دانلود تحقیق در مورد اسماعیلیان، اسماعیلیه، قتل عمد، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

مى‏بخشايد و هر كس به خدا شرك ورزد به يقين گناهى بزرگ بربافته است (نساء/ 48).
ارتداد اصطلاح فقهی به معنی خروج فرد مسلمان از دین اسلام است. ارتداد در لغت به معنی رجوع و بازگشتن دانسته‌اند و در قرآن هم بارها این مفهوم به کار رفته‌است.
«‏إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ آمَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّمْ يَكُنِ اللّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلاَ لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلًا»؛ كسانى كه ايمان آوردند سپس كافر شدند و باز ايمان آوردند سپس كافر شدند آنگاه به كفر خود افزودند قطعا خدا آنان را نخواهد بخشيد و راهى به ايشان نخواهد نمود (نساء / 137).
«‏كَيْفَ يَهْدِي اللّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»؛ چگونه خداوند قومى را كه بعد از ايمانشان كافر شدند هدايت مى‏كند با آنكه شهادت دادند كه اين رسول بر حق است و برايشان دلايل روشن آمد و خداوند قوم بيدادگر را هدايت نمى‏كند (آل عمران / 87).
«‏إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ* ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرَارَهُمْ»؛ بى‏گمان كسانى كه پس از آنكه [راه] هدايت بر آنان روشن شد [به حقيقت] پشت كردند شيطان آنان را فريفت و به آرزوهاى دور و درازشان انداخت * چرا كه آنان به كسانى كه آنچه را خدا نازل كرده خوش نمى‏داشتند گفتند ما در كار [مخالفت] تا حدودى از شما اطاعت‏خواهيم كرد و خدا از همداستانى آنان آگاه است (محمد / 25-26).
2-6-2 ظالمان و ستمگران
«إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءتْ مُرْتَفَقًا»؛ هر كه بخواهد انكار كند كه ما براى ستمگران آتشى آماده كرده‏ايم كه سراپرده‏هايش آنان را در بر مى‏گيرد و اگر فريادرسى جويند به آبى چون مس گداخته كه چهره‏ها را بريان مى‏كند يارى مى‏شوند وه چه بد شرابى و چه زشت جايگاهى است (کهف/29). «در جهنم کوهی است «صعدا» گفته می‎شود. و در صعدا بیابانی است که «سقر» نام دارد. و در سقر چاهی است که «هبهب» نام دارد و وقتی در آن چاه برداشته شود اهل آتش از حرارت آن ضجه می‎زنند و آنجا جایگاه جباران و ستمکاران است» (قنبری، 1384 : 140).
2-6-3 کسانی که از شیطان پیروی می‎کنند
 «لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ»؛ ‏قطعا هر كه از آنان از تو پيروى كند جهنم را از همه شما پر خواهم كرد (اعراف/18).
2-6-4 کسانی که مال یتیم را به ناحق میخورند
«إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا»؛ در حقيقت كسانى كه اموال يتيمان را به ستم مى‏خورند جز اين نيست كه آتشى در شكم خود فرو مى‏برند و به زودى در آتشى فروزان درآيند (نساء/10).
2-6-5 قاتلان
کسانی که عمداً مومنی را به قتل می‎رسانند و به جرم و جنایت می‎پردازند، خداوند بر آنان لعنت می‎فرستد و عذاب بزرگی برای ان‎ها نازل می‎کند. اگر این کشتن با نیت قبلی صورت گرفته باشد، قتل عمد است. قتل شبه عمد یک درجه خفیف‌تر از قتل عمد است که اگر قتل با نیت آسیب رساندن ولی نه کشتن صورت گرفته باشد، قتل شبه عمد محسوب می‌شود. اگر از بین بردن انسانی این‏که به صورت کاملاً تصادفی و بدون قصد کشتن یا آسیب زدن باشد، این مرگ در برخی از کشورها از جمله ایران قتل خطای محض (یا غیر عمد) خوانده می‌شود.

2-7 عذاب‎های دوزخ
عذاب‎های جهنم هم به دو بخش تقسیم می‏شوند:
2-7-1عذاب‎های روحانی
– اعراض خدا از آنان و خودداری از هم صحبتی با آنان:
«رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ* قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ»؛ پروردگارا ما را از اينجا بيرون بر پس اگر باز هم [به بدى] برگشتيم در آن صورت ستمگر خواهيم بود* مى‏فرمايد [برويد] در آن گم شويد و با من سخن مگوييد(مومنون/107-108).
– با آنچه تمنا کنند مخالفت می‎شود:
«وَنَادَى أَصْحَابُ النَّارِ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُواْ عَلَيْنَا مِنَ الْمَاء أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الْكَافِرِينَ* الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ نَنسَاهُمْ كَمَا نَسُواْ لِقَاء يَوْمِهِمْ هَذَا وَمَا كَانُواْ بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ»؛ و دوزخيان بهشتيان را آواز مى‏دهند كه از آن آب يا از آنچه خدا روزى شما كرده بر ما فرو ريزيد مى‏گويند خدا آن‏ها را بر كافران حرام كرده است * همانان كه دين خود را سرگرمى و بازى پنداشتند و زندگى دنيا مغرورشان كرد پس همان گونه كه آنان ديدار امروز خود را از ياد بردند و آيات ما را انكار مى‏كردند ما [هم] امروز آنان را از ياد مى‏بريم (اعراف/50-51).

2-7-2 عذاب‎های جسمانی
– این قسمت از عذابها به حدی سخت و طاقت فرسا است که فرد حاضر است همه را فدا کند تا خود عذاب نکشد؛ قرآن در این‏باره می‏فرماید: «در آن روز خداوند او را آنچنان مجازات می‏کند که هیچکس مجازاتی همانند او مجازات نخواهد کرد و او را چنان به بند می‏کشد که هیچکس دیگری را آن‏گونه به بند نکشیده است. فهرست برخی از عذاب‏های مادی به قرار زیر است:
غذاها و نوشیدنی‏های مرگبار و کشنده 
بادهای آتشین و سوزان
داغ کردن صورت و پشت و پهلو توسط سکه‏های طلا و نقره
به قل و زنجیرهای سنگین کشیدن
زندان‏های تنگ و خفقان آور
نواخته شدن ضربه‏های آتش بر چهره‏ها
خلاصه این‎که عذاب‎های دوزخ، بسیار عظیم می‎باشد، زیرا قهروغضب خدا همچون مهرش نا‎متناهی است و همه این عذاب‎ها، جاودنه می‎باشند.

2-8 فرقه اسماعیلیه
فاطمیان یا فرقه اسماعیلیه، اولین دولت شیعی بودند که در تاریخ ظهور کرده بودند و قلمرو حکومتی آنان در ابتدا قسمتی از آفریقا بود و کم‏کم مناطق مصر، شام، حجاز، یمن و عراق و … را دربرگرفت.
اسماعیلیان، همگام با اهل تسنن و شیعیان دوازده امامی، یکی از مهم‏ترین جوامع را در جهان اسلام تشکیل می‏دهند و می‏توان بیان نمود که «تفکّر اسماعیلی، نه تنها یک نظام عقیدتی خشکِ جزمی نیست بلکه تکاملی فوق‏العاده گیرا را نشان می‏دهد، و همیشه طلایه‏دار تحوّلات عصر خویش بوده است» (هالم، 1377: 1). فاطمیان، سرزمین مصر را در نیمه‏ی قرن چهارم هجری (358 ﻫ) فتح کردند و قریب به دویست و نه سال (از 358 تا 567 ﻫ) بر آن سرزمین حکمرانی نمودند. همچنین «نفوذ داعیان اسماعیلی در مرکز خلافت عباسیان و سایر نقاط خلافت اسلامی، چنان گسترش یافت که در سال 451 ﻫ سردار نامدار عباسیان ارسلان بساسیری در مرکز خلافت اسلامی به تحریک داعی اسماعیلی المؤید فی‏الدین شیرازی سر به شورش برداشت و خلیفه عباسی القائم بالله (422-467 ﻫ) را از بغداد اخراج و مدت 13 ماه به نام خلیفه فاطمی مستنصربالله (427-487 ﻫ) خطبه خواند» (جان احمدی، 1388: 14). این رویداد در حالی بود که یک خلیفه‏ی عباسی در شرق و یک خلیفه فاطمی در غرب منطقه‏ی حکمرانی اسلامی وجود داشتند.
«با آن‏که در دربار خلفای فاطمی، نخست در مهدیّه و منصوریّه در نزدیکی قیروان (اکنون تونس) و سپس در قاهره، عده‏ای از تاریخنگاران و وقایع نویسان زندگی می‏کردند که از نزدیک، و با علم و اطلاع از وضع داخلی دستگاه خلافت، رویدادها و حوادث را گزارش می‏کردند، هیچ یک از آثار آنان کامل به دست ما نرسیده است؛ و حتی از برخی از آن‏ها جز عنوانشان چیزی باقی نیست» (هالم، 1377: 2). متأسفانه سیاسی شدن این فرقه تا اندازه‏ای بخش فلسفی آن را تحت شعاع قرار داده است، و درگیری‏های آنان با اهل سنت و لشکرکشی مغولان و غارت‏های هولاکو تا حدود زیادی جای پای آنان را کمرنگ کرد. یکی از دلایل نابودی آثار تعلیمی اسماعیلیان را می‏توان حمله‏ی مغول دانست؛ همچنین «نگاه مغرضانه‏ی مخالفانی مثل اشاعره و زیدیان، باعث رواج نسبت‏های ناروا به آنان شد؛ … بعد از حمله‏ی مغول و کشتار فجیع آنان در تمام شعرها و نابودی قلعه‏ها و کتاب‏های ایشان، اسماعیلیان در نهان می‏زستند و تا این اواخر نامی از آنان در میان نبود» (گروه مذاهب اسلامی، 1381: 35). البته فاطمیان، آثار خود را بر مسجدها، دروازه‏ها و مکان‏های مختلف شهر قاهره و دیگر شهرها نهاده‏اند و همچنین در آثار شاعران و نویسندگانی که در مورد آنان سخن‏گفته‏اند نیز می‏توان با این فرقه آشنا شد. «متفکران با درایت عصر فاطمی که به آموزه‏های شیعه و دانسته‏های فلسفی تسلط کامل داشتند، به خوبی در تدوین آثار ارزشمند و قابل اعتنا قابلیت خود را عرصه نمودند. از میان این صاحب‏نظران، قاضی نعمان (م 363 ﻫ)، حمیدالدین کرمانی (م 411 ﻫ)، یعقوب سجستانی و موؤیدالدین شیرازی (م 470 ﻫ) از همه پرکارتر به نظر می‏آیند» (جان احمدی، 1388: 241).
«دوره‏ی خلفای فاطمی (297-567 ﻫ. ق / 909 – 1171 م) اوج تاریخ اسماعیلیان است. در سال 297 ﻫ.ق / 909 م اسماعیلیان توانستند در مقالبه با خلافت عباسیان سنی مذهب، که مرکز آن در بغداد بود، خلافتی پدید آورند که قلمرو آن سرزمینی بود که امروز تونس خوانده می‏شود. عبدالله المهدی، یازدهمین امام اسماعیلیان، خلیفه خوانده شد، و اعقاب او به یکی از مهمترین دولت‏ها در تاریخ اسلام استقرار بخشیدند. آنان در سال 359 ﻫ.ق / 969م موفق شدند که بدون جنگ و جدال مصر را فتح کنند و در آنجا شهر قاهره را به عنوان پایتخت خود بنیان نهند» (هالم، 1377: 8). و به طور کلی، می‏توان طول دوره خلافت فاطمیان را به سه دوره تقسیم نمود: «المعز تا المستنصر (365 – 427 ﻫ) و دوره‏ی المستنصربالله (427-487 ﻫ) و از المستعلی تا العاضد (487 – 567 ﻫ)» (جان احمدی، 1388: 115). دوره‏ی اول به دلیل اوج‏گیری این فرقه در زمینه‏های فرهنگی و سیاسی به دوره‏ی طلایی ملقب شده و یکی از درخشان‏تری دوره‏های تاریخی حکومت مصر اسلامی به شمار می‏رود. دوره‏ی دوم به دوره‏ی آشفتگی معرف شده زیرا «در عصر مستنصر … با آغاز نفوذ و قدرت‏یابی ورزاء، از تفوق خلیفه تا حد زیادی کاسته شد و با تقسیم خلافت میان فرزندان او، یعنی مستعلی و نزار، جریان جدیدی در تاریخ اسماعیلیه پدید آمد» (همان: 192). دوره‏ی سوم به دلیل بروز مشکلات داخلی در حکومت فاطمیان به دوره‏ی فترت و اضمحلال آرام موسوم شده است.

2-8-1 چگونگی پیدایش اسماعیلیه
فرقه‏ی دینی- سیاسی اسماعیلیان که به آن‏‏ها فاطمی نیز گفته می‏شود، برگرفته از نام اسماعیل، فرزند ارشد امام صادق (ع) است. «اگرچه شخص اسماعیل هرگز نقش تعیین کننده‏ای در تاریخ پیدایش و یا روند تکاکلی این مذهب ایفا ننمود، زیرا در زمان حیات پدر در سال 138 ﻫ دار فانی را وداع گفت. لیکن برخی فرقه‏ها او را به عنوان هفتمین امام و برخی او را به عنوان امام هشتم پذیرفته‏اند» (همان: 31).
دوران امامت امام جعفر صادق(ع) مصادف بود با دهه‏ی اول خلافت منصور عباسی (136 – 158 ﻫ) و شرایط خفقان‏آور و سخت آن دوران، مانع تبلیغ دینی امام و پیروانش شده بود. بعد از وفات امام جعفر صادق(ع) دو شاخه بزرگ در اسلامی شیعی به وجود آمد: اثنی عشریه و اسماعیلیه.
بنا به ادعای اسماعیلیان، امام جعفر صادق(ع)، فرزند ارشد خود اسماعیل را به عنوان جانشین خود، منسوب نموده است و حتی فوت اسماعیل در زمان حیات پدرش نیز نتوانست این گروه را از دیدگاه خود عقب براند. دلیل ایجاد این تفکر را می‏توان به چند عامل محدود نمود. یکی، این‏که جناب اسماعیل، بزرگ‏ترین فرزند امام صادق(ع) بوده و امام او را از دیگر فرزندانش بیشتر مورد دلجویی و محبت قرار می‏داد و بیشتر این علاقه در زمان فوت اسماعیل بروز نموده است زیرا روایت شده که امام با پای برهنه و بدون عبا زیر

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق در مورد اسماعیلیه، جهان دیگر، مذاهب اسلامی، گناهان کبیره Next Entries دانلود تحقیق در مورد اسماعیلیه، مذاهب اسلامی، معاد روحانی، ادبیات فارسی