دانلود تحقیق در مورد علوم قرآن، شاه طهماسب

دانلود پایان نامه ارشد

گوناگوني از آن در کتبي که در زمينه قواعد تفسير تاليف شده، ارائه شده است.
خالد بن عثمان صاحب کتاب “قواعد التفسير” آن را اين گونه تعريف کرده است:
“هي الاحکام الکليه التي يتوصل بها الي استنباط معاني القرآن العظيم و معرفه کيفيه الاستفاده منها.”29 ؛ قواعد تفسير احكامى كلى هستند كه به وسيله آن ها استنباط معانى قرآن عظيم و شناخت چگونگى استفاده از آن ها به دست مى آيد.
وي سپس ياد آور مي شود که قواعد تفسير، جزئي از علوم قرآن به شمار مي رود ولي گاهي به همه علوم قرآن “قواعد تفسير” گفته مي شود که از باب اطلاق جزء بر کل است يا اينکه به سبب آن است که در کتب علوم قرآن قواعد زيادي از تفسير موجود است.30
برخي نيز قواعد تفسير را قضيه اى كلى مي دانند كه استنباط معانى قرآن با آن حاصل مى شود.31
عبد الرحمن العک نيز در کتاب”اصول التفسير و قواعده” قواعد تفسير را جزئي از اصول تفسير مي داند و مي نويسد:
“علم اصول التفسير عند اصوليين هو ما يبني عليه التفسير حسب قواعده و مناهجه.”32؛ علم اصول تفسير نزد دانشمندان علم اصول آن چيزي است که تفسير بر حسب قواعد و روش هايش بر آن استوار مي شود.
صاحب کتاب”روش شناسي تفسير قرآن” که فصل دوم کتاب خود را به قواعد تفسير اختصاص داده است، نيز در رابطه با قواعد تفسير چنين مي نويسد:
“هر کس بخواهد به تفسير آيات کريمه و فهم مراد خداي متعال از آن بپردازد نيازمند آن است که قواعد متني را بر مبناي بديهيات عقلي و قطعيات و مسلمات شرعي و ارتکازات عقلايي، براي تفسير شناسايي کند و شيوه تفسير خود را بر آن استوار نمايد، تا هم شيوه تفسيري او بي مبنا و استحساني نباشد و هم در موارد اختلاف، انتخاب او بي ملاک و گزاف نباشد و هم با رعايت آن قواعد، خطاهاي تفسيري وي کاهش يافته و به مراد واقعي خداي متعال بيش از ديگران دست يابد…. قواعد تفسير بخش مهمي بلکه مهمترين بخش از اصول تفسير را تشکيل مي دهد.33”
ايشان در ادامه نسبت اين قواعد به تفسير را مانند نسبت علم منطق با انديشه و استدلال و نسبت اصول فقه با علم فقه مي دانند و رعايت آن ها توسط مفسّر را سبب کاهش خطاهاي تفسيري و نزديک شدن به مراد واقعي خداي تعالي مي دانند.
باتوجه به اين مطالب مشخص مي شود که ايشان در اين تعريف مانند صاحب اصول التفسير، قواعد تفسير را بخشي از اصول تفسير مي دانند امّا همين دانشمند معاصر قرآن در تعريف ديگري که از قواعد تفسير در جاي ديگر دارند آن را جداي از اصول تفسير دانسته اند و مي نويسند:
“با توجه به اينكه يكى از معانى لغوى قاعده، اساس (پى و پايه) است مى توان گفت كه قواعد تفسير، معرفت ها و ديدگاه هايى اند كه اساس و پايه تفسيرند و تفسير بر آن ها مبتنى مى شود؛ ولى اشكال اين تعريف ها اين است كه اصول و مبانى تفسير را نيز شامل مى شوند و قواعد با اصول و مبانى تفسير تداخل پيدا مى كنند، زيرا اصول و مبانى تفسير نيز معرفت ها و ديدگاه هايى اند كه تفسير بر آن ها مبتنى مى شود و قاعده اى كه براى تحصيل حجت بر كشف مراد خداى متعال از آيات تبيين شده است بر اصول و مبانى تفسير نيز صادق است، پس اگر بخواهيم قواعد را به گونه اى تعريف كنيم كه از مبانى و اصول جدا شود، با توجه به اينكه قاعده در لغت به معناى ضابطه و قانون نيز آمده بهتر است آن را چنين تعريف كنيم: قواعد تفسير، دستورالعمل هايى كلى براى تفسير قرآن مبتنى بر مبانى متقن عقلى، نقلى و عقلايى اند كه رعايت آن ها تفسير را ضابطه مند مى كند و خطا و انحراف در فهم معنا را كاهش مى دهد. طبق اين تعريف، معرفت ها و ديدگاه هايى كه مبناى تفسيرند اگر دستورالعمل نباشند و ويژگى دستورى نداشته باشند قواعد تفسير نيستند، بلكه مبانى يا اصول تفسيرند.”34
با توجه به مطالب فوق روشن مي شود در تعاريفي که ابتدا براي قواعد تفسير بيان شد اولاً تنها به ذکر اين نکته پرداخته شده بود که قواعد تفسير احکام کلي اي هستند که وسيله استنباط معاني قرآن قرار مي گيرند و ثانياً به ذکر تعريفي جداگانه براي قواعد تفسير نپرداخته اند و آن را ذيل اصول تفسير تعريف کرده اند، در نتيجه تعاريف جامع و کاملي براي قواعد تفسير نيستند. اما تعريف اخير به دليل اين که اولاً قواعد تفسير را جداي از اصول و مباني تفسير دانسته و جداگانه به تعريف آن پرداخته است و ثانياً به خواستگاه قواعد تفسير نيز اشاره کرده و آن را مبتني بر مباني متقن عقلي، نقلي و عقلايي مي داند، تعريف جامع تر و بهتري براي قواعد تفسير است.

2-5- انواع قواعد تفسير
تقسيمات مختلفي در مورد انواع قواعد تفسير صورت گرفته است و هر کدام از صاحبان قواعد تفسير در کتب خود به ذکر انواعي از اين قواعد پرداخته و آن ها را با آيات قرآن تطبيق داده اند.
خالد بن عثمان در کتاب “قواعد التفسير” 380 قاعده را برشمرده است و اين قواعد را در 21 مورد دسته بندي کرده و در هر دسته چند قاعده را گنجانده است. وي ابتدا به توضيح قاعده مي پردازد و سپس آن را با آيات قرآن تطبيق مي دهد.35
خالد عبدالرحمن عک -همانطور که قبلاً هم اشاره شد- در کتاب “اصول التفسير و قواعده” مباني تفسير را از قواعد جدا کرده و قواعد تفسير را در 5 بخش تقسيم کرده است. قواعد تفسير در روش عقلي و نقلي، قواعد تفسير در بيان دلالت هاي نظم و چينش قرآني، قواعد تفسير در حالت روشن بودن معاني الفاظ قرآني، قواعد تفسير در حالت شمول معاني الفاظ قرآني و قواعد تفسير در ضوابط و قوانين الفاظ قرآني، عنوان پنج بخش قواعد تفسير در اين کتاب است. وي در هر بخش چند فصل گنجانده و هر فصل نيز به نوبه خود شامل چندين قاعده مي شود.36
عبد الرحمن بن ناصر سعدي در کتاب “القواعد الحسان لتفسير القرآن” 70 قاعده را بيان کرده است و در هر قاعده مثال هايي از قرآن بيان مي کند. وي در برخي قواعد بدون ذکر عنوان و يا نامي براي قاعده به بررسي آن پرداخته است.37
صاحب کتاب “روش شناسي تفسير قرآن” نيز که در فصل دوم کتاب خود انواع قواعد تفسير را بيان مي کند به ذکر هفت قاعده کلي از اين قواعد بسنده کرده است. اين قواعد عبارتند از: قاعده در نظر گرفتن قرائت صحيح، قاعده توجه به مفاهيم کلمات در زمان نزول، قاعده در نظر گرفتن قواعد ادبيات عرب، قاعده در نظر گرفتن قراين، قاعده مبنا بودن”علم” و “علمي”، قاعده در نظر گرفتن انواع دلالت ها و قاعده احتراز از ذکر بطون براي آيات.38
ما در اين پژوهش رعايت قواعد تفسير در منهج الصادقين را براساس کتاب اخير(روش شناسي تفسير قرآن) بررسي کرده و اين تفسير را از حيث رعايت قواعد تفسير ذکر شده در اين کتاب مورد بررسي قرار مي دهيم تا ميزان رعايت اين قواعد در تفسير منهج الصادقين مشخص شود.
فصل دوم: نگاهي به زندگي ملا فتح الله و تفسير منهج الصادقين
الف: زيست نامه ملا فتح الله کاشاني
ولادت و رشد
ملا فتح الله کاشاني مفسّر بزرگ، فقيه و متکلم دوره صفوي و فرزند ملا شکرالله کاشاني است وي در يکي از دهه هاي نخست قرن دهم هجري در کاشان به دنيا آمد و از علماي دولت شاه طهماسب صفوي است39 در کتب تراجم از اين شخصيت بزرگ با عناوين گوناگوني چون المولي المفسّر40 اکابر علما، محقق، متبحّر در تمام علوم ديني41 فقيه، متکلم، عالم کامل جليل42 عالم به لغات و ادبيات عرب43 و … ياد شده است.
پدرش ملا شکرالله نيز از علماي آن دوران بود، ملا فتح الله در خانواده اي مذهبي رشد يافت و تحصيلات مقدماتي را در زادگاهش نزد پدر و ديگر بزرگان آن دريار به اتمام رسانيد. ملا فتح الله بعد از رشد و ازدواج، با فقر و نداري زندگي را مي گذراند. دوران حيات وي يعني حدود سال هاي 900 تا 988 مصادف با پادشاهي سه پادشاه صفوي به نام هاي شاه اسماعيل، شاه طهماسب و شاه اسماعيل دوم بوده است.
کتاب هاي تاريخ و تراجم از چگونگي زندگي، خانواده و فرزندان ملا فتح الله سخن نگفته اند برخي علت ناشناختگي وي را به دليل روحيه زهد گرايي، انزواطلبي و فقر او دانسته اند.
ملا حبيب الله کاشاني مي نويسد: “من کسي را نديدم که به احوال او در ميان علما اشاره کند ….آن چه شايسته شگفتي است اين است که چنين فاضل کاملي چگونه ممکن است حالش از علما مخفي بماند و در شمار فضلاء از او ياد نشود ….انگيزه ناشناخته ماندن وي فقر و نداري اوست”44
احتمال ديگري که در ناشناخته ماندن ملا فتح الله کاشاني وجود دارد ممکن است فاصله تاريخي زياد وي باشد.
اظهارات آيت الله ابوالحسن شعراني در مقدمه بر تفسير منهج الصادقين، ما را به فرزندان و نوادگان با واسطه ملا فتح الله راهنمايي مي کند. وي در مقدمه بر تفسير منهج الصادقين مي نويسد: “در آخر کتابي مختصر از کتب خانواده ما، جد هفتم اين حقير ملا فتح الله، اجازه روايت اين کتاب را به ميرزا حسن نام، از اولاد ملا صالح مازندراني داده است و اسناد خود را به ملا فتح الله صاحب تفسير مي رساند و اين نسخه را تبرکاً نگه مي داشتند.”45
با توجه به اين اظهارات مي توان چنين نتيجه گرفت که ملا صالح مازندراني از اجداد آيت الله شعراني و از فرزندان چند نسل بعد ملا فتح الله کاشاني بوده است.
علاوه بر اين در تبار نامه آيت الله شعراني که در مجله نور علم به چاپ رسيده است اين چنين آمده است:”ميرزا ابوالحسن تهراني، فرزند محمد،….و از نوادگان ملا فتح الله کاشاني”46

استادان
ملا فتح الله نزد استادان مختلفي کسب علم کرده است که مشهورترين آن ها علي بن حسن زواره اي است که در علوم قرآني استاد بوده، است. وي از علماي قرن دهم و از شاگردان سيد غياث الدين جمشيد متوفي988 ه.ق و محقق کرکي بوده و تفسيري به نام ترجمه الخواص دارد که به تفسير زواره اي معروف است و به تصريح خودش آن را با توجه به تفسير مواهب عليه واعظ کاشفي نگاشته است.47
وي در سال 946ه.ق از تاليف اين تفسير فراغت يافته است که بر اساس حساب ابجد مطابق عدد “فضل آله” مي باشد.48
ملا فتح الله با واسطه استادش از شيخ علي کرکي و ضياء الدين محمد بن محمود از مقدس اردبيلي نيز روايت کرده است.”و او شاگرد مفسّر بزرگ ابو الحسن علي بن حسن زواري بوده که به واسطه او از شيخ علي کرکي و همچنين از ضياء الدين محمد بن محمود از مقدس اردبيلي روايت کرده است.49″
مرحوم ميرزا عبدالله افندي در رياض العلماء مي نويسد:”مولي فتح الله کاشاني از علماي دولت شاه طهماسب صفوي و از شاگردان علي بن حسن زواره اي است.50″
در موسوعه الطبقات الفقهاء، روضات الجنات و اعيان الشيعه نيز از اين استاد ملا فتح الله کاشاني ياد شده است.51
از ديگر استادان ملا فتح الله همانطور که قبلاً نيز اشاره شد به دليل فاصله زياد تاريخي و نيز شفاف نبودن تاريخ زندگي اين مفسّر بزرگ، اطلاع چنداني در دسترس نيست، ولي از شواهد معلوم مي شود که ملا فتح الله در خانواده مذهبي رشد يافته و مراحل تحصيل و بالندگي علمي را در همان کاشان گذرانده بود و نزد پدر بزرگوارش که از علماي آن عصر بوده، نيز تعليم ديده است.
شاگردان
شاگردان زيادي نيز در دوران حيات ملا فتح الله از دانش و معرفت و زهد و تقواي وي بهره مي بردند اما گذشت زمان نام بسياري از آن ها را از کتب تاريخ و رجال زدوده است52 و نام برخي از آن ها در کتب تراجم ذکر شده است. از شاگردان او مي توان به شخصيت هاي زير اشاره کرد:
رضي الدين شاه مرتضي بن تاج الدين محمود کاشاني که فقيه و مفسّر و اديب بود و در کاشان تدريس داشت. در سال 950ه.ق متولد و در 1009ه.ق در گذشت وي پدر ملا محسن فيض کاشاني بود53
ملا محسن فيض کاشاني نيز يکي ديگر از شاگردان ملا فتح الله است54 وي از عالمان قرن يازدهم هجري است او محدثي فقيه و فيلسوفي عارف بود که در کاشان ديده به جهان گشود و در آن شهر مدارج علمي را طي کرد و آوازه اي به سزا يافت. سه تفسير بزرگ، متوسط و کوچک به نام هاي صافي، اصفي و مصفي از اوست.55
همچنين ملا مرتضي برادر ملا محسن فيض کاشاني- اديب و صاحب کتاب خلاصه الاقوال- از شاگردان ملا فتح الله کاشاني بوده است.56
از ديگر افراد صاحب نامي که به صورت غير

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق در مورد علوم قرآن Next Entries دانلود تحقیق در مورد ترجمه قرآن، نهج البلاغه، اختلاف قرائات