دانلود تحقیق با موضوع مدیریت دانش، سرمایه اجتماعی، دانش ضمنی

دانلود پایان نامه ارشد

سازمانهای قبیله‌ای با هنجارهای مشترک قوی از هزینه‌های اندک نظارت بهره‌مند هستند و تعهد بالایی را در اختیار دارند که در واقع همان سرمایه اجتماعی است(آدلر48،2001).
علاوه بر مزایای فوق به کارگیری سرمایة اجتماعی در سطح سازمانی دارای مزایایی مانند: ایجاد سازمان‌کاری و تیم‌های منعطف، ارائه سازوکارهایی برای بهبود مدیریت عملکرد گروهی، زمینه‌سازی برای توسعة سرمایه‌های غیرمادی در سازمان و افزایش تعهد اعضا و کارکنان سازمان نسبت به مصلحت عامه است(لینا و ونبورن49،2002 : 3)

2-2-5-2) نشانه‌های ضعف سرمایه اجتماعی در سازمان
هرچه ذخیره سرمایه اجتماعی در سازمان بالا باشد، نیاز به تدوین قوانین و مقررات، ایجاد نهادهای اجرایی و نظارتی کاهش می‌یابد. به نظر می‌رسد مدیران از طریق شاخصها و عوامل زیر می‌توانند درجه و میزان سرمایه اجتماعی در سازمان را تشخیص دهند؛ بدین معنا که هرچه میزان این عوامل در سازمان بالا باشد، سرمایه اجتماعی کمتر خواهد بود(لینا و ونبورن،2002 : 3):
1- دستورالعملها و بخشنامه‌ها؛
2- نهادهای متعدد نظارتی و بازرسی؛
3- شایعه پراکنی؛
4- ترور و تخریب شخصیتها؛
5- تخلفات اداری؛
6- بی‌اعتنایی کارکنان به سازمان؛
7- شکست تیم‌ها و کمیته‌های کاری در سازمان؛
8- تمایل نداشتن کارکنان به یادگیری دانش روز و تسهیم دانش و اطلاعات؛
9- فقدان روحیه رقابت‌جویی در درون سازمان یا نسبت به رقبا؛
10- افزایش غیبت، مرخصی.
2-3) مديريت دانش،تسهيم دانش، انتقال دانش
( 1-3-2تعریف و تشریح مدیریت دانش:
مديريت دانش، راهبردها و فرآيندهايي هستند كه قادرند توليد و جريان دانش را به منظور ايجاد و برآورده ساختن انتظارات سازمان، مشتريان و كاربران در كل سازمان به وجود آورند. مديريت دانش، فرايند گسترده اي است كه امر شناسايي، سازماندهي، انتقال و استفاده صحيح از اطلاعات و تجربيات داخلي سازمان را مورد توجه قرار مي دهد.(البرزی،1384) تعریف جامع و قابل قبول تری از مدیریت دانش توسط مرکز کیفیت و بهره وری آمریکا ارائه شده است که عبارت است از:مدیریت دانش،کسب دانش درست،برای افراد مناسب،در زمان صحیح و مکان مناسب است،به گونه ای که آنان بتوانند برای دستیابی به اهداف سازمان،بهترین استفاده را از دانش ببرند. مدیریت دانش یک مدل کسب و کار نظام یافته داخلی است که به تازگی در حیطه علوم و سازمانها پدیدار شده و یک طیف وسیع علمی را با تمام منظرهای آن مورد رسیدگی قرار می دهد . این طیف وسیع می تواند ، تولید دانش ، تدوین قوانین علمی و مشارکت علمی را شامل شده و نهایتاً به ارتقاء فراگیری و نوآوری منجر شود .(محمد لو ،1383)
مدیریت دانش ناظر بر کیفیت و چگونگی به کارگیری اطلاعات توسط افراد برای حل مسائل ، منابع اطلاعاتی مناسب برای تبدیل به دانش و چگونگی ذخیره دانش برای استفاده توسط کاربران خاص می باشد . سازمانهای امروزی در حال تلاش برای یافتن روش هائی هستند که به آنها در تحصیل ، سازماندهی ، انتقال و به کارگیری موثر دانش در کل سازمان کمک کند . (واعظی ،1384 )
تعاریف زیادی از مدیریت دانش ارائه شده است از جمله :
-مدیریت دانش استفاده خلاق و موثر و کارامد از کلیه دانش ها و اطلاعات در دسترس سازمان به نفع مشتری و در نتیجه به سود خود سازمان (مک دانلد ،1381،ص2)
-مالهوترا در تعریف مدیریت دانش بیان می کند :”مدیریت دانش ، فرایندی است که بواسطه آن سازمانها در زمینه یادگیری (درونی کردن دانش ) کد گذاری دانش (بیرونی کردن دانش )، و توزیع و انتقال دانش ، مهارتهایی را کسب می کند .(ابطحی ، صلواتی ،1385،ص34)
-تعریف اسوان (1999) از مدیریت دانش یکی از بهترین تعاریف قلمداد می شود ، چرا که این تعریف اهداف را تشریح و مدیریت دانش را در جایگاه سازمانی مناسب قرار می دهد :”مدیریت دانش هر گونه فرایند یا عمل تولید ، کسب ، تسخیر ، ترویج و جامعه پذیری و کاربرد آن است “(واعظی، 1383 ) مدیریت دانش به فرایند شناسایی،انتخاب، سازماندهی ، تلخیص و دسته بندی اطلاعات ضروری برای کسب و کار شرکت اشاره دارد ، به گونه ای که عملکرد کارکنان و مزیت رقابتی شرکت را بهبود ببخشد امروزه دانش مهم ترين دارايي سازمان ها محسوب مي شود، لذا مديريت دانش به منزله چالش كشف دانايي هاي فردي و تبديل آن به يك موضوع اطلاعاتي به نحوي كه بتوان آن را در پايگاه هاي اطلاعاتي ذخيره كرد، با ديگران مبادله نمود و در فرايند كارهاي روزمره به كار گرفت. داده  حقایق دانسته شده ای است که به صورت آشکار، از جهان خارج استخراج شده است. اطلاعات  زمانی به وجود می آید که این داده ها را بتوانیم در قالب یک مساله خاص (اقتصادی) مورد استفاده قرار گیرد. زمانی اطلاعات به دانش تبدیل می شود که از آن برای رسیدن به بازده بیشتر، ارزش افزوده یا خلق ارزش استفاده شود . یک دسته بندی جامع و کاربردی از دانش عبارتست از:
دانش عمومی و علمی : این دانش عبارت است از دانش عمومی و رسمی که در کتابهای درسی و مرجع و پایگاه های داده عمومی وجود دارد.
 دانش تخصصی  : یعنی دانش تخصصی در یک رشته خاص صنعتی که در بین متخصصین آن صنعت رواج دارد.
 دانش سازمانی :دانشی است که فقط در یک سازمان خاص وجود دارد و با تار و پود آن سازمان عجین شده است.
دو نـوع دانش وجود دارد : دانش صریح و دانش ضمنی. دانش صریح دانشی است تعریف شده و با ساختار که بطور مدون در آمده است . این دانش رسمی و سیستماتیک است و به راحتی در مشخصات تولیـد ، فرمول های علمی یـا برنامـه های کامپیوتـری مشاهده می شوند ، ( نوناکا و کونو 1998 ). بنابراین می توان این دانش را به راحتی منتقل کرد و به مشارکت گذاشت. بر خلاف آن دانش ضمنی به طور نا آگاهانه ادراک و بکار برده می شودبیان آن مشکل است و مستقیماً ازراه تجربه وعمل حاصل می شود. ( زاک 1999 ). دانش ضمنی کاملاً شخصی است ، فرموله کردن آن مشکل است ، انتقال یا مشارکت آن به دیگران دشوار می باشد .بنا براین مدیریت دانش اساساً در خصوص دست یافتن به دانش ضمنی می باشد تا اینکه از انبوهی از دانش تجمعی سازمان بهره بگیرد ( کلدرک و رولو 2001 ).
در اين دسته بندي ، سطح دانش آشكار ، بستگي به درجه كدگذاري و نگه د اري اطلاعات مورد نياز يك فرد و سطح دانش ضمني نيز به سطح تقسيم دانش از طريق نحوه روابط ميان افراد بستگي دارد.
روشهاي به كارگيري مديريت دانش در سازمان را به چهار دسته: ديناميك، انسان محور، سيستم محور و منفعل تقسيم كرده اند.
روش منفعل: سازمان هايي كه از اين روش استفاده مي كنند . تمايل كمي به مديريت دانش دارند و به صورت روشي سيستماتيك اداره نمي شوند . در اين سازمانها ، تعريف مناسبي از دانش وجود ندارد، از اين رو، اثر بخشي در سازمان هاي فوق در طول مدت زمان كاهش مي يابد .
روش سيستم محور : سازمان هايي كه از روش نامبرده استفاده مي كنند، تاكيد بيشتري بر كدگذاري و استفاده از دانش آشكاردارند. به اين ترتيب ، تاثيرپذيري خود را از طريق فناوري اطلاعات افزايش و در مقابل ، پيجيدگي هاي دسترسي به اطلاعات و استفاده از آن را كاهش مي دهند . بنابراين، در اين روش ، هزينه اندك تبادل اطلاعات و جواب سريع تر به مشتري امكانپذيرتر است و معمولا دانش آشكار بهتر تقسيم مي شود. و نيز مي توان از استفاده دوباره اطلاعات كدگذاري شده، به سطح مناسب تري از دانش دست يافت . همچنين برنامه هاي آموزشي استاندارد و گروهي اين روش ، توانايي هاي سازمان ها را بالا برده ، نياز به داشتن اطلاعات گسترده را در ميان اعضاي يك سازمان كاهش مي دهد.
روش انسان محور: تاكيد بر روش انسان محور، بر پايه تقسيم دانش هاي ضمني است . در اين روش، اطلاعات از راه شبكه هاي فردي غيررسمي توزيع مي شود و افراد مي توانند ، روشهاي مناسبتري را شناسايي كنند، چرا كه روش مزبور در ارتباط ميان اعضاي يك سازمان بسيار باارزش است.
روش پويا: سازمان هايي كه از روش ديناميك استفاده مي كنند، از هر دو نوع دانش ضمني و آشكار ، بهره مي گيرند و آنها را به بهترين نحو، مورد توجه و استفاده قرار مي دهند.

شکل 2-2- ارتباط نوع مدیریت دانش و نوع دانش(افرازه،1384)
نتايج بررسي هاي انجام شده بر روي سازمان هاي كه روشهاي نامبرده را به كار برده اند ، نشان مي دهد كه روش ديناميك ، نسبت به ديگر روش ها، كارآمدي بيشتري دارد، زيرا به هر دو نوع از دانش ضمني و آشكارتوجه دارد
با توجه به نكات بالا و از نگاهي ديگر، مي توان چنين نتيجه گرفت كه روش هاي مطرح در مديريت دانش، شامل سه گروه زير است :
• روش هاي مبتني بر رمزگذاري : استفاده دوباره از دانش ها، تبادل مستندات دانش بر پايه تكنولوژي و تمركز بر فناوري اطلاعات و ارتباطات .
• روش هاي مبتني بر مبناي فر د : بر پايه كار فردي – تبادل دانش بين فردي تمركز بر مديريت منابع انساني
• روش هاي مبتني بر اجتماعي نمودن : بر پايه سازمان ، تبادل و توليد دانش از طريق ارتباطات ، سازماندهي دوباره تمركز بر ساختار .
• همچنين مي توان چنين جمع بندي كرد كه در اصل ، بايد هر سه روش در كنار يكديگر به كار گرفته شوند، تا اثر بخشي بهتري به دست آيد ، چرا كه تاكنون بسياري از سازمان هايي كه فقط يكي از اين روشها را با توجه به تعريف و برداشتشان از مديريت دانش و فرهنگ سازماني خود محور قرار داده اند، نتوانسته اند به خوبي مديريت دانش را در سازمانشان به كا ر گيرند . اما برعكس سازمان هايي كه تركيبي از اين سه روش را به كار گرفته اند ، مديريت دانش موفقي را در سازمان خود تجربه كرده اند.(افرازه،1384)
مدیریت دانش یکی از مهمترین عوامل موفقیت شرکت ها در شرایط رقابتی و عصر اطلاعات است.اهمیت این موضوع به حدی است که امروزه شماری از سازمانها دانش خود را اندازه گیری می کنندو به منزله سرمایه فکری سازمان و نیز شاخصی برای درجه بندی شرکت ها در گزارش های خود منعکس می کنند
کوهن و لونیتال(1989) این مفهوم را متناسب با سطح سازمانی تعریف کرده و مورد استفاده قرار دادند. آنان تاکید کردند که سازمان برای کسب موقعیت برتر در فضای رقابتی نیازمند محصولات با کیفیت بالاتر، اثربخشی بیشتر و همچنین نوآوری و پاسخگویی سریعتر به مشتریان است. خارج از مرزهای سازمان مقادیر مناسبی از دانش وجود دارد که سازمانها با بهره گیری از آنها می توانند قابلیتهای رقابتی خود را توسعه داده و یا قابلیتهای جدیدی را خلق نمایند. نظریه ها، ابزارها و روشهای جدیدی که در محیط خارج از سازمان مانند دانشگاهها، شرکتهای مشاوره ای، رقبا، سایر صنایع، مشتریان و عرضه کننده گان از جمله این منابع به شمار می روند(حاج کریمی و حاجی پور، 1387، 56).
2-3-2) سیر تحول مدیریت دانش:
از دهه 1970 میلادی با پیشرفت سریع فناوری های برتر در جهان، به ویژه در زمینه های ارتباطات و رایانه، الگوی رشد اقتصادی جهان به طور اساسی تغییر کرد و به دنبال آن، از دهه 1990 میلادی دانش به عنوان مهم ترین سرمایه جایگزین سرمایه های پولی و فیزیکی شد در اقتصاد صنعتی، سازمان ها  قادر به حفظ موقعیت رقابتی قوی خود برای سال ها بودند. )چن وهمکاران50، 2004)
در سالهای اخیر، سازمانها و شرکتهای مختلف، پیوستن به روند دانش را آغاز کرده اند و مفاهیم جدیدی، مانند: کار دانشی، دانشکار (دانشگر( ، مدیریت دانش، و سازمانهای دانشی، خبر از شدت یافتن این روند می دهند. یک تئوری بزرگ که در حیطه مدیریت دانش تاکنون پیدا شده است، تئوری خاصی است که توانسته است مجموعه‌ای از تمرینات مرتبط بحث مدیریت دانش را گردآوری نماید.باید گفت که تعداد زیادی از تئوریسین‌های مدیریت تکامل بحث مدیریت دانش را به عهده داشته و توزیع نموده‌اند،‌که در میان آنها برجستگانی هم چون پیتر دراکر،‌ پاول استراوس ‌من و پیتر سنگه از آمریکا را می‌توان نام برد. دراکر و استراوس من بیشتر در زمینه اهمیت ارتقاء اطلاعات و دانش ساده به عنوان منابع سازمانی، و سنگه با تمرکز بر سازمانهای یادگیرنده ابعاد فرهنگی مدیریت دانش را بوجود آورده‌اند. تعداد دیگری از دانشمندان وابسته به مجلّه‌ هاروارد حقایق دیگری از مدیریت دانش را آشکار نمودند. در

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع سرمایه اجتماعی، ساختمان ذهنی، سرمایه فرهنگی Next Entries دانلود تحقیق با موضوع مدیریت دانش، انتقال دانش، عملکرد سازمان