دانلود تحقیق در مورد توسعه پاید، توسعه پایدار، سیر تاریخی، شهرهای اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

شهری شامل مسکن، کار، تفریح و… را در خود جای میدهد.
جمعیت آن 1500 نفر با مساحت تقریبی 35 هکتار است.
جامعه محلی
گروهی از مردم با منافع و رابطهای مشترک، بالاتر از خانواده و پایینتر از اولین طرح اجرایی شهرداری.
افرادی که باهم در یک محدوده تعریف شده کار و زندگی می‏کنند.
شبکهای از روابط تعریف شده با سطح چشمگیری از توجه و تعهد مشترک.
محل سکونت پایدار انسانی به صورت کامل و فشرده.
مأخذ: (مضطرزاده و حجتی، 1393: 72)
با توجه به آنچه در رابطه با محله ذکر شد میتوان چنین نتیجه گرفت که در هر فضایی که بتوان آن را محله نامید، دو چیز باید وجود داشته باشد:
• فضا و مکانهایی که بخشی از آن مسکونی بوده و ساکنان در آن اقامت دارند که در کنار آنان فضاهای خدماتی شامل آموزشی، فرهنگی، تجاری و… وجود دارد.
• فضایی اجتماعی که در درون خود روابط، مرزها و شبکههای اجتماعی را جای میدهد و باعث برقراری تعاملات اجتماعی، مشارکت مدنی، برخوردهای چهره به چهره و… خواهد شد.
2-2-1- سیر تاریخی نظریه محله
توسعه مفهوم محله با کاربریهاي غیر سکونتی، دیدگاه مختص قرن حاضر است. مساله مهم براي شهرسازان علاوه بر عملکرد، بحث ساختار اجتماعی محله است که تحت لواي مسئلهاي به نام هویت مطرح است که تحت عنوان محتوا قرار میگیرد. در این میان هم محتوا و هم عملکرد در نظریه محله در قرن حاضر مورد مناقشه قرار گرفته است(آلهاشم، 1388: 227). سیر تاریخی نظریه محله را براساس چهار مرحله میتوان تفکیک نمود:

شکل 1: سیر تاریخی نظریه محله
بنابراین، در جمعبندي مبانی نظري اندیشه محله‏ای، میتوان گفت که محله واحدي فیزیکی با هویت مشخص اجتماعی است که طبقات مختلف اجتماعی را در خود جاي داده و با الگوهاي مشترك زندگی، گرههاي اجتماعی را تحت پوشش قرار میدهد. در این چارچوب مفهوم محله از زاویه دیدگاه سنتی و مدرن مورد قرار گرفته است. دیدگاه سنتی، محله را واحدي خودکفا، فضاي کنش متقابل غیر رسمی، عاطفی و سرزنده و منبع هویتی افراد تلقی میکند و بر نقش منحصر به فرد محله در حفظ انسجام اجتماعی تاکید دارد. در مقابل، رویکرد نوین محله را از زاویه تأکید بر توسعه پایدار جامعه در نظر میگیرد .بنابراین نیازمند تعریف جدیدي از ارزشهاي اجتماعی و نیازهاي شهروندي است.
2-2-2- مفهوم محله در شهرهای ایران
محله به مثابه سلول اصلی شهر سنتی در ایران، سکونتگاه قوم، نژاد، مذهب یا فرقههای خاص است. جامعه شهری رنگ گرفته از نظام عشیرهای، در روند شکلگیری خود مجموعههایی را ایجاد کرد که به محله معروف شدند. از ابتدای بنای شهرهای اسلامی و حتی قبل از اسلام، هر قوم و قبیلهای تحت شرایط خانوادگی، منافع مشترک و شبکههای خویشاوندی، محلهای جداگانه در شهر بنا میکرد. نیاز همبستگی داخلی از یک سوء و تجدید گروه اجتماعی خودی در مقابل دیگران از سوی دیگر، لزوم خودکفایی نسبی را در زمینه خدمات و تأسیسات لازم را توجیه میکرد. همبستگی اجتماعی- فرهنگی سب ایجاد عامل روانی تعلق به محله و پیروی افراد از آداب و رسوم واحد و همچنین احساس تمایز نسبت به ساکنان دیگر محلهها بود. ساکنان محله نسبت به یکدیگر و در محله، دارای وظایف و حقوق خاصی بودند و خود را جزئی از جمع دانسته و بقا و آسایش خود را در کارایی مجموعه میدیدند. روابط اجتماعی حاکم به صورت بسیار ظریفی در شکلگیری و استخوانبندی محله مؤثر بود و شبکه ارتباطی و مرکز محله و دیگر عناصر کالبدی مانند آبانبار، مسجد حسینیه، سقاخانه و حمام تعریف میکرد. تحت تأثیر چنین شرایط اقتصادی و اجبار به خودکفا بودن نسبی، در هر محله تأسیسات اقتصادی ویژه‏ای برپا میشد و مرکزی در خود داشت که همه مایحتاج روزانه خود و کوتاه مدت محله را فراهم میساخت. بافت کالبدی محله به عنوان تبلور فضایی شرایط اجتماعی اقتصادی در رأس انسجام و همگنی خاصی بود. به عبارت دیگر، عوامل مذکور باعث به وجود آمدن عناصر کالبدی محله میشد و مجموعهای از عناصر مذکور در مراکز مسکونی، محیطی را پدید میآورد که نمایانگر روابط متقابل ساکنان در ارتباط روزمره آنان میشد(پاکزاد، 1361: 18).
اما محلهها با تحولات مختلفی مواجه شده‏اند که از دو منظر قابل بررسی است، یکی توجه به محله در قالب تحولات اقتصادی و اجتماعی و نظام سیاسی حاکم بر کشور که به وسیله دولتمردان و مدیران ملی صورت گرفته و همواره در ادوار مختلف تاریخی اعم از اسلامی، قاجار، پهلوی و پس از انقلاب اسلامی این تصمیمات توانسته است تأثیرات خود را به جای نهد. دیگری تأثیرپذیری محله‏ایرانی از تحولات نظام جهانی و تغییرات اقتصادی، اجتماعی و تکنولوژیکی که الزامات هر یک نیز تأثیرات ویژه‏ای داشته است. از این منظر در زمان حاضر تعریف از محله تغییراتی بنیادی کرده است و بیشتر ضوابط رسمی و قراردادی مبنای تعریف محله است. در تعریف و تبیین مفهوم محله در شهرهای ایران این واژه را میتوان از دو منظر تاریخی و قانونی مورد بررسی قرار داد. در برداشت تاریخی خصوصیات غالب شهرهای اسلامی در ساختار کالبدی و اجتماعی شهرها به واسطه تأثیرپذیری از هویت ایرانی اسلامی نمود بارزی داشته است، به گونهای که محله به عنوان یکی از اجزاء و عناصر شهر ایرانی اسلامی و تشکیل دهنده ساختار و استخوانبندی شهر تلقی میشود و محدوده آن نیز به واسطه وابستگی قومی، نژادی و مذهبی، حرفهای و طبقاتی تعریف شدنی است. این برداشت در گذر زمان دچار تغییر و تحولاتی شد، به گونهای که در نظام شهرنشینی و شهرسازی کشور محله‏های سنتی کمتر به مصداق گذشته با کارکردهای قابل انتظار آن وجود دارد. در برداشت حقوقی و قانونی، بررسی قوانین فعلی نشان میدهد مهمترین قانونی که محله در آن تعریف شده است، قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری سال 1362است؛ «طبق تبصره 2 ماده 4 این قانون محله مجموعه ساختمانهای مسکونی و خدماتی است که از لحاظ بافت اجتماعی ساکنان خود را اهل آن میدانند و دارای محدوده معین است. حدود محله‏های شهری تابع تقسیمات شهری است. در شهرهای بزرگ از به هم پیوستن چند محله شهری، منطقه شهری تشکیل میشود(عبدالهی، 1386: 17). در شهرسازی نیز توجه به مفهوم محله در قانون تغیر نام وزارت آبادانی و مسکن مورد تأیید قرار گرفت. از آنجا که طرحهای مصوب شهری به عنوان اسناد توسعه شهرها قلمداد میشود و ملاک عمل دستگاههای اجرایی و به ویژه مدیریت شهری برای اداره امور شهرهاست، ضرورت دارد تا در قالب مشخص و تعریف معین ردپای محله و محلهبندی در این طرحها پیشبینی شود، در حالی که این مفهوم هویت و جایگاه خاصی در این طرحها نداشته است(خاکساری، 1385: 2).
2-2-3- کارکرد محله‏های شهری
محلّهها از گذشتههاي دور نقش مهمي در ايجاد ارتباط و پيوند بين ساكنان خود داشتهاند. نقش و كاركرد محلّه در حيات اجتماعي جوامع باستاني چنان بود كه كمابيش هيچ خانواده و يا فردي نمیتوانست بدون آنكه خود را متعلق به آن بداند از يك زندگي متعادل برخوردار شود. همانگونه كه كمابيش همه افراد جامعه (چه درگذشته و چه در حال) خود را وابسته و متعلق به يك خانواده معين مي دانند. البته امروزه در شهر و سكونتگاههاي وابسته به جوامع پيشرفته از اهميت محلّه نسبت به گذشته كاسته شده است، زيرا روابط و پيوندها بر اصول متفاوتي از گذشته استوار گشتهاند(معصوی، 1390: 56). از جمله كاركردهاي محلّه توليد شكل زندگي مشترك بر حسب قواعد و آداب محلي بوده است. از آنجا كه تعلق مكاني به تدريج تعلقات اجتماعي و فرهنگي را در بين ساكنان محلّه گسترش ميداده اين موضوع سبب شكلگيري هويت جمعي در بين اهالي محله ميشده است.
امروزه دسترسي به وسايل نقليه و امكان سفرهاي سريع سبب شده كه مردم خود را در انتخاب مكانهاي خريد، تفريح، كار، آموزش و… آزاد ببينند، حتي اگر براي رسيدن به آنها مسيرهاي طولاني را طي كنند. اين امر سبب ميشود كه خصوصاً در شهرهاي بزرگ وقت زيادي تلف شود و مشكلات گوناگوني چون ترافيك، تأخير زماني و غيره پيش آيد. لذا بهتر است با پيشبيني اين گونه مراكز در سطح محلّهها (در حد امكان و توجه به نیازهای مرتبط روزانه و هفتگی) و ايجاد جاذبه، اهالي را به استفاده از امكانات محلي تشويق كرد. توسعه ارتباطات و نفوذ وسايل جمعي به داخل منازل، صرف وقت زياد در رفت و آمد بين محل كار و سكونت، عدم وجود پيوندهاي قومي و… بين اهالي، دسترسي به امكاناتي چون پست، تلفن، آتشنشاني، اورژانس و… ديگر جايي براي احساس نياز به برقراري ارتباط با همسايگان باقي نميگذارد.
2-3- مبانی و مفاهیم پایداری، توسعه پایدار و محله پایدار
2-3-1- پایداری
گرچه صحبت از پایداری به سالهای قبل از دهه 1980 بر میگردد، لیکن تحت عناوین مختلف گاهی با مضامین منفی(مانند اثر مالتوس و کتاب محدودیتهای رشد) و گاهی با یک تصویر مثبت(انجمن علمی جامعه محافظان کانادا) از آن یاد میشود.
پايداري ثمره فعاليتهايي است كه از راه ارزيابي تواناييهايي كه منجر به پايداري سيستم ميشود، حاصل گردیده(جکسون29 و همکاران، 2010: 1) و به توانايي جامعه، اكوسيستم و … براي تداوم كاركرد در آينده نامحدود، بدون تحليل رفتن منابعي كه سيستم به آن وابسته است، اطلاق ميشود(بزّی، 1391: 233). مفهوم پایداری در عصر حاضر آن چنان اهمیتی پیدا کرده که هر بحث جدیدی درباره محیط زیست و توسعه بدون توجه به این مفهوم بحثی ناتمام تلقی میشود. اما نکته حائز اهمیت این است که مفهوم پایداری بسته به شرایط زمان، مکان و جوامع مختلف تفاوت میکند و به همین جهت امکان تسری و تعمیم یک برداشت خاص از مفهوم پایداری وجود ندارد. در برخی از منابع واژه پایدار بودن به «حفظ کردن، ادامه دادن حیات و موجودیت، متوقف نشدن و قطع امید نکردن و امتداد یافتن و… » معنا شده است. بنابراین برای جامعه انسانی کاربردی نخواهد داشت؛ چرا که جامعه انسانی یک نظام سازگار پیچیدهای است که درون نظام پیچیده دیگری جای گرفته است که برای حمایت و پشتیبانی بدان وابسته است. با این نگرش هدف پایداری به گونهای دقیقتر به هدفی از توسعه پایدار معنی و تفسیر میشود(بدری و رکنالدین افتخاری، 1382: 13-10). در هر صورت اگر مفهوم اصلی پایداری عبارت از پایدار کردن کیفیت زندگی مردم باشد، اهداف اجتماعی و اقتصادی با سهولت بیشتری قابل شناسایی خواهد بود.
2-3-2- توسعه30
توسعه به معني كوشش آگاهانه نهادي شده و مبتني بر برنامهريزي براي ترقي اجتماعي و اقتصادي جوامع، مختص قرن بيستم ميباشد كه ابتدا از سال 1917در شوروي سابق آغاز گرديد(زياري و همکاران، 1388: 418). شاید به صورت دقیق در محفل عمومی توسعه را همزمان با انقلاب صنعتي در انگلستان و بعد از آن ميدانند كه تحولات عظيمي را در دنياي بشريت به همراه داشت و به سرعت مناسبات انسان با محيط اطراف خود را براي رسيدن به حد اعلای رفاه و برتری تغییر داد(امانپور و علیزاده، 1393: 86). اما مسیر توسعه را فرآیند تغییر در حرکت اجتماعات انسانی به جلو، به وسیله علوم مختلف و همچنین فرهنگ و ارتباطات و مدیریت میباشد(بزّی، 2008: 341). توسعه عبارت است از فرآیند بهبود بخشیدن به کیفیت تمام زندگی تمام مردم است. توسعه فرآیندی جامع از فعالیت‏های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است که هدفش بهبود مداوم زندگی تمام جمعیت بوده و فعالیت، آزادی، مشارکت مناسب و توزیع عادلانه منافع، از ارکان اساسی آن به شمار می‌آید.
2-3-3- توسعه پایدار
قابل قبولترین تعریف توسعه پایدار از نظر بینالمللی توسعهای است که نیازهای نسل حاضر را بدون به مخاطره انداختن توانایی نسلهای آینده برای تأمین نیازهای خودشان برآورده سازد(بارتون، 2000: 303). از دهه 1990 به بعد، مفهوم توسعه پایدار و جوامع پایدار جایگاه ویژه‏ای را به خود اختصاص داده است. توسعه پایدار به طور وسیع بعد از کمسیون برانتلند31 تحت عنوان آینده مشترک ما32(سال 1878) و اجلاس ریو33(سال 1992) مطرح شد. توسعه پایدار شامل مطالعات اقتصاد محیطی، زیست محیطی، اجتماعی، کالبدی(روی و پال34، 2009: 192) و تغییراتی که به صورت بلند مدت جهت حداکثر سازی رفاه انسان فعلی بدون آسیب به تواناییهای نسلهای آینده

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق در مورد توسعه پاید، توسعه پایدار، محله پایدار، توسعه پایدار شهری Next Entries دانلود تحقیق در مورد توسعه پاید، توسعه پایدار، توسعه پایدار شهری، توسعه شهر