دانلود تحقیق با موضوع شاه طهماسب، دولت صفوی، امپراتوری عثمانی، شهرهای خراسان

دانلود پایان نامه ارشد

ذوالقدر توضیحی نمیدهند. او به عنوان والی شیراز می بایست در راه اجرای دستور مرشد کامل جان فدایی میکرد. رفتار خلیل سلطان در میدان جنگ چالدران اولین سرکشی یک امیر قزلباش و بی اعتنایی او به فرمان شاه و مرشد کامل بود. درباره علت رفتار او میتوان گفت که خلیل سلطان ذوالقدر با مشاهده آثار شکست قزلباشان حفظ جان و مقام و ثروت خود را برتر از آیین صوفیگری برای فداکاری در راه مرشد کامل دانست و چون گمان کرد شاه اسماعیل در آن جنگ کشته خواهد شد و یا مقام پادشاهی خود را از دست خواهد داد، ترجیح داد از یاری رساندن به شاه اسماعیل که خطر ها در بر داشت خودداری کند و بارگاه حکومتی خویش را در شیراز حفظ کند159.
در کل بعد از شکست شاه اسماعیل در جنگ چالدران افسانه ی شکست ناپذیری او پایان پذیرفت و قزلباشان ایمانشان را به تواناییهای فرا طبیعی شاه اسماعیل از دست داده بودند و این امر به روابط اصلی آنها با شاه اسماعیل آسیب رساند160. شکست چالدران نه تنها احساس قزلباشان بلکه امیران قزلباش را نیز که شاه نسبت به آنان محبت کرده و آنان را به مقام و ثروت رسانده بود به راه دیگر کشاند161.
راجر سیوری درباره شکست شاه اسماعیل در جنگ چالدران میگوید: «چالدران اولین شکست شاه اسماعیل بود و تاثیر آنی شکست صفویه در چالدران از دست رفتن ناحیه دیاربکر بود که در 922ه.ق. به امپراتوری عثمانی ضمیمه شد. عثمانیان همچنین سلسله ذوالقدر در مرعش و البستان را منقرض کردند و آن مناطق نیز ضمیمه امپراتوری آنها شد. تاثیر روانی شکست بر خود شاه اسماعیل و اثر آن بر روابطش با قزلباشها بسیار جدی تر بود تا از دست دادن بخشی از قلمروش162.»
ایالت و امارت پناه خلیل سلطان ذوالقدر والی فارس عمارتی لایق مشتمل بر گنبد و رواق و کریاس و مسجد و چندین حجره فوقانی و تحتانی بر مزار کثیر الانوار امامزاده سید علاءالدین حسین در محله باغ نو شیراز در گذر باغ قتلغ احداث نمود. این محله در آن زمان لب آب میگفتند163.
در آغاز عهد صفویه تا اوایل حکومت شاه عباس حکومت ایران تقریبا به صورت ملوک الطوایفی بود و در زمان شاه طهماسب قسمت بیشتر مملکت من غیر مستقیم اداره میشد. بنا به قول آلساندری: «بجز ناحیه ای که شاه طهماسب و فرزندانش برای خود باقی گذاشته بودند کشور به پنجاه قسمت تقسیم میشد که این نواحی بوسیله حکام اداره میشد. ایالت فارس در عهد مزبور تحت حکومت طایفه ذوالقدر اداره میشد.»164به گفته فاروق سومر، ایالت فارس تیول ذوالقدر ها بود و آنها غالبا شغل مهرداری دولت صفویه را داشتند.
در همین سال وزارت مملکت فارس به میرزا نظام الملک جابری اصفهانی وزیر سابق فارس برقرار گردید165.
خلیل سلطان از سال 911 ه.ق تا سال 926ه.ق حدود 15 سال بر مملکت فارس حکومت کرد166.
4-7- علی سلطان ذوالقدر
جانشین خلیل سلطان ذوالقدر، چنک لوتواچی (به معنی نقیب-جلودار-حاکم) یا عزالدین قورچی باشی از اوبه ی چیچکلوی ذوالقدر به این مقام منصوب شد. وی با لقب علی سلطان مشهور بود. نام اصلی وی زین العابدین بوده است167.
نکته قابل توجه این است که بعد از قتل خلیل سلطان ذوالقدر شاه اسماعیل دوباره فرد دیگری را از همین طایفه انتخاب میکند و این تداوم حاکمیت ذوالقدر ها پس از مرگ خلیل سلطان نشانگر اهمیت جایگاه این خاندان برای حفظ موقعیت صفویه در ایالت فارس است168.
بدین ترتیب علی سلطان حاکم شیراز میگردد و خانقاه بحر و بر علی بیگ ذوالقدر را منظور نظر عاطفت فرموده و جانشین خلیل سلطان گردانید و بعد ایصال و اطلاع بر این احوال علی بیگ ذوالقدر منظور نظر کیمیا اثر پادشاه گردون توان گشته و ایالت فارس به وی مفوض گردید169.

مولف روضه الصوفیه در این مورد یک بیت شعر ذکر کرده است:
یکی گر رود آید بجای جهان را نمانند بی کد خدای170
4-8- نواب اوغلی ذوالقدر
در سال 929ه.ق شاه اسماعیل، علی سلطان را از حکومت فارس عزل کرد. حکومت فارس را به نواب اوغلی سلطان واگذار کرد و وزارت فارس نیز به میر قاضی قزوینی اعطا نمود171.
4-9- علی سلطان ذوالقدر
در همان سال دوباره حکومت فارس را به علی سلطان بخشید و کلانتری آن مملکت را به میرزا اسماعیل صدر سابق دولت شریف حسنی حسینی شیرازی و وزارت را به میرزا نظام الملک جابری اصفهانی واگذار کرد172و حکومت وی تا سال 929ه.ق ادامه یافت.
شاه اسماعیل در سال 930ه.ق وفات یافت و جنازه وی را در اردبیل در جوار مزار اجدادش به خاک سپردند.173 نویسنده احسن التواریخ نیز مرگ شاه اسماعیل را در نوزدهم رجب 930ه.ق در سن سی و هشت سالگی پس از بیست و چهار سال سلطنت در گردنه صائین نوشته است174.
در یک جمع بندی میتوان گفت که ذوالقدر ها در ایالت فارس و طی حکومت شاه اسماعیل صفوی توانستند نقش اساسی خود را به عنوان حافظ منافع پادشاه و تثبیت کننده ی موقعیت شیعیان به خوبی ایفا نمایند و از این رو مورد توجه خاصی قرار گرفتند و این روند در دوران طولانی حکومت در زمان شاه طهماسب صفوی کم و بیش ادامه یافت و در دوره شاه طهماسب نیز شاهد حضور پررنگ افراد این خاندان در صحنه سیاسی فارس میباشیم.

فصل پنجم
نقش و جایگاه سیاسی ذوالقدرها
در دوره شاه طهماسب
تا زمان شاه عباس

5-1- به قدرت رسیدن شاه طهماسب اول
کپک سلطان استاجلو و دیو سلطان روملو دو امیر سالخورده و ریش سفید در دربار شاه اسماعیل به اتفاق میر قاضی قزوینی طهماسب میرزا را جانشین شاه اسماعیل کردند175.
همان طور که در قبل ذکر شد ذوالقدر ها تا زمان شاه عباس حاکمیت منطقه فارس را در دست داشتند. محمد و علی از نوادگان علاءالدوله ذوالقدر که پدرشان شاهرخ در دیار بکر به قتل رسیده بود نزد اسماعیل به سر میبردند. با انتخاب علی بیگ شهسوار اوغلی به سمت امیر ذوالقدر بسیاری از افراد ذوالقدر به خدمت اسماعیل در آمدند. در دوران طولانی شاه طهماسب صفوی بین سالهای 930تا 984ه.ق خاندان ذوالقدر حاکمیت بلا منازع خود را بر ایالت فارس حفظ کرده و طی این مدت هفت نفر از ایشان به ترتیب مرا سلطان، حمزه بیگ جامشلوی ذوالقدر، شجاع الدین غازی خان، ابراهیم بیگ توآچی باشی ملقب به ابراهیم خان، علی سلطان تاتی اغلو، محمد خان بیگ ذوالقدر و ولی سلطان قلخانچی ذوالقدر بر فارس حکومت راندند. در زمان شاه طهماسب ذوالقدرها جز مطیع ترین ایلات بودند و پر جمعیت ترین تیره ی این قبیله در حوالی فارس سکونت داشتند176. با مرگ علی سلطان چیچکلو مقامش به برادر زاده اش مراد سلطان داده شد ولی بعد ازاین انتخاب صرف نظرگردیده والیگری شیراز به حمزه سلطان ذوالقدر واگذارگردید177.
در زمان طهماسب امرا بر حسب ایل و قبیله ای که بر آن منتسب بودند مشخص میگردید. ایلات ترکمن که مقدم بر دیگران بودند عبارت بودند از: شاملو، استاجلو، روملو، ذوالقدر، افشار ، قاجار ، تکلو و حسنلو178.
هنگامی که طهماسب اول، در ده سالگی به سلطنت رسید تحکم قدرت عناصر قزالباش در دولت صفوی آن جریان عمومی جدایی نهاد مذهبی از نهد سیاسی و تابع سازی عناصر ترک را بر تاجیک در امور دیوانی متوقف کرد و ما به مدت ده سال 940- 930 ه.ق شاهد سیادت و برتری عناصر قزلباش هستیم179 و این مسائل باعث جنگ های داخلی در کشور شد که صدمات زیادی به کشور وارد گردید. شاه طهماسب که درحدود ده سال این اوضاع را تحمل کرده بود تصمیم گرفت شخصا قدرت را در دست گیرد. در واقع با کشتن حسین خان شاملو استقلال خود را آغاز کرد180. ما در این دوران شاهد قتل عام تکله لوها هستیم که با کل اویماقات شاملو و استاجلو وذوالقدر وافشار در مقام عناد و انتقاد در آمده بودند. شاه طماسب پس ازپشت سر گذراندن نخستین سالهای پا آشوب با دقت و بد گمانی مراقب میزان قدرت سران قزلباش و بطورکلی هر گونه قدرتی بود. او از آن پس کوشید با تقسیم قدرت یک مقام بین دو شخصیت حتی مقام وزارت و صدارت ریاست امور مذهبی که فاقد نیروی نظامی بود پایگاه قدرت خود را استوار گرداند و آن را ازهر گونه قدرتی در امان نگه دارد181.
به سبب خردسالی شاه طهماسب سپاه عاطل و شیرازه مملکت باطل گردید. چون این خبر به ماوراءالنهر رسید پادشاهان ترکستان برای تسخیر خراسان سپاه فراهم کردند. عبیدالله خان اوزبک بیشتر شهرهای خراسان را متصرف کرد و امرای قزلباش چندین نوبت با یکدیگر جنگ کردند. جسارت اکثر قزلباشان از جمله امرای استاجلو سرداران تکلو از حد گذشت. شاه طهماسب از این دو طایفه بسیاررنجیده شد182.

5-2- مراد سلطان ذوالقدر
با مرگ علی سلطان چیچیکلو در سال931 ه.ق. مقامش به برادر زاده اش مراد سلطان داده شد. بعدا از این انتخاب صرف نظر گردید والی گری شیراز به حمزه سلطان از اوبه ی جاسوسلو ذوالقدر واگذار گردید183 و مراد سلطان نتوانست بیشتر از چندین ماه حکمران فارس گردد.
5-3- حمزه بیگ ذوالقدر
مولف فارس نامه درباره حکمرانی حمزه بیگ چنین بیان میکند: «حمزه بیگ با فر اسکندری وارد گشته با انصافی تمام و عدالتی مالا کلام و سیاستی به اندازه مردم را شاد و خرابیها را آباد کرد و وزارت فارس را به میرزا قوام الدین حسین پسر میرزا شرف الدین محمد حسنی حسینی شیرازی وزیر سابق فارس ارزانی داشت184». همچنین جنابندی در مورد حمزه بیگ می گوید: «علی سلطان والی شیراز به دارالبوار قرار گرفت و اقطاع وی به حمزه سلطان جامسلوی ذوالقدر تقویض یافت.»185 این حاکم که نامش در برخی از منابع خامسلو186 و در بعضی جامشلو187 آمد است به همراه شاه طهماسب در جنک علیه ازبکان شرکت داشته است. این جنگ که به نبرد جام معروف است، حمزه السلطان ذوالقدر حاکم شیراز به همراه گروهی از سرداران قزلباش بنا بر امر شاه در جناح چپ لشکر قرار گرفتند188 . جناح چپ سپاه ایران در برابر حمله های سنگین جناح راست ازبکان به فرماندهی عبید خان تاب نیاورد و تار و مار گردید. حمزه سلطان ذوالقدر فرمانده جناح فرار کرد و احمد سلطان حاکم کرمان تا کرمان رفت و از احوال خبر نداشت و محمد سلطان ذوالقدر تا ری آمد و چوهه سلطان که امیر الامرای لشکر بود تا ده فرسنگ گریخت189. ولی سرانجام سپاه صفوی به پیروزی میرسند. حسینی فسایی میگوید: “درسال931ه.ق حکومت و ایالت مملکت فارس به نواب شجاع الدین غازی خان ذوالقدر تواچی برادر خلیل خان شفقت گردید و حمزه سلطان ذوالقدر با سپاه فارس احضار شده وارد قزوین شد و به اردوی شاه پیوست190.”
5-4- غازی خان ذوالقدر
غازی‌بیگ ذوالقدر از امرای قزلباش طایفه ذوالقدر بود. وی از ماموران و جاسوسان شاه اسماعیل دوم در فارس بود و وظیفه داشت تا محمدمیرزا (بعدا شاه محمد خدابنده) را تحت کنترل و مراقبت داشته باشد. پس از قتل شاه اسماعیل دوم و خوشحالی شاه محمد خدابنده از این رخداد، وی توسط شاه محمد خدابنده بخشیده شد و منصب ایشیک آقاسی باشی گرفت ولی پس از چند روز به دستور مهدعلیا خیرالنساء بیگم (مادر شاه عباس یکم و زن شاه محمد خدابنده)، او را به قلعه استخر فرستادند و در آنجا کشتند191.
شاه طهماسب از قزوین به خراسان لشکر کشید و جماعتی پیش از سپاه به خراسان فرستاد جماعت اوزبک را وادار به عذر خواهی و تسلیم کند و چوهه سلطان و محمد خان ذوالقدر اوغلی را به دامغان فرستاد که زیش بهادر که از جانب عبیدالله خان اوزبک والی آن جا شده بود کشته و شهر را تصرف کنند192.
برخی منابع شمار سپاه را 250هزار نفر نوشته اند که میمنه سپاه را جوهه سلطان تکلو و حسین خان شاملو و احمد سلطان استاجلو ترتیب داد و مسیر لشکر را به حمزه سلطان ذوالقدر سردارسپاه مملکت فارس و محمد خان ذوالقدر سپرد که مجمد خان ذوالقدر به مدد ایرانیان رسید و سپاه تورانیان را به عقب کشانید. طی چندین سال جنگ طوایف ذوالقدر کمکهای بزرگی به خاندان صفوی کردند و سر انجام در سال 943ه.ق غازی خان ذوالقدر حاکم فارس با سپاه ذوالقدر از شیراز و به کمک شاهقلی خان افشار به خراسان لشکر کشیدند و دست تمام ازبکان را از حکومت کوتاه کردند193.
در دوره حکومت وی شاه طهماسب در سال937 برای نخستین بار به ایالت فارس سر کشی

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع دوره صفوی، دولت صفوی، منابع تاریخی، سیاست های مذهبی Next Entries دانلود تحقیق با موضوع شاه طهماسب، سلطان محمد، عتبات عالیات، عباس میرزا