دانلود تحقیق در مورد علوم قرآن، قرائات سبعه

دانلود پایان نامه ارشد

و در ثواب قرائت سوره اعراف مي نويسد:”هر كه سورة الاعراف را قرائت كند حق تعالى ميان او و ابليس سترى پيدا كند و آدم شفيع او باشد در آخرت و عياشى باسناد خود از ابى بصير روايت كرده كه ابى عبد اللَّه9فرمود كه هر كه سورة الاعراف را در هر ماه تلاوت كند روز قيامت از زمره (الذين لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ)130 “کساني که بر ايشان بيمى نيست و غمگين نخواهند شد” باشد و اگر در هر جمعه بخواند حق تعالى در قيامت حساب او نكند و بعد از آن فرمود كه آيات اين سوره محكمند پس بايد كه ترك قرائت او نكند كه روز قيامت گواهى خواهد داد براى خود نزد حضرت بارى.”131
مولف منهج الصادقين در مورد ختم و افتتاح دو سوره کهف و انبياء مي نويسد: “ببايد دانست كه چون حق سبحانه ختم سورة الكهف نمود به ذكر توحيد و امر مردمان به آن افتتاح اين سوره كرد به ذكر انبيا كه بر طريقه توحيد بودند.”132
وي در مورد مباحث لغوي و صرف و نحو در سوره مريم مي نويسد: “تسميه فاجره به بغى جهت آنست كه آن مشتق است از بغيت به معنى طلب يعنى زنى كه طلب كننده زنا است و يا از بغى به معنى تجاوز و تعدى يعنى زنى كه در گذشته است از حد شرع به سبب اين عمل قبيح و آن بر وزن فعولست نزد مبرد در اصل بغوى بوده و عدم دخول تاء تانيث در او به جهت آن است كه در فعولى كه به معنى فاعل است مذكر و مؤنث مساويست”133

فصل سوم: توجه به قاعده در نظر گرفتن قرائت صحيح در منهج الصادقين
يکي از قواعدي که در تفسير قرآن نقش مهمي ايفا مي کند، قاعده توجه به قرائت صحيح است که مفسّر قرآن بايد در هنگام تفسير توجه کافي به اين قاعده داشته باشد. در اين جا اين پرسش ها مطرح مي شود که قرائت صحيح داراي چه معيارها و ملاک هايي است؟ علل ايجاد قرائت هاي سبعه چيست؟ آيا مى توان قرآن را بر طبق هر يك از اين قرائت ها تفسير كرد؟ يا تفسير بايد براساس قرائت خاصى باشد؟ و…
در اين فصل برآنيم تا ضمن پاسخ به پرسش هاي فوق ميزان رعايت توجه به اين قاعده در تفسير منهج الصادقين را بررسي کنيم.

1- معناي قرائت
قرائت که جمع آن قرائات مي باشد از ريشه “قرء” است. در ريشة قرء ميان اهل لغت اختلاف وجود دارد و پنج احتمال ذکر کرده‌اند
1- اين واژه مشتق از كلمه “قرائن” مى باشد و به اين اعتبار قرائت بر قرآن اطلاق مي‌شود که آياتش قرينه و مشابه هم بوده، يكديگر را تصديق مى كنند.
2- ” از “قرأتُ الشىء بالشىء” (چيزى را به چيزى ضميمه كردم) گرفته شده و استعمال آن در قرآن به اين خاطر است که حروف و آيات و سوره هايش به همديگر ضميمه اند.
3- اين واژه مشتق از “قرء” به معناي جمع كردن مى باشد. راغب اصفهاني در مفردات الفاظ قرآن همين معنا را برگزيده است و ” قِرَاءَةٌ ” را پيوستن و متصل نمودن بعضى از حروف و كلمات به بعضى ديگر در آشكار خواندن قرآن بطور (ترتيل) دانسته و در ادامه مي گويد به هر جمعى قراءت گفته نمي شود مثلاً وقتى قومى و عده‏اى را جمع كنند- قَرَأْتُ‏ القومَ- گفته نمي شود.134
قرء: جمع كردن. “قَرَأَ الشّى‏ء قَرْءاً و قُرْآناً: جمعه و ضمّ بعضه الى بعض” خواندن را از آن قرائت گويند كه در خواندن حروف و كلمات كنار هم جمع مي شوند135.
4- از ماده “قرَأَ” به معناي (خواندن) است.
از ميان وجوه معنايي ذکر شده وجه چهارم صحيح ترين وجه است؛ ادلّه و شواهدي نيز وجود دارد که اين وجه را تقويت مي‏کنند و آنها عبارتند از:
الف) علماي اهل لغت قرء را به خواندن معنا کرده اند.136 خليل “قرأ” را معناى خواندن و اسم فاعل آن را “قاري” و به “قرآن” معناى مفعولى (خوانده شده)، داده است137. ابن دريد بر معناى خواندن، “إقراء المرأه” و اختلاف در معناى طهر و حيض او را افزوده است‏138. ازهرى قرائت قرآن را به معناى تلفظ و بيان كردن جمعى و كنار هم آن دانسته است.139 در فرهنگ ابجدي نيز قرائت به کيفيت و چگونگي خواندن معنا شده است.140
ب) خداوند متعال نيز در برخي ديگر از آيات قرآن همين معنا را اراده کرده است. مانند آيه (قُرْآناً فَرَقْناهُ‏ لِتَقْرَأَهُ‏)141 “و قرآنى [با عظمت را] بخش بخش [بر تو] نازل كرديم تا آن را به آرامى به مردم بخوانى.”
و همچنين آيه (وَ قُرْآنَ‏ الْفَجْرِ)142 “و [نيز] نماز صبح را زيرا نماز صبح همواره [مقرون با] حضور [فرشتگان] است.” که قرآن در اين آيه به معناي خواندن نماز صبح است.143
قرائت در اصطلاح همان تلاوت و خواندن قرآن کريم است.144 و به گونه اي از تلاوت قرآن اطلاق مي شود و داراي ويژگي هاي خاص است. به عبارت ديگر هر گاه تلاوت قرآن به گونه اي باشد که از نص وحي الهي حکايت کند و بر حسب اجتهاد يکي از قراء معروف بر پايه و اصول مضبوطي، که در علم قرائت شرط شده است، استوار باشد، قرائت قرآن تحقق يافته است.145
صاحب کشف اصطلاحات الفنون قرائت را اين گونه تعريف کرده است:
“قرائت علمي است که از چگونگي نطق الفاظ قرآن بحث مي کند.”146
ملا فتح الله کاشاني در تفسير منهج الصادقين قرآن را به معناي قرائت مي داند و مي نويسد:
“قرآن به معنى قرائت است و آن مصدر قرأت “به معنى تلوت” و از قتاده مروي است كه قرآن مصدر قرات الشي‏ء است به معنى جمعت بعضه الى بعض و مصدر به معنى مفعول پس قرآن به معنى مقروء باشد يعنى خوانده شده يا فراهم آورده بعد از تشتت و تفرق نزول آن.147″
احمد دمياطي در کتاب”اتحاف فضلاء البشر في القراءات الأربعة عشر” در تعريف قرائت مي نويسد:
“أن علم القراءة علم يعلم منه اتفاق الناقلين لكتاب اللّه تعالى و اختلافهم في الحذف و الإثبات و التحريك و التسكين و الفصل و الوصل و غير ذلك من هيئة النطق و الإبدال و غيره من حيث السماع أو يقال: علم بكيفية أداء كلمات القرآن، و اختلافها معزوا لناقله.148 يعني قرائت‏ها، علمى است كه از رهگذر آن اتفاق نظر و يا اختلاف ناقلان كتاب خدا، در رابطه با حذف و اثبات و متحرك خواندن و ساكن كردن و فصل و وصل حروف و كلمات و امثال آنها از قبيل كيفيت تلفظ و ابدال و همانند آنها از طريق سماع و شنيدن، قابل شناسايى است”
در نتيجه قرائت را مي توان به لفظ در آوردن کلمه ها و عبارات قرآن دانست که نمايانگر حروف و هيئت (شکل و صورت) کلمه و موقعيت آن ها در قرآن است.149 به عبارت ديگر به شيوه و روش تلاوت قرآن و علم به کيفيت اداي قرآن و اختلاف اين کيفيت قرائت مي گويند. هر کدام از دانشمندان و مفسّران علوم قرآني درکتب لغوي و تفسيري خود تعريفي از قرائت را ذکر کرده اند. خواننده محترم براي مطالعه بيشتر پيرامون قرائت مي تواند به کتب ذيل مراجعه کند.150

2- لزوم در نظر گرفتن قرائت صحيح در تفسير آيات
با توجه به مطالب فوق و تعاريفي که از قرائت ارائه شد، اهميت رعايت قرائت صحيح در تفسير قرآن آشکار شده و مشخص مي شود براي تفسير کلام وحي که تبيين مفاد آيات و آشکار نمودن مراد واقعي کلمات قرآن است، قبل از هر چيز توجه به قرائت صحيح بايد مورد توجه قرار گيرد چرا که قرائت مبنا و پايه فهم صحيح از کلام الهي است. و مفسّر قرآن کريم که معاني لغات و عبارات قرآن کريم را تبيين و تفسير مي کند، قبل از ورود به تفسير بايد به قرائت صحيح لغات و کلمات آيه توجه نشان دهد.
يکي از دانشمندان معاصر علوم قرآني در اين باره مي نويسد:
“تفسير که تبيين مفاد آيات و آشکار نمودن مراد خداي متعال از آن است قبل از هر چيز، وابسته به حروف و شکل واقعي کلمات قرآن و موقعيت حقيقي آن ها است و شناخت اين سه، متوقف بر آگاهي از قرائت صحيح آيات کريمه است. بنابراين اولين گامي که مفسّر بايد براي فهم مفاد آيات کريمه و تبيين آن بردارد، فصح و تحقيق از قرائت صحيح آيات کريمه است، قرائت صحيحي که تفسير بايد بر اساس آن انجام گيرد.”151
ايشان در ادامه به بررسي شيوه شناخت قرائت صحيح مي پردازند و قرائت عامه مردم را که سينه به سينه در طول تاريخ منتقل شده است را قرائت صحيح معرفي مي کند.
از ديدگاه علماء شيعه قرائت حفص از عاصم به دليل اينکه در ميان مردم رايج بوده و سند آن نيز به امام علي7و سپس پيامبر اکرم9مي رسد، صحيح ترين قرائت است همان قرائتي که سينه به سينه و نسل به نسل عامه مردم توسط آن به قرائت قرآن مي پرداختند. در ادامه به علت ايجاد اختلاف قرائت در بين قاريان مي پردازيم.

3- علل ايجاد اختلاف قرائت و قراء سبعه
براي پي بردن به علل ايجاد اختلاف قرائت و به وجود آمدن قراء سبعه و عشره و اربعه عشر، بايد به مطالعه تاريخچه قرائات قرآن پرداخت. در حالت کلي تاريخ قرائات را مي توان به دو دوران تقسم کرد. دوران اول تا زمان جمع آوري مصحف امام در زمان عثمان که حدود چهل سال به طول انجاميد و دوران دوم از زمان تدوين مصحف امام تا به وجود آمدن قرائات سبعه يا عشره که دويست سال طول کشيد.
3-1- اختلاف قرائت تا زمان جمع آوري مصحف امام
قرائت قرآن در ابتدا به عنوان علم مطرح نبوده و کم کم و پس از طي مراحلي به صورت علمي مستقل در آمده و داراي قواعد و ضوابطي شد. قرائت در مرحله اول با تعليم قرآن به پيامبر از سوي جبرئيل تحقق يافت در مرحله بعد خود آن حضرت قرائت را به دستور پروردگار به مسلمانان تعليم مي داد(وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِيلًا)152 ” و قرآنى [با عظمت را] بخش بخش [بر تو] نازل كرديم تا آن را به آرامى به مردم بخوانى و آن را به تدريج نازل كرديم.” به وجود اين مرحله از قرائت مي توان در سيره آن حضرت و گفتار صحابه نيز پي برد.153
در مرحله بعدي عده اي از مسلمانان و نزديکان پيامبر9که با آن حضرت حشر و نشر داشته و قرائت را از ايشان مي آموختند، هم چون ابن مسعود، ابي بن کعب، ابودرداء و زيد بن ثابت سور قرآن را بنا به دستور پيامبر اکرم9به ديگر مسلمانان مي آموختند. تا جايي که پيامبر9افرادي را به عنوان معلم قرآن به شهرهاي مختلف اسلامي مي فرستاد تا قرائت را به آنها تعليم دهد. تا زمان حيات پيامبر9اختلاف قرائت قاريان چندان محسوس نبود و اگر هم اختلافي بين قاريان وجود داشت با مراجعه به خود آن حضرت آن را برطرف مي کردند.
در زمان خلافت ابوبکر نيز اختلاف قرائت چندان چشم گير نبود و در حد لهجه هاي اقوام عرب بود چنان كه نقل شده ابن مسعود- يكى از قرّاء سبعه- “حتّى حين” را “عتّى حين” و “نعم” را “نحم” تلفظ مى‏كرده.154 و يا آيه (لا رَيْبَ فِيهِ)‏155 “كتابى كه در [حقانيت] آن هيچ ترديدى نيست.” به صورت “لا ريب فيهى” به اشباع خوانده شده است156. و يا فعل‏ (يَحْسَبُهُمُ)157 “آنان را مي پندارد” را تنى چند از قاريان به كسر “سين” تلفظ كرده‏اند158؛ در آيه آخر سوره اخلاص ‏نيز (وَ لَم يَکُن لَهُ كُفُواً أَحَدٌ)159 “و هيچ كس او را همتا نيست.” (كه قرائت حفص است) به سكون فا و همزه بعد از آن “كفؤا” و همچنين به ضمّ فا و همزه بعد از آن “كفؤا” قرائت شده.160
اگر دقت شود اين گونه اختلاف لهجه‏ها در تلفّظ كلمات در هر زبان و از جمله فارسى هم وجود دارد و تغييري در معنا و مراد ايجاد نمي کند.
امّا پس از گسترش سريع و عظيم اسلام از اواخر خلافت ابوبکر تا اواسط خلافت عثمان يعني از سال دوازدهم تا سال سي ام هجري، اختلافات قرائت رو به فزوني نهاد. چنانچه نقل حذيفه بن يمان بعد از بازگشت از فتح ارمنيه براي عثمان حکايت از افزايش وحشتناک اختلاف قرائت در بين مسلمانان دارد.161162
بعد از اين عثمان به فکر جمع آوري قرآن در مصحفي واحد به نام مصحف امام شد تا از اختلاف در قرائات جلوگيري کند بدين سبب به هريک از بلاد اسلامي آن زمان که تعليم قرآن در آن رواج داشت نسخه اي از مصحف امام را همراه با يک قاري فرستاد تا مردم به پيروي از آن به تعليم و قرائت قرآن بپردازند.

3-2- اختلاف قرائت بعد از مصحف امام و به وجود آمدن قراء سبعه
مصحفي که در زمان خلافت عثمان جمع آوري شده بود داراي اشکالاتي بود که همين اشکالات سبب به وجود آمدن اختلاف در قرائت شد. عوامل اختلاف مصاحف بعد از يكى كردن آنها بسيار است، امّا در ذيل به برخى

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق در مورد نويسد:، "و، آنكه Next Entries دانلود تحقیق در مورد قرائات سبعه، علوم قرآن، فخر رازى