دانلود تحقیق با موضوع شاه طهماسب، خلیج فارس، دولت ایران، نیروی دریایی

دانلود پایان نامه ارشد

می کند که این همراه با کشمکش و درگیری سران قزلباش بود. میرزا حسن حسینی فسایی در این مورد می نویسد از ییلاق گندمان فارس نهضت فرمود و میان امرای طوایف استجلو و تکه لو ذوالقدر وافشار وسایر قبایل مخالفت شده کار آنها به مجادله کشیده و جمعی مقتول و مجروح شدند و پادشاه دین پناه به مصلحت وقت عمل فرموده بعضی را مورد سخط داشته به سیاست رسانید وجماعتی را عنایت فرمود194. با این اوصاف باز امرای ذوالقدر به حمایت های خود از ذوالقدر ادامه دادند و در موقع نیاز به یاری او بر می خواستند. نمونه بارز آن شرکت سپاهیان ذوالقدر به فرماندهی غازی خان در گرد همایی نیرو های شاه طهماسب در سال 943ه.ق. در شهر ری بوده است. فسایی در این مورد می گوید: «پادشاه ستار سپاه در اوایل ماه ربیع الثانی همین سال 943ه.ق نزول اجلال در ری فرمود. سپاه منصور را از اطراف بلاد خواسته حسب فرموده غازی خان ذوالقدر حاکم مملکت فارس باسپاه ذوالقدر از شیراز در نواحی مجتمع شده در سرمای زمستان در نواحی مروشاهیجان اردوی کیوان شکوه رسید195.» حادثه دیگری که شاه طهماسب توانست به کمک ذوالقدرها و شخص غازی خان ذوالقدر آن را به نفع خود تمام کند شورش حسن سلطان ریشهری است. بعد از غازی خان ذوالقدر ابراهیم خان ذوالقدر در سال 947 ه.ق به حکومت ایالت فارس رسید که به دلیل اهمیت او در این دوره در ادامه به صورت مفصل مورد بررسی قرار خواهیم داد.
5-5- سرکوب حسن ریشهری
در اوایل سال 947ه.ق حسن ریشهری که او و برادرش شاه علی بیگ و پدرش میرابواسحق به مرتبه بلند و منصب ارجمند ایالت نواحی دشتی و دشتستان رسیده بودند، مولف احسن التواریخ درباره آنها چنین بیان میکند:
« کفران نعمت کرده سر از چنبر اطاعت و فرمانبری پیچیده قلعه ریشهر را که در ساحل دریای فارس خندقی عمیق برگرد آن کنده آب دریا را در آن انداخته به ذخیره بسیار و اسباب جنگ مشحون ساخته رخت ادبار را به آن حصار کشیده و رعایای دشتی و دشتستان را به مصادرات بیحساب رنجه داشته جماعتی از اعراب را جمع آورده به استحکام قلعه و فراوانی غله مغرور گشته196». با این شرایط موجود شاه طهماسب دستور داد که حکام فارس اهواز و کرمان به سوی انجا رفته وآنها را از این نیت بازدارند. حکام به محض شنیدن فرمان شاه طهماسب اقدام به تهیه اسباب یورش فراهم کردند. سپاه غازی خان ذوالقدر والی مملکت فارس و شاهرخ خان افشار از کهکیلویه و سایر امرای مامور با بیست هزار نفر سوار متوجه قلعه ریشهر و استیصال حسن سلطان شدند. پس از ورود قلعه را محاسره کردند که زمان محاصره به چندین ماه کشید و امرا دانستند که فتح و حسار قلعه به این آسانی انجام نمیشود197.
میر سید شریف شیرازی، بزرگ سادات تدبیری اندیشید و به رسم نصیحت و رسالت وارد قلعه شد. حسن سلطان سر از چنبر اطاعت پادشاه در آورد از قلعه درآمد و در خدمت غازی خان ذوالقدر و دیگر امرا درآمد و به شیراز رفتند بعد از چند روز توقف غازی خان و حسن سلطان روانه آذربایجان شدند. در نزدیکی تبریز غازی خان مریض شد و قبل از ورود به تبریز فوت کرد. شاه طهماسب سلطان حسن را به قتل رسانید198.
5-6- ابراهیم سلطان ذوالقدر
مردمان دشتستان از آزار او آسوده شدند ولی با مرگ غازی خان شاه طهماسب بسیار متاثر شد و درسال947ه.ق ابراهیم سلطان فرزند کچل بیگ از اوبه حاجیلو به سمت والی شیراز تعیین گردید و به او لقب جلیل خانی داد199.
در همین سال شاه طهماسب از خواهر خود تاجلو بیگم رنجیده او را از حرمسرا بیرون کرد و مقرر شد که به شیراز روانه کنند. وی را به کجاوه شتر سوار کردند و به شیراز رسانیدند که اندکی بعد وفات یافت و در بقعه بی بی دختران واقع در محل میدان شاه شیراز مدفون کردند200.
در سال 949ه.ق امیر علاءالدوله عباسی حاکم دزفول سر از کمند اطاعت کشید و بنای آزار همسایگان را گذاشت. شاه طهماسب، ابراهیم خان ذوالقدر والی شیراز را با سپاه فارس به سوی او روانه کرد. علاءالدوله عباسی به بغداد فرار کرد. ابراهیم خان، اعراب آن نواحی را گوش مالی حسابی داد201.
از وقایع دیگر در این سال وفات امیر غیاث الدین منصور بن مرحوم امیرصدرالدین محمد شیرازی بود و در بقعه متبرکه والد ماجدش در گنبد مدرسه منصوریه مدفون گشت که تاکنون مزار این پدر و پسر زیارتگاه مسلمانان شیراز است202.
5-7- شورش شاه سلیمان عثمانی و القاص میرزا
در سال954ه.ق شاه سلیمان عثمانی به ایران هجوم آورد. امرای مملکت فارس مانند الله قلی سلطان حاکم داراب با پانصد نفرسوار، سلطان شاملو حاکم ایج و نیریز و فسا با پانصد نفر سوار، ابراهیم خان حاکم کازرون با سیصدنفرسوار، محمود خان والی بهبهان و کهکیلویه با هزاروپانصد نفر و جماعتی از امرا و دیگر شهرها که مجموع حدود به پنجاه هزار نفر میرسیدند در پنج فرسخی شهر تبریز توقف کردند و هر روز از کنار اردوی رومی جماعتی را کشته و اسیر میکردند203. این عمل سرآمد قحط و غلای سپاه روم گردید. ابراهیم خان حاکم شیراز با سواران فارس در منزل اهر به اردوی اعلای شاهی پیوستند. شاه طهماسب با سپاه وارد ولایت روم شد204.
قیصر روم که این خبر راشنید، القاص میرزا، برادر شاه طهماسب که با هم اختلاف داشتند با شش هزار نفر سوار راهی دیار بکر به سمت عراق عجم روانه ساخت. القاص میرزا به همدان رسید205. پس وارد شهر قم شد. عده ای برای تاخت و تاج روانه ری کرد. ری را غارت کرده روانه قم شدند. مدتی در آنجا ماندند206. کاشان را تسخیر کردند که خبر رسید سپاه پادشاهی نزدیک است. روانه اصفهان شدند. بعد از ورود شهر را محاصره کردند که خبر رسید ابراهیم خان ذوالقدر و سپاه فارس به نزدیکی او رسیدند. القاص میرزا به عزم تسخیر شیراز از اصفهان گذشت و روانه انجا شد207. قلعه ایزدخواست را تصرف کرد و مردم آنجا را قطل و عام کرد208 و بعد نزدیک سد امیر کرنال که رسید متوجه شد که پل را کشیده اند مجبور شد از صحرای بیضا و مرودشت گذشته و از روستای ابنو به روستای علی از توابع اردکان رود209. به خیال تصرف قلعه سفید شولستان روانه گردید. وقتی به قلعه سفید رسید متوجه شد که جنید بیگ برادر ابراهیم خان ذوالقدر حاکم کازرون با خانه کوچ ذوالقدران در انجا هستند210. القاص میرزا پنج رود در زیر قلعه توقف کرد که قایدان شولستان و ممسنی برای جنید بیگ پیغام دادند که باید جنگ کنند جنید بیگ در جواب گفت که امروز تامل کرده و فردا با جماعتی به زیر قلعه آمده و آنها راشکست میدهیم. قایدان کم صبری کردند و به انها هجوم اوردند. القاص میرزا و سپاهیان روم آنها راشکست سختی داده و آنها را قتل و عام کرد سپس راهی بهبهان شد. چون مردم بهبهان خبر قتل عام قایدان شولستان و ممسنی راشنیده بودند مردم آنجا شهر را خالی کردند و در ماهور کوهستان متفرق شدند211 و چون القاص میرزا وارد بهبهان شد و کسی را ندید تمام خانه و بازار را آتش زد. القاص میرزا با کمترین زحمت به دزفول رسید و پس از تسخیر آن به بغداد رفت212.
شاه طهماسب به کردستان رفتند و تعدادی از افراد خود را به نزد قیصر روم فرستاد و به او گفتند که القاص میرزا سر بر مخالفت گذاشته و باید از حکومت و ممالک محروسه دور نگه داشته شود. القاص میرزا که از این خبر آگاه شد از بغداد به سمت اردوی شاهی، سمت کردستان رفت و در قلعه مریوان که حاکم آن سرخاب بود213 پناه برد و به واسطه سرخاب و برادر شاه طهماسب بهرام میرزا او را نکشتند اما به قلعه قهقهه زندانی کردند که پس از شش ماه زندانی دو نفر از محافظین قلعه که القص میرزا پدر و برادر آنها را کشته بود، او را کشتند214.
شاه طهماسب در سال 958ه.ق وزارت مملکت فارس به میرزا تاج الدین جعفر پسر میرزا قوام الدین حسین حسنی حسینی شارازی وزیر سابق فارس اعطا کرد215.
و در اتفاقات همین سال شاهد ورود پرتغالی ها به جزیره هرمز فارس هستیم که از شاه طهماسب برای تجارت و معامله با دولت ایران اجازه خواستند و شاه طهماسب موافقت کرد216.
در این دوران دولت پرتغال در اقیانوس هند و بحر عمان و خلیج فارس بی رقیب به شمار میرفت و به وسیله ی کشتی های جنگی خود بر کلیه ی مراکز بازرگانی این منطقه تسلط داشت و از تجارت خود سود سرشاری می برد. استرداد جزایر خلیج فارس و بنادر جنوبی ایران زمانی امکان پذیر بود که دولت ایران باخود به تهیه ی کشتی های جنگی و تاسیس نیروی دریایی اقدام کند و یا اینکه یکی از دول معظم آن در این امر یاری نماید و چون هیچ یک از این دو امر در دوران پادشاهی شاه طهماسب مقدور نبود پرتغالی ها توانستند متجاوز از یک قرن در متصرفات خود بدون منازع، فرمانروای مطلق باشد. در این مدت فقط گاهگاهی عثمانیها این آرامش را بهم میزدند. مناسبات ایران وپرتغال در دوران سلطنت شاه طهماسب اول به ظاهر دوستانه بوده است. در دوران سلطنت طولانی شاه طهماسب اول هیچگونه اقدامی از جانب دولت ایران برای استرداد جزایر هرمز وقشم و کوتاه کردن دست پرتغالی ها از خلیج فارس به عمل نیامد زیرا شاه طهماسب از یک طرف گرفتار حملات ازبکها و ازطرف دیگر درگیر با ترکان عثمانی بود و فرصت آنکه توجهی به جنوب کند نمی یافت217.
ابراهیم خان ذوالقدر مدتها در این سمت باقی ماند تا اینکه درسال962ه.ق بی دلیل چشمهای میر شهریار جهرمی که از اعیان جهرم بود کور کرد218 و شاه طهماسب از این کار او بسیار ناراحت گشت، او را از مقام خود عزل کرد. به خاطر خدمات و کمک های که او و خاندان ذوالقدر به او کرده بودند او را نکشت و مورد عنایت شاهانه قرارش داد. او را والی استرآباد گرداند.219 دو سال بعد در سال 965ه.ق در جنگ با ابای ترکمان و علی سلطان اوزبک به قتل رسید220.
5-8- نگاهی مختصر به برخی از حکام ذوالقدر
ترکمان اوخلو از ابراهیم برادری به اسم جنید بیگ و فرزندانی به نامهای زینل بیگ ویعقوب بیگ می شناسیم. دیگر از امرای ذوالقدر محمود بیگ از اوبه ی غورغا است که سمت مهر داری داشته است که در سال939ه.ق به هنگام تیر اندازی به زمین افتاده و وفات یافته است. از میان ذوالقدر ها امیری به اسم یول الدی اقا از اوبه ی حاجلر دده، اسماعیل میرزا که طهماسب قبل از سفر عراقین با سمت ایلچی به استامبول فرستاده بود. اورکمز سلطان ذوالقدر درسال937ه.ق به اتهام تبانی با الامه سلطان به قتل رسید قبا بیگ و محمد خان ذوالقدر اوغلی که در سفر عراقین به عثمانی پناهند گردید نام برده میشود. از دیگر امرای منسوب به این قبیله شاهقلی خلیفه از اوبه ی غورغالو بود. شاهقلی خلیفه جانشین محمود سلطان سال939ه.ق در سمت مهر داری انجام وظیفه مینمود. او این مقام را تا سال مرگش 965ه.ق که به هنگام جنگ با ابای ترکمان اتفاق افتاد حفظ کرد. ترجمه ی کتاب صفوه الصفا به ترکی نیز به وسیله ی این شخص صورت گرفته است. پس از عزل ابراهیم سلطان از حکومت فارس علی سلطان تات اوغلی به جانشینی او منصوب شد و علی سلطان روانه فارس شد221.
تبت آغا که با سمت ایلچی به استانبول رفته بود در سال 964ه.ق به ایران بر گشت. در شورش القاص میرزا با دویست نفر از غازیان برای دفع شورش به سمت او روانه شد222.شادی بیگ در سال 957ه.ق در جنگ با کردها به قتل رسید. یول قلی که ابتدا سمت ایشک آقاسی مرحومه شاهزاده سلطانم داشت و سپس از ارکان مهم دولت گردید ایالت دیلمان را تیول ایشان قرار دادند، در سال 975ه.ق او را به قتل رسانیدند223 و حمزه بیگ سنجر اوغلی که در سال 977 ه . ق در جنگ با ازبکان به قتل رسید نیز از ذوالقدر ها بودند.
اسکندر بیگ در کتاب عالم آرای عباسی ضمن اشاره به منطقه ی بیضا که در اختیار خاندان ذوالقدر به عنوان حکام فارس درآمد، اذعان میدارد که «در 955ه.ق القاص‌میرزا، برادر شورشی شاه‌طهماسب صفوی مدتی کوتاه در این ناحیه اقامت گزید، اما سپاهیان ابراهیم‌خان ذوالقدر او را عقب راندند224.»
5-9- علی سلطان ذوالقدر
همانطور که ذکر شد ابراهیم خان از حکومت عزل شد و علی سلطان به جای وی منصوب شد. جنابندی اشاره ای در مورد وی دارد: در یورت قشلاق شاهقلی سلطان استاجلو والی مشهد مقدس به عزم بساط فایز گردیده به حکومت چخور سعد225 سرفراز

پایان نامه
Previous Entries دانلود تحقیق با موضوع دوره صفوی، دولت صفوی، منابع تاریخی، سیاست های مذهبی Next Entries دانلود تحقیق با موضوع شاه طهماسب، سلطان محمد، عتبات عالیات، عباس میرزا