دانلود تحقیق در مورد اقتصاد سیاسی، ایالات متحده، زیبایی شناسی، پسامدرنیسم

دانلود پایان نامه ارشد

وجه این نظر، بررسی تحول و تمایز آن است- جستجویی برای ارزش های واقعی تمدن، که به طور مشترک در هنر دوران رنسانس، رمان های بزرگ قرن نوزدهم و نظایر آن یافت می شوند.
بر اساس چنین برداشت هایی است که تصور مخرب بودن ماهیت«مردمی» و نیاز به کنترل و تنظیم لذت مردم پدید می آید. این برداشت ِ فرهنگ نخبگان از فرهنگ مردمی به خاطر نادیده گرفتن ماهیت فعال مصرف هنر مردمی و فرم های آن به خودی خود امروزه مورد انتقاد قرار گرفته است. بر اساس تصور باطل تقسیم بندی فرهنگ فرهیخته و فرهنگ عامیانه مطرح شده بود. تقسیم بندی سنتی بین فرهنگ والا-پست امروزه آشفته به نظر می رسد.
دیدگاه فرهیخته در مورد به کارگیری زیبایی شناسی برای موسیقی مردم پسند همچنان روشن و آشکار است، درست مانند نادیده انگاشتن یا کنار گذاردن ژانرهای موسیقی مردم پسند در موسیقی شناسی.
2-6-1-2 موسیقی مردم پسند و جامعه ی توده ای
افکار چپ گرایانه و نظریه ی «مکتب فرانکفورت» تاثیر زیادی روی مفسران محافظه کار فرهنگ فرهیخته داشته است. نظریه پردازان فرانکفورت از فرهنگ توده در شکل کلی آن انتقاد می کردند و می گفتند که در نظام تولید سرمایه داری فرهنگ تبدیل به یک کالا می شود و آن را « صنعت فرهنگ» نامیدند، که عاری از افکار منتقدانه و هرگونه مخالفتی است. چنین برداشت کلی ای توسط آدورنو بیشتر برای موسیقی و به خصوص در حمله ی او به تین پن الی و جاز شکل گرفت. وقتی آدورنو مقدمه ی انتقادی خود« در مورد موسیقی مردم پسند» را در 1941 منتشر کرد، موسیقی گروه های بزرگ، که امواج رادیویی و جدول های آهنگ های موفق را به خود اختصاص داده بود با سیستم تین پن الی نوشته می شد؛ این سیستم شیوه ای بود برای نوشتن آواز که اوایل دهه ی 1900 رواج یافته و از فرمول ساده ی قافیه بندی و هارمونی شکل می گرفت.
در این مقاله و نوشته های بعدی در مورد موسیقی مردم پسند، آدورنو به یکی دانستن فرم تین پن الی، جاز و انواع موسیقی های دارای گرایش جاز ادامه می دهد، بدون آنکه به پدیدار شدن راک اند رول در اوایل دهه ی 1950 توجه کند(آدورنو1976). این بی توجهی، نقد او را ضعیف کرده و به همین دلیل باعث می شود که دیدگاه هایش از سوی تحلیل گران موسیقی مردم پسند رد شوند.

2-6-1-3 رویکرد اقتصاد سیاسی
نگاه از دریچه اقتصاد سیاسی به رسانه های مردمی/توده ای نقطه شروع خود را دارد و آن این واقعیت است که تهیه کنندگان رسانه ی گروهی نهادهایی اساساً صنعتی هستند که با منطق سرمایه داری یعنی کسب حداکثر سود آوری هدایت می شوند. مالکان و مدیران این نهادها هم عده کمی هستند و بسیاری از شرکت هایِ بزرگ در ایالات متحده فعالیت دارند، به گونه ای که در چنین وضعیتی قدرت ایدئولوژیک اهمیت بسزایی می یابد. شیلر(1999) در بررسی خود نابرابری فراگیر و روز افزون در دسترسی به اطلاعات و تولیدات فرهنگی ناشی از تجاری سازی و خصوصی سازی پخش برنامه ها از آنتن، کتابخانه، تحصیلات عالی و سایر حوزه های مربوط به عموم مردم را ارائه داده است. بگدیکیان(1997) با بحث در مورد ایالات متحده نشان می دهد که چگونه تعداد کمی از شرکت های بزرگ امریکا به چنان قدرت ارتباطی دست یافته اند که هیچ شرکت خصوصی ای در تاریخ به آن دست نیافته است، و اینها بر روی هم یک قدرت ارتباطی تازه را شکل داده اند». صنعت موسیقی نیز بخشی از این روند تثبیت امپراتوری ارتباطی است (بارنت و کاواناگ ،1994). به دنبال آن مسئله ی کنترل رسانه و منافع کسانی که بر آن اعمال نظر می کنند و نیز ارتباط بین گوناگونی و نوآوری در بازار مطرح می شود.
تحلیل گران اقتصاد سیاسی کلاسیک ( که مکتب فرانکفورت یک نمونه قابل بحث از آن است) که سعی دارند اهمیت فرهنگ را بکاهند، آن را عمدتاً بازتاب پایه ی اقتصادی جامعه می دانند. تاثیر اقتصاد سیاسی در بحث مارکسیست های معاصر آشکار است، کسانی که بر روی قدرت سرمایه داری شرکتی برای ایجاد بازار و اعمال نفوذ بر مخاطب و بازار تاکید می ورزند.
بیش از هر هنر اجرایی دیگر، دنیای آواز از یک طرف توسط ثروتمندان و از طرف دیگر با اعمال سانسور اخلاقی تسخیر شده است. امکان ارائه ی صداهای جایگزین هر روز کمتر می شود، در این زمانه هیچ امکانی برای آن وجود ندارد. این یک توهم است که آواز کالایی است به سهولت قابل دسترسی… واقعیت این است که این آواز بخشی از مالکیت خصوصی نهاد های تجاری است.(راسلسون،1979:40)
تصویر سرمایه داری شرکتی در صنعت موسیقی که قادر به اعمال نفوذ بر مخاطبان و بازار و حتی به وجود آوردن بازار و مخاطب است، نشان دهنده ی آن است که کسب و کار موسیقی چگونه یک بخش مکمل از فعالیت شرکت های تولید سرگرمی در قالب یک شبکه جهانی است و با همیاری رسانه ای برای حداکثر سوداوری شکل گرفته است(بارنت و کاواناگ، 1994). تعمیم این ایده یادآور نظریه امپریالیسم فرهنگی دهه 1970 است که در آن گفته می شد فرهنگ مردم پسندِ تولیدی، خاصه در ایالات متحده اشکال فرهنگ ناب محلی را آلوده ساخته است.
چنین مواضعی می توانند به سادگی به شکلی از جبرگرایی اقتصادی تنزل یابند و با نظریه ی (کاپیتالیستی) تبانی در هم بیامیزد، فرهنگ را فراورده ی روابط مالی ببیند و هرگونه خودمختاری نسبی را از روبنا حذف کنند. این دیدگاه نکته ی اصلی را نمی شناسند، نکته ای که هرچند قبلاً گفته شد ولی باز هم باید آن را یاد آور شد: مصرف موسیقی(الزاماً) یک فعالیت منفعل نیست. اقتصاد سیاسی کلاسیک نیز سعی دارد که به بسیاری از مخالفت های سیاسی در موسیقی راک بی توجهی کرده یا آن را فراموش کند، منجمله نسبت به طغیان سمبلیک در سبک زندگی و “راک وجدان”، و استفاده ی آموزشی از متن آواز ها را نادیده بگیرد.
اما، نظریه پردازان معاصر در اقتصاد سیاسی، نسبت به فهم ارتباط متقابل بین زیر بنا و روبنا حساس تر شده اند. بنیاد های رسانه ای با پرسش از متن های رسانه ای مورد آزمایش قرار گرفته اند: چه کسی متن را تولید کرده است؟ برای چه مخاطبینی؟ برای منافع چه کسانی؟ چه چیزی کنار گذاشته می شود؟ چنین پرسش هایی برای رسانه به منظور پی بردن به رفتار های تولید، منابع مالی، فن آوری، چهارچوب های قانونی و ایجاد مخاطبان از سوی آنها لازم است. با توجه به مصرف فرهنگ در سطح جهان، در طرز فکر نگره ی امپریالسم فرهنگی کلاسیک، به صورت بنیادی تجدید نظر شده است، جایگاه «محلی» و ارتباط آن با جهانی شدن دچار پیچیدگی بیشتر شده و ماهیت پویاتری پیدا کرده است(والیس و مالم،1984؛ رابینسون و همکارانش،1991). این رویکرد جدید بر روی اهمیت اقتصاد سیاسی پافشاری می کند و با تدوین دوباره ی مطالعات موسیقی مردم پسند در دهه ی گذشته مورد توجه قرار گرفته است. شوکر(43:1386)
2-6-1-4 ساختار گرایی و موسیقی شناسی
نگاه ساختار گرایانه بر رسانه/ فرهنگ مردمی بر روی این موضوع تمرکز یافته است که چگونه معنا در متن های رسانه ای پدید می آید و «ساختار» یک متن( دیداری، گفتاری یا شنیداری) چگونه معنای ایدئولوژیک ویژه ای را تولید می کند. چنین مطالعه ای در درجه اول روشی نشانه شناختی است، مطالعه نشانه ها، و شیوه ای است که سعی دارد روشن کند عناصر گوناگون یک متن چگونه با هم ترکیب می شوند تا «برداشت ارجح» ( یا خوشایند تر و یا مسلط تر) را برای مصرف کننده(بیننده، شنوده، خواننده) ارائه نمایند. این نگرش مستلزم بررسی نظام مند تمام لایه هایی است که معنا را در متن می سازند.
برخورد موسیقی شناسی را می توان به چشم یک شکل ساختارگرا از تحلیل فرهنگی نگریست، چون این نگرش، با تاکید خاص روی ویژگی های صوری به متن امتیاز بیشتری می دهد. موسیقی شناسی در صحبت از ژانرهایی مثل پاپ و راک، از ابزار های متداول برای مطالعه فرم های موسیقی سنتی/ کلاسیک یعنی هارمونی، ضرب، ریتم و … استفاده می کند.
2-6-1-5 فرهنگ باوری و موسیقی مردم پسند
منظر فرهنگ باورانه بر سر فرهنگ مردمی به این مطلب می پردازد که رسانه بین ساختار های جامعه، اقتصاد، سیاست که منافع مسلط در جامعه را نگه می دارند چگونه توافق می کند( برای نمونه به کار های اولیه استوارت هال مراجعه کنید). کسانی که در این زمینه کار کرده اند به صورت قابل توجهی تحت تاثیر عقاید نظریه پرداز بزرگ مارکسیسم ایتالیایی آنتونیو گرامشی قرار دارند. به ویژه در درک سیطره ایدئولوژک که توسط او مطرح شده است و توضیح می دهد که طبقه حاکم چگونه از طریق کسب رضایت اکثریت و با بنیاد های گوناگون جامعه، منجمله مدارس، رسانه های جمعی، قانون، مذهب و فرهنگ مردمی تسلط خود را بر جامعه تحمیل می کند.
آنهایی که بر مصرف موسیقی مردم پسند همچون روندی فعال، و نه منفل، تاکید داشته و موسیقی مردم پسند را صحنه ی رویارویی های سیاسی دانسته و بر تضاد و کشمکش گسترده در صنعت موسیقی تاکید دارند را می توان” فرهنگ باور” خواند.در بررسی متون مرتبط با موسیقی مردم پسند، فرهنگ باوری را می توان به بهترین شکل در مطالعه ی ” مرکز مطالعات فرهنگی معاصر بیرمنگام” در دهه ی 1970 پیرامون خرده فرهنگ های جوانان( توسط هبدایج1979؛ ویلیس 1987؛ هال و جفرسون 1976) مشاهده کرد.
میدلتون (1990) نیز موسیقی مردم پسند را در فضایی می بیند مملو از تناقض، جر و بحث و رقابت میان «تحمیل شده» و «اصیل»، و بر خودمختاری نسبی اقدامات فرهنگی تاکید می ورزد.
2-6-1-7 راکِ پسامدرن
پسامدرنیسم اگر نگوییم در جست و جوی از میان برداشتن تضاد های سنتی و حد ومرز بین زیبایی شناسی و تجارب، هنر و بازار و نیز فرهنگ متعالی و پست بوده است دست کم آنها را بسیار محو ساخته است. هرچند، ماهیت دقیق پسامدرنیسم را مشکل بتوان شناخت و فقدان وضوح و انسجام در تمام اشکال متفاوت استفاده از این واژه وجود دارد.(شوکر،1386)
نهایتاً شوکر(همان،43) به این موضوع اشاره دارد که ایجاد معنا در موسیقی مردم پسند را می توان متکی برچند عامل دانست:
صنعت موسیقی و فن آوری همراه آن، آنهایی که موسیقی را خلق می کنند، ماهیت متن های موسیقی، پیدایش مخاطبان و شیوه ی مصرف، و کوشش برای تاثیر گذاری و قاعده مند کردن همه اینها. نقش موسیقی در کالایی کردن اجرا کنندگان و متن و پیشینه سازی منفعت، نقطه ی آغازین برای تحلیل موسیقی مردم پسند خواهد بود.

2-6-1-2 نظریه انتقادی آدورنو به موسیقی مردم پسند
آدورنو، موسیقی را در کانون نقدهای خود از مدرنیته قرار دارد و برخی از مهمترین سوالات درباره ی نقش موسیقی در جامعه معاصر را مطرح کرد. یکی از تمرکزات اساسی او درباره ی موسیقی از طریق ترکیب عناصر خودآگاهی را تحت تاثیر قرار می دهد و یکی از ابزارهای مدیریت اجتماعی و کنترل است(دنورا،2003). او موسیقی را یک رسانه پویا در زندگی اجتماعی میداند.(همان) به گفته ی سایمن فریث(1983)، تحقیقات آدورنو در بر گیرنده ی «نظانمند ترین تحلیل و نیز گزنده ترین انتقادها درباره فرهنگ توده ای است. در سال 1941، آدورنو مقاله ی بسیار تاثیربرانگیزی را منتشر ساخت با عنوان«درباره موسیقی مردم پسند»(1998). وی در این مقاله سه گزاره ی مشخص را درباره ی موسیقی عامه پسند مطرح کرد. نخستین گزاره ی آدورنو این است که موسیقی عامه پسند« هنجارین شده» است. آن گونه که آدورنو متذکر می گردد، «هنجارین شدگی از عام ترین جنبه ها[ی این نوع موسیقی] تا خاص ترین جنبه های آن را شامل می گردد»(8-197). به مجرد این که مردم به یک الگوی موسیقایی و غنایی- یا یکی از آنها- اقبال نشان می دهند، آن الگو تا حد ممکن برای مقاصد تجاری مورد بهره برداری قرار می گیرد و اوج این بهره برداری، «متبلور شدن هنجارها» است(202) (استوری،222:1389).
دومین گزاره آدورنو این است که موسیقی عامه پسند، گوش سپاری منفعلانه را ترویج میکند. کار کردن در نظام سرمایه داری عین ملامت است و لذا باعث می شود که انسان به دنبال راهی برای گریز از آن برآید. اما از آنجایی که این نحوه کارکردن ملال آور نیز هست، چندان رمقی برای یافتن راه گریزِ واقعی باقی نمی گذارد( الزام های فرهنگِ«اصیل»؛ ناگزیر، انسان به جلوه هایی از فرهنگ مانند موسیقی عامه پسند پناه می برد. مصرف موسیقی عامه پسند همیشه به طرزی منفعلانه و دائماً تکراری صورت می گیرد و

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق در مورد مطالعات فرهنگی، سیاست گذاری، سیاست فرهنگی، علوم اجتماعی Next Entries دانلود تحقیق در مورد اقتصاد سیاسی، صنعت فرهنگ، مصرف کنندگان، ایدئولوژی