دانلود تحقیق در مورد عقد ازدواج، امام صادق، عقد نکاح

دانلود پایان نامه ارشد

ْ فِيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّه كانَ عَلِيماً حَكِيماً».31
یعنی: و زنان شوهردار بر شما حرام است؛ مگر آنان را كه (از راه اسارت) مالك شده‌ايد؛ اينها احكامى است كه خداوند براى شما مقرر داشته است. اما زنان ديگر غير از اينها (كه گفته شد)، براى شما حلال است كه با اموال خود، آنان را اختيار كنيد؛ در حالى كه پاك‌دامن باشيد و از زنا، خوددارى كنيد و زنانى را كه متعه (ازدواج موقت) مى‌كنيد، واجب است مهر آنان را بپردازيد و در آنچه بعد از تعيين مهر با يكديگر توافق كرده‌ايد، گناهى بر شما نيست. خداوند دانا و حكيم است.
تعریف دیگر ازدواج موقّت، نكاحى است كه همه اركان عقد دائم و آثار آن را دارا می‌باشد و فرق آن با عقد دائم در ذكر مدّت و بعضى از احكام مانند عدم نفقه و ارث و مانند آن مى‌باشد.32
عدم آگاهى از تعريف صحيح نكاح موقّت موجب سوء برداشت‌هایی شده است؛ از آن جمله که گاهى تصور می‌شود متعه چيزى غير از نكاح می‌باشد؛ در حالى كه شك نداريم كه نكاح موقّت و متعه قسمى از نكاح است و به همين دليل در اكثر احكام با نكاح دائم يكسان است و تنها در بعضى از احكام با آن تفاوت دارد که در بحث های ذیل به آنها پرداخته می‌شود.
ملک یمین: ملک یمین ازدواج با کنیز است که دو گونه دارد: گاه انسان مالک کنیز است، در این صورت، آمیزش مالک با کنیز جایز است، مگر آن که به ازدواج شخص دیگری درآمده باشد33 و گاه مالک زناشویی با کنیزش را به شخص دیگری مباح می‌کند که در اصطلاح به آن تحلیل گویند. هر دو فرض مذکور، در ملک یمین قرار دارد. اغلب، تحلیل را تملیک منفعت دانسته‌اند؛ ولی برخی، آن را نیز نوعی از عقد به‌ شمار آورده‌اند.34

1ـ4 ارکان ازدواج دائم
رکن در لغت: چیزی است که شی با آن قوی می‌شود و قوی‌ترین جزء آن است و جوانبی می‌باشدکه شی به آن مستند می‌شود. ارکان عبادات جوانبی می‌باشد که مبنای آنهاست که با ترک آن جوانب، عمل باطل می‌شود.35
رکن در اصطلاح: «جوانبه التی یسند الیها و یقوم بها»؛ به جزء اصلی و بادوام از هر عمل گفته می‌شود و همین طور شروط اصلی عمل که با ترک آنها چه عمداً و چه سهواً آن عمل باطل می‌شود.36
1ـ4ـ1 ارکان ازدواج در امامیه
در امامیه ارکان ازدواج عقد نکاح به ایجاب و قبول لفظی است که باید با لفظ صریحی که غیر از نکاح (مثل اجاره) از آن برداشت نشود، باشد.37
1ـ4ـ2 ارکان ازدواج در اهل سنت
در اهل سنت، در بین مذاهب اربعه، اختلاف چندانی در خصوص ارکان ازدواج وجود ندارد؛ ‌ارکان ازدواج در حنفیه ایجاب و قبول است از دو طرف. 38 و در غیر احناف، چهار رکن است؛ صیغه (ایجاب و قبول)، زوج، زوجه، ولی و شاهدان.همچنین در روایتی از ابن حبان از عایشه نقل کردند که « لا نکاح الا بولی و شاهدی عدل ما کان من نکاح علی غیر فهو باطل»39 ارکان نکاح در فقه شافعیه عبارت هستند از: صیغه، زوجین، دو شاهد و ولی؛40 عده‌ای از ائمه شافعی، شاهدان را از شرایط نکاح می‌دانند.41مالکیه: ولی زوجه، صداق (مهریه)، زوج، زوجه و صیغه؛ البته برخی گفته‌اند که مهریه رکن و شرط نیست.42 ارکان عقد نکاح در مذهب حنبلی، صیغه، ولی، دو شاهد و زوج می‌باشد 43در احوال شخصیه ابو زهره بیان شده است و ازدواج با ایجاب و قبول از هر دو طرف یا به وسیله وکیل آنان در مجلس منعقد می‌شود و این نشان می‌دهد که در مذاهب اهل سنت بیشتر به ایجاب و قبول زوجین تأکید دارند و آن را رکن اصلی ازدواج می‌دانند. 44
1ـ5 اركان ازدواج موقت
اما ارکان عقد ازدواج موقت در نزد فقهای امامیه به شرح ذیل است:
1ـ صيغه: عقد متعه همچون ساير عقود از ايجاب و قبول تشكيل مى‌گردد.
ايجاب كه توسط زن خوانده مى‌شود، به قول مشهور، بايد با يكى از الفاظ «زوّجتُكَ»، «متّعتُكَ» يا «أنكحتُكَ» باشد و عقد با الفاظ ديگر مانند «تمليك»، «هبه» و «اجاره» منعقد نمى‌شود و قبول توسط مرد با لفظى كه بر انشا رضايت او دلالت كند ـ مانند «قبلتُ النّكاح»، «قبلتُ المتعة»، «قبلتُ التّزويج» يا «قبلتُ» به تنهايى ـ محقّق مى‌گردد.45
2ـ زوجين: ازدواج موقّت ميان مرد و زن مسلمان و نيز به قول مشهور بين متأخّران، ميان مرد مسلمان و زن كتابى (‌اهل كتاب) صحيح است، ليكن ميان زن مسلمان و مرد كتابى جايز نيست.46
مستحب است زنى كه براى عقد منقطع اختيار مى‌شود، با ايمان (شيعه) و عفيف باشد و در صورت متهم بودن، از حال وى سؤال شود. به قول مشهور، ازدواج موقّت با زن زناكار مكروه و به قول برخى، حرام است. در صورت متعه كردن وى، بازداشتن او از زنا مستحب است.47
3ـ مهر: ذكر مهر، شرطِ صحّت عقدِ منقطع است و اگر ذكر نشود، عقد باطل است و اختلافی در آن نیست. از امام صادق (علیه السلام) آمده است:
«لاتکون متعه بامرین: باجل المسمی و اجر المسمی» 48 و زن به صرف عقد، مالك مهر می‌شود.49
4ـ مدّت: ذكر مدّت، شرط صحّتِ عقدِ منقطع است و به قول مشهور، در صورت عدم ذكر آن، عقد دائم واقع مى‌شود.50 مدّت، بايد معيّن و غير قابل افزايش و كاهش.51 در ازدواج موقّت، طلاق نيست و زن و شوهر با تمام شدن مدّت يا بخشيدن آن توسط مرد، از يكديگر جدا مى‌شوند.52

1ـ6 شرایط ازدواج
1ـ6ـ1معناى شرط
1ـ6ـ2 شرط در لغت
به معناى علامت53، عهد، پيمان و تعليق چيزى به چيز ديگر54 می‌باشد، همچنين در معناى شرط آمده است؛ «إلزام الشى‌ء و التزامه فى البيع»55 الزام كردن به چيزى و ملتزم شدن به آن را در بيع گويند.
1ـ6ـ3 شرط در اصطلاح منطقيون
«ما يلزم من عدمه عدم المشروط و لا يلزم من وجوده الوجود.»56 شرط عبارت است از آنچه كه از نبود آن، نبود مشروط لازم مى‌آيد ولى از وجودِ آن وجودِ مشروط لازم نمى‌آيد؛ اين معنى در مقابل معنى سبب می‌باشد چرا كه در تعريف سبب آمده است: «ما يلزم من وجوده الوجود و من عدمه العدم لذاته»؛ يعنى، آنچه از وجودش وجودِ مشروط لازم مى‌آيد و از عدمِ آن عدمِ مشروط. پس از ناحيه وجود بين شرط و سبب، فرق هست زيرا در سبب از وجودش وجودِ مشروط لازم و ضرورى است در حالى كه در شرط اين‌گونه نيست.57

1ـ6ـ4 شرایط عقد ازدواج در امامیه
عقد ازدواج شرايطى دارد از جمله:
1ـ احتياط آن است كه صيغه به زبان عربى صحيح خوانده شود، ولى در صورتى كه مرد و زن نتوانند صيغه را به عربى بخوانند، مى‌توانند به زبان خود بخوانند و گرفتن وكيل براى خواندن صيغه به زبان عربى واجب نيست، ولى بايد لفظى بگويند كه معنى همان صيغه عربى از آن فهمیده شود.
2ـ كسى كه صيغه را مى‌خواند بايد قصد انشا داشته باشد؛ يعنى، قصدشان اين باشد كه با گفتن اين الفاظ، همسرى در ميان آن دو برقرار گردد.
3ـ كسى كه صيغۀ عقد را مى‌خواند بايد عاقل و احتياطاً بالغ باشد؛ هر چند از طرف ديگرى وكيل باشد.
4ـ ولى يا وكيل در اجراى صيغه عقد، بايد زن و شوهر را معيّن كند، بنابراين اگر كسى چند دختر دارد، نمى‌تواند به مردى بگويد: «زَوَّجْتُكَ احْدى بَناتي» (يكى از دخترانم را به همسرى تو درآوردم).
5ـ زن و مرد بايد از روى اختيار به ازدواج راضى باشند ولى اگر يكى از آن دو در ظاهر با كراهت اجازه مى‌دهد، اما مى‌دانيم قلباً راضى است که در این صورت، عقد صحيح می‌باشد.
6ـ صيغه عقد بايد صحيح خوانده شود و اگر طورى غلط بخوانند كه معنى آن را عوض كند، عقد باطل است، اما اگر معنى عوض نشود، اشكالى ندارد.58
1ـ6ـ5 شرایط ازدواج در اهل سنت
شرایط ازدواج در اهل سنت به سه دسته شرط صحت، نفوذ و لزوم تقسیم می‌شود. شرایط صحت ازدواج نزد اهل سنت عبارت است از اینکه: زن بر مرد حرام نباشد، خالی از موانع نکاح باشد، ایجاب و قبول مقید به مدت نشود، حضور دو شاهد عادل، تعیین زوجین، اختیار، رضایت متعاقدان وحضور ولی دختر به نظر جمهور اهل سنت59 جز حنفیه60 و وجود مهر، عدم بیماری خطرناک و عدم تبانی زوج با شهود مبنی بر کتمان ازدواج به نظر مالکیه.61
شرایط نفوذ عقد نیز همان قواعد عمومی و عام التکلیف است که عبارت است از : بلوغ، عقل و حریت. فقهای مالکیه، در صورتی که ازدواج توسط زوج صورت بگیرد، رشد را نیز شرط نفوذ می‌دانند، اما فقهای شافعیه و حنابله رشد را شرط صحت می‌دانند.62
1ـ6ـ6 الفاظ عقد ازدواج در مذاهب
یکی از شروط مهم در مذاهب، خواندن صیغه عقد ازدواج است که در برخی موارد اختلاف در الفاظ مورد قبول بین برخی مذاهب وجود دارد. در امامیه، الفاظ ایجاب سه لفظ هستند: «زوجتکَ، متعتکَ و أنکحتکَ»؛ نکاح جز با این الفاظ منعقد نمی‌شود؛ یعنی، با الفاظی مانند: تملیک،هبه و اجازه عقد ازدواج منعقد نمی‌گردد. قبول کردن ازدواج هم با لفظی است که دال بر رضایت بر ایجاب، مانند: «قبلتُ النکاح»، «متعه» یا «قبلتُ التزویج»63 باشد و جایز است به اختصار بگوید: «قبلت».64
مشهورترین الفاظ عقد ازدواج در نزد اهل سنت، «نکاح» و «تزویج» است. نزد فقهای شافعی متفق القول65 و حنابله، به‌جز این دو لفظ هیچ لفظ دیگری صحیح نیست و نکاح تنها با این دو لفظ منعقد می‌شود، ولی نکاح در حنفیه علاوه بر «نکاح» و «تزویج» با الفاظ دیگری مانند: هبه، صدقه، بیع و تملیک نیز منعقد می‌گردد.66
1ـ6ـ7 «ولی » در نکاح
شرط مهم دیگر در مذاهب، حضور ولی و اجازه اوست که هر یک از مذاهب در این خصوص نظری دارند و در مورد اجازه ولی اختلاف وجود دارد که ابتدا معنی لغوی و اصطلاحی ولی و بعد نظرات مختلف مذاهب را بیان می‌شود.
ولی در لغت: «ولى» سرپرست و دوست یا ولی، نزديكى و قرب. همچنین آمده است: «تباعدنا بعد ولى»؛ يعنى: پس از نزديكى دور شديم. همچنین راغب می‌گويد که ولاء و توالى آن است كه ميان دو چيز، چيز ديگرى نباشد. و به طور استعاره به نزديكى ولاء و «تولَّى» از باب تفعّل به معنى اعراض، دوست اخذ كردن و سرپرستى آمده است.67
1ـ6ـ8 ولی در عقد ازدواج امامیه
ولايت در عقد ازدواج: افراد ذيل در عقد ازدواج ولايت دارند:
پدر و جدّ پدرى: پدر و جدّ پدرى بر دختر و پسر نابالغ ولايت دارند.
بنا بر این، هر گاه هر يك از اين دو براى كودكى ـ با وجود مصلحت يا نبود مفسده بنا بر اختلاف در گستره ولايت ولىّ ـ عقد ازدواج بسته باشند، دختر و به قول مشهور، پسر نمى‌توانند آن را بعد از بلوغ برهم بزنند.68
پدر و جدّ پدرى بر سفيه و ديوانه بالغى كه سفاهت يا ديوانگى‌اش پيش از بلوغ بوده است نيز ولايت دارند. و در ثبوت ولايت آن دو بر ديوانه بالغى كه ديوانگى‌اش پس از بلوغ عارض شده، اختلاف است. همچنين به قولى، ولايت پدر و جدّ پدرى بر سفيه بالغ ثابت نيست؛ هر چند پيش از بلوغ سفيه بوده است.69
اما درباره حضور ولی در نکاح موقت و دائم، عده‌ای فرق گذشته‌اند و بیان می‌دارند که در ازدواج موقت اجازه ولی لازم است اما در ازدواج دائم اجازه ولی لازم نیست. غفّار بن قاسم ابو مريم می‌گويد: امام صادق (عليه السلام) فرمود: دختر باكره‌اى كه پدرش حيات دارد نمى‌تواند ازدواج موقّت كند، مگر به اذن پدرش.70
1ـ6ـ9 ولی در عقد ازدواج اهل سنت
ولی در عقد، شرط صحت عقد ازدواج نزد جمهوراهل سنت است و ازدواج بدون اجازه ولی برای دختر باکره یا صغیره یا رشیده صحیح نمی‌باشد جز اینکه ولی اجازه دهد. همچنین، جایز نیست دختر عقدِ ازدواج را خودش اجازه دهد ـ چه به نیابت، چه به وکالت ـ حتی اگر پدر (ولی) در اجرای آن به او اذن دهد و چه با کفوّ خود ازدواج کند، چه با غیر کفوّ خود، اگر بدون اجازه ولی نکاح کند، نکاح باطل است و فوری فسخ می‌شود؛ چه قبل از دخول باشد چه بعد از دخول که این نظر در مذاهب مالکیه،71 شافعی72 و حنبلی73 وجود دارد.
اما فقهای مذهب حنفی مخالف رأی جمهور هستند و به عدم اشتراط ولی در عقد ازدواج معتقد می‌باشند و گفته‌اند که اگر زن یا دختر خود، بدون اجازه ولی ازدواج کند، ازدواج او صحیح می‌شود و جایز است که امر ازدواج خود و غیر را متولی شود، چه بکر باشد یا نباشد فقط باید عاقل بالغ باشد. همچنین ابو حنیفه گفته است: اگر زوج کفو نباشد، ولی حق اعتراض دارد.74
1ـ6ـ10 شرایط ازدواج موقت
شرایط ازدواج موقت همان شرایط ازدواج دائم می‌باشد و در اکثر کتاب‌های فقهی، همان ارکان اصلی ازدواج موقت که در قبل آمد را به عنوان شرایط ازدواج آورده‌اند.75 اما در اینجا برخی

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق در مورد حقوق کودک، فقه امامیه، مذاهب اسلامی Next Entries دانلود تحقیق در مورد عقد ازدواج، حسن معاشرت، محل سکونت