دانلود تحقیق در مورد حقوق کودک، فقه امامیه، مذاهب اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

این طریق، تا حدودی دسترسی و اطلاع یافتن از این حقوق آسان‌تر شود.
3- پرسش های تحقیق
1.حقوق کودکان ناشی از ازدواج موقت و ازدواج های نوظهور چیست ؟
2. انواع ازدواج های نوظهور در مذاهب اسلامی کدامند.؟
3. .حقوق کودکان ناشی از ازدواج موقت و ازدواج های نوظهور در فقه امامیه چیست؟
4.حقوق کودکان ناشی از ازدواج موقت و نوظهور در اهل سنت چیست؟
4- پیشینه و سابقه تحقیق
با اینکه موضوع این پایان‌نامه از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد و مبتلابه بسیاری از زوج‌ها و کودکان آنها می‌باشد اما با توجه به بررسی و تحقیقی که انجام گرفت، معلوم گردید که تحقیقی جامع در این باب صورت نگرفته است. اکثر مقالات و کتاب‌هایی که بررسی شد تنها به تعاریف ازدواج‌های نوظهور و حکم شرعی آنها پرداخته‌ و از حقوق کودکان ناشی از این ازدواج‌ها سخنی به میان نیاورده‌اند؛ کتاب‌هایی مانند: زواج مسیار تألیف یوسف قرضاوی، زواج العرفی و صور اخری للزواج غیر الرسمی تألیف فارس محمد عمران، زواج الفرند بین حکمه الشرعی و واقعه المعاصر (زواج الاصدقاء) تألیف عبد الملک بن یوسف المطلق، زواج مسیار دراسه فقهیه و اجتماعیه نقدیه تألیف عبد الملک بن یوسف المطلق و مستجدات فقهیه فی قضایا الزواج و الطلاق تألیف اسامه عمر سلیمان الأشقر.همچنین کتابهایی از فقه شیعه مانند: موسوعه احکام الاطفال و ادلتها تألیف قدرت الله انصاری شیرازی و پژوهشگران،کتاب نکاح و کتاب شیعه پاسخ می‌گوید تألیف ناصر مکارم شیرازی.
و این در حالی است که کودکان ناشی از این نوع ازدواج‌ها برای احقاق حقوق خود در جامعه با مشکلات بسیاری مواجه می‌شوند.از جمله این مشکلات می‌توان به عدم توانایی اثبات نسب اشاره نمود که متعاقب آن بسیاری از حقوق حقه‌شان پایمال می‌شود و در پی این مسائل، جوامع در آینده با نوجوانان و جوانانی رو به رو خواهد شد که نه تنها نمی‌توانند به عنوان استعدادهای بالفعل به ایفای نقش خود بپردازند، بلکه همانند آتش زیر خاکستر هر لحظه می‌توانند به وجود آورنده ناهنجاری‌های عظیمی باشند؛ در صورتی که انجام جنین تحقیقاتی می‌تواند تلنگری باشد برای نخبگان، حقوق‌دانان و فقهای مذاهب اسلامی تا به صورت جامع و بیانی روشن به تبیین حقوق کودکان ناشی از این ازدواج‌های نوظهور بپردازند.
5- فرضیه تحقیق
الف) فرضیه اصلی
1.کودکان ناشی از ازدواج های موقت و نوظهور همان حقوق کودکان ناشی از ازدواج دائم را دارا یند.
ب) فرضیه فرعی
1.حقوق کودکان ناشی از ازدواج های غیر دائم در فقه شیعه مانند حقوق کودکان ناشی از از دواج دائم است.
2.ازدواج هایی مثل مسیارکه به نظر می رسد غیر دائم اند از نظر اهل سنت ازدواج دائم قلمداد می شوند بنابراین کودکان ناشی از این ازدواج دارای حقوقی برابر با حقوق کودکان ناشی از ازدواج دائم اند.
6- روش تحقیق
روش تحقیق به صورت کتابخانه ای و مصاحبه‌ای است.
7- اهداف تحقیق
تبیین حقوق کودکان ناشی از ازدواج موقت و ازدواج‌های نوظهور در مذاهب است و اینکه این کودکان همانند سایر کودکان ناشی از ازدواج‌های دائم یا صحیح دارای حقوق می‌باشند.

فصل اول:
مفهوم شناسی

1ـ1تعریف حق
حق: حق به معنای مرتبه‌اى از سلطنت متعلق به شخص، متعلق الزام شارع و مقابل باطل تعریف شده است.1
ماهيت حق: واژه حق در لغت به معناى ثبوت و ثابت آمده است، اما نکته حائز اهمیت این است که در معناى اصطلاحى حق، همچنين تمايز آن از حكم و ملك، در بین فقها بحث‌هاى بسيار و نظرات مختلفى مطرح است؛ بدون آنكه به نتيجه‌اى مشخص و شفاف رسيده باشند. از اين رو، برخى فقها چيزهايى را از مصاديق حق بر شمرده‌اند در حالى كه برخى ديگر آنها را جزو احكام مى‌دانند.2 مهم‌ترين ديدگاه‌ها درباره حق عبارت هستند از:
1ـ حق عبارت است از مرتبه‌اى از سلطنت اما ضعيف‌تر از سلطنت موجود در ملكيت كه شارع مقدس آن را براى انسان به عنوان انسان يا براى فردى معين بر چيزى قرار داده است؛ خواه آن چيز عينى خارجى باشد، مانند حق تحجير نسبت به زمين موات يا انسانى معيّن، مانند حق قصاص و يا عقدى مانند حق خيار كه متعلقش عقد مى‌باشد.3
2ـ حق مرتبه ضعيفى از ملك يا نوعى از آن است؛ در نتيجه صاحب حق نسبت به آنچه زمام آن در دست او است، مالك مى‌باشد.4
3ـ حق عبارت است از اعتبارى خاص ـ غير از اعتبار سلطنت و ملك ـ كه داراى آثارى ويژه است؛ مانند: سلطنت بر فسخ در حق خيار يا بر تملك به عوض در حق شفعه.5
4ـ حق عبارت است از اعتبارى خاص ـ غير از اعتبار ملك و سلطنت ـ كه نزد عقلا سلطنت بر اسقاط و نقل را درپى دارد.6
5ـ حق با حكم يكى است و تنها تفاوت آن دو، در آثار است. در اين ديدگاه، حق عبارت است از حكم تكليفى يا وضعى كه به فعل انسان تعلق مى‌گيرد و قابل اسقاط است.7
6ـ حق در معنى عام خود عبارت است از: سلطه‌اى كه براى شخص بر شخص ديگر يا مال يا شيئى، جعل و اعتبار مى‌شود. به عبارت ديگر، حق توانايى خاصى می‌باشد كه براى كس يا كسانى نسبت به شخص يا چيزى اعتبار شده است و به مقتضاى اين توانايى، صاحب حق مى‌تواند در متعلق آن تصرف كند يا از آن بهره برگيرد.
در تعاریف بالا چند گونه تعریف شده است که قابل ادغام می‌باشد. به طور خلاصه می‌توان از حق چند تعریف کوتاه بیان کرد؛ 1ـ حق همان حکم شرعی است. 2ـ حق غیر از حکم شرعی می‌باشد. 3ـ حق همان سلطنت است. 4ـ حق مرتبه‌ای از ملک می‌باشد.
1ـ2 تعریف طفل
1ـ2ـ1طفل در لغت
طفل به معنی بچه آمده است و راغب نیز می‌گويد: طفل تا وقتى گفته می‌شود كه فرزند، بدنش نرم باشد. در مجمع البیان نیز طفل به کوچک از مردم یا هر چیز تعریف شده و در نهايه نیز، طفل به معنى بچه آمده است و بر پسر و دختر و جمع اطلاق می‌شود. در اقرب نیز در تعریف طفل آمده است: «هو يسعى لى فى اطفال الحوائج»؛ يعنى: او در حاجت‌هاى كوچك براى من تلاش مي‌كند. قاموس نيز معنى اولى آن را مثل اقرب گفته است.8
1ـ2ـ2 طفل در قرآن
کلمه طفل در آیاتی از قرآن کریم، آمده است که از آن جمله می‌توان به آیات ذیل اشاره نمود:
در آیه پنج سوره مبارکه حج آمده است: «وَ نُقِرُّ فِي الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلاً».
همچنین در آیه 31 سوره مبارکه نور نیز می‌خوانیم: «أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ» و نیز در آیه 59 همین سوره مبارکه باز شارع مقدس می‌فرماید: «وَ إِذا بَلَغَ الْأَطْفالُ مِنْكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا».9
1ـ2ـ3 تعریف طفل نزد فقها
کودک یا طفل، در فقه به فردى اطلاق مى‏شود که به بلوغ شرعى نرسیده باشد. فقها هم در بخش‌های وسیعی از فقه، به تناسب بحث، به تعریف کودک پرداخته‌اند؛ از آن جمله: حضرت امام خمینی(ره) در تحریر می‌فرماید:
«الصغیر و هو الذی لم یبلغ حد البلوغ محجور علیه شرعا لا تنفذ تصرفاته فی أمواله»؛ یعنی: صغیر کسی است که به حد بلوغ نرسیده باشد، این شخص از تصرفات در اموال خود ممنوع خواهد بود.
ایشان در ادامه می‌افزاید: هرچند که در کمال تمیزی و رشد باشد و تصرفاتش در نهایت سود و صلاح صورت گیرد.10 چنین شخصی از نظر فقها کودک تلقی می‌گردد.
دکتر وهبة الزحیلی در الفقه الاسلامی و ادلته می‌نویسد: کودکی دوره‌ای است که به هر انسانی خواهد گذشت؛ آغاز آن هنگامه ولادت و پایان آن رسیدن به حد بلوغ است. وی در ادامه می‌گوید: علمای حنفی و مالکی گفته‌اند که صغیر یا ممیز است یا غیر ممیز، و غیر ممیز کسی می‌باشد که هفت سال تمام را سپری نکرده است. و ممیز به کسی گویند که هفت سال تمام از عمرش گذشته است. چون پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرموده است: وقتی فرزندان‌تان به هفت سالگی رسیدند، آنان را به نماز عادت دهید.11
پس از پایان دوره کودکی را بلوغ می‌نامند که در میان فرق اسلامى، شافعیان و حنابله سن بلوغ را در زن و مرد 15 سالگی و مالکیان 17 سالگی مى‏دانند، اما نزد احناف، پسر و دختر سن بلوغی منفاوت از یکدیگر دارند؛ ایشان بلوغ پسر را در 10 سالگى و دختر را 17 سالگى ذکر کرده‏اند.12 در فقه امامیه، اگرچه برخى متأخران شیعه بلوغ دختران را در 13 سالگى محقق شمرده‏اند، اما غالباً سن بلوغ را در پسر 15 سالگی و در دختر 9 سال تمام قمرى مى‏دانند.13 با این همه، سن بلوغ شرعى براساس نظر بیشتر فقها،9 سالگى در دختران و 15 سالگى در پسران می‌باشد؛14 نکته قابل بیان دیگر اینکه، فقها افزون بر سن، نشانه‏هاى دیگرى، مانند روییدن موى خشن زیر بغل و عانه فرد و احتلام را نیز شرط بلوغ ذکر کرده‏اند.15 البته در دختران عادت ماهانه و حمل، اماره بلوغ محسوب مى‏شود.16شیخ طوسى در توضیح علامات بلوغ مى‏گوید:
«و البلوغ یکون بأحد خمسة اشیاء: خروج المنى و خروج الحیض و الحمل و الإنبات و السن؛ فثلاثه منها یشترک فیها الذکور و الإناث، و اثنان ینفرد بهمان الإناث؛ فثلاثة المشترکه فهى السن و خروج المنى و الإنبات، و الإثنان اللذان یختص بهمان الإناث: فالحیض و الحمل».17
به اعتقاد ایشان هر گاه که هر یک از علامات نام برده شده محقق گردد، فرد بالغ خواهد بود. ایشان با استناد به آیه شریفه «وَ ابْتَلُوا الیَتامى حَتَّى إذا بَلَغُوا النکاح فإنْ اَنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فادفعوا إلَیْهِمْ أمْوالَهُمْ»، اختیار پیش از بلوغ را براى احراز رشد و دادن مال به صبى لازم دانسته‏اند، بنابراین پایان حجر مالى زمانى است که بلوغ و رشد احراز گردد.18
1ـ3 تعریف ازدواج
1ـ3ـ1 ازدواج در لغت
زوج: «زوج الشی بالشی،و زوجه الیه یعنی قرنه به» 19 یعنی: اقران، نزدیک بودن و پیوستن است. خداوند متعال می‌فرماید: « اِنَّهُ خَلَقَ الزَّوجَینِ الذَّکَرَ وَ الاُنثی».20 در کلام عرب، زوجین به معنی اثنان می‌باشد که هر کدام از آنان زوج است؛ مذکر باشد یا مؤنث.21 پس زوج، هم به زن اطلاق می‌شود «یا آدَمُ اسکُن اَنتَ وَ زَوجُکَ الجَنَّةَ»22 و هم به مرد23. «فَلا تَحِلُّ لَهُ مِن بَعدُ حَتّی تَنکِحَ زَوجاً غَیرَهُ»24
1ـ3ـ2 نکاح در لغت
نکاح در اصل و ریشه به معنی وطی است که در صیغه عقد ظهور پیدا می‌کند. از این رو، به سبب وطی، به عقد و صیغه، اطلاق شده است که همان تَزَوجتُ و نکحتُ می‌باشد.25 ازهری بیان کرده است که اصل نکاح در زبان عربی همان الوط است که عقد می‌باشد و ازدواج کردن، نکاح می‌گویند. گفته می‌شود نکحتها و نکحتُ همان تزوجتُ است. 26
1ـ3ـ3 منظور ازازدواج
ازدواج، نکاح، زناشویی و همسر گرفتن مرد یا زن است به سبب عقد. ازدواج همراه با شرایط آن تحقق می‌یابد. عقد ازدواج یا برای مدتی معین منعقد می‌شود یا برای همیشه که از اولی به متعه یا ازدواج موقت و از دومی به ازدواج دائم تعبیر می‌شود. 27 اما ملک یمین یعنی كنيزى كه مملوك انسان است و به واسطه مملوك بودن بر مولى حلال است.
معاصران اهل سنت مانند ابو زهره ازدواج را این گونه تعریف می‌کند: ازدواج عقدی است که استمتاع بین زن و مرد را به شکل مشروع حلال می‌کند و برای هر کدام از آنان حقوق و تکالیفی قرار داده می‌شود.28
پس در نزد فقهای ما ازدواج‌های مشروع و حلال به طور كلّى سه قسم است:
1ـ ازدواج دائم؛
2ـ ازدواج موقّت يا متعه؛
3ـ ملك يمين.
موقت در لغت: از وقت گرفته شده و به معنای مقداری از زمان است؛ هر چیزی که زمان مشخصی دارد به آن موقت گفته می‌شود و چیزی که نهایت آن تعیین شده باشد. 29
ازدواج موقت در اصطلاح: ازدواج موقت عقدی زناشویی است که زمان آن مشخص و اجرت آن معین و موصوف می‌باشد و به نکاح متعه و نکاح موقت نیز تعبیر می‌شود که با انتهای مدت آن، منحل می‌شود و به طلاق و لعان نیاز ندارد. 30 ريشه ازدواج موقت اين سخن خداوند است كه می‌فرماید:
«وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلّا ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ كِتابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَ لا جُناحَ عَلَيْكُم

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق در مورد حقوق کودک، عقد ازدواج، فقه امامیه Next Entries دانلود تحقیق در مورد عقد ازدواج، امام صادق، عقد نکاح