دانلود تحقیق در مورد روابط دوجانبه، وزارت دربار، سازمان ملل، افغانستان

دانلود پایان نامه ارشد

سمت وابسته سفارت شوروي در تهران به جاسوسي براي شوروي مشغول بود. با انتشار خاطرات او و مشخص گرديدن اسامي کساني که با وي همکاري داشتند عده اي در ايران دستگير و بعضا به اعدام محکوم شدند. (پيشين، ص 38)
مسئله مهمتر افشاي روابط تيمورتاش وزير دربار رضاشاه و شخص دوم مملکت با شوروي بود. او که تحصيل کرده روسيه بود، بلافاصله از وزارت دربار کنار گذاشته و زنداني شد و در زندان نيز با اشاره شاه به قتل رسيد. البته اصل روابط او به دليل اينکه اعتبار رژيم را مخدوش مي نمود، بعدها اعلام شد؛ ولي اين امر اساس روابط را بر هم زد. به فاصله کوتاهي پس از آن، کشف فعاليت يک شبکه کمونيستي در ايران که به گروه 53 نفر مشهور شدند بر تيرگي روابط تهران – مسکو افزود. بالاخره ضربه آخر را، ورود ايران به پيمان سعدآباد در سال 1937 زد. اين پيمان ايران را به عنوان يکي از حلقه هاي زنجير سياست انگليس درآورد و از آن به منظور محاصره کشور شوراها و جلوگيري از ارتباط آن با ملتهاي ديگر استفاده مي شد. رضا شاه در سال 1938 پيشنهاد شوروي را براي امضاي قرارداد جديد بازرگاني نپذيرفت و اين امر کاهش شديد روابط تجاري دو کشور را در پي داشت. با شروع حمله نيروهاي آلماني به شوروي در 1941م. اين کشور با استناد به قرارداد 1921 از شمال وارد ايران گرديد. بهانه شوروي در اين کار، همکاري نيروهاي ايراني با آلمان ها بود. به دنبال آن نيروهاي انگليسي نيز با همين بهانه وارد ايران شدند. در واقع مي توان گفت نياز به قلمرو ايران براي رساندن تدارکات نظامي از خليج فارس به شوروي عامل اصلي تصرف ايران توسط شوروي و انگليس بود. پس از آن با توافق کامل متجاوزين، رضاشاه از سلطنت ايران کنار گذاشته شد و پسرش محمدرضا به سلطنت رسيد. (پيشين، صص 39 و 38)
مدتي قبل از شروع ماجراي آذربايجان، حزب توده با نظر مستقيم شوروي در ايران تشکيل گرديد (مهرماه 1320). اين حزب توسط بازماندگان گروه 53 نفر که از زندان آزاد شده بودند آغاز به کار کرد. در بدو امر قرار بود رابطه حزب توده با همسايه شمالي مخفي بماند، ولي در سال 1323 هنگامي که شوروي موضوع امتياز نفت شمال را مطرح نمود، و عليرغم مذاکرات کافتارادزه در تهران، حکومت و مجلس ايران با اعطاي آن مخالفت کردند، حزب توده در تظاهرات 5 آبان به طرفداري از دادن امتياز نفت به شوروي برخاسته، ماهيت واقعي خود را نمايان ساخت.
روابط دو کشور پس از رد امتياز نفت شمال تيره گرديد. به دنبال آن، حوادث آذربايجان و کردستان يکي پس از ديگري رخ نمودند. عليرغم پايان يافتن جنگ جهاني دوم و قول متفقين در کنفرانس تهران مبني بر تخليه ايران از قشون اشغال گر خارجي، شوروي همچنان نيروهاي خود را در ايران نگاه داشت.
بالاخره با کمک و حمايت نيروهاي نظامي آن کشور در اواخر همان سال يک حکومت خودمختار در آذربايجان به رهبري جعفرپيشه وري تشکيل گرديد. چند هفته بعد و به دنبال ملاقات چند تن از سران کرد در باکو با جعفر باقراوف نخست وزير آذربايجان شوروي زمينه تشکيل يک حکومت خودمختار در کردستان نيز فراهم شد. نيروهاي ارتش سرخ از حرکت واحدهاي نظامي ايران براي سرکوب تجزيه طلبان جلوگيري کردند. اين کشمکش مدتها ادامه داشت. پس از انتخاب قوام السلطنه به نخست وزيري ايران، او براي مذاکره با سران شوروي و حل اين مشکل در اواخر بهمن ماه 1329 عازم مسکو شد. پس از مذاکرات طولاني با مقامات شوروي مقرر گرديد :
1- واحدهاي ارتش سرخ از تاريخ 24 مارس 1946 (4 فروردين 1325) ظرف مدت يک ماه و نيم تمام خاک ايران را تخليه نمايند.
2- قرارداد ايجاد شرکت مختلط نفت ايران و شوروي و شرايط آن در تاريخ 24 مارس تا حداکثر 7 ماه براي تصويب به مجلس پيشنهاد شود.
3- چون مسئله آذربايجان امر داخلي ايران است، ترتيب مسالمت آميزي براي اجراي اصلاحات طبق قوانين موجود ايران و با روح خيرخواهي نسبت به اهالي بين دولت و مردم آن استان داده شود.
بند اول توافق نامه اجرا گرديد. ولي مجلس ايران پس از مدتها مذاکره در روز 23 مهر 1326 پيشنهاد تاسيس شرکت مختلط نفتي ايران و شوروي را رد کرد. در مورد بند سوم نيز پس از مدتي مذاکره دولت با سران فرقه دمکرات در تهران، بالاخره نيروهاي نظامي در آذر 1325 غائله کردستان و آذربايجان را خاتمه دادند. هر چند سفارت شوروي در تهران نسبت به اين مسائل معترض گرديد ولي اعتراض دولت شوروي بيشتر به دليل رد امتياز نفت بود وگرنه در مورد سرکوب نيروهاي به اصطلاح دموکرات همچون جريان سرکوب نهضت جنگل، اين کشور عکس العملي نشان نداد و بار ديگر اثبات نمود براي آنها منافع مادي بيشتر از هر چيز اهميت دارد، تا جايي که حاضر هستند براي رسيدن به آن نيروهاي طرفدار خود را نيز قرباني کنند. روابط دو کشور پس از اين حوادث تيره گرديد. خصوصا پس از سوء قصد به شاه در بهمن 1327 که از طرف دولت و به طور غيرواقع به حزب توده نسبت داده شد، اين حزب غيرقانوني اعلام شده، سران آن دستگير و مناسبات دو کشور وخيم تر گرديد. (پيشين، صص 40 و 39)
در دوران ملي شدن صنعت نفت، شوروي با عدم تحويل طلاهاي ايران و همکاري نکردن با دولت دکتر مصدق تا اندازه اي خود را به شاه نزديک کرد. پس از کودتاي 28 مرداد 1332 و در حالي که يک شبکه نظامي حزب توده در ايران کشف شده و افسران توده اي در آستانه اعدام بودند شوروي 11 تن طلاي ايران را که در زمان جنگ تصرف کرده بود تحويل دولت کودتا داد و بدين ترتيب بار ديگر روابط دو کشور بهبود يافت. (پيشين، ص41)
محمدرضا شاه در سال 1335 به مدت 19 روز از کشور شوروي بازديد کرد که گام ديگري در جهت توسعه روابط دو کشور بود. تا سال 1328 قراردادهايي براي افزايش مبادلات بازرگاني و ترانزيت کالا و استفاده مشترک از رودخانه هاي مرزي ارس و اترک به امضا رسيد. ليکن انعقاد قرارداد همکاري و اتحاد نظامي دو جانبه ميان ايران و ايالات متحده در مارس 1959 روابط دو کشور را مجددا بحراني نموده جنگ تبليغاتي ميان دو کشو برپا گرديد. خروشچف رهبر شوروي ايران را به سيب گنديده اي تشبيه کرد که خود به زمين خواهد افتاد و حتي ايران را تهديد نمود که بر اساس بند 6 قرارداد 1921 ايران را مجددا اشغال خواهد کرد. در اينجا شاه عقب نشيني نموده و در شهريور 1341 با ارسال يادداشتي دائر بر اينکه به هيچ کشور خارجي اجازه احداث پايگاه موشکي در ايران نخواهد داد روابط دو کشور به حال عادي بازگشت و جنگ تبليغاتي متوقف شد. (پيشين)
از آن پس شوروي با حمايت از حکومت ايران در جريان انقلاب به اصطلاح سفيد شاه و مردم و سرکوبي قيام 15 خرداد در صدد برآمد خود را به شاه نزديک کند. با مسافرت برژنف به ايران در دوران رياست جمهوري و سفر دوباره شاه به شوروي پايه هاي روابط دو کشور استوارتر گرديد.
سالهاي 1345 تا 1357 را مي توان بهترين سالهاي روابط دو کشور در زمان پهلوي دوم به حساب آورد. زيرا شاه حداکثر امتيازات اقتصادي را در اختيار شوروي گذاشت. از جمله آنها مي‌توان از خريد برخي تجهيزات نظامي از شوروي، در اختيار گذاردن گاز ايران به ارزان ترين قيمت به شوروي (در حالي که شوروي نخستين کشور جهان از نظر ذخاير گاز بود)، ورود هزاران کارشناس روسي براي اجراي طرحهاي احداث و توسعه ذوب آهن اصفهان، ماشين سازي اراک، ساختن سيلوها و … نام برد. شوروي و حزب توده ( در نشريات برون مرزي خود) همه جا از برنامه هاي اصلاحي شاه پشتيباني مي کردند. در حالي که ملکه انگليس و روساي جمهور آمريکا و فرانسه دعوت شاه را براي حضور در مراسم جشن هاي تاجگذاري و 2500 ساله شاهنشاهي نپذيرفتند، پادگورني رئيس جمهور شوروي براي شرکت در اين جشن ها به ايران آمد. (پيشين، صص 42-41)

(نقشه شماره 2-1) حدود مرزي ايران و روسيه قبل و بعد از عهدنامه گلستان

(نقشه شماره 2-2) حدود مرزي ايران و روسيه بعد از عهدنامه ترکمانچاي

(نقشه شماره 2-3) حدود مرزي کشورهاي منطقه قفقاز
گفتار دوم : روابط ايران و روسيه در بعد از انقلاب اسلامي

2-2-1) استقبال روسيه از انقلاب اسلامي و بهبود روابط و افول مجدد آن:
همزمان با خيزش مردمي و شکل گيري انقلاب اسلامي و در طول سال 1978 روسها همانند غربي ها بهت زده، نگران رنگ مذهبي و پيامدهاي انقلاب بودند و تا زمان سقوط قطعي شاه از تاييد انقلاب خودداري نمودند. اخطار برژنف به آمريکا در مورد عدم مداخله در امور ايران که به تاريخ 19 نوامبر 1978 (28 آبان 57) منتشر شد. اولين حرکت در جهت تاييد انقلاب و نقطه عطفي در سياست شوروي نسبت به ايران بود. از آن پس انتقاد از شاه و تاييد انقلاب در مطبوعات و راديو و تلويزيون شوروي آغاز گرديد. (پيشين)
با پيروزي انقلاب اسلامي ايران، ژئوپلتيک و جغرافياي سياسي منطقه دچار تحول اساسي شد و ايران حافظ منافع غرب و ژاندارم ايالات متحده در منطقه خليج فارس به تهديدي عليه منافع غرب و به ويژه امريکا تبديل گرديد. انقلاب اسلامي ايران با توجه به ماهيت نه شرقي نه غربي خود با نظام سوسياليستي شرق نيز در تعارض بود ولي خرسندي اتحاد شوروي از اين واقعه يعني پيروزي انقلاب اسلامي و قطع روابط ايران با امريکا انکار ناپذير بود چرا که براي آنان ايران مستقل و بريده از غرب، بهتر از ايراني وابسته به بلوک غرب و امريکا بود. به هر حال با فروپاشي نظام وابسته به آمريكا، يك پيروزي براي اتحاد شوروي تحقق يافته بود. لذا پس از سرنگوني رژيم شاهنشاهي که به غرب و بوِيژه آمريکا گرايش و وابستگي شديد داشت، روابط شوروي و ايران رو به بهبود گرائيد. برغم سياست “نه غربي نه شرقي” دولت انقلابي ايران، سفير روسيه ( شوروي سابق ) اولين ديپلمات خارجي بود كه حضرت امام خميني رهبر انقلاب اسلامي ايران در سال 1979 به حضور پذيرفت.
اتحاد جماهير شوروي بهبود جو مناسبات دوجانبه با ايران را به عنوان امكان تقويت موضع سياسي و اقتصادي خود در منطقه و تضمين عدم بازگشت نيروهاي وابسته به آمريكا (به رهبري ايران) تلقي مي‌كرد. لئونيد برژنف در سخنراني در برابر نمايندگان بيست و ششمين كنگره حزب كمونيست در فوريه 1981 ضرورت توسعه روابط دوجانبه با ايران “براساس احترام متقابل” را مورد تأكيد قرار داد. لكن اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروي و صادرات بزرگ تسليحات شوروي به عراق در بحبوحه جنگ ايران و عراق و انحلال حزب كمونيستي “توده” در ايران، همراه با افتضاح جاسوسي و اخراج 18 تن از ديپلماتهاي شوروي از تهران باعث به درازا كشيده شدن ملموس عادي شدن روابط ايران و شوروي شد.

2-2-2) گسترش مجدد روابط دو کشور و امضاء موافقتنامه هاي همکاري:
پس از آنكه ايران در تاريخ 20 ژوئيه 1988 شرايط آتش بس با عراق را بر اساس قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل قبول كرد تماسهاي دوجانبه شوروي و ايران از سر گرفته شد. پتروفسكي معاون وزير امور خارجه شوروي در سال 1988 در مراسم بزرگداشت نهمين سالگرد انقلاب اسلامي شركت جست. در جريان اين مراسم پتروفسكي و ميرحسين موسوي نخست وزير ايران مسائل از سر گرفتن همكاري گسترده اقتصادي را بررسي كردند.
به قدرت رسيدن ميخائيل گورباچف در شوروي موجب تحولات عظيمي در جهان کمونيسم شد که ناشي از ديدگاه او براي اصلاحات در حوزه سياسي و اقتصادي (گلاست نوست و پروستروئيکا) بود. امام خميني (ره) رهبر کبير انقلاب اسلامي در يک اقدام روشن بينانه با ارسال نامه اي به گورباچف رييس جمهور و صدر هيئت رييسه اتحاد جماهير شوروي سابق به تحليل رويدادهاي شوروي از دريچه ديني پرداخت. امام خميني در اين نامه مهمترين مشکل شوروي را مبارزه با خدا دانست. همچنين سقوط مارکسيسم را قطعي دانست و قادر نبودن غرب در حل مشکلات را گوشزد نمود و از اين رو دعوت خردمندانه اي به اسلام نمود. اين نامه در تاريخ 3 ژانويه 1989 توسط هيأتي به سرپرستي آيت الله جوادي آملي در مسکو به گورباچف ارائه شد.
در فوريه

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق در مورد افغانستان، انقلاب اکتبر، انقلاب مشروطه، قرارداد 1919 Next Entries دانلود تحقیق در مورد جهان اسلام، روابط دوجانبه، سپتامبر 2001، نفت و گاز