دانلود تحقیق در مورد روشنفکران، قهوه خانه ها

دانلود پایان نامه ارشد

فعال اعم از روحانيون،روشنفکران،توده هاي مردمي ،اساتيد دانشگاه و.. مي باشند،حاکي از اهميت وارزش جامعه شناسانه آن مي باشد که در اين پژوهش سعي خواهد شد ارزشهاي مقوم وموجود ونهادين در آن بيان شود.
در واقع آنچه که باعث شناخت وآگاهي از هر انقلابي ميشود شناسايي واقع بينانه از ارزش هاي موجود ومقوم درآن انقلاب يا بررسي گفتمانهاي موجود در آن است که انقلاب اسلامي ايران هم مستثني از اين امر نيست وداري ارزشهاي نهادين بسياري مي باشد.همه شرايطي که در بخش قبل بعنوان کنش سياسي واجتماعي روشنفکران وعلما در دوره پهلوي مطرح شد در اينجا،باعث آن شد که انقلابي صورت بگيرد که هرکدام از گروه هاي فعال درآن،نظير علما وروشنفکران خواست هاي جديدي از انقلاب اسلامي داشته باشند.که در اينجا درصدد هستيم.علل متعدد وقوع انقلاب اسلامي را به نوعي بيان وتشريح نمائيم،که اساساً چه شد که انقلاب شد. دراينجا بايد عنوان نمائيم که هرانقلابي درهرسطح فکري وانديشه اي که قراردارد،معلول يک سري علل وعوامل پيدايش است،تا اين علل نباشد انقلاب شکل نمي گيرد.درتحليل ريشه هاي انقلابها برخي مواقع کيفيت وچگونگي وقوع آن نيزمورد بررسي قرارمي گيرد.هرچند ريشه هاي يک انقلاب باچگونگي شکل گيري آن متفاوت است اما برخي مواقع تفکيک اين دو ازهم مشکل است.براي تشريح ريشه هاي انقلاب به کيفيت وعملکرد عامل يا عوامل شکل گيري آن نيزلزوماً اشاره مي شود.حداقل درشکل گيري يک انقلاب بايد به عوامل متعددي چرايي عوامل فرهنگي،فکري،اجتماعي ،اقتصادي وسياسي پرداخت وتوجه نمود.البته آنچه که در اين بخش متقارن گشته است با انقلاب اسلامي،نظر ورويکردي است که آنرا بمثابه يک گفتمان مي بيند،آنطور که دربابِ گفتمان در فصل اول ذکر کرديم دراينجا هم بطور گذار براي فهم مسئله چارچوب کلي گفتمان را بيان مي نمائيم.”بي گمان يکي از پرکارترين ومناقشه انگيز ترين واژگان درساليان اخير،گفتمان است که در شاخه هاي مختلف معرفي وبه کار رفته ومشتاقان بساري يافته است ولي درعلوم سياسي ودرفلسفه بيش از ساير شاخه ها،مورد اقبال وتوجه واقع شده است.شايد به اين دليل که درروزگار ما اين واژه با مفهوم قدرت گره خورده است.به ويژه در نزدفيلسوفاني چون ميشل فوکو اين اصطلاح چنان با قدرت درآميخته که گاهي با آن مترادف مي شود.”(اميني،1390: 35) البته ديد وبرآيند کلي از گفتمان بدين شرح است که ذکر مي شود:”ازآغاز دهه هفتاد ميلادي ،گفتمان از ديدگاه انسان شناسانه سخت مورد توجه قرارگرفت.هم در زبان شناسي توصيفي وهم درمطالعات فرهنگي،از اقبال گسترده اي برخوردارشد.از ديدگاه انسان شناسي از حد يک اصطلاح صرفاً ادبي فراتر رفت وهمه ابزارهاي پيام رساني ازجمله نوارهاي کاست وبطور کلي رسانه هاي صوتي وتصويري را دربرگرفت.نحوه تأثيرگذاري اين رسانه ها ونيز تحليل آنها ازديدگاه گفتماني در دهه هفتاد توجه انسان شناسان را به خود معطوف کرد.از ديد مطالعات فرهنگي،گفتمان سه مفهوم را مي رساند:به تنهايي هنر گفتن يا نوشتن است،واژه اي است که تجسم دانش ومعلومات است ومجموعه اي از آداب ورسوم وآيينهايي است که تجسم دانش ومعلومات است ومجموعه اي از آداب ورسوم وآيينهايي است که به مردم شيوه ارتباطات درست ومکالمات مؤثر وصحيح را بااستفاده از ذخاير فرهنگي مي آموزد.رويکرد دوم(فرهنگي)گفتمان را به زنجيره ارتباطي،دانش وقدرت مي کشاند واز تداخل آنها بايکديگر پرده برمي دارد اين برداشت از گفتمان دردهه 80 و70ميلادي مورد توجه قرار گرفت وشهرت وگسترش ونفوذ خود را بيش ازهمه مديون ميشل فوکو است.به نظر فوکو از قرن هيجدهم به بعد فرهنگ نيرويي دنيوي پيدا مي کند که مهترين ويژگي آن، جاي گرفتن اقتدار در گفتمان است.به اعتقاد وي،تجسم ومنشأقدرت که دردوران رنسانس درهستي سوبژکتيو خدواند متجلي بود،در سده نوزدهم به ساختارهاي ابژکتيو گفتمان منتقل شد.”(اميني،1390: 37-36) ودر جاي ديگري عنوان مي شود:”گفتمان در درون کاخ ها ودر قصرهاي تو درتو ومجلل نيست؛درهرجا ودرهمه جاهست؛در کوچک ترين واحد سياسي وجغرافيايي نيزبه چشم مي خورد.درهرجا که آمريت هست،اطاعت هست،وفريب وريا وپنهان کاري هست،گفتمان نيزهست،گفتماني که مخدر است و ويرانگر واغفال کننده است وگفتماني که مي تواند بيدارگر ومبارز ومعترض باشد.اين گفتمان را درهمه جا مي توان ديد؛درقهوه خانه ها،تکيه ها،مجالس نوحه خواني،سرگذرها،توي کارخانه ها وسرخرمن ها و.. ودر حقيقت به نظر فوکو،گفتمان گفتمان هم با قدرت است وهم برقدرت؛هم ابزاري درخدمت قدرت وباقدرت ومدافع وضع موجود وهمرنگ کننده ودرعين حال هم،شکننده همرنگي ويکنواختي وبي حرکتي وسکون وثبات در اين صورت است که تبديل به گفتمان معترض ومبارز مي شود.”(اميني،1390: 39-38) واين تعبير يکي از تعابير نزديک به واقيعت است که گفتمان هم معترض مي شود وهم حافظ وضع موجود که در مورد انقلاب اسلامي تحقيقاً به اثبات رسيد،زماني قبل از انقلاب اسلامي گفتمانها وخرده گفتمانهاي انقلابيون بر مسائلي همچون،سقوط سيستم پهلوي وبه نوعي اعتراض داشتن به وضع موجود بودند که بعد از پيروزي انقلاب اسلامي يک نوع گسست گفتماني لحاظ گشت ومعتقد به گفتمان حفظ وضع موجود يعني حفظ نظامي که بعد از انقلاب پديد آمده است،بودند. فوکو در کتاب ايرانيها چه رويائي درسردارند؟،مي نويسد:”من دوست ندارم که حکومت اسلامي را ايده وآرمان بنامم اما به عنوان خواست سياسي مراتحت تأثير قرارداده است.مرا تحت تأثير قرار داده،چون کوششي است براي اينکه،براي پاسخگويي به پاره اي مسايل امروزي،برخي ازساختارهاي جدايي ناپذيرِ اجتماعي وديني سياسي شود؛مرا تحت تأثير قرارداده است چون از اين جهت کوششي است براي اينکه سياست سک بُعد معنوي پيداکند.”(فوکو،1392: 41) فوکو درجايي ديگر در مواجه با اين پرسشي که ازمردم ايران در نزديک پيروزي انقلاب مي پرسد تا از پسِ فکري آنان وساخت جايگزينشان در برابر حکومت پهلوي، از آنان مي پرسد که چه مي خواهيد ودنبال چه چيزي هستيد؟ که خود فوکو درکتابش اينطور مي گويد: در مدت اقامت درايران يک بار هم واژه انقلاب را از زبان کسي نشنيدم؛اما از پنج مخاطب من چهار نفر جواب مي دادند؛حکومت اسلامي. اين جواب مرا غافلگير نمي کرد،آيت الله خميني همين جواب کوتاه را به خبرنگاران داده بود وهنوز هم سرحرف خود بود.”(فوکو،1392: 36)”رهبر فرزانه انقلاب اسلامي پديد آورنده گفتماني جديد بود که باتمام نو بودنش در سنت ديرينه اسلام ريشه داشت.ايشان،براي مردمِ تشنه عدالت وآزادي،سمبل حرکت وانقلاب وسياست وربط آنها بادين بود.شخصيت معنوي وتفسيرجديد ايشان زا مذهب تشيع بودکه برديگر گفتمانها غالب شدوامکان بسيج توده اي فراهم ساخت.مهمترين اصل براي امام ره ارتباط با مردم وحمايت از جانب توده هاي مردم بود.ايشان در ارتباط با اقشار وتوده هاي مردمبود.ايشان در ايجاد ارتباط با اقشار وتوده هاي مردم نبوغ خاصي داشت که از کمتر کسي مشاهده گرديده است.او با کلامي بسيار ساده وقابل درک براي همه حتي بي سوادترين انسانها پيچيده ترين مسائل سياسي-اجتماعي را مطرح مي کردوبا بيان خود در اعماق قلوب انسانهاي معتقد ومومن نفوذ مي نمود.”(رفيع زاده،1388: 132) اما در باب اينکه عوامل زمينه ساز انقلاب اسلامي ايران ودر نهايت پيروزي آن شد چه بوده ،مي توان اينطور عنوان نمود که:”درمورد انقلاب ايران مي توان گفت نارضايتي عميق از شرايط حاکم ورژيم پهلوي زماني ايجادشد که رژيم با دادن وعده هاي تکراري ودروغينِ رسيدن به دروازه هاي تمدن بزرگ هيچکدام ازآن وعده ها را تحقق نبخشيد.اين ناخشنودي زماني که با جنبه هاي فکري وعقيدتي توأم شد مردم از رژيم پهلوي متنفرشدند.در دوبخش ايدوئولوژيکي وعواطف مذهبي از يک طرف ومشروعيت سياسي از طرف ديگر بين مردم ايران ورژيم پهلوي شکاف عميقي ايجاد شد.رژيم برخي مواقع عملاً نيازها وحساسيت هاي مذهبي مردم را ناديده مي گرفت .مانند:مصوبه انجمن هاي ايالتي و ولايتي يا تغيير تقويم هجري شمسي به تقويم شاهنشاهي و… اعتراضات در اين جهت زماني عميق تر شد که گروههاي مذهبي در رأس اعتراضات عليه رژيم پهلوي قرار گرفتند.در حوزه سياسي نيز رژيم باهمه ي سروصدايي که براي توسعه اقتصادي واجتماعي و فرهنگي به پاکرد،حوزه ي سياسي دست نخورده باقي ماند.به عبارتي ساختار سياسي جامعه دچار کوچکترين تغييري(در طي سالهايي که تحولات در بخش هاي ديگردر ظاهر وجود داشت)نشد.ايران مدرن محمد رضا شاه با ايران عقب مانده ناصرالدين شاه(يکصد سال قبل از آن)تفاوت چنداني نکرده بود.اگر در اولي شاه قاجار به عنوان ضل الله برجميع شئونات مملکت فرمان راند،در دومي نيز اوامر شاهنشاه آريا مهر برهر امر ريز ودرشت مملکتي مي بايست شرف صدور يابد. در انقلاب ايران ورهبري به عنوان شخصيت محوري وجهت دهنده اصلي انقلاب مطرح است.رهبري هوشمند،قاطع وبلامنازع امام خميني ره اعتماد خاص مردم به وي وپيوند ديني وتاريخي روحانيت ومردم،وضعي استثنائي پديد آورد وبه موفقيت سريع در برانگيختن نارضايتي از وضع موجود وبسيج عمومي انجاميد.امام خميني ره ضمن تشريح اهداف وآرمانهاي انقلاب روحيه انقلابي را درکشور گسترش دادند.رهبري انقلاب ايران موفق شد با استفاده از شبکه مساجد وانجمن هاي اسلامي وانتشار چند اعلاميه وبيانيه،حرکتي را آغاز کند که پايان آن سقوط رژيم استبدادي پهلوي بود.”(رفيع زاده،1388: 154-153) عوامل متعددي براي انقلاب اسلامي ايران ذکر مي شود که البته همه اين عوامل به خودي خود ويکجانبه ومتقن،نمي توانند عامل نهايي وقوع انقلاب باشند بطوريکه بايد در يک مجموعه اي منتظم آنرا ديد که هرکدام از علل درکنارهم مي توانند علل نهايي راتشکيل دهند ،البته زيبا کلام درکتاب مقدمه اي برانقلاب اسلامي چندين علت راذکر مي نمايد وبراي هريک توضيحاتي ارائه مي نمايد که موارد علت هاي انقلاب را بدين شرح نام مي برد:1-فرضيه هاي توطئه992-مدرنيزه کردن100 3-نظريه اقتصاد 4-نظريه مذهب،که از اين بين، نويسنده عموما بيشترين عامل را استبداد سياسي حاکم در نظام پهلوي مي داند. اما زيبا کلام در تشريح فرضيه هاي توطئه اينچنين مي نويسد:”برخي معتقدند که انقلاب اسلامي در حقيقت يک توطئه از قبل طرح ريزي شده توسط قدرت هاي خارجي براي ساقط نمودن رژيم شاه بود.طرفداران اين تز در ابتدا بيشتر اعضا خانواده سلطنتي،بالاخص شخص شاه ،دربار،برخي از مقامات ارشد رژيم پيشين،اقشار مرفه و وابستگان به رژيم،بعضي از سران نظامي وانتظامي رژيم پهلوي بودند.اما اختلافات ومشکلات بعد ازانقلاب،به تدريج اقشار بيشتري رابه سوي اين تحليل کشاند.طرفداران فرضيه توطئه نوعاً غرب وبالاخص آمريکا وانگليس رامتهم به خالي نمودن زيرپاي شاه مي کنند.البته اقليّت کوچکي پاي شرق وشوروي سابق رانيز به ميان مي کشند.درپاسخ اينکه انگيزه غرب براي ازميان برداشتن شاه چه مي توانسته بوده باشد نظر واحدي وجود ندارد.برخي معتقدند که انگليس مي خواست از شاه بخاطر نزديک شدنش به آمريکا(ازمرداد سال1332 به بعد)انتقام بگيرد.برخي ديگر معتقدند که غرب مي خواست شاه را به سبب نقشش در افزايش قيمت نفت در اوپک تنبيه نمايد.شماربيشتري بحث مي کنند که ايران در سال هاي آخر رژيم، سريعاً به سمت پيشرفت وصنعتي شدن حرکت مي نمود.غرب که بازارهاي خود را درخطر مي ديد رژيم شاه را واژگون نمود تا جلوي بوجود آمدن ژاپن دومي را بگيرد وبالاخره نظر ديگري معتقد است که ايران قرباني بده بستان بين دوابرقدرت شد:آمريکا ايران را داد تا درجايي ديگر از شوروي امتيازبگيرد.”(زيباکلام،ب،1388: 57) که البته در نقد اين فرضيه مي نويسد که اين فرضيه از شواهد ودلايل متقن نشأت نمي گيرد ونه تنها دليلي وشواهدي وجود ندارد بلکه به نوعي روانشناسيِ اجتماعي اين بحث پرداخته واين را يک نوع بيماري حاد دانسته که حتي در شخص خود شاه وجود داشته که همه مشکلات وگرفتاريها را به خارج وعوامل توطئه ارجاع مي داده است ودر مورد اين بيماري اينچنين مي نويسد:”شاه سابق گوياترين مصداق اين بيماري بود.در طول سي وهفت سال سلطنتش،بخصوص در دو دهه آخر آن،هرمخالفي را آلت دست خارجي ها که با او وسلطنتش دشمن بودند،مي دانست.مخالفين چپي خود را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد مسئولیت مدنی، امنیت اجتماعی، ساختار سازمانی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد آیین دادرسی، نظم و امنیت، مسئولیت مدنی