دانلود تحقیق در مورد برنامه چهارم توسعه، آلفرد مارشال، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

سرمايه‌گذاريها تشويق کنند، چون بخش خصوصي معمولاً براي ايجاد واحدهاي بزرگ امکانات کافي ندارند، اين واحدها همچنين مي‌توانند به عنوان ابزار مناسبي براي خصوصيسازي در نظر گرفته شوند. اين واحدها امکان شناخت بازار را دارند و مي‌توانند خود را با نيازهاي بازار منطبق کنند و به خاطر کوچک بودن، فرايند تصميم گيري در آنها بسيار سريع است. اين واحدها مي‌توانند قدرت ابتکار و خلاقيت بيشتري داشته باشند، در توزيع فناوري در سطح کشور مي‌توانند موفق‌تر باشند و سريعاً خود را با فناوريهاي لازم تطبيق دهند و در يک نکته مي‌توانند تخصصي عمل کنند که اين، در واحدهاي بزرگ کمتر اتفاق مي‌افتد ( منصوري، 1384).
با توجه به آزادسازي تجارت در سطح جهان و جهاني شدن اقتصاد، بهبود کارايي و بهره‌وري بنگاههاي کوچک و متوسط و سازگاري و انعطاف پذيري آنها در زمينههاي محصول، بازار، فناوري، مديريت و سازمان امري مهم و حياتي است ( بانک توسعه آسيايي، 2001).
با فرصتهاي بالقوه‌اي که جهاني شدن براي دسترسي به بازارهاي جهاني به‌وجود مي‌آورد، بنگاههاي کوچک و متوسط به‌طور فزاينده‌اي براي قرار گرفتن در موقعيتي که بتوانند از اين فرصتها مزيت کسب کنند، تحريک مي‌شوند، اما به دليل محدوديتهاي زيادي که دارند خود را از بهره‌مندي از اين امکانات ناتوان مي‌يابند (اسملاش بيين، 2002). بنگاههاي کوچک و متوسط با مشکلات و محدوديتهاي زيادي روبه‌رو هستند که به ‌وسيله اندازه، طبيعت راه‌اندازي، ثبات، محيط رقابتي، دسترسي به فناوري و خدمات، و عوامل مرتبط به آنها تحميل مي‌شوند.( آنتون فرناندو،2001)
اکثر شرکتهاي کوچک، بالاخص آنهايي که در کشورهاي در حال توسعه هستند، نمي‌توانند اين الزامات را برآورده کنند و بنابراين ابزاري براي حضور موفقيت‌آميز در بازارهاي جهاني ندارند.( يونيدو، 2003) يک دليل رايج براي شکست اين کسب و کارها مربوط به فقدان تحقيقات بازار مناسب و کافي است. تحقيقات بازار به شرکتها در زمينه شناسايي مبناي مشتري بالقوه، قيمت پيشنهادي و تغيير حجم تقاضا در مقابل تغيير قيمت کمک ميکنند. همچنين تحقيقات بازار به اين شرکتها، اطلاعاتي در رابطه با رقباي آنها و عکس‌العمل احتمالي آنها در مقابل ورود رقباي جديد ارائه مي‌دهند. همان‌طوري که مشخص است اين اطلاعات در بازار رقابتي امروزي کاملاً حياتي هستند. بنگاههاي کوچک و متوسط به تنهايي منابع لازم براي بررسي بازارهاي خود را ندارند. آنها به‌طور بالايي به شرکاي تجاري خود براي بازاريابي محصولاتشان وابسته هستند ( ايتوه موتوشيگه، 1994).
4-3-2- مفهوم و تعريف خوشه
پشتوانه نظري پديده ايجاد خوشه يا تجميع را اولين بار آلفرد مارشال در نظريه صرفه هاي اقتصادي ناشي از تجميع بيان كرد. در چارچوب اين نظريه شركت هاي كوچك درعين حال كه رقباي طبيعي همديگرند، اعضاي داخل يك شبكه مستقل هستند. آثار ناشي از تجميع آنقدر مي تواند محسوس باشد كه مزاياي رقابت صرفاً درچارچوب اين تجمع مي تواند معنا پيدا كند. مفهوم خوشه هاي صنعتي به علت تازه بودن و عدم استحكام كافي در نظريه پردازي هنوز داراي ابهاماتي در تعريف و كاربرد است. هرچند ايده خوشه صنعتي توسط پورتر در 1990 ( Porter, 1990 ) شروع شد ولي پس از آن تعاريف متعددي از يك خوشه صنعتي ارائه گرديد. اگرچه برخي از محققين بر نقش سرمايه اجتماعي در همكاريهاي متقابل بين بنگاههاي موجود در يك خوشه تأكيد مي ورزند، با اين حال ممكن است فوايد حاصل از حضور در خوشه به برخي از بنگاههاي عضو منتقل نگردد. سازمانهاي غيرتجاري عضو خوشه شامل دانشگاهها، كالجها، برنامههاي توسعه صنعتي دولتي، نهادهاي تشكيل شده غيردولتي به صورت سازمانهاي غير دولتي(NGO )، انجمن هاي صنفي و غيرصنفي محلي، واسطه هاي زنحيره اي و مشابه اينها هستند. اين عناصر در ادبيات خوشه ها به عنوان مؤسسات حمايتي وابسته عنوان گرديده اند و از مهمترين عناصر كليدي موفقيت خوشه ها به شمار مي روند. در عمل تعريف خوشههاي صنعتي مشكل است. مخصوصاً اگر بخواهيم در يك تعريف كليه ابعاد خوشه اي را مطرح سازيم. از طرفي ابعاد فضا و زمان مهمترين فاكتورهاي مؤثر بر سياستگذاري خوشه اي هستند كه تصميم در خصوص برنامه هاي خوشه اي را تحت تأثير قرار مي دهند. از طرف ديگر داده ها ومواد به كار رفته، ممكن است محدوديتهايي را بر تعريف خوشه اعمال نمايند. با اين حال شايد نيازي نباشد تا كليه اين محدوديتها را در تعريف خوشه لحاظ نمائيم. در زير تعاريف متفاوت ارائه شده براي خوشه توسط محققين متفاوت را ارائه و سپس به يك تعريف قابل قبول براي اهداف اين تحقيق دست خواهيم يافت.
خوشه صنعتي ترجمه “اينداستريال كلاستر”14 و اين كلمه برگردان انگليسي كلمه ايتاليايي “ديسترتو اينداستريال”15 است. كلمه ديسترتو از ريشه لاتين قرون وسطي “ديستريكتوم”16 به معني محدوده است كه در آن مديريت واحد بر تشكيلات اعمال مي شود و وجه تسميه آن مربوط به تقسيمات شهري و مديريت هاي خرد در رم قديم مي باشد. خوشه هاي صنعتي پديده هاي اقتصادي برآمده از مزيت ها، مهارت ها و دانش هاي قوام يافته در يك رشته صنعتي در طول زمان هستند كه با تكيه بر سرمايه هاي اجتماعي و با اهداف اقتصادي در مناطق جغرافيايي خاص شكل گرفته اند. (پايك،1381)
گروهي از شركتهاي داراي پيوندهاي عمودي قوي و مستقر در يك منطقه كه از لحاظ جغرافيايي لزوماً به يكديگر نزديك نيستند. (پورتر،1990)
تعريف دوم و جديدتر پورتر: خوشه عبارت است از تمركز جغرافيايي نهادها و شركتهاي مرتبط با يكديگر در يك حوزه خاص.( پورتر، 1998)
خوشه در عام ترين مفهوم ، به تمركز مكاني فعاليتهاي اقتصادي در زمينه اي خاص اشاره مي كند. آنچه سبب مي شود كه خوشه ها اين چنين مورد توجه سياست گذاران قرار گيرند، فرصت هاي مربوط به كارايي جمعي است كه از صرفه هاي اقتصادي بيروني، پائين بودن هزينه هاي معاملاتي و اقدام جمعي سرچشمه مي گيرد. به اين ترتيب صرفاً تجمع مكاني شركتهايي كه ارتباط با يكديگر ندارند، نمي تواند كارايي جمعي را افزايش دهد. اين تعاملات و اثرات بيروني است كه مورد توجه است . بنابراين خوشه مجموعه اي نسبتاً بزرگ از بنگاههاي اقتصادي است، كه در محدوده مكاني خاصي قرار دارند، پيشينه تخصصي مشخص دارند و در آن ( خوشه)، تجارت بين بنگاهي و تخصص بنگاهها چشم گير است.( آلتنبرگ و استامر، 1999)
تمركز بخشي و جغرافيايي بنگاهها را خوشه گويند. چنين تمركزي باعث برخورداري از صرفه جوئي هاي بيروني مي گردد. وجود خوشه همچنين باعث جذب كارگزاران بازارهاي دوردست شده و به ظهور خدمات تخصصي در زمينه هاي فني، مالي و مديريتي كمك مي كند.( Humphrey & Schmitz,1998)
خوشه ها گروههايي از شركتها و سازمانهاي قرار گرفته در يك منطقه جغرافيايي مشخص هستند كه به وسيله وابستگي هاي دروني يك ارتباط درون گروهي از محصولات و خدمات را تشكيل مي دهند.( Ketels, 2003)
انبوهي از شركتهاي مجتمع شده در يك محدوده جغرافيايي نظير تأمين كنندگان منابع و مواد اوليه و متقاضيان کالا و خدمات كه برخي از ارتباطات را با يكديگر دارا هستند. اين شركتها معمولاً داراي توليدات مکمل و يا مشابه در محصول، فرايند و يا يك منبع هستند.( NGA, 2002)
خوشه مجموعه اي از شركتهاست كه در ناحيه يا حوزه اي جغرافيايي تمركز يافته و با تهديدها و فرصتهاي مشتركي مواجهاند . اين شركتها مجموعه اي از محصولات مرتبط يا مكمل را توليد و عرضه مي کنند . چنين تمركزي باعث ايجاد كسب و كارهاي مرتبط مي شود و به پيدايش خدمات تخصصي در زمينه هاي فني، مديريتي و مالي كمك مي كند.( ايران نژاد و رضوي، 1381)
خوشه صنعتي عبارتست از مجموعه اي همگن از صنايع كه در مناطق جغرافيايي به سبب وجود مزيتهاي خاص و يا سرمايه هاي قواميافته اجتماعي چون فن و مهارت با اهداف اقتصادي شكل گرفته است.( مجيدي ، 1381)
يك خوشه مجموعهاي از شركتها، سازمانها، تشكلها و نهادهاي تخصصي فعال در يك رشته صنعتي است كه ازطريق روابط متراكم شبكهاي قادر به همافزايي قابليتهاي آن مجموعه ميشود. خوشه صنعتي عموماً در يك مقياس جغرافيايي شهري يا منطقهاي شكل ميگيرد و داراي ويژگيهاي متعدد و مشخص است.( افخمي و رضوي، 1383)
به طور بالقوه صنايع رقابتي، ميل به خوشه شدن در اقتصاد را دارند، كه بر اساس داده ها، مهارتها و زيربناهاي مشترك، سامان مييابد. مفهوم خوشه كراراً به عنوان يك ساختار عملياتي براي سياست به كار گرفته شده است.( مباني نظري و مستندات برنامه چهارم توسعه 1383)
خوشه ها تمركز جغرافيايي‌ شركتها و نهادهايي‌ باهمبستگي‌ دروني‌ ويژه‌ در يك‌ زمينه‌ خاص‌هستند. خوشه ها آرايشي‌ از صنايع‌همبسته‌ و موجوديتهاي‌ ديگر را شامل‌ مي‌شوند كه‌ براي‌رقابت‌ مهم‌ هستند. براي‌ مثال‌ آنها شامل‌تأمين‌كنندگان‌ عوامل‌ ورودي‌ تخصصي‌ از قبيل‌اجزا، ماشين‌آلات‌، خدمات‌ و تدارك‌ بينندگان ‌زيرساختهاي‌ تخصصي‌ هستند. خوشه ها همچنين‌اغلب‌ به‌ جريانهاي‌ پايين‌ دستي‌ گسترش‌ مي‌يابند. جريانهاي‌ پايين‌ دستي‌ يعني‌ كانالها و مشتريان‌، سازندگان‌ محصولات‌ مكمل‌ و شركتها در صنايعي‌كه‌ با مهارتها، فناوريها و يا عوامل‌ ورودي‌ مشترك ‌به‌ يكديگر مربوط شده‌اند. بالاخره‌ بسياري‌ از خوشه ها شامل‌ سازمانهاي‌ زير هستند: مؤسسات‌دولتي‌ و ديگر مؤسسات‌ از قبيل‌ دانشگاهها، بنگاههاي‌ تنظيم‌ استانداردها، سازمانهاي‌پژوهشي‌، تدارك‌ بينندگان‌ آموزش‌ حرفه‌اي‌ وانجمنهاي‌ تجاري‌ كه‌ آموزشهاي‌ تخصصي‌، تحصيلات‌، اطلاعات‌، تحقيق‌ و پشتيباني‌ فناوري ‌را تدارك‌ مي‌بينند.
به صورت معمول خوشه هاي صنعتي به صورت يك گروه از بنگاهها و موسسات اقتصادي و غيراقتصادي هستند كه به صورت افقي و عمودي با يكديگر در ارتباطند، با يكديگر همكاري دارند و همچنين با يكديگر رقابت مي كنند. زمينه هاي همكاري متنوعي بين آنها وجود دارد ، مانند خريدهاي مشترك ، استفاده از شبكه هاي توزيع مشترك ، ارتباطات تكنولوژيكي ، تحقيقات مشترك ، زمينه هاي آموزش كاركنان ، آموزش مشترك مديران، برنامه هاي استاندارد سازي جمعي ، مطالعات مشترك بازار ، خريد تكنولوژي هاي قابل استفاده مشترك و نيز استفاده از زمينه هاي بازار كار مشترك مثل تشكيل ذخيره سرمايه انساني مشترك ( Enright, 1996).
مؤسسه علم و تكنولوژي كنتاكي (KSTC) خوشه هاي صنعتي را گروهي از بنگاهها مي داند كه ارتباطات و نيازهايي از قبيل همكاري صنعتي ، عرضه كنندگان آموزش‌هاي لازم ، نهادهاي آموزشي و مؤسسات همكاري فني و توسعه دارند. در اين تعريف موفقيت هر بنگاه در عرصه رقابت منوط به عملكرد خود بنگاه و ساير همكاران مي‌باشد و به طور كلي ويژگي بنيادي خوشه صنعتي، وابستگي بنگاهها و سهيم بودن آنها در منافع است و موفقيت تجاري، ناشي از كار مشترك براي حل مشكلات جمعي در عين وجود رقابت است.
کانون كارآفريني اسكاتلند (SE) خوشه ها را مجموعه‌اي از مشتريان، عرضه كنندگان، رقبا و نهادهاي پشتيباني از قبيل دانشگاهها ، مراكز آموزشي ، تحقيقاتي ، نهادي ، مالي و امكانات زيربنايي مي داند.
سازمان توسعه صنعتي وابسته به سازمان ملل 17(UNIDO)خوشه صنعتي را اينگونه تعريف مي كند: تمركز جغرافيايي و بخشي ( بخش اقتصادي ) فعاليتهاي توليدي كه طيفي از محصولات مرتبط و مكمل را توليد و به فروش مي رسانند و لذا مشكلات و فرصتهاي مشترك دارند. تمركز ياشده سبب ايجاد صرفه‌هاي اقتصادي از قبيل ضرورت شكل گيري عرضه تخصصي مواد خام و قطعات يا رشد حجم عظيمي از نيروي كار متخصص در يك بخش توليدي خاص شده و توسعه خدمات تخصصي فني ، مديريتي و مالي را تسريع مي بخشد.(http://www.daneshju.ir)
در صورتي كه بخواهيم تعاريف ارائه شده توسط سايرين را مرور كنيم ليست ارائه شده همچنان طولاني تر خواهد شد ، بدون اينكه به دامنه اطلاعات اخذ شده در راستاي تعريف خوشه ها كمك بيشتري بنمايد . براي دقت در تعريف نكات اصلي مورد اشاره تعاريف ارائه شده را در زير مرتب مي نمائيم.
تمركز در يك منطقه جغرافيايي
وجود ارتباط درون بنگاهي و درون صنعتي بين بنگاههاي عضو
در طول هم قرار گرفتن بنگاهها در درون خوشه ( ارتباطات عمودي )
وجود

پایان نامه
Previous Entries منابع تحقیق درباره واجب الوجود، مفهوم وجود، انسان کامل Next Entries منابع تحقیق درباره انسان کامل، صدق و کذب