دانلود تحقیق در مورد اسماعیلیه، جهان دیگر، مذاهب اسلامی، گناهان کبیره

دانلود پایان نامه ارشد

طلایه‏دار تحوّلات عصر خویش بوده است» (هالم، 1377: 1)
بهشت: « بهشت . [ ب ِ هَِ ] (اِ) در اوستا «وهیشته » از ریشه‏‏ «وهو» صفت تفضیلی است برای موصوف محذوف که «انگهو» (خوب ) و «ایشت‏» (علامت تفضیل ) یعنی خوشتر، نیکوتر و آن (جهان هستی ) باشد و جمعاً یعنی جهان بهتر، عالم نیکوتر، ضد دژنگهو = دوزخ پهلوی و «وهیشت » فردوس .خلد. جنت . جایی خوش آب وهوا و فراخ نعمت و آراسته که نیکوکاران پس از مرگ در آن مخلد باشند» (فرهنگ دهخدا، 1377: ذیل واژه‏ی بهشت).
دوزخ: «دوزخ . [ زَ ] (اِ) جهنم . (لغت محلی شوشتر). جهنم به عقیده همه ادیان ، جایی در جهان دیگر که بزه کاران را در آنجا به انواع عقوبت کیفر دهند. نقیض بهشت و نام درکات سبعه آن چنین است : 1‏- جهنم ، جای اهل کبایر که بی توبه مرده‏اند. 2 – لظی ، جای ستاره پرستان . 3- حطمه‏ی، جای بت پرستان . 4 – سعیر؛ مکان ابلیس و متتابعان او. 5 – سقر، جای ترسایان . 6 – جحیم ، محل مشرکان . 7 – هاویه ، منزل منافقان وزندیقان و کفار. جای عذاب کافران . در آیین زردشتی‏، جایی است در جهان دیگر که در آنجا گناهکاران جزای کارهای بدخود بینند، و آن محلی است سخت عمیق همچون چاهی بسیار تاریک و سرد دارای دمه و متعفن و جانوران موذی که کوچکترین آن‏ها به بلندی کوه است به تنبیه روان بدکاران مشغولند. تشنگی ، گرسنگی ، نگونسار آویخته شدن ، میخ چوبین بر چشم فرورفتن، زبان بریده شدن و غیره از انواع شکنجه دوزخیان است . دوزخ معادل جهنم است به اعتقاد مسلمانان، و آن محلی است پر از آتش و مملو از جانوران موذی که گناهکاران را در آنجا بسزای اعمال خود رسانند» (همان: ذیل واژه‏ی دوزخ).
ناصرخسرو قبادیانی: ناصربن خسروبن حارث قبادیانی بلخی مروزی ، ملقب و متخلص به «حجت » و مکنی به ابومعین . از شاعران قوی طبع و قصیده سرایان گران قدر زبان فارسی است . وی در ماه ذی القعده سال 394 هَ . ق . مطابق با تیر یا مرداد سنه 382 هَ . ش . در قبادیان از نواحی بلخ در خانواده محتشمی که ظاهراً به امور دولتی و دیوانی اشتغال داشته اند متولد گشت . از ابتدای جوانی به تحصیل علم وادب پرداخت و «تقریباً در تمام علوم متداوله عقلی و نقلی آن زمان و مخصوصاً علوم یونانی از ارثماطیقی و مجسطی بطلمیوس و هندسه اقلیدس و طب و موسیقی و بالاخص علم حساب و نجوم و فلسفه و همچنین در علم کلام و حکمت متالهین تبحر پیدا کرد» (همان: ذیل واژه‏ی ناصرخسرو).

1-9 حدود و قلمرو تحقیق
قلمرو این تحقیق، دیوان ناصرخسرو قبادیانی می‏باشد که در سال 1392 توسط انتشارات ثالث چاپ شده است و مصحح آن نصراله تقوی و با مقدمه‏ی بدیع‏الزمان فروزانفر می‏باشد.

2-1 مقدمه
اعتقاد به معاد و عالم بالا، در اسلام به عنوان یکی از اصول بنیادی مطرح شده است که رد آن، فرد را از مسلک اسلام دور می‏سازد. به همین دلیل تمام فرقه‏های منشعب شده از اسلام، این اصل را به عنوان پایه اعتقادی خود مطرح می‏کنند و به آن ایمان دارند. تنها در نوع و کیفیت حالات معاد است که اختلافاتی در فرق مختلف اسلامی دیده می‏شود. یکی از آن فرقه‏ها، اسماعیلیه است که اگرچه معاد و بهشت و دوزخ را قبول دارند؛ اما تفاوت‏هایی نیز با نظرات اسلام اهل سنت و شیعه اثنی عشری دارند. در این فصل ابتدا به چگونگی آرای اسلام در این باره پرداخته و سپس معرفی مختصری از آرا و اندیشه‏های فرقه‏ی اسماعیلیه بیان می‏کنیم تا تفاوت‏های این دو فرقه مشخص گردد.

2-2 تعریف واژگان مرتبط با موضوع
ثواب: «ثواب در حقیقت لذت‏بخش و ملذّی است که خداوند متعال آن را به بنده‏ی خود که با تعظیم، او را عبادت نموده است، وعده داده است» (عباس‏زاده، 1382: 250). کسی که مستحق ثواب می‏شود، در دنیا به امور واجبات و مستحبات را انجام داده و از فرامین الهی پیروی نموده است.
عقاب: «مؤلِم و عذاب دهنده‏ای است که خداوند متعال آن را به بنده‏ی خود که با اهانت، او را نافرمانی نموده است، وعید داده است» (همان). کسی که می‏تواند ثواب و عقاب را جاری نماید، تنها خداوند است.
جوهر: «جوهر به دو قسم است: جسمانی و روحانی. جوهر جسمانی آن است که او را کناره است و به سه جانب کشیدگی دارد (طول و عرض و عمق) و اندر مقدار و اندازه محدود است و محصور به اعتقاد وی وجود جوهر جسم به دو معناست: هیولا و صورت. معنایی که جسم به سبب آن پذیرای اعراض شود، هیولا گویند. معنایی که جسم بدان معنا فعلی که به جسم مخصوص است پدید آمده است، صورت گویند» (گروه مذاهب اسلامی، 1381: 428).

2-3 بهشت و دوزخ در دیدگاه اسلامی
در مورد عالم بعد از مرگ، دو اندیشه و تفکر کلی وجود دارد: 1. تفکر اول که معتقدند عالم پس از مرگ، قبر، برزخ و قیامت وجود ندارد و هرچه هست، همه چیز در همین دنیا است. 2. تفکر دوم که معتقدند، پس از دنیا، عالم قبر، برزخ و قیامت وجود دارد و انسان در این دنیا هرچه بکارد در آن عالم برداشت می‏کند.
در دین مبین اسلام، اعتقاد به معاد و آخرت یکی از اصول بنیادین شرع است و هر مسلمانی این تفکر را قبول دارد که عالمی بعد از این دنیا وجود دارد که پس از مرگ در آن‏جا ساکن می‏شوند.
در مورد بهشت و دوزخ احادیث و آیات فراوانی در قرآن و روایات آمده است که همه‏ نشان دهنده‏ی اهمیت این موضوع در دین اسلام است. حقیقت آن است که مرگ «عدم نیست، بلکه غروب از یک نشئه و طلوع در نشئه‏ی دیگر است. به عبارت دیگر، مرگ نیستی است ولی نه نیستی مطلق، بلکه نیستی نسبی، یعنی نیستی در یک نشئه و هستی در یک نشئه‏ی دیگر» (عباس‏زاده، 1382: 31). یکی از دلایل دیگر اهمیت مرگ، آن است که وسیله‏ای برای ایجاد عدالت است. کسانی که به هیچ مذهبی پایبند نیستند و اعتقادی به عالم پس از مرگ ندارند، اعتقادی به گرفتن پاداش اعمال نیک و یا توبیخ شدن برای اعمال ناصحیح خود نیز ندارند.
برخیز و مخور غم جهان گذران

بنشین و دمی به شادمانی گذران

در طبع جهان اگر وفائی بودی

نوبت به تو خود نیامدی از دگران

(خیام، گ‍ول‍پ‍ی‍ن‍ارل‍ی‌، 1380: ر 138)
در مورد کیفر اعمال در اسلام، سه نوع مجازات تعیین شده است:
«1. مجازات قراردادی بین عقلاء
2. مجازاتی که با گناه رابطه‏ی تکوینی، طبیعی و علی و معلولی دارند.
3. مجازاتی که تجسم و تمثّل خود جرم است» (عباس‏زاده، 1382: 243).
مجازات قراردادی، همان قوانینی است که توسط بشر در جوامع اجتماعی تعیین می‏شود و هدفش جلوگیری از تکرار جرائم و تنبیه اشخاصی که از آن قوانین تخطی کرده‏اند، می‏باشد. واضح است در جهان آخرت، کیفر از نوع اول نمی‏تواند جریان داشته باشد، زیرا در آن‏جا دیگر امکان جلوگیری از عمل نیست و فرد تنها می‏تواند خود مورد تنبیه قرار گیرد و دیگر نمی‏تواند برای دیگران عبرت باشد تا آن‏ها از آن اعمال نادرست دست بردارند.
نوع دوم کیفرها که «رابطه‏ی علی و معلولی با جرم دارند و گاهی از آن تعبیر به «مکافات عمل» یا «اثر وضعی گناه» می‏شود، مثل این‏که نتیجه‏ی قطعی سقوط کردن متلاشی شدن است و سم خوردن، مردن» (همان: 244). در این نوع کیفر، هیچ‏گونه تناسبی بین جرم و مجازات وجود ندارد و نوع بازخورد کیفر کاملاً متفاوت با نوع عمل است.
در نوع سوم، «رابطه‏ی جزم و جزاء از یک رابطه‏ی تکوینی قوی‏تری برخوردار است، زیرا نه مانند مجازات نوع اول، قراردادی است و نه مانند نوع دوم، از نوع رابطه‏ی علّی و معلولی است … بلکه از آن هم یک درجه بالاتر و قوی‏تر است. در مجازات نوع سوم، عمل و جزاء، عینیّت و اتحاد مطرح است» (همان: 244). به عبارت دیگر، در آخرت، آنچه به عنوان پاداش یا کیفر به نیکوکاران یا بدکاران داده می‏شود، تجسمی از خود عمل است.
مجازات قراردادی و مجازاتی که با گناه رابطه تکوینی دارد، منحصر به عالم مادی است ولی مجازات عالم دوزخ، از نوع سوم است. در قرآن کریم آمده است: «فَالْيَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ»؛ امروز به هیچکس ستم نمی‏شود و جز اعمال خود شما، جزائی برای شما نیست» (یس/ 54). «وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ»؛ پاداشی به شما داده نمی‏شود جز اعمالی که انجام داده‏اید» (صافات/ 39). البته باید خاطر نشان شد که در مورد دوزخ و نوع عقوبت‏های موجود در آن‏جا، دارای درجات و طبقات مختلفی می‏باشد. برخی افراد تنها در مورد برخی اعمال ناصحیح خود وارد دوزخ می‏شوند؛ اما در مورد این‏که اشخاص بنا به اعمال ناصحیح و گناهان کبیره خود تا ابد در دوزخ باقی بمانند یا بعد از دیدن عقوبت اعمال از آن خارج شده باشند، تفاوت نظر وجود دارد. شیخ مفید در این مورد نظر می‏دهد: «مسلمین قائل شدند به این‏که خلود در جهنم مختص کافران است و مسلمان و مومن ولو این‏که فاسق نیز باشند برای همیشه در جهنم نخواهند ماند، زیرا ایمان آن‏ها به خدا، مانع از خلود در جهنم است» (عباس‏زاده، 1382: 257). ولی نظر معتزله دراین‏باره کاملاً متفاوت می‏باشد. «مرتکبین گناه کبیره هرچند مومن باشند، اگر بدون توبه بمیرند، جاودانه در آتش جهنم خواهند ماند» (همان: 257). محقق طوسی نیز نظری نزدیک به شیخ مفید دارد و می‏گوید: «عذاب صاحب گناه کبیره قطع می‏شود و وارد بهشت می‏گردد، زیرا اولاً مومن معصیت کار همان‏طور که به خاطر معصیت‏اش مستحق عقاب است، به خاطر ایمانش مستحق ثواب است و تقدیم ثواب بر عقاب، جایز نیست، زیرا ثواب با دخول به بهشت امکان‏پذیر است و وارد به بهشت، هرگز از آن خارج نمی‏گردد و لذا می‏بایست عقاب را بر ثواب مقدم داشت و ایشان را به جهنم فرستاد و سپس خارج نمود. و ثانیاً خلود مومن معصیت کار در جهنم عقلاً قیبح است زیرا مومن هرگز با مشرک یکسان نمی‏شود» (همان: 257).
حضرت امام موسی بن جعفر(ع) در روایتی بیان نموده‏اند: «قسم به خدا در آتش همیشگی نمی‏ماند، مگر اهل کفر و جاحدین (یعنی منکرین) و اهل ضلالت و اهل شرک به خدا» (همان: 258).

2-3-1 بهشت و دوزخ در قرآن
جهنم کانون قهر و غضب الهی می‎باشد که در آیاتی از قرآن به آن اشاره شده و خداند همه گناه‎کاران، ستمکاران، کافران، مشرکان، منافقان و غیره را در آنجا جمع می‎نماید و دارای هفت در و هفت طبقه است. در مورد نوع کیفرها در دوزخ، آیاتی در قرآن آمده است که به اختصار به بیان چند نمونه اکتفا می‏نماییم.
قرآن از بهشت با تـعبیرهای مختلفی‌ یاد کرده است: جنت (باغ؛ بقره/ 214)، جنتان (دو باغ؛ رحمن/‌ 46)،‌ جنات‌ (باغها؛ بقره/ 25)، فردوس (مـؤمنون/ 11)، روضـة (روم، 15)، جنة عالیة (باغ بلند مـرتبه؛ غـاشیة/ 10)، جـنة ‌‌نـعیم‌ (بـاغ پر نعمت؛ واقعه/ 89)؛ جـنات عـدن (کهف/ 31)؛ جنتّی (باغ من یعنی‌ باغی‌ که‌ از آن خود خداست؛ فجر/ 30).
«إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا»؛ آنان که اموال یتیمان را به ستم می‏خورند، جز این نیست که در شکم خویش آتش فرو می‏برند و به زودی در آتش افروخته می‏افتند (نساء/ 10).
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّ كَثِيرًا مِّنَ الأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلاَ يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ* يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لأَنفُسِكُمْ فَذُوقُواْ مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ»؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بسيارى از دانشمندان يهود و راهبان اموال مردم را به ناروا مى‏خورند و [آنان را] از راه خدا باز مى‏دارند و كسانى كه زر و سيم را گنجينه مى‏كنند و آن را در راه خدا هزينه نمى‏كنند ايشان را از عذابى دردناك خبر ده * روزى كه آن [گنجينه]ها را در آتش دوزخ بگدازند و پيشانى و پهلو و پشت آنان را با آن‏ها داغ كنند [و گويند] اين است آنچه براى خود اندوختيد پس [كيفر] آنچه را مى‏اندوختيد بچشيد (توبه / 34-35).
از نمونه‏های دیگر حضور مفاهی

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق در مورد اسماعیلیه، ناصر خسرو، ادبیات فارسی، علوم انسانی Next Entries دانلود تحقیق در مورد قرآن کریم، ارزش واقعی، جهان مادی