دانلود تحقیق با موضوع شاه طهماسب، سلطان محمد، عتبات عالیات، عباس میرزا

دانلود پایان نامه ارشد

گردید. والکای وی به سلطان علی تاتی اوغلی ذوالقدر مرحمت فرمودند226. شاه طهماسب در سال 966 هجری به علی سلطان ذوالقدر والی مملکت فارس فرمان داد با سپاه ذوالقدر فارس از راه کرمان به سیستان رفته و در خدمت شاهزاده حسین میرزا حاکم سیستان نواحی قندهار را تسخیر کنند227 وعلی سلطان ذوالقدر فرمان شاه را اطاعت کرد و هنگامی که قلعه قند هار را محاصره کردند، گلوله تفنگی به علی سلطان اصابت کرد و از بین رفت228.
5-10- ولی سلطان ذوالقدر
ولی سلطان پسر ارشد او پای مردانگی را فشرد و قلعه قندهار را گشود و سپاه پدر را برداشته به مشهد بازگشت شاه طهماسب قندهار را به سلطان حسین واگذار کرد ولایت سیستان را به بدیع الزمان برادر کوچک سلطان حسین بخشید229.
کلانتری مملکت فارس در سال 970ه.ق به میر شاه حیدر پسر نقاوه ی سادات میر اسماعیل حسنی حسینی شیرازی کلانتر سابق فارس برقرار گردید230.
دوران حکومت شاه ولی سلطان بر فارس به مدت هفت سال ادامه داشت. وی روابط بسیار خوب وصمیمانه ای با امرای لارستان داشته است و همچنین با امرای سایر مناطق و دولت مرکزی مکاتباتی را انجام داده است که نشانگر ارتباط گسترده والی فارس میباشد231. شاه ولی سلطان تاتی اوغلو نیز مانند اسلاف خود علیرغم خدمات شایسته ای که به صفویان در سال 973هجری به علت آنکه مواجب و مراسم سپاه مامور فارس را به قاعده نرسانیده بود232 از حکومت معزول و ولایت فارس را به محمد خان بیگ ذوالقدر ارزانی داشتند233.
در سال 947ه.ق تیری به خواجه میرزا بیگ وزیر شاه ولی بیگ ذوالقدر حاکم فارس زدند و او کشته شد و مشخص شد که فرموده آقایان ذوالقدر هست که با حاکم شیراز نزاع دارند. پس خانه او را مهر زدند و اموالش را ظبط کردند. برادر او محمد مقیم را احضار به قزوین کردند که از ترس به عتبات عالیات فرار کرد234.
5-11- محمد خان ذوالقدر
شاه طهماسب، شاه ولی سلطان را از حکومت فارس عزل کرد و مبلغی وجه نقد به علت آنکه مواجب و مرسوم سپاه مامور فارس را به قاعده نرسانید بود از او گرفتند و به افراد سپاه رسانیدند و حکومت مملکت فارس را به محمد خان بیگ ذوالقدر واگذار کردند.235 وزارت مملکت فارس در سال 975ه.ق به میرزا قوام الدین حسین ولد میرزا تاج الدین جعفر حسنی حسینی شیرازی وزیر سابق فارس رسید236.
نکته قابل توجه در مورد محمد بیگ ذوالقدر اشاره ای است که جنابدی دارد: «به خیانت وی و دیگر سران قزلباش در جنگی همراه با شاه طهماسب که معهذا اکثر اعیان چون حسین خان شاملو و غازی خان تکلو و محمد خان ذوالقدر و غیر هم بنابر یکدیگر و اضلال الامه و مواعید کاذبه ی وی که در آن وقت به استمالت نامه های مشتمل بر عواطف و احسان سلطان روم موفق به توقیع اعطای الکای آذربایجان نزد ایشان ارسال گردانیده بود در آن بی عاقبتان از آن جهت دل دگرگون داشته و در مقام نفاق طریق معادات می پیمودند237 ».
در ادامه جنابدی می افزاید: «در این اثنا محمد خان ذوالقدر و حسین خان ولد برون سلطان تکلو با هزار سوار بنابر مواعد کاذبه الامه و استمالت نامچه داری روم تاج از سر برداشته ادبار آسا از این دولت روز افزون تخلف نموده به دشمن پیوستند238 و محمد خان ذوالقدر اوغلی که تاج بریده ملازمت رومیه اختیار نموده بود شاید دلیل عزل او از فرمانروایی فارس همین موضوع باشد. به هر حال در سال 978ه.ق تمامی ایالت فارس به ولی سلطان قلخانچی ذوالقدر عنایت گردید239».
5-12- ولی سلطان ذوالقدر
همانگونه که ذکر شد ولی سلطان جانشین محمد خان گردید و در سال 978ه.ق ایالت تمامت مملکت فارس به ولی سلطان قلخانچی ذوالقدر عنایت گردید240 و تا سال 985ه.ق. یعنی یکسال پس از مرگ شاه طهماسب صفوی بر این مقام بود. آنچه در دوران حکومت او بر فارس قابل توجه است این که طی این دوران شاهزاده سلطان محمد میرزا سلطان فرزند شاه طهماسب صفوی و فرزندش سلطان حمزه میرزا در شیراز اقامت کرده و ولی سلطان ذوالقدر عملا للگی و اتبکی شاهزاده سلطان محمد میرزا وحمزه میرزا را باهم داشته است. دوره هفت ساله والی گری ولی سلطان ذوالقدر بدون هیچ حادثه ی مهمی در فارس پشت سر گذاشته شد و در واقع او آخرین امیر این ایالت در دوره ی طولانی حکومت شاه طهماسب صفوی محسوب می شد. با مرگ شاه طهماسب صفوی در سال 984ه.ق. رقابت و کشمکش قدرت در مرکز بر سر جانشینی وارد مرحله ی جدید شد که تبعات وآثار آن به خاندان ذوالقدر و ایالت فارس نیز میرسد241.
فلسفی درباره ولی سلطان چنین میگوید: “ولی سلطان قلخانچی اوغلی ذوالقدر از امیران قزلباش طایفه ذوالقدر در دوره شاه طهماسب یکم و شاه اسماعیل دوم بود. وی در دوره شاه اسماعیل دوم، حکمران فارس بود. وی همچنین للهگی ابوالفوارس شجاع‌الدین (شاه شجاع) فرزند شیرخوار شاه اسماعیل دوم را نیز بر عهده داشت. ولی سلطان قلخانچی اوغلی ذوالقدر در توطئه‌ای که شاه اسماعیل دوم علیه برادر خود محمدمیرزا (شاه محمد خدابنده) و پسرانش ترتیب داده بود شرکت داشت”242.
پس از کشته شدن شاه اسماعیل دوم، با وجود این که بسیاری از امرای قزلباش با محمدمیرزا (بعدا” شاه محمد خدابنده) برای سلطنت توافق کرده بودند، وی از طرفداران سلطنت شاه شجاع بود. پس از تاجگذاری شاه محمد خدابنده، به دستور شاه ابوالفوارس شجاع‌الدین (شاه شجاع) و لله او ولی سلطان قلخانچی اوغلی ذوالقدر کشته می‌شوند243.
شاهقلی سلطان استاجلو وزیر خراسان از سلطان محمد میرزا پسر شاه طهماسب والی مملکت خراسان رنجیده شد و نامه ای به شاه طهماسب فرستاد. شاه طهماسب فرمان داد که ایالت خراسان به شاهزاده عباس میرزا دهند. شاهقلی سلطان به اتابکی وزیر خراسان باشد و ایالت فارس را شاهزاده سلطان محمد میرزا گذارند244 و میرزا سلیمان شیرازی نوه میرزا نظام الملک جابری اصفهانی وزیر سابق فارس به وزارت شاهزاده سر افراز امد ولی سلطان قلخانچی اوغلی ذوالقدر که به حکومت فارس سرافراز بود جدایی از حکومت لله و اتابک شاهزاده سلطان محمد میرزا گردید245. پس شاهزاده سلطان محمد میرزا پسر بزرگ خود سلطان حمزه میرزا از کرمان وارد شیراز کرد و رحل اقامت را چنان انداخت که تا سالی که بر تخت سلطنت نشست از اریکه حکمرانی مملکت فارس بر نخواست246.
در زمان شاه طهماسب استقلال سوکلن های بوزوق ذکر میشود. به هنگام سفر عراقین در سال 967 ه.ق شاهوردی خلیفه سوکلن اوغلی قورچی پرچمداری را بر عهده داشت و از ذوالقدرها شیر حسن از اوبه ی ایمور را در سال 941 ه.ق در شغل قوچی گری میبینیم. افراد منصوب ذوالقدر ها ولی سلطان در سال 954 ه.ق در ارومیه و ملکن اوغلی در سال 967 ه.ق در یکی از شهر های اطراف خراسان حاکم بودند.
بر اساس نوشته اسکندر بیگ ترکمان به هنگام مرگ طهماسب، محمد قلی خلیفه ذوالقدر از اوبه غورغا که از ارکان دولت قاهره و قشون آراسته داشت والی استرآباد برادرزاده ابراهیم خان از اوبه ی حاجیلر، ولی سلطان قلخانجی اوغلی والی شیراز و شاهقلی خلیفه والی شهر لار و منصور بیگ از فرزندان ابراهیم خان والی شهر خوی، از امرای دستگاه دولت در پایتخت بودند247.
5-13- اوضاع فارس از مرگ شاه طهماسب تا جلوس شاه عباس اول
بعد از مرگ شاه طهماسب اول در سال 984 ه.ق دو تن از پسران او بخت زیادی برای جانشینی داشتند یعنی اسماعیل میرزا و حیدر میرزا “پسر پنجم شاه طهماسب که مادرش سلطان زاده خانم بانویی گرجی بود248” حسین بیگ یوز باشی و جمعی از امرای استاجلو که در اواخر سلطنت شاه طهماسب در اداره ی امور کشور نفوذ زیادی داشتند و صدرالدین خان صفوی لله ی حیدر میرزا سر سلسله ی طایفه ی شیخاوند سرداران گرجی و سرانجام مصطفی میرزا از حیدر میرزا حمایت می کردند در مقابل این گروه طوایف روملو بخصوص حسینقلی که منتصب خلیفه االخلفایی داشت افشار شاملو و ذوالقدر به طرفداری از اسماعیل میرزا قیام کردند249.
پس از فوت شاه طهماسب زال بیگ گرجی به خلیفه انصار از گماشتگان قلعه ی قهقهه نامه ای نوشت و ضمن اعلام مرگ شاه طهماسب از او خواست که بی درنگ اسماعیل میرزا را به قتل برساند اما نامه به دست طرفداران اسماعیل میرزا افتاد و آنان موفق شدند شاهزاده را از قلعه قهقهه بیرون بیاورند در این موقع طرفداران اسماعیل میرزا نقشه قتل حیدر میرزا را کشیدند وقتی که او قصد داشت از عمارت سلطنتی خارج شود نگهبانان که از طوایف افشار شاملو ذوالقدر و ترکمان بودند درهای عمارت را بسته و مانع ورود طرفداران حیدر میرزا شدند و توانستند حیدر میرزا را به قتل برسانند و راه را برای سلطنت شاه اسماعیل دوم صفوی 984-985ه.ق مهیا سازند250 در اینجا ما قبیله ذوالقدرها را می بینیم که در معادلات قدرت در دستگاه سلطنتی ایفاگر نقش مهمی هستند و در مقابل حمایت از اسماعیل میرزا برآمدند.
شجاع شاه پسر شاه اسماعیل دوم در سال 985ه.ق به دنیا آمد اتابک و لله او را به سلطان قلخانچی ذوالقدر حاکم شیراز دادند251.
شاه طهماسب در سال 984ه.ق وفات یافت و پس از آن برای انتخاب شاه به مشورت پرداختند ولی سلطان ذوالقدرحاکم فارس و لله شاه شجاع پسر شیر خوارشاه اسماعیل بود و بسیار تلاش کرد که شاه شجاه را به حکومت برساند و بدلیل خردسالی وی شاهزاده خانم زمام امور را بدست گیرد و سکه و خطبه بنام شاهزده خوانده شود اگر این فکر ولی سلطان عملی می شد وی تمام امور را بدست میگرفت و فرمانروای واقعی به دست او میگرفت252 سران قزلباشان مخالفت کردند و سرانجام اسماعیل میرزا جانشین وی شد253.
در اواخر پادشاهی شاه طهماسب تا اوایل حکومت سلطان محمد خدا بنده چندان حکام جدید و قزلباشان و روسای خاندان ها و قبایل بر شهرها تسلط یافتند که نوعی فئودالیته نو ظهور احتمال تجزیه مملکت را تشدید میکرد خاندان ذوالقدر در فارس که خود را به خاندان صفوی استلحاق می کردند و میخواستند حکومت مستقل تشکیل دهند254.
5-14- شاهرخ‌خان ذوالقدر
شاهرخ‌خان ذوالقدر از امرای قزلباش طایفه ذوالقدر در دوره شاه اسماعیل دوم، شاه محمد خدابنده و شاه عباس یکم بود. در رویداد اردوکشی قزلباش به مازندران، مهدعلیا به شاهرخ‌خان ذوالقدر فرمان داد تا این ماموریت را انجام دهد. شاهرخ‌خان ذوالقدر با وجود مخالفت، به فرمان شاه محمد خدابنده به سوی مازندران حرکت کرد. وی در مازندران به پیره محمدخان استاجلو و قورخمس‌خان شاملو پیوست. شاهرخ‌خان ذوالقدر که تسخیر قلعه فیروزجاه را دشوار می دید به میرزا خان توصیه کرد به همراه سرداران قزلباش به قزوین که در آن زمان پایتخت صفویه بود بیاید و از شاه و ملکه عذرخواهی کند. شاهرخ‌خان ذوالقدر در زمان شاه محمد خدابنده منصب مهردار سلطنتی را داشت که در آن زمان از پست‌های بزرگ و مهم دولتی در دربار صفویه محسوب می‌شد255.
ایالت فارس پس از مرگ شاه طهماسب و در عهد سلطان محمد نیز همچنان در دست طایفه ذوالقدر باقی ماند. امرا و حکام همه جهت تبریک به جانب شاه اسماعیل میرسیدند ولی سلطان قلیخان چی ذوالقدر حاکم شیراز با سپاه خود از شیراز آمد مورد عنایت شاه گردید256.
ایلچیخان از خطه لار از جانب ابراهیم خان والی لارستان آمد و نقود و جواهر و اسبان عربی با افسارهای زرنگار از اختراع زرگران لاری بود تقدیم کردند که مورد عنایت شاه قرار گرفتند257.
شاهقلی خلیفه والی لار در فارس بود و لار نیز بعنوان یک منطقه والی نشین از طرف حکومت صفویه همچنان اداره میشد258.
شاه علی خلیفه ذوالقدر حاکم ناحیه شبانکاره که یک قسمت از چهار قسمت مملکت فارس است همراه خلیل خان افشار حاکم ناحیه کهکیلویه پیش کش هایی به شاه اسماعیل تقدیم کردند که مورد عنایت شاه قرار گرفتند259.
در همان حال یکی از امیران ذوالقدر بنام علی بیگ ذوالقدر که از دشمنان ولی سلطان ذوالقدر بود چاپاری روانه شیراز کردند تا زودتر خبر مرگ شاه اسماعیل را به آن شهر برساند و جان سلطان میرزا محمد را از خطر مرگ نجات دهد ولی پیش از وی اسکند بیگ سرخود و بدون دستور راه شیراز را پیش گرفت و خبر مرگ شاه اسماعیل و پادشاهی سلطان محمد میرزا را به شاه محمد رسانید و لقب خوشخبرخان و مقام امارت را

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع شاه طهماسب، دولت صفوی، امپراتوری عثمانی، شهرهای خراسان Next Entries دانلود تحقیق با موضوع سلطان محمد، برادران شاه، شاه طهماسب