دانلود تحقیق در مورد فتحعلی شاه، بازگشت ادبی، دوره بازگشت، فتحعلی شاه قاجار

دانلود پایان نامه ارشد

آنها در احياي سبكهاي كهن موفقتر از استادان خود عمل كردند. لطفعليبيگ آذر بيگدلي شاملو (متوفي1195هـ.ق)، هاتف اصفهاني (متوفي1198هـ.ق)، حاجيسليمان صباحي بيدگلي كاشاني(م 1206 هـ.ق) و محمدتقي صهباي قمي(متوفي 1191هـ.ق) از دستپروردگان اين گروهند (آرین پور، 1379: 13).
از مهمترين انجمنهاي ادبي آن دوران ميتوان به “انجمن نشاط” اشاره كرد كه به وسيلهی ميرزاعبدالوهاب نشاط اصفهاني (1175- 1244هـ.ق) تشكيل شد و عليرغم دوران كوتاه فعاليتش بر فضاي ادبي آن روزگار بسيار تأثير نهاد (میر صادقی، 1376: 30).
در زمان فتحعليشاه قاجار اين انجمنها رونق بيشتري يافتند؛ چرا كه علاوه بر فضاي سياسي و فرهنگي مناسب، خود شاه نيز دستي در شعر داشت و با تخلص “خاقان” شعر ميسرود. از اينرو، شاعراني چون مجمر كاشاني (متوفی 1225 هـ.ق)، فتحعليخان صبا (متوفي 1238) و نشاط اصفهاني گرد شاه جمع شدند و انجمنی بهنام “انجمن خاقان” را به راه انداختند. اين شاعران ميكوشيدند با تقليد از شاعران سبكهاي عراقي و خراساني، به ابتذال و انحطاط سبك هندي پايان دهند به همين منظور، از سبك و روش متداول زمان خود روي گرداندند و به روش پيشينيان بازگشت نمودند و نهضتي را پديد آوردند كه بعدها به نهضت “بازگشت ادبي” موسوم گرديد. با اين توضيحات مي توان نتيجه گرفت كه يكي از مهم ترين ثمرات بازگشت ادبي، تشكيل انجمنهاي ادبي بود و در همين انجمن ها بود كه افراد زيادي مجال طبع آزمايي يافتند كه اشعار برخي از آنها قابل توجه است.
برخي از محققان، بازگشت ادبي را به دو دوره تقسيم مي كنند: دوره ی اول توجه به سبك عراقي و تقليد از شاعران مشهور اين سبك و دوره ی دوم، توجه به سبك خراساني و تقليد از شاعران اين سبك در كنار توجه به سبك عراقي(خاتمی، 1374: 201).
شاعراني كه بيش از همه مورد توجه سرايندگان نهضت بازگشت ادبي قرار گرفتند عبارت بودند از: رودكي، فرخي، انوري، خاقاني، منوچهري، فردوسي، ناصر خسرو، نظامي، مولوي، سعدي و حافظ (خاتمی، 1374: 211).
شاعران اين دوره طبع خود را در همهی قالبها ميآزمودند اما قصيده و غزل بيشتر مورد پسند واقع مي شد. اين نكته قابل ذكر است كه غزل سرايان و قصيده سرايان به طور جداگانه فعاليت نميكردند؛ يعني برخي از شعرا غزلسرا و برخي قصيده سرا نبودند، بلكه هر شاعري ميكوشيد در هر دو زمينه به فعاليت بپردازد و به اقتضاي شعري كه ميسرود از سبكهاي مختلف و قالبهاي متفاوت بهره ميجست( شمس لنگرودی، 1375: 48).
موضوعات و مضامین شعرای این دوره که مورد توجه سرایندگان دوره بازگشت بوده است بیشتر توصیفات، مدح، وعظ و اندرز، مدایح و مراثی معصومین، داستانهای حماسی، تاریخی، دینی، داستانهای عاشقانه و غزل بوده است.
این نکته در بررسی تاریخ ادبیات در دورهی بازگشت ادبی نیز قابل توجه است که در این دوره، راه ایران و هند از یکدیگر جدا شد. ایران راه خود را در پیش گرفت ولی افغانستان و ترکستان همچنان به هند وفادار ماندند و بازگشت ادبی از میان کشورهای فارسی زبان، تنها در ایران پا گرفت و طرفداران جدی پیدا کرد و مقبولیت یافت، اما در خارج از ایران بویژه در هندوستان و افغانستان و ترکیه سبک هندی هنوز رایج است و شعرا به این سبک سخنپردازی مینمایند و معنیآفرینی میکنند (خاتمی، 1371: 54 ).

نهضت بازگشت و تاًثیر آن در ادبیات فارسی
تقریباًًًًً همهی محققان ادبی بر این هستند که شالودهی دانش سبک شناسی در دورهی بازگشت و با کوشش و دقت نظر شاعران این دوره در متون گذشته پیریزی شدهاست. ” شاعران دورهی بازگشت در حقیقت نخستین سبکشناسان ایران هستند یا نخستین کسانی هستند که بدون اینکه خود بدانند به مطالعه سبکشناسی اشتغال ورزیدند. سبکشناسی فیالواقع بدون این که نامی داشتهباشد در همین دوره آغاز میشود، زیرا شاعران برای تقلیدهای درست، مجبور بودند به همهی جوانب مختصات زبانی و فکری و ادبی آثار قدما دقیق شوند “(شمیسا، 1381: 320). به نوشته ملک الشعرای بهار از عهد صفوی به بعد در کتاب های تذکره به مفاد معنی “سبک ” برمیخوریم و متوجه این نکته میشویم که در آن عهد شعرشناسان متوجه معنی” سبک “شده بودند (بهار،1384: مقدمه). شاعران و محققان آن دوره پس از بررسی متون گذشته “معلومات و اطلاعاتی و قوانینی بدست آوردند که شفاهاً و سینه به سینه نقل می گردید و نخستین بار ندیم باشی مشهدی این اصول و قوانین را در مشهد تدریس نمود” (آذربیگدلی، 1366 :63 ).
افزون بر آنچه ذکر شد، نهضت بازگشت اثر دیگری نیز داشت و آن به قول شمیسا خانه تکانی در شعر فارسی و مروری همه جانبه در میراث ادبی بود، یعنی تکیه بر خوب ها و رد و تضعیف بدها (شمیسا، 1381 :319). که البته نظیر این حرکت که به یک اعتبار نگاهی دو باره به میراث کهن ادبی بود در ادبیات بسیاری از اقوام اتفاق افتاده است. در غرب از آغاز قرن شانزدهم تا قرن هفده نهضت کلاسیسم یا سنت گرایی پیدا میشود …[که] عیناً مثل مکتب بازگشت به زبان استواری و رونقی میبخشد اما البته فکر تازهای به ادبیات اضافه نمیشود …اتفاقاً از اصول کلاسیسم تقلید از طبیعت، رعایت ایجاز و بلاغت و عقل گرایی است که در شعر دورهی بازگشت هم به صورت وصف طبیعت، سادگی و روشنی و فخامت زبان دیده میشود. در ادبیات عرب هم شبیه به این جریان حرکة الا حیا (جنبش باز آفرینی) است (شمیسا، 1381 :319).

دیدگاه منتقدین سبک بازگشت
در یک بررسی اجمالی از دوره بازگشت می توان این نتیجه را بدست آورد که در این باره نظرات متفاوت و متناقضی دیده میشود گروهی بر آن هستند که: از نهضت این دوره نمیتوان به عنوان سبک ویژهای که تازهجوییها و نوآوریهای خاصی را همراه داشته یاد کرد زیرا شعرای این دوره عموماً بر تقلید از اصطلاحات و لغات و ترکیبات معمول پیشینیان و پیروی از طرز و اندیشهای که ابداً مربوط به اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی آنها نبوده است، اصرار میورزیدهاند که این شیوه نه تنها روش جدیدی نیست که با مقتضیات زمان و روند تحول تکاملی ادب فارسی نیز ناسازگار است. سعی اینان بر این بوده است که فضای خود را، فضای قرن چهارم یا پنجم، هفتم یا هشتم گردانند و البته نتیجهی آن ، بیتوجهی به مسائل سیاسی و بیخبری از اوضاع سیاسی است تا آنجا که پادشاهان شکستخورده و ضعیف النفس قاجاری را نیز مانند پادشاهان فاتح غزنوی و سلجوقی ستایش می کردند (خاتمی، 54:1371).
و یا نظر شمس لنگرودی در این باره: ” شاعر بازگشتی اصولاً از خود جهانی ندارد و شعر را نه از طریق عرق ریزی روزمره روح، بلکه از دیوان شاعران پیشین آموخته است. ” ( شمس لنگرودی،1372: 50).
به گفته ي محمدرضا شفيعي كدكني: ” اين عصر، عصر مديحههاي تكراري است و شاعران اين دوران كاريكاتور شاعران قرون گذشته هستند. ” (شفیعی کدکنی،1380: 19).
و یا احمد خاتمی می گوید:” دوره بازگشت ادبی اگر چه از لحاظ رفع و دفع ابتذال بعضی از کج ذوقیهای بی مایگان سبک هندی مفید بود ولی هرگز راه مشخص و روش همه پسند و نیکویی را در پیشرفت ادب پارسی ابداع ننمود و به قول مشهور باید گفت که: تحول شعر را از جریان به دوران انداخت و هر چند به پستی گراییدن نظم پارسی را، از سرعت مسیری که در اواخر صفویان و روزگار افشاریان گریبانگیر آن آمده بود، تا حدی باز داشت اما هیچگاه بدان، چندان نیرویی نبخشید که دیگر باره بتواند در طریق کمال، مسیری یک جهته نماید و از حسن تصرف شاعران تا حد زیادتر بکاست. به عبارت دیگر، این رستاخیز ادبی سلامت نظم پارسی را هر چند دوا بود و لیکن برای ادامهی حیات و برومندی آن به هیچ وجه حکم غذایی نیرومند نیافت ” (خاتمی ،1371: 55).
و در انتها نظر شمیسا در داوری شعر دورهی بازگشت نقل میشود “تا کنون همه از سر تقلید یکسره بر شعر دوره ی بازگشت خط رد کشیدهاند، اما من بیپرده میگویم برای کسانی چون من که به ادب کهن ایران به مقتضای پیشه خود مأنوسند شعر بازگشت نمیتواند از جاذبه و تحسینهای قلبی به دور باشد” (شمیسا، 1381 :332و333) .

نشاط اصفهانی ورستاخیز ادبی
ميرزاعبدالوهاب نشاط اصفهاني شاعر و اديب عصر فتحعلي شاه قاجار در سال‌1175 در اصفهان در خانواده‌اي اشرافي به دنيا آمد، پدر بزرگ وي حاكم اصفهان بود و مال و ثروت فراواني براي خانواده خود باقي گذاشته بود. نشاط در كودكي و نوجواني علوم مختلف زمان خود از جمله شعر و ادبيات فارسي و عربي، رياضي ، حكمت و منطق را فراگرفت و در جواني به سرودن شعر پرداخت. وي سپس جذب محافل ادبي اصفهان شد و در زماني كه شهر اصفهان يكي از مراكز مهم شعر و ادب فارسي بود منزل خود را به محفل شعرا و ادبا مبدل نمود و با جمعي از شعراي همفكر خود نداي بازگشت ادبي واحياي سبك متقدمين را سرداد. نشاط در سال 1218 ه.ق به تهران رفت و در دربارفتحعلي شاه لقب معتمد الدوله را دريافت كرد و به سرپرستي ديوان رسائل گمارده شد. وي پس از منصوب شدن به اين شغل همواره در خدمت شاه بود و بيشتر احكام سلطنتي و فرامين رسمي و نامههاي خصوصي شاه و عقدنامهها و وصيتنامههاي خاندان‌ سلطنتي قاجار با خط و انشاي او تحرير مي‌شد. نشاط در اواخر عمر به مماشات با اهل طريقت و سلوك پرداخت و حتي بخش قابل ملاحظه‌اي از ثروت خود را خرج اين دراويش كرد. نشاط اصفهاني در نظم و نثر فارسي و عربي استاد بود و بخصوص در سرودن غزل توانايي و تبحّر خاصي داشت، با اين حال طبع شعر خود را در قصيده، مثنوي، تركيب بند و رباعي نيز آزمود و اشعاري را در اين سبكها به يادگار گذاشت .وي همچنين در نگارش‌ اقسام خط و مخصوصا خطّ شكسته استاد بود. مجموعه اشعار زيباي نشاط كه بعضي از آنها در مدح فتحعلي شاه است تحت‌عنوان (گنجينه نشاط) جمع آوري و منتشر شده است كه مشتمل بر اشعار، قطعات، حكايات اخلاقي، نامه هاي شخصي، وقفنامه ها، عقدنامه ها و قصايد شاعر است (نخعی، 1379: مقدمه).
فسایی شیرازی مؤلف فارسنامه ی ناصری در ضمن وقایع سال 1244 سلطنت فتحعلی شاه درباره ی اصل وتبار نشاط و شخصیت و مرگ وی نوشته است: ” جناب عبد الوهاب معتمد الدوله اصفهانی که نزدیک به سی سال در خدمت اعلیحضرت شاهنشاه فتحعلی شاه قاجار خدمتگذاری نمود و به لقب و منصب منشی الممالکی برقرار بود، ولی از قابلیت ذاتی، اوقات را صرف مهمات وزارتی می نمود و از نهایت فروتنی نام وزارت را بر خود قرار نداد و لقب منشی الممالکی را به حاجی میرزا رحیم شیرازی طبیب خاصهی شاهی واگذاشت و مدتی متمادی سپری گردید و نوشته جات دولتی را باز خود می نگاشت و حاجی میرزا رحیم از بنی اعمام بعیده ی جناب میرزا عبدالوهاب معتمدالدوله به مرض سل مبتلا گشته در پنجم ماه ذیحجه ی این سال در تهران وفات یافت ” (حسینی فسایی شیرازی، 275:1313).
میرزا محمد علی مدرس صاحب کتاب ریحانۀ الادب درباره ی زندگی و سرگذشت و خلق و خوی نشاط چنین آورده است: ” نشاط اصفهانی میرزا عبدالوهاب موسوی انتساب معتمد الدوله، از فضلای عرفای عهد فتحعلی شاه قاجار می باشد که دارای کمال عزت و اعتبار بود و در امورات کلی تصرفات می کرد. در وفور کمالات ممتاز، در هر دو خط نستعلیق و شکسته استاد، در فنون عربیه و ادبیه و حکمت عقلی و ریاضی و طبیعی متبحر، در نظم و نثر عربی و فارسی و ترکی قادر و متمهر، کتاب گنجینه نام او مشهور و مطالب مرغوب و خطب و مکاتیب فصاحت اسلوب مشتمل می باشد. با وجود فقر بسیار صاحب همت بوده و تمامی ثروت موروثی و مکتسبی خود بذل ارباب حاجت نموده، در اندک زمانی چیزی باقی نگذاشت. وفات نشاط در سال هزار و دویست و چهل و چهارم هجرت واقع شد و منصّف قاجار در تاریخ آن گفته است: “از قلب جهان نشاط رفته … ” (مدرس تبریزی، 1352 :175 )

پیروی نشاط از استادان قدیم و شاعران پیش ازخود
نشاط اگر چه خود از بنیانگذاران رستاخیز ادبی نیست ولی به نوبهی خود یکی از پیشروان این جنبش مقدّس بشمار میرفته که با کمال پایداری به دنبال شاعران باستان همچون فرّخی و فردوسی و عنصری و انوری و معزّی و سعدی و حافظ گام برداشته و شیوهی دلپسند آنان را از نو آغاز کرده و اثرهای

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق در مورد سبک بازگشت، ادبیات فارسی، شفیعی کدکنی، آثار ادبی Next Entries دانلود تحقیق در مورد غزل سرایی، فکر و اندیشه، قرآن و حدیث، قضا و قدر