دانلود تحقیق در مورد افغانستان

دانلود پایان نامه ارشد

توسط طرف ايراني مخصوصا در شکل غيررسمي بيان شده ولي نبايد آن را منحصر به طرف ايراني دانست. براي استراتژيست هاي روسي نيز پيوسته اين سوال وجود داشته که ايران در گزينش بين روسيه و ديگر بازيگران بين‌المللي، به کدام سو تمايل نشان مي‌دهد. اين ترديد و شک استراتژيک پيآمدهاي خود را داشته که از آن جمله مي‌توان به عدم اطمينان به امکان “همکاري استراتژيک” اشاره نمود. در لايه عميق تري اين عدم اطمينان را مي توان ظرفيتي منفي قلمداد کرد که در نهايت به ماهيت ترکيبي روابط دو جانبه سمت و سو مي دهد. علت اين عدم اطمينان و ظرفيت منفي وجود مواردي مي باشد که روسيه در همراهي با ديگر قدرتهاي جهاني در نقطه متقابل ايران قرار گرفته است. هر چند به خاطر ميزان قدرت، ايران امکان روسيه را براي بازيگران بين‌المللي نداشته ولي ايران از تضاد روسيه با ديگر بازيگران بين‌المللي در طي چند سده گذشته نيز بهره برداريهاي استراتژيک خود را کرده است. (پيشين، صص 180و 179)
مجموعه عواملي که به آنها اشارت رفت، مرزهاي نانوشته اي از نظر بين‌المللي را بر روابط ايران و روسيه حاکم کرده و احتمالا خواهد کرد. سيستم بين‌المللي، اتحاد استراتژيک ايران و روسيه را بر نمي تابد. در دوران جنگ سرد توجه به چنين اتحادي، تبادل سيستم را به هم ريخت. احتمالا در حال حاضر نيز چنين اتحادي توسط قدرتهاي بين‌المللي قابل تصور و تحمل نيست. مرز دوستي ايران و روسيه تا هر کجا رود، از نظر بازيگران بين‌المللي نمي‌تواند وارد مرحله اتحاد و ائتلاف استراتژيک شود. به نظر مي رسد که روسها، با وقوف از مرزهاي نانوشته روابط، از درجه تحمل سيستم بين الملل آگاهي دارند و ايران نيز با عنايت به شرايط بين‌المللي، پيوسته روابط دوستانه اي با همسايه شمالي خود داشته است. مرز حرکتهاي جهاني ضد روسي ايران نيز به گونه‌اي نانوشته مشخص شده است. موافقت ايران با عدم واگذاري پايگاه‌هاي موشکي به آمريکا عليه شوروي در دوران قبل از انقلاب و حفظ رابطه با شوروي بعد از اشغال افغانستان در دوران پس از پيروزي انقلاب اسلامي مي تواند گوياي آگاهي ايران نسبت به مرزهاي رابطه باشد. (پيشين، ص 180)

4-1-3) مديريت عنصر بين‌المللي روابط ايران و روسيه:
با عنايت به آنچه که بيان شد مي توان اين استنباط را کرد که اولا مديريت روابط ايران و روسيه، فراتر از رابطه دو جانبه تهران و مسکو رفته و بايد با دقت در ساختار سيستم بين‌المللي اداره شود. ثانيا مديريت روابط ايران و روسيه با ايجاد تعادلهايي بين گرايش هاي متضاد روبروست و ثالثا موفقيت ايران در مديريت روابط با روسيه در گرو واقع بيني و با در نظر گرفتن گرايش هاي مسلط در روابط دو کشور طي قرنهاي گذشته – البته بدون زنجير شدن در تصورات و پندارهاي کليشه اي- ميسر است.
مديريت روابط ايران و روسيه، نه مديريت يک رابطه صرفا دوجانبه، بلکه مديريت موضوعي بين‌المللي مي باشد. هرگونه تقليل گرايي در مديريت روابط دو کشور مخصوصا تنزل تحليلي آن به آمار و ارقام تجاري، تامين کننده منافع همه جانبه ايران نيست. مديريت روابط ايران و روسيه به يک معني، مديريت عنصر ساختار بين‌المللي در روابط خارجي کشور مي باشد. به علاوه، مديريت روابط ايران و روسيه، مستلزم ايجاد تعادلهاي ظريف بين‌المللي مي باشد. گرايشهاي گوناگوني در سه حوزه مزبور وجود دارد. کم دقتي در ايجاد تعادل بين گرايش هاي متفاوت و متضاد در حوزه‌هاي مزبور، مديريت روابط دو کشور را با چالش هايي روبرو مي سازد. در اين ميان، توجه به عنصر بازيگران بين‌المللي حائز اهميت مي باشد.
سرانجام اينکه نمي توان مديريت روابط ايران و روسيه را با تصورات و پندارهاي کليشه‌اي انجام داد. در روابط دو کشور پندارهاي گوناگوني وجود دارد که بعضي از آنها بر ماهيت روابط خارجي روسيه تکيه دارند. مديريت روابط ايران و روسيه، با در نظر گرفتن گرايشهايي که در چند سده گذشته حضور مداوم و مستمري داشته‌اند، امکان پذير است و در اين گرايشها، عنصر بين‌المللي روابط حائز اهميت مي باشد. (پيشين، ص 181)

گفتار دوم : نقش همکاري اتمي ايران در مناسبات روسيه و آمريکا

مسئله هسته‌اي ايران در حال حاضر در کانون مخاصمات ايران و آمريکا قرار دارد؛ ولي اين بدان معنا نيست که اين موضوعي مستقل و قائم به ذات است. در گذشته روابط متشنج و خصمانه ايران و آمريکا از لحاظ اهميت و اولويت موضوعات کانوني مناقشه دو کشور، دوره هاي مختلفي را از سرگذرانده است. زماني بحران ناشي از تسخير لانه جاسوسي امريکا در تهران، زماني حمايت آمريکا از صدام در جنگ تحميلي به ملت ايران، زماني ديگر ادعاي آمريکا درباره حمايت ايران از تروريسم و زماني دفاع ايران از حقوق مردم مظلوم فلسطين و لبنان. در هر زمان که موضوعي در کانون مناقشات قرار داشته است، موضوعات ديگر به حاشيه رانده شده اند؛ اگر چه هرگز از دستور کار سياسي دو طرف در اين مناقشه پايدار خارج نشده اند و به عنوان موضوعات جنبي و درجه دوم ايفاي نقش کرده اند. بنابراين، دستور کار و محمل مخاصمه تغيير مي کند، ولي خود مناقشه بر سر جاي خود باقي است. امروز فعاليتهاي هسته‌اي صلح آميز ايران، محمل مناسبي براي پيشبرد سياستهاي ضد ايراني ايالات متحده فراهم ساخته است و اين کشور با متهم کردن جمهوري اسلامي ايران به تلاش براي دستيابي به بمب هسته‌اي، مي‌کوشد تا جبهه‌اي از دشمنان ايران را پشت سر خود بسيج نمايد. (هاشمي، سيدحميد، 1385، ص 69)
واقعيت اين است که فشارهاي آمريکا به ايران در زمينه پرونده هسته‌اي، چه از خلال آژانس و چه خارج از آن، صرفاً از نگراني واشنگتن از دستيابي ايران به بمب اتمي ناشي نمي‌شود. گرچه ترديدي نيست که آمريکاييها و متحدانشان واقعاً از اينکه ايران فرضاً به سلاح هسته‌اي دست يابد بيم دارند و دلايل بسيار روشني هم براي اين نگراني وجود دارد، ولي آيا اگر جمهوري اسلامي ايران مطابق با اظهارات رياست محترم جمهوري اش به آنها تضميني در خصوص انجام ندادن فعاليتهاي نظامي اتمي بدهد، مي توان به پايان مناقشه و بسته شدن پرونده هسته‌اي ايران در آژانس اميد بست؟ پاسخ اين پرسش بي ترديد منفي است، زيرا مسئله هسته‌اي ايران در حقيقت بخشي از يک مسئله بزرگتر است، اين مسئله بزرگ را با دو گزاره مي توان توصيف کرد : ايران امروز مانعي در راه نظم آمريکايي نوظهور جهان مابعد جنگ سرد است و ديگر آنکه قدرت ايران بي وقفه در حال افزايش است. (پيشين، ص 70)
نتيجه حاصل از اين دو گزاره، اين خواهد بود که ايران با گذشت زمان به مانعي بزرگتر و باز هم بزرگتر در راه ايجاد جهان مطلوب آمريکايي مبدل خواهد شد. (پيشين)
در کنکاشي دقيق تر در متون متعلق به استراتژيستهاي ايالات متحده، کاملاً مشهود است که براي هموار کردن مسير ارابه تفوق بين‌المللي آمريکا، به عنوان امپراتوري جهان، واشنگتن مي‌بايست تمام ملتهايي را که ظرفيت رهبري منطقه‌اي و جهاني در سابقه تاريخي خود- به عنوان توان ذاتي استراتژيک- دارند، از قدرت هماوردي با ايالات متحده محروم کند. کشورهايي که در سابقه تاريخي و فرهنگ و هويت ملي خود از ظرفيت رهبري منطقه‌اي و بلکه جهاني بر خوردارند، شامل کشورهايي مي‌شوند که موقعيت ژئوپليتيک نيز دارند. (پيشين)
موضع گيريهاي آمريکا بر ضد ايران صاحب انرژي هسته‌اي، ناشي از چندين برداشت مشخص آمريکايي است، از منظر آمريکا، ايران به خاطر وسعت، جمعيت، هوشمندي و موقعيت ژئوپليتيک، به طور بالقوه زيرساختهاي قدرت برتر منطقه اي را دارد. لذا قدرت اين کشور در صورت برخورداري از دانش هسته‌اي در منطقه تثبيت خواهد شد. از سوي ديگر، هر چند ايران در واقع حق برخورداري از دانش هسته‌اي را دارد، ولي صلاحيت دستيابي به چرخه توليد بومي سوخت را ندارد. (پيشين، ص 71)
مورد ديگر که فشارهاي آمريکا بر ايران را توضيح مي دهد، وضعيت اسرائيل در منطقه است. اين کشور به عنوان متحد استراتژيک آمريکا، نقطه اتکا و پايه ثبات در منطقه شناخته مي‌شود و هرگونه به چالش کشيدن قدرت اين کشور، نظم و آرامش نسبي کنوني را به مخاطره خواهد انداخت. (پيشين)
همكاري روسيه با ايران ظرف ساليان طولاني مورد انتقاد شديد ايالات متحده آمريکا و اسرائيل بوده است. ايالات متحده و اسرائيل از اواسط سال 1994 به پياده كردن جنگ اطلاعاتي و رواني گسترده به منظور بي‌اعتبار كردن همكاري روسيه و ايران پرداختند.
پس از امضاي قرارداد تكميل ساخت بلوك اول نيروگاه بوشهر در تهران، فشار بر روسيه تشديد شد. نمايندگان اكثريت جمهوريخواه كنگره آمريکا تهديد كردند در صورتي كه مسكو از همكاري اتمي با تهران صرفنظر نكند، كمك به روسيه در چارچوب برنامه “كاهش مشترك خطر” را كاهش خواهند داد. دولت ايالات متحده در مورد خطر فروش فن‌آوريهاي اتمي به ايران موضع مشابه با كنگره داشت لكن “سياست با انعطاف توأم با كمك به روسيه” را پياده مي‌كرد. نمايندگان دولت از يك طرف اعلام مي‌كردند كه ايالات متحده نبايد كمك به روسيه را كاهش دهد زيرا مبالغ اختصاص داده شده خرج نابودي زرادخانه اتمي شوروي مي‌شود و از طرف ديگر دولت بيل كلينتون سياست مشورت براي اقناع رهبري روسيه به دست برداشتن از همكاري اتمي با ايران را تقويت مي‌كرد. بهر شکل “موضوع ايراني” به يكي از موارد اصلي مورد بررسي در ملاقاتهاي مقامات روسي و آمريكايي در سطوح مختلف تبديل گشت. (خلوپکوف، آنتون، 2001)
در ايام مذاكرات روسيه و ايران، نمايندگان ايالات متحده در سطوح رسمي و غيررسمي از اين موضوع ابراز نگراني مي‌كردند كه تجهيزات اتمي روسيه به كشوري صادر مي‌شود كه بنظر آنها بطور مخفيانه مشغول ساخت سلاح اتمي است و تنها هدف از توسعه انرژي اتمي ايران بدست آوردن فن‌آوريهاي لازم براي ساخت اينگونه تسليحات است. در اين رابطه بالاخص به ادعاي وجود برنامه نظامي اتمي ايران و ناتواني مالي كشور و همچنين ناتواني رهبري روسيه از تأمين كنترل همه جانبه مواد شكاف يابنده و كارشناسان ناقل اسرار توليد سلاح اتمي توجه مي‌شد.
جيمز ولسي مدير سازمان سيا در تاريخ 26 سپتامبر 1994 در آستانه ديدار سران روسيه و ايالات متحده در واشنگتن اعلام داشت: “ما به دقت مساعي ايران در جهت بدست‌آوردن فن‌آوريهاي اتمي و موشكي از غرب براي ساخت سلاح اتمي خود را برغم عضويت در پيمان عدم اشاعه تسليحات اتمي پيگيري مي‌كنيم. ما معتقديم كه ساخت چنين سلاحي 8 تا 10 سال وقت خواهد برد و كمك خارجي براي رعايت اين مدت زمان اهميت تعيين كننده خواهد داشت. مساعي ايران بالاخص در جهت دسترسي غيرقانوني به مواد و فن‌آوريهاي اتمي از منابع روسيه شديد بود. ايران همچنين سعي دارد براي تسريع شديد برنامه عمليات خود نمونه‌هاي آماده سلاح اتمي را بدست آورد”.(پيشين)
گزارشات واهي و غيرمستند مربوط به خريد كلاهك‌هاي اتمي از جمهوريهاي شوروي سابق توسط ايران در طول دهه 1990 به كرات در روزنامه‌ها درج شد. برغم اينكه هيچ تأئيد واقعي و مستندي از اين شايعات موجود نبود ولي آنها باعث بروز جوّ نامساعد براي همكاري روسيه و ايران شدند.
ايالات متحده در چارچوب سياست معطوف به منزوي ساختن ايران سعي داشت نه تنها از توسعه همكاري اتمي مسكو و تهران بلكه از صادرات تسليحات متعارف به ايران جلوگيري كند. بيل كلينتون توانست در جريان ديدار يلتسين از واشنگتن در آخر سپتامبر 1994 موافقت وي براي پذيرفتن تعهد “عدم امضاي قراردادهاي جديد فروش تسليحات به ايران” را كسب كند. (پيشين)
بسياري از كارشناسان روس در آن روزها بر اين باور بودند كه همكاري اتمي دو کشور نيز دچار سرنوشت مشابهي خواهد شد. اين مسئله در جريان ملاقات وارن كريستوفر وزير امور خارجه ايالات متحده با آندري كوزيروف همتاي روس وي در اواخر مارس 1995 در ژنو بررسي شد لكن طرفين به تفاهم نرسيدند. علاوه بر مسئله ايران، توسعه ناتو و اوضاع چچن مسائل ديگري بودند كه به اندازه ايران، روابط دو كشور را متشنج مي‌ساختند. بر اين مبنا در چارچوب روابط روسيه و آمريکا مسائل مشكل زاي متعددي علاوه بر ايران انباشته شده بود كه حل و فصل جداگانه هر يك از اين مسائل را دشوار مي نمود.
وارن كريستوفر يك

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق در مورد روابط دوجانبه، سازمان ملل، سازمان ملل متحد، قرن نوزدهم Next Entries مقاله درمورد زیبایی مطلق، عالم ماده، یونان باستان، سلسله مراتب