دانلود تحقیق با موضوع شاه طهماسب، عباس میرزا، سلطان محمد، مرشد قلی خان استاجلو

دانلود پایان نامه ارشد

خان استاجلو و اسماعیل قلى خان شاملو و برادرش مرشد قلى خان و محمدى بیگ سار و سولاغ و رضا قلى بیگ اینانلو، و سایر کشندگان حمزه میرزا و ارکان دولت شاه محمد را، که جمعا هفت نفر بودند، در پاى ایوان چهل ستون حاضر کردند. نخستین کسى که به فرمان شاه کشته شد، اسماعیل قلى خان شاملو بود؛ صوفیان او را در زیر مشت و لگد از پاى درآوردند. پس از وى على قلى خان و دیگران نیز در حضور شاه کشته شدند. شاه، میرزا محمد وزیر و سایر ارباب قلم، مانند میرزا لطف الله شیرازى وزیر قدیم پدرش را، چون ایرانى و به اصطلاح زمان تاجیک بودند، بخشید، و مقرر داشت که از هر یک مبلغى به عنوان جریمه و ترجمان گرفته شود. اموال کشته شدگان را نیز با خیمه و خرگاه و شتران و اسبان هر یک میان سرداران مطیع، و امیرانى که از خراسان آمده بودند، قسمت کردند. پس از آن که مرشد قلى خان با همکارى شاه عباس، ارکان دولت شاه مخلوع را از میان برداشت، بى‏رقیب و مدعى نیابت سلطنت و فرمانرواى مطلق شد و با لقب وکیل السلطنه به اداره امور سلطنتى و کشورى پرداخت. ، پس از آن در خانه عمه مقتول شاه، پرى خان خانم، دختر شاه طهماسب، منزل کرد. وزیران و رجال و سران لشکرى و کشورى تنها از او دستور مى‏گرفتند و تمام کارهاى خود را با موافقت و صوابدید وى انجام مى‏دادند. خان استاجلو، همه احکام و فرمانهاى سلطنتى را بى اجازه شاه صادر مى‏کرد و به مهرهاى سلطنتى، که بر گردن آویخته بود، مى‏رسانید. در اندک زمانى، منصبها و مقامات مهم دربارى و دیوانى، مانند ریاست قورچیان و مهر دارى و حکومت ولایات ایران را، میان دوستان و بستگان خود و سرداران و امیرانى که به فرمان او گردن نهاده بودند، تقسیم کرد. حتى وزیر خود، میرزا شاه ولى را نیز با لقب اعتمادالدوله به وزارت اعظم برگزید. پس از آن شاه مخلوع پدر شاه عباس با ابوطالب میرزا برادر شاه و اسماعیل میرزا و حیدر میرزا پسران خردسال حمزه میرزا را در نیمه محرم سال 997 ه.ق ، از قزوین به قلعه الموت، که شاهزاده طهماسب میرزا برادر دیگر شاه عباس نیز در آنجا محبوس بود، فرستاد تا از پایتخت دور باشند و حضور ایشان در قزوین، مایه تحریک سران قزلباش به سرکشى و طغیان و تغییر شاه نشود. سیصد تن از سواران قزلباش را هم مأمور حفاظت ایشان کرد، و این عده در پایان هر ماه عوض مى‏شدند349.
در همان حال به املاک خالص سلطنتى نیز طمع برد، و به موجب فرمانى که از شاه گرفت تمام املاک شاهى اصفهان را، که پس از مرگ شاه طهماسب به ترتیب به حمزه میرزا و ابوطالب میرزا، منتقل شده بود، تصاحب کرد. سپس براى شاه عباس مجلس عروسى ترتیب داد، و در یکجا دو دختر از خاندان صفوى را به عقد نکاح شاه درآورد. یکى دختر سلطان مصطفى میرزا، برادر زاده شاه طهماسب اول، که پیش از آن همسر برادر بزرگ شاه، حمزه میرزا بود. این دو زن را در یک روز براى شاه عقد بستند و پس از سه شبانه روز جشن و سرور، در یک شب به حرم سراى او بردند تسویه های خونین در دولت صفوى چون مرشد قلى خان در اداره کشورى و لشکرى، طریق استبداد و خود رأیى مطلق را در پیش گرفته و به سران قزلباش مجال هیچ گونه مداخله و اظهار نظر نمى‏داد؛ امیران و ارکان دولت از او آزرده خاطر شدند350، و چون تصور مى‏کردند که شاه نیز از قدرت مرشد قلى خان ناراضى است و مخالفت قزلباشان را با او تأیید خواهد کرد، در نهان براى کشتن وکیل السلطنه، همداستان شدند و به انتظار فرصت نشستند. اتفاقا توطئه سران براى قتل مرشد قلى خان برملا شد و مرشد، شاه را به دفع این توطئه برانگیخت. شاه عباس، با وجودى که از مرشد قلى خان، فوق العاده ناراضى بود، اما به راهنمایى خرد و تدبیر و حیله گرى ذاتیش، مقتضى آن دید که نخست از این پیشامد استفاده کرده، مرحله‏ اى دیگر از تسویه سران قزلباش و قطع نفوذ آنها را به مورد اجرا گذارد. توطئه گران که دانستند راز برملا شده به اتفاق سواران و ملازمان خویش به دولتخانه آمدند و بر خلاف آداب و رسوم، همچنان با سلاح و شمشیر به ایوان عمارت چهل ستون رفتند. شاه کس نزد سران فرستاد و از قصد و نیت آنها پرسید و ایشان منظور خود آشکار کردند. شاه نیز پیغام داد که چون به کار دیگرى مشغول است، پى کار خود روند، تا به مشکل بعدها رسیدگى کند. امیران از نادانى دولتخانه را ترک گفتند و در باغ دولتى سعادت آباد قزوین گرد آمدند. اما این بار بر همراهان و سواران خویش افزودند و مخالفت خود را با مرشد قلى خان آشکار کردند. روز بعد مهدى قلى خان ذوالقدر حاکم فارس به نمایندگى از سران متمرد و اعیان قزلباش به خدمت شاه رفت و درخواست نمود که شاه به ارباب مناسب و اولیاى دولت و سران طوایف استقلال واختیارات بیشتر دهد. شاه عباس در پاسخ گفت که: «مایه آن همه اختلاف و نفاق و جنگهاى داخلى که در زمان پدرم به ضعف دولت مرکزى و پیشرفت کار بیگانگان و دشمنان ایران منتهى شد، نتیجه همان اقتدار و استقلال و خودسریهاى سران و طوایف و مداخله هاى بى مورد امیران قزلباش در کارهاى سلطنتى و دولتى بود و از آنها خواست تا به فرمان شاه و نماینده تام الاختیار او مرشد قلى خان گردن نهند و او را به عنوان ریش سفید خود بشناسند. مهدى قلى خان در پاسخ گستاخى کرد و همین بهانه‏ اى شد تا شاه که از پیش براى این منظور خود را آماده کرده بود، فریاد زد: «اى مردک مفسد تو را به ایالت شیراز و مرتبه خانى سرافراز فرموده‏ایم، زیاده از این چه توقع داشتى که میانه قزلباش فساد مى‏کنى وجود امثال شما که به خودسرى برآمده اند خار گلزار دولت است ….351.
یک روایت اغراق آمیز حکایت دارد که شاه عباس خشونت خود را از همان روز حکومت نشان داد و آن عبارت از این بود که بزرگان و سر جنبانانی را که فکر میکرد مایه زحمت باشند به عنوان ضیافت دعوت کرد و آنان را در همان مجلس متهم به خیانت نمود و تمام آنها را از بین برد سر بیست و دو نفر را بر نیزه بالا برد و از پنجره کاخ شاهی آویزان کرد این در واقع گربه دم حجله کشتن او بود352.
فصل شش
حکمرانی
یعقوب خان ذوالقدر

6-1- یعقوب خان ذوالقدر
یعقوب خان ذوالقدر پسر ابراهیم خان نوه الیاس بیگ ذوالقدر بود. همانطور که در قبل توضیح داده شد الیاس بیگ پدربزرگ یعقوب خان اولین حاکم منصوب شاه اسماعیل بر ایالت فارس که پس از فتح این ایالت در سال 909 ه.ق بود. ابراهیم خان هم به فرمان شاه طهماسب مدت زیادی از سال 946ه.ق تا هنگام عزل در 963ه.ق حاکم فارس بود. یعقوب خان یکی از پسران ابراهیم خان بود که پس از عزل پدر نتوانست مقام و منصب شایسته ای به دست آورد. به گفته افواشته ای یعقوب میرزا آن قدر بی سامان و سرانجام بود که ایام جهانبانی پادشاه فریدون مسند شاه سلطان محمد در یساق خراسان در موکب ظفر قرآن بود و خود خدمت اسب خود میکرد353. اما با این وجود یعقوب بیک ذوالقدر يكی از نامدارترين افراد خاندان ذوالقدرشد که در ایران در کاردانی و رشادت و سیاستمداری مشهور می باشد نامبرده در زمان شاه عباس اول با جمع كثيری از ايل ذوالقدر به ايران آمد و مصدر حكمرانی در نقاط مختلف كشور گرديد. مخصوصاً پس از مغضوب شدن مهدی قلی خان ذوالقدر حاکم فارس و قتل او بدستور و در حضور شاه عباس، بر قدرت و اعتبار او در دستگاه صفوی افزوده شد و با حكم شاه عباس حاكم مقتدر و كاردان ناحيه فارس و توابع گرديد.
تاثیر این دوره تحقیر آمیز در عملکرد خشونت آمیز وی پس از دستیابی به حکومت فارس به خوبی نمایان است . در اواخر پادشاهی سلطان محمد خدابنده گروهی از ذوالقدرهای فارس به رهبری مهدی قلی خان در سال 994ه.ق با اخراج و قتل علی خان ذوالقدر حاکم فارس به مخالفت با سلطان محمد خدابنده برخواستند و تعدادی از آنها را برای حمایت از پادشاهی عباس میرزا به خراسان رفتند عباس میرزا به توصیه مرشد قلی خان استاجلو فرمان حکومت فارس را برای مهدی قلی خان ذوالقدر فرستاد . یعقوب بیگ ذوالقدر از افرادی بود که به هواخواهی عباس میرزا به خراسان رفت به همین دلیل پس از جلوس شاه عباس یعقوب بیگ مورد توجه و عنایت خواص قرار گرفت354.
در اوایل جلوس شاه عباس گروهی از سران قزلباش به بهانه اعتراض به تسلط و دخالت همه جانبه مرشد قلی خان استاجلو در دربار شورشی ایجاد کردند. شاه عباس در آن هنگام با حمایت از مرشد قلی خان شورش را سرکوب کرد . بیشتر امیران شورشی دستگیر شده بودند که شاه عباس یعقوب بیگ ذوالقدر را مامور کشتن وی کرده بود . یعقوب بیگ پس از کشتن مهدی قلی خان رسما به دریافت لقب خانی و فرمانده حکومت فارس سرافراز شد و بدین ترتیب در سال 996ه.ق به آرزوی دیرینه دستیابی به حکومت فارس رسید355.
6-2- لشکر کشی یعقوب خان به خراسان و درگیری با حمزه بیگ
یعقوب خان پس از انتصاب به حکومت فارس به دستور شاه عباس مشغول گردآوری سپاه برای پیوستن به اردوی شاهی در حمله به خراسان و جنگ با ازبکان شد. هنگام گردآوری سپاه با مخالفت و کارشکنی برخی از امیران ذوالقدر مانند حمزه بیگ مواجه شد . او پس از مطیع کردن مخالفان در چمن بسطام خراسان به اردوی شاهی پیوست و از طرف شاه عباس به دریافت خلعت فاخر و اسب و زین و کمر مرصع سرافراز شد و شمه ای از نافرمانی برخی از امیران ذوالقدر را عرض شاه رسانید . شاه عباس نیز حکم داد هرکس که سر از اطاعت تو بپیچد سرش را بریده به سوی ما بفرست تا درس عبرتی برای دیگران شود356.
6-3-درگیری یعقوب خان و بیکتاش خان
برخورد خوب و حمایت علنی شاه عباس از یعقوب خان برنگرانی و حسادت مخالفان وی افزود در این میان گروهی از ذوالقدر ها به رهبری حمزه بیگ از اردوی شاهی به جانب فارس فرار کردند . یعقوب خان به دلیل نگرانی از افراد این گروه با اجازه شاه عباس درصدد بازگشت به شیراز در آمد. حمزه بیگ و یارانش در یزد با بیکتاش خان افشار حاکم خودسر کرمان و یزد علیه یعقوب خان متحد شدند . هدف بیکتاش از این اتحاد با مخالفان یعقوب خان نفوذ یافتن در فارس و ضمیمه کردن آن به قلمرو خود بود . یعقوب خان در حوالی یزد به اتحاد آنها پی برد بنابراین با خودداری از پذیرش پیشنهاد ضیافت و مهمانی بیکتاش خان که قصد دستگیری وی را داشت به شیراز رفت357.
بیکتاش خان برای متزلزل کردن موقعیت یعقوب خان حمزه بیگ را با عده ای از جنگجویان افشار به عنوان حاکم به فارس فرستاد. یعقوب خان پس از آگاهی از این موضوع با سپاهی چهار هزار نفری برای نبرد با حمزه بیگ آماده شد. در نبردهایی که میان دوسپاه در شورستان اتفاق افتاد سپاهیان حمزه بیگ شکست خوردند و عده ای از آنها کشته و عده ای دستگیر و عده ای هم پراکنده و فرار کردند. حمزه بیگ نیز جزء فرارکننده گان بود و به کهکیلویه فرار کرد. یعقوب خان با تهدید حسن خان افشار حاکم کهکیلویه را وادار به تحویل دادن حمزه بیگ کرد . حسن خان حمزه بیگ را به یعقوب خان تحویل داد . حمزه بیگ اندکی پس از رسیدن به شیراز به دستور یعقوب خان به طرز فجیهی کشته شد . بدین ترتیب یعقوب خان پس از سرکوب مخالفانش در اندک زمان با تسلط بر اوضاع فارس موقعیت سیاسی خود را تثبیت و تحکیم کرد358.
حکومت فارس از هنگام فتح آن توسط شاه اسماعیل 909ه.ق تا اوایل پادشاهی شاه عباس 1003ه.ق به امیران ذوالقدر اختصاص داشت بنابراین به قوا از برخی مورخان حدود یک قرن ایالت فارس به صورت تیول و مقر طایفه ذوالقدر درآمده بود359.
این سابقه طولانی حکومت قبیله ای ذوالقدرها بر فارس از نظر یعقوب خان نوعی مشروعیت برای توسعه قدرت و قلمرو خود محسوب کی شد او گرچه پس از انتصاب به حکومت فارس به ظاهر اطاعت میکرده اما با تکیه بر منصب حکومت فارس ریاست طایفه ذوالقدر و داشتن نیروی قبیله ای برای توسعه و قدرت قلمروی خود اقداماتی انجام داد360.
یعقوب خان پس از سرکوب شورش حمزه بیگ ذوالقدر درصدد انتقام گیری از بیکتاش خان و جلوگیری از دخالت وی در امور فارس برآمد. وی ابتدا برای متزلزل کردن موقعیت بیکتاش خان عباس خان عموی وی را به عنوان حاکم به کرمان فرستاد و از افشارهای کرمان خواست که تابع فرمان عباس خان باشند زیرا شاه عباس بیکتاش خان را به دلیل نافرمانی و خودسری از حکومت کرمان عزل کرده بود . این

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع سلطان محمد، شاه عباس اول، عباس میرزا، دولت صفوی Next Entries دانلود تحقیق با موضوع شاه طهماسب، جنوب ایران، عقد ازدواج، دولت صفوی