دانلود تحقیق در مورد استقلال عمل، نقش برجسته، اوراق قرضه، حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

علوم و فنون بشري است و در دنيايي که عصر دانايي ناميده مي شود، بهره مندي هر کشوري از اين علوم و فنون، آن کشور را از نظر درجه بندي قدرت، به درجه بالايي ارتقا مي دهد. از نظر رتبه‌بندي، کشورهايي که به توليد اين دانش مي پردازند، ابتکار عمل، قدرت مانور، دايره عمل و در يک کلمه قدرت بيشتري دارند و در مديريت جهاني، نقش برجسته تري بازي مي‌کنند. دوم اينکه رابطه مستقيمي بين قدرت و نقش وجود دارد. هر چه قدرت کشورها افزايش يابد، آنها در پي ايفاي نقش بيشتري برمي‌آيند و اين براي قدرتهاي سلطه گر رضايت بخش نيست. (هاشمي، سيدحميد، 1385، ص 67)
از اين منظر، برخورد غرب با برنامه هسته‌اي ايران، نوعي تقسيم کار تعريف شده است. در اين تقسيم کار، ترکيب چماق تهديد نظامي آمريکا و تهديد تحريم اقتصادي شوراي امنيت در کنار تشويق ديپلماسي اروپا براي يک هدف مشخص گام بر مي‌دارند. از سوي ديگر، براساس اين ديدگاه، هيچ توافقنامه اي در مذاکرات، پايدار و دائمي نخواهد بود. بازيگران قدرتمند، اهداف خود را چنان تعريف و تبيين مي کنند که براي نيل به آنها، بايد مرحله اي عمل کنند و در مرور زمان، آن را تصاعد دهند. اين را به اصطلاح مي توان شيوه “نمدمال کردن” در مقابل اقدام يکباره و يکسره ناميد. ابزار غرب براي تهديد و فشار بر ايران به صورتي کاملاً عريان مبتني بر زور است. بر اين اساس، هدف نهايي رويارويي غرب با ايران، دستيابي به چهار نوع تغيير رفتار از سوي جمهوري اسلامي است که عبارتند از : قطع حمايت از تروريسم، رعايت حقوق بشر، فاصله گرفتن از سلاحهاي کشتار جمعي و همراهي با فرايند صلح خاورميانه، و اين ها اهداف مشترک آمريکا و اروپاست. بر طبق اين نگاه، دولتها و سازمانها، غالباً سعي مي کنند در شعاع نفوذ قدرت برتر عمل کنند. براي نمونه گفته مي‌شود، در هر يک از کشورهاي صنعتي اروپا به طور ميانگين 500 ميليارد اوراق قرضه آمريکايي فروخته شده است و هر گونه فشار اقتصادي موثر بر اين کشور، سهامداران اروپايي را متضرر مي کند و به صورت طبيعي بر اقتصاد کلان اين کشورها اثر سوء مي‌گذارد. همين ملاحظات، اروپا و روسيه را به اتخاذ شيوه‌هاي محتاطانــه در برابــر آمريکا وادار کــرده است.(پيشين، ص 68)
در مقابل، عده اي ديگر با برشمردن منافع ملي کشورهاي مختلف، آنها را در رقابت با هم و حتي در مقابل يکديگر ترسيم مي نمايند. از منظر ايشان، در عرصه بين‌المللي هيچ کشوري برادر کشور ديگري نيست؛ همه کشورها، براساس منافع ملي‌شان عمل مي کنند؛ يک زمان ممکن است منافع ملي دو کشور با هم منطبق باشد و لذا منجر به برقراري روابط خوب ميان دو کشور شود و گاهي برعکس موجب تنش گردد. مهم اين است که هر چه منافع دو جانبه بيشتر شود، روابط نزديکتر و استراتژيک تر مي شود. از اين منظر بين اروپا و آمريکا اختلافات عديده اي قابل شناسايي است. منافع اقتصادي در منطقه خليج فارس، ناتواني آمريکا در حمله به ايران، رويگرداني افکار عمومي اروپا از امريکا، جمعيت رو به رشد مسلمانان در اروپا و کاهش وابستگي اروپا به آمريکا از منظر امنيتي، به ويژه پس از فروپاشي شوروي، همگي عواملي است که به جدايي اين دو بلوک قدرت انجاميده است. از اين رو معتقدان به اين نظريه، به مقامات ايراني توصيه مي کنند که در ديپلماسي خود نسبت به کشورهاي قدرتمند، بايد به شکافهاي ميان منافع آنها توجه شود و با افزايش آن، از شکل گيري جبهه واحد عليه ايران خودداري گردد. نکته قابل توجه که نبايد از آن غفلت شود اين است که آنچه ظاهراً اختلاف قدرتهاي بزرگ ناميده مي شود نه به خاطر حفظ منافع ايران، بلکه براي حفظ منافع خودشان است و لذا اگر دليل اين اختلافات از بين برود، خود اختلاف نيز منتفي خواهد شد. (پيشين، ص 69)
گروهي بر اين اعتقادند دخالت اروپا در برنامه هسته‌اي ايران به خاطر اهداف مختلفي صورت مي گيرد. اين اهداف را مي توان در سه طيف تحليل کرد؛ در نگاه اول، اروپا اصول کلي سياست هسته‌اي ايران را مي پذيرد و حق ملي ايران را در داشتن فناوري صلح آميز به رسميت مي‌شناسد. در اين حالت، طرف اروپايي، براي کسب تضمينهاي عيني از جمهوري اسلامي ايران، به منظور جلوگيري از انحراف برنامه هاي آن به مذاکرات ادامه مي‌دهد و همزمان مشوقهاي اقتصادي و سياسي خود را به ايران ارائه مي کند. در نگاه دوم، طرف اروپايي، سياستهاي هسته‌اي ايران را در مسير نظامي آن درک نموده و آن را متضاد با منافع ملي خود تعريف مي کند. در اين حالت اروپا در جستجوي تعهداتي فراتر از معاهدات بين‌المللي براي جمهوري اسلامي ايران است و تلاش مي‌کند حتي از دستيابي ايران به حقوق مسلم وپذيرفته شده خود، در معاهده عدم گسترش هسته‌اي جلوگيري کند. در نگاه سوم، طرف اروپايي، تحولات اخير جمهوري اسلامي ايران را فرصتي براي تجديد نظر در برخي از تعهدات خود براي تضمين حقوق ملي ايران تصور مي کند و به دنبال آن است تا تغييرات داخلي ايران را تغيير در سياستها تفسير کرده و از طريق اين تفسير، زمان مذاکرات را تا حد ممکن طولاني کند؛ زيرا نفع طرف اروپايي در طولاني شدن مذاکرات است. (پيشين، ص76)
يک ديدگاه بلند و تاريخي معتقد است که اروپا در اين بازي از منظرهاي مختلف بدنبال حيثيت طلبي است. اروپا پس از فروپاشي شوروي، از شناخت آمريکا به عنوان قدرت يگانه اکراه دارد و تنها با قبول اينکه اين کشور صرفاً قدرت برتر جهان است، در پي به دست آوردن سهمي در خور جايگاه خود است که پرونده هسته‌اي ايران اين فرصت را براي اروپا فراهم آورده است. (پيشين)
يک نظر نيز معتقد است که در پرونده هسته‌اي ايران، اروپا خود را حريف مقابل ايران مي‌داند و آمريکا را در پشت صحنه قرار مي دهد. اين شکل از جبهه گيري از منطق خاصي برخوردار است؛ زيرا اروپا معتقد است که آمريکا عليرغم توانمنديهاي نظامي خود، فاقد توان سياسي لازم براي متوقف ساختن برنامه هسته‌اي ايران است. آنچه به اين فهم اروپا کمک کرد، رفتار غيراصولي آمريکا در جنگ عليه عراق بر اساس مدارک ساختگي بود. همچنين منافع تجاري اروپا در ايران نيز موجب مقبوليت راه حلهاي ديپلماتيک شده است. بنابراين نوعي تقسيم کار بين دو بلوک صورت گرفته است، آمريکا وظيفه تهديد نظامي عليه ايران را عهده دار شده و اروپا وظيفه مقابله سياسي و ديپلماتيک را برعهده گرفته است. (پيشين)
ديدگاه ديگر معتقد است که اروپا مسائل هسته‌اي ايران را به صورت يک مجموعه از مسائل به هم پيوسته مي بيند که شبيه يک دستگاه معادله چند مجهولي است. اين دستگاه معادله چند مجهولي از سه متغير سياست هسته‌اي ايران، توانايي سياست خارجي اروپا و روابط فراآتلانتيکي تشکيل مي شود. اروپا براي برداشتن هر گامي در مسائل هسته‌اي ايران نيازمند آن است که اين سه متغير پيچيده را با هم مدنظر قرار دهد و بينشان توازن برقرار کند. اروپا نمي تواند مسئله هسته‌اي ايران را بدون توجه به تحولات درون اروپايي حل و فصل کند و به نتيجه برساند. اگر اروپا بتواند مسئله هسته‌اي ايران را به عنوان يک مسئله مهم بين‌المللي به شيوه اي مقبول حل و فصل کند، مي تواند مدعي باشد که اروپا حائز يک سياست خارجي مستقل است و اگر در اين پرونده شکست بخورد و اعلام کند که نمي تواند آن را مديريت کند، واگرايي درون اروپايي تشديد خواهد شد. در سالهاي اخير شاهد بوديم که در نحوه پيشبرد مذاکرات هسته‌اي با ايران، بين سه کشور مذاکره کننده انگليس، آلمان و فرانسه با ديگر کشورهاي اروپايي به خصوص سه کشور ايتاليا، يونان و اطريش اختلاف وجود دارد. اضافه شدن سولانا به وزراي خارجه سه کشور مذاکره کننده براي تقويت سياست اروپايي، به اين منظور بود که تا حدي بتواند انتقادات کشورهاي مختلف اتحاديه را پاسخ دهد. (پيشين، ص 77)
مشکل ديگر اروپا مسائل فراآتلانتيکي است. پس از شکاف بين اروپا و آمريکا در جريان اشغال عراق توسط آمريکا، دو سوي آتلانتيک درصدد برآمده اند تا به نحوي اين شکاف را ترميم کنند و پرونده هسته‌اي ايران براي آمريکا و اروپا فرصتي براي اين ترميم به شمار مي آيد. اروپا به دنبال آن است که با مديريت و به نتيجه رساندن پرونده هسته‌اي ايران، شکاف بين اروپا و آمريکا را ترميم کند، لذا نه تنها به دنبال اختلاف با آمريکا در اين مورد نيست، بلکه در تلاش است، خاطره اختلاف عراق را هم از ذهن آمريکا بزدايد.
بنابراين، اگر پيش فرض ما اين ديدگاه باشد، بايد توجه داشت که اروپا حاضر نيست در خصوص پرونده هسته‌اي ايران به مقابله با آمريکا برخيزد؛ قبول اين واقعيت مستلزم آن است که در گفتمانهاي سياسي به جاي دعوت از اروپا براي جدايي از آمريکا و داشتن استقلال عمل اروپايي، از اروپا دعوت شود به شيوه‌اي، آمريکا را ترغيب کند تا راه حل اروپايي را براي مسئله هسته‌اي ايران بپذيرد. (پيشين)
هسته اصلي عدم توافق ايران و سه کشور اروپايي را مي توان تفسير عبارت تضمين عيني صلح آميز بودن فعاليتهاي هسته‌اي ايران دانست. به اعتقاد اتحاديه اروپا، تنها توقف دائمي غني سازي اورانيوم از سوي ايران مي تواند به منزله تضمين عيني باشد. از ديدگاه اتحاديه، ايران در صورت دستيابي به دانش صلح آميز هسته‌اي، فاصله چنداني با توليد بمب اتمي نخواهد داشت و اين تحول، آثار سياسي- امنيتي شگرفي در منطقه خواهد داشت و امنيت اروپا را تهديد خواهد کرد. اين بي اعتمادي با روي کار آمدن دولت آقاي احمدي نژاد در ايران تشديد شده است و با توجه به بيانات رياست جمهوري، احساس خطر بيشتري نسبت به نيات تهاجمي ايران پديد آمده است. (پيشين، ص 78)
اختلاف منافع بين روسيه و اتحاديه اروپا بر سر ايران مي تواند همکاري آينده مسکو را با ابتکارات سه کشور اروپايي تيره کند. هرچند که اين اختلافات بسيار کمتر از اختلافات با آمريکاست. اتحاديه اروپا در صف مقدم تلاشهاي ديپلماتيک براي ترغيب ايران به رعايت کامل مقررات شفاف سازي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي بوده است. هيئت هاي سه کشور اروپايي در اکتبر 2003 و نوامبر 2004 در آخرين دقايق به توافقاتي با ايران دست يافتند که با وعده هاي همکاري هسته‌اي غيرنظامي، کمک و تجارت جذاب تر مي شد. (اورلف، وينيکوف، 1387، ص 197)
با وجود اينکه ارزيابي ميزان واقعي همکاري هاي پشت صحنه بين روسيه و اتحاديه اروپا هنوز مشکل است، اما مشخص است که روسيه هم به صورت لفظي و هم ديپلماتيک از ابتکارات سه کشور اروپايي حمايت مي کند. ايران يک موضوع مهم در دستور کار روسيه- اتحاديه اروپا بود و از جمله مباحثاتي بود که در بالاترين سطوح در اجلاس سران رم در 6 نوامبر 2003، همين طور در تماسهاي دو جانبه با کشورهاي عضو مطرح مي شد. تماسهاي تلفني ميان وزراي خارجه سه کشور اروپايي و روسيه و نمايندگان ارشد اتحاديه اروپا در خصوص سياستهاي خارجي و امنيتي مشترک برقرار شد تا به اتخاذ مواضع هماهنگ کمک کند و به يک استراتژي براي يافتن راه حل معضل برسد. (پيشين)
ديپلمات هاي نزديک به مذاکرات، متوجه نفوذ مسکو شدند که به ويژه هم در تشويق تهران براي امضاي پروتکل الحاقي سازمان بين‌المللي انرژي اتمي کمک کرد و هم در اتحاديه اروپا براي قبول تقاضاي تهران جهت ضمانت تحويل سوخت روسيه براي نيروگاه بوشهر موثر بوده است. اما در پشت حمايت روسها از ابتکارات اتحاديه اروپا در مورد مسائل هسته‌اي ايران، رقابت شديد فزاينده اي براي موقعيت اقتصادي وجود داشت. هر دو طرف علاقمند به استفاده از غيبت آمريکا و پيشبرد منافع تجاري خود در بازار بسيار اميدبخش بودند؛ به خصوص براي صنايع هسته‌اي، نفت، گاز، خودرو و صنايع دفاعي آنان. در ژوئن 2003 پوتين اشاره مي کند که انتقاد اروپايي ها از همکاري هسته‌اي روسيه با ايران رياکارانه است: “ما مي دانيم که بعضي کمپاني هاي اروپايي فعالانه با ايران همکاري دارند و در زمينه انرژي هسته‌اي تجهيزاتي را به ايران تحويل مي دهند که دست کم تجهيزات دو منظوره است. بنابراين ما به استفاده از موضوع گسترش سلاحهاي هسته‌اي عليه ايران به عنوان ابزاري در جهت وادار کردن شرکتهاي روسي براي خارج شدن از بازار ايران اعتراض خواهيم کرد. (پيشين)
انرژي هسته‌اي تنها عرصه اي نيست

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد شیخ اشراق، عشق و محبت، عالم ماده، واجب الوجود Next Entries دانلود تحقیق در مورد نفت و گاز، مصرف کننده، حقوق بشر