دانلود تحقیق در مورد صنعت خودرو، انکوباتورها، منابع محدود

دانلود پایان نامه ارشد

طي مراحل يا گامهاي اصلي زير به اجرا در ميآيند:
انجام مطالعه شناختي
اعتمادسازي و ارتقاء سطح سرمايه اجتماعي
حصول چشم انداز مشترک
تدوين برنامه عمل
پيادهسازي
خروج
4-7-2- زمان مورد نياز براي اجراي يک پروژه توسعه خوشهاي
مدت زمان اجراي پروژه کاملاً وابسته به حصول زيرمجموعههاي خوشه به سطحي از توانمندي است که بتوانند بصورت مشارکتي و نهادينه شده مسائل پيش روي خود را شناخته و مديريت نمايند. با توجه به مشخصات منحصربفرد هر خوشه و ضرورتهاي اختصاصي آن، فرايند توسعه خوشه نيز به زمانهاي متفاوتي نياز دارد، اما معمولا اجراي اين پروژه ها بيش از 3 سال طول ميکشد. به عبارت ديگر عامل توسعه خوشه پس از اجراي پروژه هاي فراگير مورد نظر و ارتقاء سطح خوشه، آنگاه که احساس نمايد خوشه به سطح مناسبي از پويايي پايا رسيده است اقدام به اعلام پايان پروژه و خروج از خوشه مي نمايد (منصوري و محمدلو، 1388).
8-2- بررسي توسعه خوشه هاي صنعتي در کشور و چالشهاي مربوطه
1-8-2- مسايل و معضلات
شکل دادن به خوشه هاي صنعتي، به معناي ايجاد شرايط مساعد در جهت کنار هم قرار گرفتن واقعي يا مجازي واحدهاي مرتبط و ايجاد حلقه هاي هم افزايي در ميان آنها، از جمله راهبردهاي موفق در توسعه منطقه اي و نهايتا توسعه ملي محسوب مي شود. در اين ميان بايد توجه داشت که نگاه صرفا محلي و منطقه اي به خوشه ها و بي توجهي به ارتباطات بين آنها و يا جايگاه خوشه هاي صنعتي در نظام صنعتي اقتصادي کشور، بحث خوشه هاي صنعتي را در کشور ابتر خواهد گذاشت.
نخستين قدم در مسير توسعه خوشه هاي صنعتي در مناطق مستعد کشور، اقدام به شناسايي مشکلات و تنگناهايي است که در سطوح مختلف، ايجاد و توسعه خوشه هاي صنعتي و يا به عبارت ديگر، فرآيند خوشه سازي را با مشکل مواجه مي سازد:
?) يکي از اساسي ترين اين مشکلات، ضعف فرهنگ همکاري و کار گروهي در کشور است. اين مسأله امکان نزديکي و اعتمادسازي بين عاملان اقتصادي را با مشکل مواجه مي سازد. حل اين معضل به فرهنگ سازي و معرفي منافع گسترده حاصل از همکاري احتياج دارد که تا کنون به صورت جدي به آن توجه نشده است.
?) مسأله ديگر ضعف مطالعات بوم شناسي و آمايش منطقه اي در کشور است که حل آن نيز به فعال کردن دانشگاه ها و تربيت نيروي انساني در اين جهت احتياج دارد.
?) مسأله ديگر، عدم برخورداري از زيرساخت هاي لازم در جهت توسعه خوشه هاي صنعتي در کشور است. ما هنوز بر روي تعريف صنايع کوچک و متوسط يا متولي اين بخش عظيم از صنعت کشور، در سطح نظام اجرايي کشور به يک جمع بندي نرسيده ايم و همين مسأله موجب پاره اي ناهماهنگي ها و موازي کاري ها شده است. از طرف ديگر توسعه خوشه هاي صنعتي به يک متولي و سياستگذار واحد نياز دارد و به نظر مي رسد بهترين پيشنهاد در اين باره آن است که سازمان مديريت و برنامه ريزي، اختيارات لازم جهت ايجاد و توسعه خوشه هاي صنعتي را به يک سازمان خاص تفويض کند يا آنکه راسا هدايت و هماهنگي اين مسأله را در کنار نهادهاي مختلف برعهده گيرد.
?) علاوه بر اين با توجه به وجود انواع مختلفي از خوشه هاي صنعتي (نظير خوشه هاي مبتني بر فناوري هاي پيشرفته يا خوشه هايي که در آنها بر صنايع کاربر تاکيد مي شود)، لازم است با ملاحظه شرايط خاص کشور، نوع خوشه هاي صنعتي متناسب با وضعيت ايران، تعيين شود.
اينها مجموعه زيرساخت هاي اداري است که به عنوان مقدمه و گام نخست در اجراي طرح هاي خوشه هاي صنعتي در کشور مي بايست مورد اهتمام قرار گيرند.
2-8-2- الزامات
براي توسعه خوشه هاي صنعتي در کشور، لازم است از نگاه ذره اي کنوني که قادر نيست با ايجاد حلقه هاي هم افزايي، توان خوشه هاي صنعتي را در خدمت توسعه يکديگر و نهايتا در جهت توسعه ملي قرار دهد فراتر رفته و با ايجاد يک حرکت عمومي در بين مسوولان و سياستگذاران کشور، مجموعه حمايت ها و ابزارهاي عمراني، مالياتي، قانوني و در يک جمله تمام توان و امکانات دولت را در خدمت پيشبرد اين هدف قرار داد. در اين زمينه بايد اقدامات زير صورت گيرد:
?) تدوين استراتژي بلندمدت خوشه سازي:
اولا بايد بر اساس يک راهبرد کلي و بلندمدت، جايگاه اساسي خوشه ها در نظام صنعت کشور تعريف شده و با يک عزم عمومي و ملي و در قالب يک طرح کلي که همه امکانات دولتي را در جهتي خاص بسيج مي کند، موانع توسعه خوشه هاي صنعتي در کشور مرتفع گردد. ثانيا بايد جايگاه خوشه هاي صنعتي در سياست صنعتي کشور تعيين شود. يعني ما در سطح ملي به روشني بدانيم که کدام بخش از توليدات يا خدمات بايد در خوشه ها شکل بگيرد و مسير زماني و اولويت هاي توسعه آنها نيز مشخص گردد. همچنين نقش دولت در اين زمينه روشن باشد؛ آيا دولت خود به توسعه خوشه ها اقدام مي کند (نگاه بالا به پايين) و يا اينکه صرفا نقش حمايت کننده و پشتيباني بي طرف را دارد که از شبه خوشه هاي موجود در کشور حمايت مي کند.
?) ساماندهي صنايع موجود:
ايجاد خوشه هاي صنعتي به دو عامل احتياج دارد: يکي تلاش براي تمرکز جغرافيايي واحدهاي همگن و ديگري اتخاذ تدابيري در جهت ايجاد ارتباط و هم افزايي اين بنگاه ها و سازمان دادن به آنها در قالب مجموعه اي واحد. با توجه به وجود خوشه هاي جنيني و ناقص در بسياري از مناطق کشور به نظر مي رسد، اقدام در جهت سازماندهي اين واحدها در قالب خوشه هاي صنعتي از طريق اعطاي کمک هاي مشاوره اي و ايجاد نهادهاي خدماتي و پشتيبان مي تواند به رشد اين مجموعه ها و افزايش ارتباطات هم افزايي بين آنها بيانجامد. بنابراين نخستين اقدام لازم براي توسعه خوشه هاي صنعتي در کشور، کمک به سامان يافتن واحدهاي موجود در قالب يک خوشه صنعتي است. علاوه بر اين در برخي موارد، ايجاد شهرک هاي فناوري تخصصي مي تواند به تمرکز واحدها و ايجاد ارتباطات موثر در مسير توسعه هر بنگاه در نهايت توسعه کل مجموعه کمک کند.
?) گسترش رقابت توام با همکاري:
ما براي موفقيت در بازارهاي داخلي و خارجي احتياج به ايجاد دو چيز داريم: رقابت و همکاري؛ که هر دو هم اکنون در ساختار صنعت کشور موجود نيست. در ادبيات اصطلاحا گفته مي شود؛ رقابت براي همکاري و همکاري براي رقابت. هريک بدون ديگري ناکارآمد است. مسئله اصلي، سازماندهي همکاري ها و تعاملات اقتصادي و صنعتي است؛ البته با حفظ و تقويت رقابت. شعار امروز اين است که “يا شبکه يا هيچ چيز”. ديگر، فعاليت هاي منتزع و منفرد، نمي توانند متضمن توسعه اقتصادي باشند. انگيزه اصلي در خوشه صنعتي اين است که به هم افزايي برسيم و اين کار مستلزم اين است که نيروي انساني مبادله شود، دانش مبادله شود و تکنولوژي منتشر شود که اينها همان همکاري و تعامل بين بنگاه ها را معنا مي دهد.
?) ارتباط صنايع جامع (مادر) و خوشه سازي:
يکي از خاستگاه هاي مهم خوشه سازي، صنايع جامع يا مادر است. صنايع جامع، آنهايي هستند که باتعداد وسيعي از تکنولوژي ها سروکار دارند، مقدار حجم و قطعات مور استفاده در آنها بسيار است و با صنايع ديگر ارتباطات زيادي دارند. به عبارت ديگر، اين صنايع لوکوموتيو حرکت بسياري از صنايع ديگر است. صنايع جامع را گاهي صنايع تکنولوژي بزرگ نيز مي گويند، البته نه به معناي بزرگي فيزيکي بلکه از جهت تعداد و گستردگي تکنولوژي هاي مرتبط با اين صنايع. اين صنايع، عمدتا بازار بزرگ و مطمئني دارند. تعداد اين گونه صنايع زياد نيست و عمدتا صنايع بخش حمل و نقل مي باشند، از جمله صنعت خودرو، صنعت هوافضا و صنعت دريا. از اين منظر هم اکنون صنايع خودرو و هوافضا، در جهان به شدت مورد توجه مي باشند. (البته مي توان به صنايع مسکن و نفت و گاز نيز اشاره کرد که در کشورمان بسيار مطرح است.) در کشور ما هم اکنون صنعت خودرو به حدي رسيده است که مي توان گفت تمام بازيگران قابل تعريف در اين صنعت را در خود جاي داده است و اين موفقيت بزرگي محسوب مي شود.
?) خوشه سازي با رويکرد هدفگيري:
راهبرد خوشه سازي در کشور ما بايد با توجه به رويکرد “هدفگيري انتخابي” باشد؛ يعني دولت تصميم بگيرد در چه صنايعي و در چه مناطقي مي خواهد خوشه سازي شود يا خوشه هاي موجود، مورد حمايت قرار گيرند. از آنجا که هدف از اين راهبرد بايد ايجاد و گسترش مزيتهاي رقابتي کشور و افزايش صادرات باشد نمي توان از هرنوع خوشه اي حمايت کرد و منابع محدود را به همه خوشه ها تخصيص داد. لذا انتخاب نوع و ويژگي هاي خوشه هاي مورد حمايت دولت بسيار مهم خواهد بود؛ چرا که اين چشم اندازسازي، در هدايت صنايع و سرمايه گذاران نقشي حياتي خواهد داشت.
?) براي توسعه خوشه سازي در کشور نياز به “اقدامات توان افزا” داريم:
براي پياده سازي سياست خوشه سازي، نياز به يکسري اقدامات زيربنايي و زيرساخت ها داريم که بخشي از اين اقدامات را اقدامات توان افزا تشکيل مي دهند. مثلا ايجاد مراکز رشد و پارکهاي فناوري، جزء اقدامات توان افزا است. البته اين بدان معنا نيست که به انکوباتورها اکتفا کنيم و همه تخم مرغ هايمان را در اين سبد بگذاريم! اقدامات ديگري هم لازم است. از آن طرف هم مي توان گفت اگر پارک و انکوباتور با رويکرد خوشه سازي جهت گيري نشود به شکست مي انجامد. انکوباتورها سکوي پرش به سمت شهرک هاي تحقيقاتي و فناوري ( يا همان پارک ها) هستند و شهرک هاي تحقيقاتي نيز مي تواند عضوي از يک خوشه باشند. سياست هاي تاسيس انکوباتور و پارک، نهايتا بايد به خوشه سازي منجر شود. هم اکنون در کشور، فضاي رقابتي وجود ندارد و اين نهادها مي توانند شرکت ها را براي رقابت مندي آماده سازند. تا اين مراکز پا نگيرند، شرکت هاي صنعتي مدرن و رقابت پذير، رونق نخواهند گرفت.
?) دانشي کردن خوشه ها الزامي است:
اساس خوشه سازي يعني چشم انداز و ارزش هاي مشترک بين بنگاه ها، تجمع فيزيکي بنگاه ها به تنهايي کافي نيست و بايد داراي روابط ارزش آفرين و انسجام زا باشند. بنيادي ترين ارزش در خوشه سازي، سرريز دانش است. به عبارت ديگر ايجاد اقتصاد دانش بنيان، متکي بر ايجاد خوشه هاي دانش بنيان است.
?) توجه به فاکتورهاي موفقيت خوشه:
فاکتورهاي اساسي موفقيت خوشه هاي صنعتي عبارتند از: ترسيم يک چشم انداز عمومي و مشترک، ايجاد اعتماد و هماهنگي ميان بنگاه ها، توصيه بهترين الگوها و تجربه هاي موفق، بهينه سازي چارچوب همکاري بين بخش هاي خصوصي، دولتي و مردمي (تشکل ها و نهادهاي اجتماعي)، بهينه سازي بهره برداري از منابع موجود، ايجاد انگيزه در بخش خصوصي، توانمند سازي بنگاه ها، استفاده از دانش ها و ابزارهاي پيشرفته و کارآمد، حفظ “خود مديريتي” و استقلال مالي بنگاه ها (خودگرداني) و نهايتا وارد کردن بنگاه هاي کوچک در زنجيره جهاني ارزش (ايزدخواه، 2005).

3-8-2- تفاوت بين سياستهاي توسعه خوشه اي و سياست هاي سطح صنعت
سياست هاي سطح صنعت متناسب با يك رشته صنعتي خاص بوده و داراي ابعاد محدود جغرافيايي نيست به علاوه يك رشته صنعتي مثل نساجي و يا صنايع فلزي در بردارنده زيرشته ها و محصولات متعددي است . حال آن كه يك خوشه صنعتي ممكن است توليد يك محصول خاص از يك رشته صنعتي را دنبال نمايد.
در حالي كه سياست هاي سطح صنعت مبعث از برنامه ها و مبتني بر اولويت هاي ملي و براي يك صنعت خاص طراحي مي شوند . سياست هاي توسعه خوشه اي بايد به گونه اي انعطاف پذير، ظرفيت توسعه خوشه ها را مبتني بر رويكرد ملي، اما در سطوح منطقه اي و محلي ارتقاء دهند. بنابراين، اين دو با تاثير متقابل همديگر را تقويت مي نمايند (منصوري، 1388).
4-8-2- ترکيب مديريت زنجيره تأمين و خوشه صنعتي
اگرچه مديريت زنجيره تأمين و خوشه صنعتي دو موضوع مطالعاتي متفاوت هستند، اما معلوم شده که يک رابطه طبيعي و داخلي بين اين دو نظريه و مفهوم وجود دارد. مطالعات صورت گرفته زيادي نشان داده اند که ترکيب اين دو موضوع در سرمنشأ آنهاست. جوئت و ديگران در سال 2013 تحقيقي در اين زمينه انجام داده اند. هدف اصلي تحقيق آنها مروري بر ارتباط بين مديريت زنجيره تأمين و خوشه صنعتي و همچنين مشخص نمودن شکاف و ارائة راهکار بود. تحقيق آنها در ابتدا با مطالعه بر روي 46 مقاله انجام شد که با بررسي بيشتر اين تعداد به 17 کاهش يافت. در پايان محتواي اين مقالات بر اساس

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق در مورد اقتصاد کسب و کار، عرضه کنندگان، انتقال دانش Next Entries منابع تحقیق درباره واجب الوجود، فصوص الحکم، انسان کامل