دانلود تحقیق در مورد علوم قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

گونه اي که از مجموع کلام وي معنايي کامل و تام فهميده مي شود و بر عکس اگر کلمات نامتناسب و ناهماهنگ باشند، جمله اي مفهوم و روشن از کلام گوينده به دست نمي آيد. بنابراين مي توان گفت که سياق کلمات عبارت است از چينش کلمات در کنار يکديگر و تشکيل جملاتي با نظم و ترتيب خاص تا معنا و مفهومي روشن از آن ها به دست آيد.
همه دانشمندان علوم قرآني بر اين باورند که سياق کلمات و نظم موجود در آنها و چينش کلمات قرآن توسط وحي الهي صورت گرفته و دست بشر در آن دخالت نداشته است، در غير اين صورت تحدي قرآن به آوردن مثل آن باطل خواهد شد چرا که ديگران نيز در چينش کلمات آن نقش داشته اند بر اين موضوع همه فرق اسلامي نيز اتفاق نظر دارند.418
با توجه به مطالب فوق روشن مي شود که سياق کلمات يکي از قوي ترين قراين در فهم معناي مراد از آيه است و در موارد بسياري اين نوع سياق در معناي کلمات تاثير داشته و معناي خاصي به آن ها مي دهد و به عنوان نمونه واژه ي “سوء” در قرآن کريم به قرينه سياق کلمات در معاني مختلفي ظهور پيدا کرده است؛ گاهي به معناي گناه استعمال شده است از جمله در آيه (لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ)419 “خداوند، بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد، مگر [از] كسى كه بر او ستم رفته باشد.” و گاهي نيز به معناي عذاب ظهور پيدا کرده است از جمله در آيه (وَجَزَاء سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا)420 “و جزاى بدى، مانند آن، بدى است” و (إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَالْسُّوءَ عَلَى الْكَافِرِينَ)421 “در حقيقت، امروز رسوايى و خوارى بر كافران است.”، سوء به معاني ديگري از جمله بدي، شرک، زنا و … نيز به کار مي رود که با توجه به سياق کلمات مي توان به اين معاني پي برد. کلمات ديگري نيز در قرآن وجود دارد که داراي معناني متعددي است و با توجه به سياق کلمات مي توان معناي مراد از واژه را بدست آورد از جمله واژه دين، امت، کتاب، هدايت، ذکر و….
3-2-2- سياق جمله ها
منظور از سياق جمله ها نظم موجود در ترکيب جمله ها و تشکيل آيات است به گونه اي که يک جمله از آيه قرينه براي جمله اي ديگر از همان آيه قرار مي گيرد و سبب فهم بهتر معناي جمله مي شود، به عبارت ديگر اين نوع سياق از کنار هم قرار گرفتن جملات در يک آيه حاصل مي شود.
اين نوع سياق نيز تاثير بسزايي در فهم معناي آيه و تفسير قرآن دارد و مفسّران نيز در تفسير آيات از اين نوع سياق بهره برده اند به عنوان مثال ملا فتح الله کاشاني در تفسير آيه (تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا)422 “درودشان- روزى كه ديدارش كنند- سلام خواهد بود، و براى آنان پاداشى نيكو آماده كرده است.”، مرجع ضمير در (يَلْقَوْنَهُ) را خداي تعالي ذکر مي کند به خلاف برخي ديگر که ضمير را راجع به ملائکه مي دانند، وي در اين باره به سياق جمله ها اشاره کرده و قسمت بعدي آيه يعني(أَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا) را دليل بر گفته خود مي داند چرا که مرجع ضمير در اين قسمت به خداي تعالي بر مي گردد.423
در اعتبار قرينه بودن اين نوع سياق نيز ترديدي وجود ندارد ولي قرينه بودن آن مشروط به دو شرط اساسي است نخست آن که بين جملات ارتباط صدوري يعني همزماني نزولي باشد و دوم آنکه بين آن ها وحدت موضوعي حکم فرما باشد و آن جمله ها پيرامون يک موضوع و براي افاده يک مطلب صادر شده باشند. در غير اين صورت يعني اين که اگر جملات با هم نازل نشده باشند و يا بي ارتباط با هم باشند و موضوع واحدي را افاده نکنند، نمي توان از سياق جملات به عنوان قرينه براي فهم و تفسير آن ها بهره برد.
ولي بايد توجه داشت که چينش جمله ها در يک آيه نيز توسط وحي الهي صورت گرفته است و اصل اولي در قرآن کريم اين است که هر آيه از قرآن از آغاز تا پايان با هم نازل شده و جمله هاي يک آيه مويد و مرتبط با يکديگر هستند مگر اين که قرينه اي بر خلاف اين اصل وجود داشته باشد424.
3-2-3- سياق آيات
منظور از سياق آيات چينش آيه هاي قرآن در کنار يکديگر است. اين نوع از سياق به علت وجود آيات در کلام منحصر به قرآن است و از اين نوع سياق نيز مي توان به عنوان قرينه اي براي تفسير آيه هاي قبل و بعد استفاده کرد. مفسّران از اين نوع سياق نيز بهره هاي فراواني براي تفسير قرآن برده اند. تحقق قرينه بودن سياق آيات نيز مانند سياق جملات منوط به همان دو شرط يعني ارتباط صدوري يا همزماني نزولي و وحدت موضوعي دارد. توجه به اين نکته نيز ضروري به نظر مي رسد که چينش آيات در سوره ها نيز همانند چينش کلمات و جمله ها، به دستور وحي الهي و بيان پيامبر9صورت گرفته است.
3-2-4- سياق سوره ها
علاوه بر انواع سياق که ذکر شد، عده اي از مفسّران و دانشمندان علوم قرآني معتقد به وجود سياق ديگري نيز مي باشند که به “سياق سوره ها” معروف است و مراد آن ها از اين نوع سياق پيوسته و مرتبط دانستن سوره ها با هم است به گونه اي که بخش هايي پاياني هر سوره با بخش هاي آغازين سوره بعد را متناسب مي دانند و براي آن وجه مناسبتي ذکر مي کنند؛ ملا فتح الله کاشاني در منهج الصادقين به اين شيوه عمل کرده است و معتقد به ملاک بودن سياق سوره ها است. ولي با توجه به اين که به اتفاق همه دانشمندان علوم قرآني ترتيب فعلي سوره ها بر خلاف ترتيب نزول مي باشد و اين که اکثر آنان ترتيب فعلي سوره ها را اجتهادي و مطابق با نظر صحابه مي دانند، به باطل بودن اين گفته پي مي بريم و مشخص مي شود که نمي توان از سياق سوره ها به عنوان قرينه اي براي تفسير قرآن بهره برد.
3-3- روش ملا فتح الله در بهره گيري از سياق
مطالعه و تتبع در منهج الصادقين نشان مي دهد که ملا فتح الله کاشاني کم و بيش از سياق جهت فهم و تفسير آيات بهره برده است در اين جا به ذکر آن ها مي پردازيم.
وي براى روشن شدن مقصود و مراد آيات از سياق استفاده كرده است. به عنوان مثال در تفسير آيه (لَا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْأَلُونَ)425 “در آنچه [خدا] انجام مى‏دهد چون و چرا راه ندارد، و [لى‏] آنان [انسان ها] سؤال خواهند شد.”، در مورد معناي آيه مي نويسد: “و نزد بعضى معنى آيه اين است كه حق سبحانه پرسيده نشود از ادعاى ربوبيت و غير او مسئول شوند در آن دعوى و نظم و سياق آيه مؤيد اين است.”426
در آيه قبل(لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ)427 “اگر در آنها [زمين و آسمان‏] جز خدا، خدايانى [ديگر] وجود داشت، قطعاً [زمين و آسمان‏] تباه مى‏شد. پس منزّه است خدا، پروردگار عرش، از آنچه وصف مى‏كنند.”، سخن از نفي وجود آلهه غير از خداوند است و خداوند از آنچه مشرکان او را توصيف مي کنند منزه دانسته شده و به “رب العرش” توصيف شده است. ملا فتح الله کاشاني نيز با توجه به سياق آيه قبل ضمير در(لَا يُسْأَلُ) را به خداوند و ضمير “هم يسالون” را به آلهه مشرکان و يا بندگان برگردانده است و همچنين با توجه به اين که در آيه قبل خداوند به ربوبيت توصيف شده بود مراد از آنچه خداوند از آن سوال نخواهد شد را ربوبيت خداوند مي داند. عدم توجه به سياق آيات در اين جا سبب خواهد شد مفسّر نتواند مراد و مقصود از آيه را به درستي بفهمد و چه بسا که ضمير در (لَا يُسْأَلُ) را به کس ديگري برگردانند.
و نيز در تفسير آيه (إِنَّا أَنذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ)428 ” روزى كه آدمى آنچه را با دست خويش پيش فرستاده است بنگرد.”، با توجه به قرينه(أَنذَرْنَاكُمْ) مراد از (الْمَرْءُ)را کافر مي داند429.
وي همچنين در تفسير (إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا)430 “خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مى‏فرستند. اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، بر او درود فرستيد و به فرمانش بخوبى گردن نهيد.”، مراد خداي تعالي از (سَلِّمُوا) را با توجه به سياق، سلام بر پيامبر9مي داند.431
ملا فتح الله در اين جا با توجه به سياق کلمات و عطف (سَلِّمُوا) بر(صَلُّوا عَلَيْهِ) از آيه برداشت کرده است که مراد از (سَلِّمُوا)، سلام کردن بر پيامبر9است.
ملا فتح الله همچنين وحدت سياقِ دو سوره ي “ضحي و انشراح” و “فيل و قريش” را به دليل ارتباط و يکي بودن و با هم نازل شدن آن دو مي داند و مي نويسد: “و اصحاب ما رضوان اللَّه عليهم متفق‏اند بر آنكه و الضحى و الم نشرح يك سوره‏اند به جهت تعلق أحدهما بديگرى زيرا كه تمامى تعداد نعم به سوره ثانيه است به جهت اين قرائت هر دو را در ركعت واحد واجب مي دانند و لايلاف و أ لم تر كيف نيز اين حكم دارند، و سياق كلام دلالت صريح دارد.”432
ملا فتح الله در اين جا و بلکه در کل تفسيرش سياق سوره ها را معتبر مي داند و معتقد به وحدت سياق دو سوره “ضحي و انشراح” است و دليل خود را نيز ارتباط پايان سوره ضحي با شروع سوره انشراح ذکر مي کند، چرا که در آيه آخر سوره ضحي مي خوانيم (وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ)433 “و از نعمت پروردگار خويش [با مردم‏] سخن گوى.” و خداوند نيز نعمت ها را در اين سوره ذکر نکرده و تمامي نعمت ها در سوره دوم يعني سوره انشراح آمده است.
البته بايد توجه داشت که اين روش يعني معتبر دانستن سياق سوره ها و ملاک قرار دادن آن و ارتباط بين انتهاي يک سوره با ابتداي سوره بعد در کل تفسير منهج الصادقين به چشم مي خورد و ما اين روش وي را در نقاط ضعف توجه به قرائن مورد نقد قرارخواهيم داد و علّت ذکر اين مورد در اين جا به دليل اين است که اکثر علماي تشيع اين دو سوره مورد نظر ملا فتح الله را يک سوره به شمار آورده اند و حتي جواز قرائت آنها را در نماز به عنوان يک سوره تاييد کرده اند. ولي در مورد بقيه سور قائل به اجتهادي بودن ترتيب آنها هستند و ارتباط ميان صدر و ذيل سوره ها و وجه مناسبتي را که بعضي مفسّرين براي اقتران آن ها با يکديگر ذکر کرده اند، نمي پذيرند.
مولف منهج الصادقين در برخي موارد نيز براي کشف معاني الفاظ از سياق بهره برده است. مثلاً در تفسير آيه (وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النَّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ)434 “و چون زنان را طلاق گفتيد، و به پايان عدّه خويش رسيدند، پس به خوبى نگاهشان داريد.” و آيه (وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ أَن يَنكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ …)435 “و چون زنان را طلاق گفتيد، و عدّه خود را به پايان رساندند، آنان را از ازدواج با همسران [سابق‏] خود، جلوگيرى مكنيد” با توجه به سياق کلمات معناي بلوغ را در دو آيه متفاوت مي داند و مي گويد هر چند بلوغ در اصل به معناي رسيدن به نهايت شيء است، ولي در آيه اول به اين معنا نيست و با توجه به سياق کلمات و امر به امساک در آيه اول که به معناي نگه داشتن و مراجعت نمودن به زنان است، بلوغ را در اين آيه به معناي”نزديک شدن به پايان عده” مي داند ولي در آيه بعد به جهت اينکه اين امر منتفي است اين معنا براي بلوغ اراده نشده است و بلوغ به معناي “رسيدن به انتهاي عده” است. ملا فتح الله اين معنا براي بلوغ را نيز با توجه به سياق کلمات و امر به (فَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ) به دست آورده است.436
وي همچنين در ترجيح آراء تفسيري از سياق کمک گرفته است و بيان مي دارد که با توجه به سياق گفته فلان مفسّر صحيح است به عنوان مثال در تفسير آيه (وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِيَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا)437 “و اموال خود را- كه خداوند آن را وسيله قوام [زندگى‏] شما قرار داده- به سفيهان مدهيد، و [لى‏] از [عوايد] آن به ايشان بخورانيد و آنان را پوشاك دهيد و با آنان سخنى پسنديده بگوييد.” درباره علت منع ايتاء اموال به سفهاء سخن صاحب کنز العرفان را که علت منع ايتاي اموال به سفيه را سفاهتِ وي مي داند خواه آنکه سفيه

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع طراحی سازمان، تغییر استراتژیک، سیستم های اطلاعات Next Entries دانلود تحقیق در مورد اسباب نزول، علوم قرآن، امام صادق