دانلود تحقیق با موضوع قانون اساسی، انتقال دانش

دانلود پایان نامه ارشد

دمكراسي هاي در حال شكل گيري عرضه كنند. كشورهاي مختلف منابع ماليایي را براي انتقال چنين دانشي ايجاد كرده اند. به ويژه مؤسسه ملي دمكراسي در ايالات متحده در اين امر فعال بوده است. در سال ۱۹۹۰، مجلس نمايندگان كنگره يك گروه كاري را براي توسعه نهادهاي پارلماني در اروپاي شرقي به كار گرفت. احزاب جمهوري خواه و دمكرات، انتقال دانش از طريق دستگاههاي تحت اختيار خود را مورد حمايت قرار دادند. پروژه رويه پارلماني شرق – غرب كه تا حدي به وسيله بنياد فورد تأمين مالي شد و متكي به مشاركت ديگر كشورهاي غربي بود، تأسيس شد. كشورهاي اروپاي غربي نيز مجموعه اي از مؤسسات را برپا كردند كه براي مثال در انگلستان صندوقي براي اين كار تاسیس شد در سال ۱۹۹۲ كميسيون اروپا برنامه دمكراسي را به عنوان بخشي از برنامه خود براي كمك به اصلاحات اقتصادي و سياسي در شرق و مركز اروپا آغاز كرد بنابراین نه تنها كمك هايي به دمكراسي هاي در حال شكل گيري ارائه، و متخصصاني روانه اين كشورها شدند، بلكه از نمايندگان و كارمندان پارلماني براي بازديد از پارلمان هاي اروپاي غربي و بحث و اطلاع رساني دعوت به عمل آمد. بازديد اين گروه ها به امري مستمر تبدیل شد و رؤسا و نمايندگان مجامع قانونگذاري با هجوم بي امان تقاضا مواجه شدند با اين همه، طراحان قانون اساسي نه تنها به آشنايي با تجارب آن سوي مرزها قادر شدند، بلكه تاريخ خود را نيز مورد توجه قرار دادند. اين كشورها در رژیم هاي سابق داراي پارلمان بودند. گرچه همه آنها در يك دسته از قواي قانونگذاري جاي مي گرفتند هر چقدر قوه قانونگذار سابق فعال تر بوده باشد، مي توان انتظار داشت كه تجربه گذشته بر تهيه كنندگان پيش نويس قانون اساسي جديد اثر بيشتري بگذارد. به نظر مي رسد اين واقعيت كه تدوين كنندگان قانون اساسي آگاهي اندكي از تجربه قواي مقنن كشورهاي ديگر دارند يا نه، به احتمال زياد بر ديدگاه آنان تأثيرگذار باشد .علاوه بر اين، گرچه رژيم سابق ممكن است مورد پذيرش نباشد، اما خدمات كارمندان و حتي بعضي سياست مداران رژيم سابق ميتواند براي دستيابي به يك نظام جديد، لازم باشد و بنابراين بعضي عناصر فرهنگ رژيم سابق ممكن است به رژيم جديد منتقل شود. در مواردي كه سياست مداران رژيم سابق درگير فرايند تأسيس قانون اساسي هستند، تأثير فرهنگ سابق دور از انتظار نيست.69
بند دوم: تأثير قواي مقننه
چه چيزي تأثير قواي مقننه را در دمكراسي هاي جديد تعيين مي كند؟ در اينجا ما تحليل هاي خود را براساس سه دسته از متغيرها بنا مي كنيم. اين تحليل ها از پيش فرض هاي خاصي درباره تغيير سرچشمه مي گيرند و ما نيز تا همين حد فرضيه هاي خود را آزمايش مي كنيم. پيش فرض هاي اصلي ما در واقع عوامل بيرون از پارلمان است كه به طور گسترده اي توانايي قوه مقننه را در اعمال نفوذ مستقل در توسعه رژيم سياسي و سياستگذاري تعيين مي كند و نيز متغيرهاي درون پارلمان را تا حد زيادي اين توانايي را تقويت، اما آن را تعيين نمي كند. اين سه دسته از متغيرها كه عبارت اند از:70
الف: محيط بيروني
1- ساختار:
رياستي، پارلماني يا ساير اقسام
2- ساختار اجرايي:
نامتمركز و باز، متمركز و بسته
3- حزب و نظام انتخاباتي:
نظام حزبي، سازمان احزاب، فعاليت حزب در انتخاب كانديدا و مبارزات انتخاباتي
4- گروه هاي نفوذ:
تعداد، تخصصي بودن، تعارضها، روابط با دستگاههاي اجرايي.
ب- ویژگیهاي دروني
1- اعضاي پارلمان:
سابقه شغلي؛ اهداف و تجارب سياسي؛ ميزان منافعي كه در قوه مقننه وجود دارد.
2- احزاب پارلماني:
نظام حزبي در قوه مقننه؛ سازمان داخلي و تصميم گيري؛ جناح گرايي؛ روابط ميان احزاب
3- كميسيون ها:
تعداد و اندازه؛ دائمي بودن صلاحيت و عضويت؛ رابطه با دستگاه هاي اجرايي؛ استقلال
4- مجلس:
طول دوره؛ استقلال در تعيين دستور جلسه؛ منابع مالي مجلس، احزاب، كميسيو نها و اعضا
5- روابط با حوزه هاي انتخابيه:
ميزان مشاركت انتخاباتي و تقنيني شهروندان، گرو ههاي حوزه هاي انتخابيه و فعالي تهاي تقنيني
ج- ويژگي هاي سياست ها
1- محتوا و ديناميسمهاي سياست هاي عمومي:
محتواي ماهوي؛ ديناميسم موضوعات از حيث جديد بودن يا موضوعات ح لوفصل شده؛ ثبات مشاركت كنندگان و تعامل آنها با يكديگر

1-ساختار قانون اساسی71
نكته بنيادين درباره نقش قانونگذار در نظام سياسي دمكراتيك به نوع نظام سياسي تعيين شده در قانون اساسي بستگي دارد. آيا نظام سياسي؛ رياستي، پارلماني يا مختلط است؟ در نظام رياستي نوع خاصي از تفكيك قوا و كاركنان وجود دارد اما در نظام پارلماني چنين تفكيكي وجود ندارد؛ به اين ترتيب كه دولت از ميان اعضاي قوه مقنن تعيين مي شود نه مستقل از آن. نظام مختلط در مقام تعريف، چيزي است ميان اين دو، يعني يك رئيس جمهور انتخابي وجود دارد با دولتي كه از پارلمان ناشي مي شود. نظام هاي رياستي بيشتر در قاره آمريكا به ويژه آمريكاي لاتين و جنوبي متداول است، اما بيشتر در ايالات متحده آمريكا محسوس است. در اروپاي غربي و كشورهاي مشترك المنافع غلبه با نظام هاي پارلماني است. البته در درون اين قسم نيز گونه هاي متنوعي وجود دارد. نوع وست مينستري نظام هاي پارلماني كه در آنها نوعا يك حزب بر قوه مجريه تسلط دارد و قواي مقنن آن صحن محور هستند(در مقابل كميسيون محور) بيشتر در كشورهاي مشترك المنافع و به خصوص در انگلستان و نيز كانادا، هند، استراليا و زلاندنو رايج است. جمهوري ايرلند نيز در اين طبقه بندي قرار ميگيرد. نظامهاي پارلماني اروپاي قاره اي، با تأكيد بر ائتلاف و ايجاد اجماع به ويژه در كميسيون ها در سرزمين هاي اصلي اروپاي غربي و به ويژه در آلمان به چشم مي خورد.
فرانسه نماينده نظام مختلط است. مطالعات تجربي درباره قواي مقنن گوياي اين است كه فعاليت سياسي مستقل و تأثير قواي مقننه در نظام هاي رياستي، از نظام هاي پارلماني بيشتر است و در طبقه بندي اخير، مدلهاي پارلماني اروپاي قارهاي فعال تر از مدلهاي وست مينستري نشان دادهاند. تجربه فرانسه به عنوان يك مدل مختلط، بيانگر ضعيف بودن پارلمان در اين نوع نظام سياسي است.72
2- ساختار دستگاه اجرایی
سازمان وزارتخانه ها و شيوه تصميم گيري آنها، از حيث باز بودن و غيرمتمركز بودن متفاوت است. كه اين امر به نوبه خود، مي تواند بر فعاليت قواي مقننه در فرايند قانونگذاري تأثيرگذار باشد. هر چقدر فرايند تصميمگيري بازتر و از نظر جغرافيايي غيرمتمركزتر باشد، امكان فعاليت تقنيني افزايش مي يابد.گرچه شواهد كافي براي اثبات اين مدعا را به سختي مي توان به دست آورد، اما چنين به نظر مي رسد كه پارلمان هاي فرانسه و آلمان حداقل در سياست هاي پولي از پارلمان انگلستان و آمريكا تأثيرگذاري كمتري دارند كه اين امر تا حدي به دليل شيوه عملكرد دستگاه هاي اجرايي آنهاست. نمايندگان پارلمان سوئد در كميسيونهاي مشورتي مشغول فعاليتاند كه يكي از ويژگي هاي آن، غيرمتمركز بودن و در دسترس بودن قوه مجريه سوئد است. تعداد و ساختارهاي داخلي احزاب سياسي در دمكراسي ها متفاوت است.

2- نظام حزبی و ساختار مبارزات انتخاباتی
نظام هاي دوحزبي، چندحزبي و يك حزبي وجود دارد كه هر يك خود گونههاي متنوعي دارند. بعضي از احزاب بسيار سازمان يافته و منضبط اند درحالي كه دسته اي ديگر سازماندهي ضعيفي دارند و انضباط دروني آنها اندك است. در پارلمانهايي كه يك حزب اكثريت مطلق را دارد و از انضباط بسيار زيادي برخوردار است، در مقايسه با نظام هايي كه هيچ حزبي تسلط كامل بر پارلمان ندارد يا حزبي كه انضباط كمتري دارد واجد اكثريت است، مي توان انتظار داشت كه پارلمان مجال اندكي براي فعاليت مستقل داشته باشد. در بعضي پارلمانها، مجازات هايي كه عليه اعضاي نقض كننده انضباط حزب اعمال مي شود، افراطي و توجيه ناپذير است. در هند، تخطي از انضباط حزبي اخراج از پارلمان را در پي دارد. در ساير كشورها نظير ايالات متحده آمريكا اين مجازات ها ضعيف و بي تأثير است. نظام انتخاباتي نيز متغير مهمي است كه ورود احزاب را به قواي قانونگذاري تسهيل يا دشوار مي سازد. نظام اكثريتي يا مبتني بر كسب آراي بيشتر از مجموع آرا، به شكلي كه در ايالات متحده آمريكا و انگلستان رايج است براي نظام هاي دوحزبي مناسب است. نظام هاي نمايندگي تناسبي، براي وضعيتي كه احزابي بيش از دو حزب عمده وجود دارد، مناسب است؛ گرچه گسترهاي كه اين نظامها در آن عمل مي كنند بسيار متفاوت است. داشتن حدنصاب، احزاب كوچك را ملزم ميسازد كه كسر كوچكي از آرا را براي نمايندگي پارلمان به دست آورند. برخي از نظام هاي انتخاباتي ممكن است نظارت حزب، مركزي را بر نامزدها تسهيل كنند. بعضي از نظام هاي فهرستي نمايندگي تناسبي تقويت كننده حزب مركزي تلقي مي شوند. انواع ديگر امكان بيشتري براي انتخاب احزاب محلي يا انتخاب كنندگان فراهم مي سازند. نظام هاي انتخاباتي عاملي مهم در تعيين نوع نظام حزبي محسوب مي شوند. همچنين در بعضي نظام ها، محدوديت هاي قانوني بر شكل گيري احزاب مؤثرند. قوانين مختلفي تصويب مي شوند كه بر احزاب تأثيرگذارند مانند قوانيني كه اعطاي كمك هاي مالي براي مبارزات انتخاباتي را تنظيم مي كنند. همچنين برخي كشورها قوانيني مختص احزاب سياسي دارند. اين قوانين نوعاً حق تشكيل احزاب را به رسميت مي شناسند، اما نوعي محدوديت را نيز بر آنها تحميل مي كنند(مانند برخورداري از معيارهايي براي ثبت نام به عنوان يك حزب).73
4- گروه های نفوذ
سازمان هاي خصوصي متشكل از اشخاص، جمعيت ها يا بنگاه هاي تجاري بيشتر مي كوشند بر تصميم هاي دولت تأثير گذارند و وقتي چنين كنند، عنوان گروه هاي نفوذ را به خود مي گيرند.74 در همه نظام ها گروههاي نفوذ بيشتر تلاش مي كنند از طريق دستگاه هاي اجرايي به اهداف خود برسند و اگر در اين كار با شكست مواجه شوند، به سراغ قوه قانونگذار ميروند. در برزيل حتي با وجود حكومتي شبه نظامي، نارضايتي صاحبان صنايع رايانه اي از تصميمات دستگاه اجرايي، به افزايش فعاليت سياستگذار ي كنگره اين كشور منجر شد. مي توان انتظار داشت چنانچه گرو ههاي نفوذ پرتعداد و از حيث تركيب، يكپارچه و تخصصي تر شود، فعاليت قوه مقنن افزايش يابد. درصورتي كه آنها با يكديگر و با دستگاه هاي اجرايي مخالف باشند نيز چنين احتمالي وجود دارد.
وقتي ميان گروه هاي نفوذ و دستگاه يا وزارتخانه مربوطه توافق وجود نداشته باشد، احتمال زيادي وجود دارد كه اين گروهها به دنبال ائتلافي در درون پارلمان باشند. ويژگي هاي خاصي در درون قواي مقنن، مانند نظام كميسيون هاي تخصصي و فعال، مي تواند عاملي براي تشويق و تأثير گروهها بر فعاليت هاي پارلماني محسوب شود.

ب- ویژگی های درونی
هر اندازه قوه مقنن خوب سازمان يافته و تجهيز شده باشد، اين امر ميتواند بر توانايي آن از حيث مشاركت در فرايند قانونگذاري تأثيرگذار باشد. اگر پارلماني به شدت از بيرون كنترل شود، اينكه در داخل پارلمان چگونه سازمان دهي شده باشد، آنچنان داراي اهميت نيست. اما اگر پارلمان تا حدي براي تفكر و عمل مستقل از آزادي برخوردار باشد، توانايي آن در بهره برداري از مزيت هايش تحت تأثير ميزان سازماندهي داخلي پارلمان است. ابزارهاي اصلي كه قواي مقنن با آنها در داخل سازماندهي مي شوند عبار تاند از: احزاب سياسي و كميسيون ها. احزاب در قواي مقننه كشورهاي دمكراتيك از حيث تعداد اندکاند و ازنظر اندازه بزرگ و نسبتًا قدرتمند؛ در حاليكه كميسيون ها اغلب از حيث تعداد زيادند و از حيث اندازه كوچك و ضعيف. احزاب تمايل دارند بر سازمان قدرت تمركز كنند، درحالي كه كميسيون ها بيشتر متمايل به كار در زمينه ماهيت موضوعات هستند. در قواي مقننهاي كه از بيرون كنترل ميشوند، كميسيون هاي اندكي امكان تشكيل مي يابند و فعاليت هايشان محدود است. در بسياري از قواي مقننه ضعيف، فعاليت احزاب سياسي حتي ممنوع شده است. براي مثال در پارلمان لهستان دهه1950 كه در آن حتي حزب كمونيست امكان تشكيل نيافت، به عنوان پارلمان خاموش مشهور شد.75
در پارلمان هاي دمكراتيك، جايگاه و اهميت كميسيون ها و احزاب سياسي با يكديگر ارتباط معكوس دارند. در پارلمان بريتانيا، كميسيون ها

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع منابع قدرت، حل اختلاف Next Entries دانلود تحقیق با موضوع قانونگذاری، تفکیک قوا، اعلان جنگ