از زیادت‏ و نقصان مصون نبوده ‏اند، ولی با توجه به شواهد موجود می‏ توان‏ مضمون این روایات را اجمالا پذیرفت. وی در ادامه با ذکر شواهدی‏ از قرآن کریم، اتهامات قریش را نسبت به رسالت پیامبر(ص) ذکر کرده‏ است؛ از جمله مسأله ی انقطاع وحی یا فترت وحی که موجب شد برخی از معاندان، پیامبر(ص) را مورد تمسخر قرار دهند.

– فی مفهوم الوحی:
از دیگر مباحثی‏ که جابری با استفاده از شواهد فراوان قرآنی بدان پرداخته، کیفیت‏ وحی و وضعیت روحی پیامبر در زمان نزول نخستین آیات است.69 درادامه جابری می‏ کوشد، عوامل و انگیزه ‏های قریشیان را در نپذیرفتن رسالت پیامبر(ص) تحلیل کند. به نظر او، مفهوم وحی در سیاق قرآنی آن، در زبان و فرهنگ عرب آن زمان ناشناخته بوده‏ است؛ حتی عرب‏ ها در آن زمان تصوری از مفهوم نبوت نداشته‏ اند و این مفاهیم با اسلام پدید آمدند به همین سبب هم، از شنیدن‏ آیات قرآن کریم سخت حیرت زده می ‏شدند و در تطبیق آن با آنچه بر ایشان شناخته شده بود، او را به صفاتی چون شاعر، کاهن‏ و مجنون متهم می کردند.

– حقیقة النبوة و آراء فی الإمامة و الولایة:
پس از مقدمه ی تاریخی فوق، جابری می ‏کوشد مفهوم وحی‏ قرآنی را تحلیل کند و در فصلی طولانی،70 به موضوع نبوت از دیدگاه معتزله، اشاعره، فلاسفه، متصوفه و شیعه و نیز وجوه تمایز مفهوم وحی در سنت یهودی و مسیحی با مفهوم اسلامی آن‏ پرداخته است.71

3 – 2 – 1 – 2 بخش دوم کتاب: قرآن کریم: روند ایجاد و شکل گیری(القرآن: مسار الکون و التکوین)
جابری در بخش دوم این کتاب به بررسی روند ایجاد و شکل گیری قرآن کریم پرداخته و در این مسیر به دید تاریخی نگر تکیه کرده است. به بیان دیگر وی در این بررسی به سیاق تاریخی فرآیند نزول قرآن کریم توجه عمده ای داشته و کندوکاو خود را بر این اساس بنیان نهاده است. فصل ششم تا دهم این کتاب در این بخش قرار دارد.
وی در ابتدا به بازخوانی رابطه های مختلف در تعاریف قرآن کریم می پردازد. وی بر این باور است که قرآن کریم در آغاز نزول خود و در همان سوره های کوتاهِ نخستین، خود را با نام ذکر و حدیث معرفی می کند.72 آنگاه که دعوت محمدی آشکار و شمار سوره ها رو به فزونی می رود در معرفی خود از لفظ قرآن استفاده می کند و این وجه تسمیه مربوط به نحوه ی قرائت و تلاوت این کلام و تأثیر ویژه ی آن است73 و دو اسم ذکر و حدیث در شمار اوصاف قرآن کریم به کار رفت. به عبارتی دقیق‏ تر،«ذکر» بر بخشی‏ از قرآن- یعنی آیات قصص و وعد و وعید – اطلاق شد.
جابری می نویسد: لفظ «کتاب» نخستین‏ بار در آیه ی دوم سوره ی مبارکه ی اعراف «كِتَابٌ أُنزِلَ إِلَيْكَ فَلاَ يَكُن فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِّنْهُ لِتُنذِرَ بِهِ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ / اعراف؛ 2» آمده است.74 به نظر وی، نام گذاری قرآن به «کتاب» امری هدف ‏مند بوده است؛ این‏ نام حاکی از انتقال عرب از بی کتاب بودن به وضعیت‏ امتی است که کتاب دارد. همچنین، عنوان «اهل الکتاب» که‏ تا آن زمان مختص قوم یهود و نصاری بود،از انحصار آنان درآمد.
از دید جابری، روند ایجاد و شکل گیری قرآن کریم، سه دوره را طی کرده است که این سه دوره همواره در طی تاریخ ملازم همدیگر بودند:
– دوره ی قرآن – ترتیل و اعجاز
– دوره ی قرآن – ذکر و قصص
– دوره ی قرآن – کتاب: عقیده، شریعت و اخلاق75
او در این مجلد به دو دوره ی نخست پرداخته و دوره ی سوم را به جلد دوم احاله نموده است.
او درباره ی نخستین دوره (دوره ی قرآن – ترتیل و اعجاز) به موضوعاتی از قبیل احرف‏ سبعه و قرائات، اعجاز، مسأله ی جمع قرآن و مباحث پیرامون آن مانند تحریف قرآن، ترتیب مصحف و ترتیب نزول پرداخته است، و اقوال مشهور علوم قرآنی را پیرامون این موضوعات آورده و بررسی کرده است.
محمد عابد الجابری در کنکاش خود از موضوع اعجاز قرآن کریم، برخی از نظریات را فقط مطرح می کند اما در مقابل به تفصیل به موضوع‏ اعجاز قرآن کریم به عنوان تنها معجزه ی پیامبر(ص) در مسیر دعوت خود و‏ نفی دیگر معجزات همچون معجزه ی شق القمر و معراج پرداخته است.76
جابری بر این باور است که برای بررسی روند ایجاد و شکل گیری قرآن کریم چاره ای جز مطالعه ی آن بر حسب ترتیب نزول نیست. و در این باره علاوه بر روایت های منقول از صحابه های بزرگواری همچون ابن عباس و ابن زید به مطالعات شرق شناسانی همانند تئودور نولدکه77 استناد می جوید.‏ وی سور و آیات را طبق اسباب النزول آنها بررسی کرده و می نویسد: در این مسیر روایات وارده کفایت نمی کند بلکه تلاش برای یافتن تطابق میان روند ایجاد و شکل گیری متن قرآنی و سیره ی نبوی این بررسی را در زمان کنونی محقق می سازد.
جابری در پایان بخش دوم کتاب خود، طبق نظریه ای که ارائه می دهد دوره ی مکی نزول قرآن را همگام با سیره ی نبوی و دعوت ایشان به پنج مرحله تقسیم می کند؛
مرحله ی اول: دعوت مخفیانه ی پیامبر(ص)
مرحله ی دوم: آشکار شدن دعوت محمدی، تعرض به اصنام و آغاز درگیری با قریش که با قرائت سوره ی مبارکه ی نجم در کعبه آغاز شد.
مرحله ی سوم: فشار قریش بر مسلمانان و کوشش قریش برای تطمیع‏ پیامب(ص) به منظور دست برداشتن از حمله به بت‏ها که پس از آن آن‏ هجرت مسلمانان به حبشه اتفاق افتاد.
مرحله ی چهارم: حصر پیامبر و خانواده ی ایشان در شعب ابو طالب که مشخص کردن سوره های نازل شده در این مرحله کار سختی است.
مرحله ی پنجم: شکستن حصر و دعوت پیامبر(ص) از سایر قبائل عرب.78

3– 2 – 1 – 3 بخش سوم کتاب: القصص فی القرآن الکریم(قصص در قرآن کریم)
جابری بخش سوم کتاب خود را به موضوع مهم قصص قرآنی اختصاص داده است و بدین ترتیب در پی تطبیق دعوت محمدی با قصه های متن قرآن کریم بر می آید. وی قصص قرآنی را جزء مهمی در تعریف روند ایجاد و شکل گیری متن قرآنی و همچنین دعوت

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق در مورد معرفت شناختی، ظاهر و باطن، شرق شناسان، ایدئولوژی Next Entries دانلود تحقیق در مورد قرآن کریم، ترتیب نزول، سوره ی اعراف، مشرکان قریش