دانلود تحقیق با موضوع شاه عباس اول، منطق اقدام، امنیت سیاسی، دولت عثمانی

دانلود پایان نامه ارشد

شورش یعقوب خان به عنوان یکی از عناصر گریز از مرکز در مخالفت با راهبرد اصلاحات‌ تمرکزگرایانه‌ شاه عباس، ماهیت‌ جنبشی اجتماعی نداشت. زیرا یعقوب خان به عنوان یکی از امیران‌ قزلباش، با تکیه بر ریاست ایل ذوالقدر و منصب حکومت فارس و با توسل به بخشی‌ از‌ نیروی قبیله ‌ای خود، علیه شاه عباس قیام کرد. یعقوب خان اگرچه با استفاده از ابزار و روش‌های گوناگون قدرت خود را تثبیت و قلمروی خود‌ را‌ توسعه داد، اما از بررسی‌ منابع‌ بر می ‌آید که‌ از حمایت اهالی بومی به ‌خصوص شهرنشینان برخوردار نبوده است. زیرا هنگام لشکرکشی شاه عباس، بزرگان شیراز علیه یعقوب خان‌ شورش و عمال وی‌ را‌ از شهر بیرون کردند‌ و خود‌ زمام اداره‌ی شهر را به‌ دست گرفتند. هم‌ زمانی قیام یعقوب خان با قتل مرشد قلی خان‌ استاجلوی وکیل السلطنه با توجه به روابط سابق آنان، تا اندازه‌ای نقش‌ و تاثیر این‌ حادثه‌ بر قیام وی را نشان می‌دهد. زیرا یعقوب خان پس از حادثه‌ی قتل مرشد قلی خان دریافت که در نظم نوین عباسی هیچ‌کس، حتی نزدیکترین افراد به شاه هم مصونیت‌ ندارد‌. بنابراین، بیش‌ از پیش درصدد مقابله و مقاومت در برابر شاه عباس برآمد.
عواملی چون افراط و تفریط یعقوب خان در‌ برخورد با شاه عباس، عدم تناسب منطقی میان هدف ‌های یعقوب خان‌ باشرایط‌ و امکاناتش‌،‌ ‌عدم برخورداری یعقوب خان از یک پشتوانه‌ ی فکری و تئوری سیاسی اجتماعی در قیام، نابرابری قدرت نظامی اقتصادی ‌‌یعقوب‌ خان در برابر دولت مرکزی، اختلاف درون قبیله ‌ای ذوالقدرها و عدم حمایت‌ جدی‌ علما‌ و سادات‌ و بزرگان شیراز، سبب ناتوانی یعقوب خان در کسب مشروعیت و زمینه ‌ساز انفعال و شکست قیام وی شد‌. شاه عباس‌ با صرف وقت زیاد، به کارگیری نیروی بسیار، توسل به حیله‌ و نیرنگ‌ و بهره ‌برداری از اختلافات‌ داخلی‌ ذوالقدر، موفق شد یعقوب خان را سرکوب کند. سرکوب او برای دولت صفوی نتیجه ‌های مهمی داشت. زیرا شاه عباس با سرکوب او، نیمه‌ی جنوب ایران از جمله ایالاتی چون‌ فارس، یزد‌، کرمان، اصفهان و کهگیلویه را از وجود عناصر متمرد و نافرمان پاکسازی کرد. اگر چه بعدها در برخی از این ایالات ناآرامی‌هایی‌ پدید آمد، اما هرگز خطری چون قیام یعقوب خان در این ایالات‌ علیه‌‌ شاه عباس رخ نداد. با سرکوب قیام یعقوب خان و انعقاد معاهده‌ی‌ صلح با دولت عثمانی (معاهده‌ی استانبول یکم) در همین روزها، فرصت بهتری نصیب شاه عباس برای سرکوب دیگر قیام ‌ها‌ و برقراری‌‌ امنیت و آرامش و اجرای اصلاحات تمرکزگرایانه شد.
بنابراین همانطور که توضیح داده شد در فاصله حکومت محمد شاه تا مدتی از عهد شاه عباس اول قیامهای متعددی در مخالفت از حکومت صفویه روی داد. این رویدادها در نهایت موجب شد که پس از قتل یعقوب خان در فارس این ایالت مورد بی توجهی واقع شده و پس از انهدام شهرهایی چون شیراز، استخر، لار و دیگر منطق اقدامی در جهت آبادی آنها صورت نگیرد. آنچه بعد از آن مورد توجه شاه و درباریان در فارس واقع شد چشم طمع به درآمد و عایدات مختلف آن چون اراضی کشاورزی مرغوب عوارض و مالیات گمرکی و تجارت بود. دن گارسیا دراین باره میگوید “سرانجام آنکه شیراز که بی شک یکی از شهرهای بسیار مشهور و نامدار مشرق زمین است کاملا از ریخت افتاده و نیمه ویران است. وی تنها ساختمانهای قابل توجه را مساجد و چند خانه و عمارت مربوط به خان شیراز میداند و اضافه میکند که خانه های دیگر و حتی خانه های بزرگان شهرکوچک و زشت اند و بجز راهرو در طبقه پایین و دو سه اطاق نسبتا خوب بقیه اطاقها چنان کوچک و تنگ اند که خانه هر پیشه ور اروپایی بر آنها رجهان دارد422”. تاورنیه نیز در سفرنامه خود چنان ذکر میکند: “شهر شیراز هیچ چیز زیبا ندارد بلکه بیشتر شبیه خرابه است423”
در عهد شاه عباس ایران به پنج ایالت فارس، خراسان، آذربایجان، گیلان و مازندران تقسیم شد. فارس در این دوره به بیست و پنج حوزه تقسیم میشد و به خاطر وسعت آن تا کناره های خلیج فارس از اهمیت زیادی در تجارت برخوردار می گردد424.
در فاصله حکومت شاه اسماعیل ثانی تا عهد شاه عباس اول ایران شاهد دوره نا آرامی و هرج و مرج بود. هر یک از درباریان و روسای قبایل بعلت بی کفایتی شاهان صفوی سعی میکردند که شاهزاده مورد حمایت خود را بر تخت سلطنت قرار دهند که سرانجام با پیروزی شاه عباس بر دیگر مدعیان و به کمک و مساعدت مرشد قلی خان اوضاع داخلی آرام شد. در این زمان خاندان ذوالقدر در فارس قدرت بسیار داشتند. درگیری میان سران قزلباش بر سر حکومت ایالات که از اوایل صفویه شروع شده بود از جمله دلایل سرکوب امرای ترک قزلباش در عهد شاه عباس گردید. به دنبال سرکوب سران قزلباش به وسیله شاه عباس در اکثر ایالات امرای گرجی جایگزین آنها شدند و امور ایالات مهم صفویه از جمله فارس را به دست گرفتند. در عهد پادشاهان پس از شاه عباس امرای گرجی نیز سرکوب شدند و قدرت آنها پس گرفته شد در این زمان بار دیگر حکام محلی قدرت را گرفتند و امنیت سیاسی دولت به مخاطره افتاد که این مساله خود در کنار دیگر مسائل موجب سقوط صفویه را فراهم آورد.
همانطور که در قبل گفته شد شاه عباس پس از خاتمه دادن به قضیه یعقوب خان حکومت فارس را برای مدتی به بنیاد خان ذوالقدر واگذار کرد. بنیاد خان که در سال 1000ه.ق از اعزام نیرو به خراسان خودداری کرد بجرم نافرمانی از حکومت فارس معزول شد اما بار دیگر وی موفق شد با پرداخت بیست و پنج هزار تومان جریمه به شاه با وساطت جمعی از بزرگان حکومت فارس را به دست آورد اما حکومت فارس دچار ناآرامی شد و شورش های متعددی در فارس رخ داد همزمان نیز در مناطق خوزستان و کهکیلویه شورش هایی به وقوع پیوست.
6-22- یادگار علی سلطان ذوالقدر
آخرین والی کل ایالت فارس یادگار علی سلطان ذوالقدر میباشد که بر اساس سیاست های جدید اتخاذ شده از سوی شاه عباس در باره مساله ایران ، فارس و جنوب حضور پرتقالی ها ، شورش یعقوب خان و کوتاه کردن دست قزلباشان ذوالقدر ها را از حکومت فارس برکنار کرد و آنها را به امارت نواحی لارستان جهرم فسا و سروستان گمارد425.
6-23- حکام ذوالقدر فارس بعد از یعقوب خان
چندی بعد در سال 1003ه.ق شاه عباش برای پایان دادن به این ناآرامی ها و شورش ها حکومت فارس را به الله وردی خان واگذار کرد حکومت کهکیلویه که دست خاندان افشار بود به حکومت فارس اضافه کرد426 در همین سال اسماعیل خان افشار والی کازرون بود427 شاه عباس اقداماتی مشابه در مناطق دیگر مانند لار مبادرت کرد و امرای محلی آنها را کنار گذاشت و شاردن درباره اهمیت این اقدام شاه عباس مینویسد : “شاه عباس بزرگ پس از آنکه سرزمین لار و هرمز و برخی از نواحی ایران را به همت امامقلی خان گشود به این ایالت اعتبار خاص بخشید”428. پس از الله وردی خان پسرش امامقلی خان به حکومت فارس رسید و در زمان او نیروی نظامی تحت فرمان او در فارس قسمت اعظم قوای ایران راتشکیل میداد429.
همان طور که ذکر شد بعد از یعقوب خان حکومت ذوالقدر ها در فارس دوامی نیافت و بعد از بنیاد خان و یادگار علی سلطان مملکت فارس از اقایان ذوالقدر در گذشت و باز ماندگان آنها به حکومت های بلوکات مجاور نظیر فسا جهرم و سروستان قناعت نمودند430.
حاجی قنبر بیگ جهرمی ذوالقدر در زمان سلطنت سلاطین صفویه به حکومت خطه لارستان و جهرم و بلوک فسا و سروستان برقرار بود و بعد از وفات ایشان حکومت حکومت جهرم و فسا و سروستان نزد فرزندان او باقی ماند. در سال 1104ه.ق محمد بیگ جهرمی وزیر فارس بود.
درسال 1062ه.ق ایالت فارس به ضمیمه حکومت جهرم و فسا به نواب محمد قاسم بیک خلف الصدق قنبر علی بیگ ذوالقدر والی سابق لارستان و جهرم و فسا قرار گرفت431.
در 1091 در دوره ی سلطنت شاه سلیمان صفوی حکومت جهرم و فسا به محمد صادق بیگ یوزباشی پسر سارو خان ذوالقدر محول شد. و تا اوایل زندیه احمد خان جهرمی ذوالقدر در منطقه جهرم و فسا حکمرانی میکرد432.
در 1136 سید احمد نامی فرزند متولی باشی مشهد، فرمان مجعولی به مهر آخرین پادشاه سلسله ی صفویه ساخته وارد ابرقوی فارس شد و مدعی انتصاب خود به ایالتی فارس بود. زبردست خان والی فارس قشونی گرد آورد و در پل خان با وی جنگید. سید احمد پس از شکست به ابرقو گریخت و مردم آن جا پس از اطلاع از مجعول بودن فرمان فوق، او را گرفته حبس نمودند. ولی نام برده بعد از مدتی از حبس گریخته به جهرم آمد و از آن جا جماعتی گرد آورده جهرم و داراب و نی ریز را متصرف شد. سپس به کرمان رفت و پس از فتح آن جا دعوی سلطنت نمود، آخر الامر به دست سپاه اشرف افغان مقتول گردید.
در 1146 در زمان سلطنت شاه عباس دوم صفوی شخصی به نام غنی خان حکومت جهرم را داشت. وی سر از اطاعت امیر خان بیگ قرقلو افشار نایب الایاله فارس بپیچید و آغاز مخالفت کرد. چون این خبر به نواب ندیب السلطنه رسید، محمد خان بلوچ والی کوه گیلویه و حاکم حویزه را از جانبی، و والی کرمان را از جانب دیگر، مأمور فارس کرده به جهرم آمدند و غنی خان را به سزای خود رسانیدند.
پس از احمد خان پسر عموی او حاج سلیمان بیگ ذوالقدر جهرمی حاکم جهرم شد و پس از وفات وی حاج محمد حکومت جهرم شد. نامبرده در حدود 1250 وفات یافت و پس از وی حاج محمد حسن خان جهرمی به حکومت رسید این شخص در عین حکومت، تاجر و زارع قابلی بوده و بازار جهرم و کاروانسرای گلشن و باغ گلشن از بناهای اوست و در سال 1256 وفات یافت.
نتیجه ی آخرین جست و جو از خاندان صفوی را در فسا شخصی به نام محمد تقي ذوالقدر فسايي ( امين الشريعه ) بود که به عنوان يادمان خير اهداي زمين دبيرستان و ورزشگاه ذوالقدر درسال 1317 ه.ش را انجام داده بود.
محمد تقي ذوالقدر در حدود دهه ي 1300ه.ش در فسا به دنيا آمد ، او فرزند حاج ملا اسماعيل بن محمد ابراهيم بن صفر علي بيك بن علي قلي بيك بن عبداله بيك بن محمد تقي بيك بن قاسم بيك بن كچل بيك ذوالقدر والي فارس بود. كه سد ( سيل بند ) ذوالقدري فسا واقع در باغ حسين آباد فسا از آثار اجدادش( عبداله بيك ذوالقدر) مي باشد .
آقا محمد تقي پس ازكسب معلومات ابتدايي و با استفاده از عايدات مالكي خود از راه جهرم به شيراز رفت و تا 25 سالگي مقدمات ادبي ، فقه و اصول و حكمت را درمدرسه ي منصوريه ي شيراز فرا گرفت و در مدرسه ي آقا بابا خان به تدريس طلبه ها و مطالعه و تحقيق پرداخت سپس به تهران رفت و فلسفه ي الهي را نزد اساتيد حكمت تكميل كرد.
با حضور رضاخان در عرصه ي حكومت و پس از صدور حكم يك شكل شدن لباس ها ، مرحوم ذوالقدر لباس روحانيت را كنار گذاشت و با لباس رسمي وارد مشاغل دولتي گرديد . آشنايي وي با علوم جديد و حوزوي سبب گرديد در اندك زماني پله هاي صعود را طي و اولين بار در سال 1339 ه.ق به نمايندگي مجلس شوراي ملي رسيد و در دوره هاي ششم ، هفتم و چهاردهم مجلس ، سمت نماينده ي مردم فسا و جهرم را بر عهده داشت .
در سال 1316 شمسي هنگام بازديد ميرزا علي اصغر خان حكمت وزير فرهنگ از فسا ، به پيشنهاد مرحوم محمد حسن خان سليمان پور ، آقاي محمد تقي ذوالقدر باغچه نارنجي كه به دليل وجود نارنج كهنسالي در آن به اين نام مشهور بود به همراه سه قطعه زمين از پلاك 2962 ( به مساحت حدود 35 تا 37 هزار مترمربع ) به اداره ي فرهنگ فسا اهدا نمود تا دبيرستاني در آن بنا گردد.

نگاهی گذرا به حکام فارس
نگاهی گذرا به حکام فارس از قبیله ی ذوالقدر که از کتاب منشات شرف نامه فتوحی لاری شیرازی برگرفته شده است. که بصورت جزیی به اقدامات و ویژگی های مهم انجام شده دوران حکومتی هر یک از والیان ذوالقدر در فارس اشاره ای میشود433.
909 الیاس بیگ ذوالقدر 1سال
امرای خاندان ذوالقدر که دردوران صفویه در ایالت فارس به حکومت رسیدند
910 منصور بیگ افشار 1سال
911 امت بیگ سار شیخلو (خلیل سلطان) 15سال
شرکت در لشکرکشی های مختلف به همراه شاه اسماعیل در لشکرکشی به خراسان در سال919ه.ق به عنوان پیش

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع فرمانبرداری Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع اثبات دعوی، ادله اثبات دعوی، زبان فارسی، قوانین موضوعه