دانلود تحقیق با موضوع فقه سیاسی، تحلیل حرکت، مستندسازی، حاکمیت سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

دارد که بخشی از آن در تعارض با یکدیگر و البتّه بخشی نیز قابل جمع است. این تفاوت دیدگاه را می‏توان در فقه سیاسی و نحوه‌ی تحلیل حرکت امام(ع) نیز مشاهده کرد.
طبیعی است این اختلاف‌ها به‌ویژه اگر به سطح تعارض و تنافی برسد، در اصل الگوسازی و چگونگی آن نقش دارد. چرا که در نقش‏آفرینی عاشورا و الگویی که از آن ارائه می‏دهیم، بسیار تفاوت است که به عنوان مثال، کشته شدن حضرت را یک امر ناخواسته و بدون پیش‏بینی قبلی بشماریم و یا آن را طرّاحی شده از پیش و به عنوان هدف نهایی بدانیم، و یا یک هدف میانی و در جهت شکل‏گیری حاکمیت سیاسی حق و تشکیل حکومت اسلامی، و یا اساساً امری کاملاً شخصی و دور از دسترس فهم ما که طبعاً باید در چارچوب موازین موجود ارزیابی و داوری کند. و یا در نگاه دیگر، آن را قابل فهم، ولی گزینش آن را تنها به خواست امام(ع) و روحیه‌ی شهادت‏طلبی ایشان ارجاع دهیم. یعنی انتخاب راهی که می‏توانست غیر از این باشد و اگر رفتاری چون برادرش امام حسن(ع) نیز پیشه‌ی خود می‏ساخت، معذور بود و مصیب و مثاب. و اینها همه، نگاه‌های فرضی و خودساخته نیست، بلکه اشاره‏ای است به آنچه در نگاه صاحب‌نظران به‌ویژه فقهای ارجمند آمده است و شرح آن خواهد آمد.

انعکاس عاشورا در فقه سیاسی
یکی از محورهای قابل توجّه در موضوع عاشورا، که تا کنون نیز کمتر به آن پرداخته شده، بررسی تأثیر و نقشی است که این حرکت بزرگ در فقه سیاسی ما داشته است. یک نگاه به جنبه‌ی فقهی عاشورا، همان است که به صورت گسترده در ابوابی چند از عبادات و بر اساس متون روایی، مورد توجّه فقهای عظام قرار گرفته و آن همه آداب و سنن و احکام در فصول مختلف نماز و زیارات و روزه و طهارت و مانند آن را ویژه‌ی خود ساخته است و همه‌ی فقها نیز طبعاً به آن پرداخته و در ابواب مختلف فتوا داده‏اند. یک نگاه به بعد فقهی نیز در عرض تحلیل‌ها و ارزیابی‏های تاریخی، اجتماعی و کلامی واقع شده و می‏شود و اصل حرکت امام(ع) را در چارچوب موازین فقهی بررسی می‏کند تا نشان دهد قیام امام(ع) از نقطه نظر فقهی، چه صورتی دارد و در کدام جایگاه قرار می‏گیرد و در واقع حرکت امام(ع) را بر اساس موازین موجود فقهی چگونه باید تفسیر و تحلیل کرد؟ چنان که می‏توان همین پرسش را از نقطه نظر تاریخی و اجتماعی داشت و یا آن را از نظر کلامی و در محدوده‌ی بحث علم امامت مطرح ساخت. امّا از منظر فقهی می‏توان نگاه سومی نیز برخاسته از نگاه دوم، به حرکت امام(ع) داشت و آن نقشی است که در فقهِ موجود و در کلمات فقهای عظام داشته است و چگونگی طرح و تحلیل آن به عنوان یک مستند فقهی و در واقع به مثابه‌ی مصداقی از سنّت عملی معصوم(ع) این همان بُعدی از عاشورا است که علی‏رغم اهمّیّتی که دارد کمتر به آن پرداخته شده و اینک وجهه اصلی این رساله قرار گرفته است.
بنابراین آنچه در این رساله، مورد نظر است نه تحلیل فقهی انگیزه و ماهیت عاشورا، بلکه بررسی و ارزیابی این موضوع است که فقهای ما از چه منظری به عاشورا نگریسته‏اند و حرکت امام(ع) به عنوان سیره‌ی عملی معصوم(ع)، چه نقشی در فقه سیاسی آنان داشته است؟
نمونه‌ی پیشین این مستندسازی، بهره‏جستن فقیهان شیعه و سنّی، از موضع امیرالمؤمنین(ع) در برخورد با باغیان، به‏ویژه ناکثین جمل، و چگونگی تعامل حضرت با آنان در آغاز، میانه و پایان جنگ است که در فقه به عنوان دلیل عمده‏ای برای فقها مطرح شده و مورد استناد قرار گرفته است، چرا که تا آن روز، نه در زمان پیامبر اکرم(ص) و نه در دوره‌ی خلفای پیشین، نمونه‏ای قابل استناد در اندازه‌ی جنگ با باغیان رخ نداده بود.
بازتاب محدود در نگاه فقها
مراجعه به متون فقهی شیعه نشان می‏دهد که تنها تعدادی انگشت‏شمار از فقهای برجسته‌ی شیعه، در میان مستندات فقهی خود، به موضوع قیام و اقدام سیّدالشّهدا(ع) پرداخته و به عنوان یک دلیل فقهی به ارزیابی آن نشسته‏اند. این که چرا نگاه به عاشورا به عنوان یک مستند فقهی، محدود به این جمع فقیهان شده و فقهای دیگر در کتابهای استدلالی خود سخنی از آن به میان نکشیده‏اند، پرسشی است قابل اهتمام.
آیا از آن رو بوده است که در بخش مورد نظر، ادلّه به اندازه‌ی کافی موجود و گویا بوده و نیازی به افزودن سیره‌ی عملی امام‏حسین(ع) وجود نداشته است؟ این پاسخ هرچند احتمال می‏رود، ولی قانع کننده نیست، چرا که فقهای دیگر که از اقدام حضرت نیز سخن گفته‏اند، نوعاً از منظر دلیل مخالف و مصداق نقض به آن پرداخته‏اند و طبعاً این گونه موارد نمی‏تواند به عذر وضوح مطلب، مسکوت بماند.
آیا به این علّت بوده است که ماهیّت حرکت امام(ع) و واقعیّت آن برای این دسته از فقها روشن نبوده است و ابهام موضوع باعث عدم طرح آن شده است؟

آیا به این دلیل متعرّض آن نشده‏اند که آن را امری کاملاً ویژه‌ی حضرت دانسته و اساساً از محدوده و فضای ادلّه‌ی فقهی بیرون می‏شمرده‏اند؟
و یا صرفاً ناشی از یک اتّفاق و غفلت است که حرکت امام(ع) در استدلال فقهی آنان، جایگاهی نیافته است؟
البته با توجّه به احتمالات یاد شده می‏توان قضاوت یکسانی درباره‌ی همه‌ی این فقیهان در بیان علّت نپرداختن به این موضوع نداشت، ولی به هر حال این پرسشی است قابل پی‏گیری که چرا فقهای بزرگوار در مثل موضوع «بغی» و «احکام باغیان»، به رفتار و سیره‌ی امیرالمؤمنین(ع) استناد جسته‏اند، امّا تنها چند نفر محدود از آنان اقدام سیّدالشّهدا(ع) را به عنوان یک مستند فقهی قابل بررسی دانسته‏اند. به عنوان مثال شیخ طوسی در بسیاری از احکام بغات، به تفصیل و حتّی با شرح برخی جزئیّاتِ جنگ جمل و برخورد با خوارج، به استدلال می‏پردازد، (ن.ک: طوسی، 1387ه.ق ج7، کتاب قتال أهل البغی، ص276-262) امّا در مباحثی چون «هُدنه» در جهاد و امر به معروف و نهی از منکر که می‏توان به نوع اقدام امام‏حسین(ع) در عاشورا نیز پرداخت سخنی به میان نیاورده است و برای اوّلین بار، در قرن ششم، مفسّر فقیه، امین الاسلام طبرسی، از منظر فقهی و آن هم در تفسیر خویش به این موضوع می‏پردازد. البتّه این که تحلیل حرکت سیّدالشّهدا(ع) بر اساس موازین کلّی فقهی اهل سنّت چگونه است و آیا درخصوص اقدام حضرت ارزیابی و تحلیلی از این منظر صورت گرفته یا نه، از محدوده‌ی این رساله بیرون و نیازمند بررسی جداگانه است.

شیوه‌ی بررسی انعکاس عاشورا در فقه
بررسی انعکاس و تأثیر مستقیم عاشورا در مباحث فقهی فقیهان از منظر سوم را می‏توان بر اساس سیر تاریخی آن پی گرفت؛ به این گونه که از امین الاسلام طبرسی به عنوان آغازگر طرح آغاز کرد و سپس آن را تا دوره‌ی معاصر دنبال کرد؛ دوره‏ای که فقیه برجسته و نام‌آوری چون حضرت امام‏خمینی(ره) سرآمد آن است و رهبری و «فقه عاشورایی» وی توانست نظامی دینی و حکومتی اسلامی را جایگزین رژیمی نامشروع و وابسته سازد.
شیوه‌ی دیگر آن است که بر اساس نوع تحلیل و تفسیر این دسته از فقها و موضعی که در فقه در برابر آن گرفته‏اند، به طرح دیدگاه‏ها پرداخته شود. آنچه در این رساله آمده است بر محور روش دوم است؛ یعنی ترتیب تاریخی آن لحاظ نگردیده و بر اساس نوع نگاه و استدلال دسته‌بندی شده است.
در این میان فقیه فرزانه، حضرت امام‏خمینی (ره) هرچند دارای یک دوره فقه استدلالی مکتوب نیستند، امّا دیدگاهی که در تحلیل و تفسیر فقهی حرکت سیدالشهدا(ع) بیان کرده‏اند و منظری که ایشان به عاشورا دارند، از برجستگی و قوّت و جامعیّتی متمایز برخوردار است. و این چنین است که کارایی عاشورا و منطق حسینی در نگاه ایشان به بنیان‏گذاری یک نظام سیاسی مشروع و قدرتمند ختم می‏شود و دستاورد عملی نگاه دیگر فقیهان، علی‏رغم فقه برجسته و وارستگی خودشان، در سطحی محدود متوقّف می‏گردد و با توجّه به این نکته و به منظور برجسته کردن نوع نگاه ایشان به واقعه‌ی عاشورا، مبانی فقهی ایشان در این باب، در فصلی جداگانه مورد بررسی قرار گرفته است.
آنچه هدف اصلی این رساله است، تبیین انعکاس حرکت امام‏حسین(ع) در فقه سیاسی و بازگویی نوع استناد به آن و نقش‏آفرینی در دیدگاه فقهای بزرگوار و همچنین ارزیابی و نقّادی و مستندسازی دیدگاه‌های یاد شده است.
اینک با این مقدّمه می‏توانیم به بازگویی نگاه فقهای یاد شده بپردازیم، با این توضیحِ لازم که اگر در نگاه یک فقیه در تحلیل و ارزیابی حرکت امام(ره) به چند عامل و عنصر توجّه شده، توجّه رساله بیشتر به آن عامل و فراز سخن است که دیدگاه وی را از دیگران متمایز می‏سازد. بنابراین شیوه‌ی بحث در این رساله بر مبنای نوع نگاه به جریان عاشورا و چگونگی تحلیل این رخداد عظیم است. بر این اساس، ابتدا هر یک از دلایل عدم استناد به واقعه‌ی عاشورا به صورت جداگانه در این بخش مطرح خواهد شد و سپس مورد بررسی و نقد فقهی قرار خواهد گرفت.
بخش اول:عدم انطباق با موازین فقهی
یکی از دلایل عدم استناد به جریان عاشورا، که از سوی برخی از فقها مطرح شده، ادّعای «عدم انطباق با موازین فقهی» است. در این بخش، ایرادات و شبهاتی که درمورد قیام سیّدالشّهدا(ع) وارد شده است، ابتدا تبیین و سپس مورد بررسی و نقد فقهی قرار خواهد گرفت. پُر واضح است که در صورت وارد بودن حتّی یک اشکال فقهی بر حرکت اباعبدالله(ع)، این حرکت عظیم از الگو بودن ساقط شده و صرفاً تکلیفی مختصّ آن حضرت خواهد بود و لذا استناد به آن وجهی نخواهد داشت.
گفتار اوّل: نهضت اباعبدالله(ع) جهاد يا دفاع؟
یکی از شبهاتی که درمورد قیام اباعبدالله (ع)مطرح گردیده این است که حرکت ایشان در چارچوب کدام یک از حرکت‌های مشروع فقهی «جهاد» یا «دفاع» قابل توجیه است؟ برای پاسخ‌گویی به این سؤال، باید هر یک از عناوین «جهاد» و «دفاع» به طور جداگانه مورد بررسی قرار گیرد.
1. جهاد
جهاد در لغت از ریشه‌ی «جَهد» و «جُهد» به معنای «مشقّت و زحمت» و همچنین به معنای «توان و طاقت» است. (راغب، 1376ه.ش، ص101)
جهاد، بخشيدن جان [و آنچه متوقف بر آن مي باشد از] مال و توان است [در جنگيدن با كفّارِ مشرك يا سركشان] در راه اعتلا و بالا بردن كلمه‌ي اسلام و برپايي انديشه‌ها و نشانه‌هاي دين و ايمان و از بين بردن آيين شيطان. (طُریحی، 1416ه.ق، ج3، ص31؛ المکّی‌العاملی، 1387ه.ق، ج2، ص379؛ الجبعی‌العاملی، بی‌تا، ج2، ص216)
مقصود و منظور از «جهاد» در اين رساله نيز همين معاني مي‌‌باشد.
جهاد به اقسام زیر تقسیم شده است:
1) جهاد ابتدايي (جهاد الدّعوة)
2) جهاد با كفّار مهاجم (الجهاد الدّفاعي)
3) جهاد داخلي؛ جهاد با شورش‌گران عليه امام (جهاد أهل البغي) (الجبعی‌العاملی، بی‌تا، ج2، ص379)

1.1. جهاد ابتدايي
اسلام به مسلمانان اجازه داده و لو اين كه سابقه‌ی عداوت و دشمني با كفّار (خصوصاً نظام‌هاي كافر) نداشته باشند، بر آنها يورش برده و براي از بين بردن كفر و شرك، با آنها بجنگند. اين جهاد، ابتدا از طرف مسلمين به خاطر دعوت به اسلام شروع مي‌شود و به اين سبب جهاد ابتدايي، جهاد الدّعوة يا جهاد آزادي‌بخش نام گرفته و بر مسلمانان واجب كفايي است. (السّيوري، 1373ه.ش، ج2، ص6 كتاب الجهاد، براي اثبات وجوب كفايي به آيه 95 سوره‌ی مباركه‌ی نساء استدلال کرده است.)
جهاد با كفّار، يا به جهت بازداري آنان از ستمگري و حمله به مسلمين و قلمرو اسلام است و يا براي كشانيدن آنان به سوي اسلام، كه كمترين مقدار آن، يك مرتبه در سال است (نجفي، 1266ه.ق، ج12، ص49؛ حلّی، 1419ه.ق، ج9، ص58؛ حلّی، بی‌تا الف، ج1، ص100)
.
1.2. جهاد دفاعي
با توجّه به این که در ادامه، به صورت مستقل به بحث «دفاع» پرداخته خواهد شد و دفاع، اعمّ از جهاد دفاعی است، از طرح بحث جهاد دفاعی در اینجا خودداری کرده، آن را ذیل مبحث «دفاع» مورد بررسی قرار خواهیم داد.
1.3. جهاد داخلي(جهاد أهل البغي)
روش فقها اين بوده كه وقتي بحث به اينجا مي‌رسد، معمولاً موضوع امامت را مطرح مي‌كردند تا
روشن كنند امام مفترض‌الطّاعه كه مخالفان شورش كننده عليه او، باغي محسوب مي‌شوند كيست و چه ويژگي‌هايي دارد. (حلّي، 1419ه.ق، ج9، ص402 به بعد) جهاد اهل بغي، به نحو كفايت بر هر مكلّفي واجب

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع بنای عقلا، اخلاق اسلامی، اعتبار بخشی Next Entries دانلود تحقیق با موضوع امام حسین(ع)، امام حسین، عبدالله بن زبیر، مذاهب اسلامی